منابع طبیعی سقز

بیان مسائل و مشکلات منابع طبیعی و محیط زیست

منابع طبیعی سقز

بیان مسائل و مشکلات منابع طبیعی و محیط زیست

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع می باشد.

پیوندهای روزانه

۸۹ مطلب در تیر ۱۳۹۶ ثبت شده است


رئیس سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور با هدف دستیابی به اهداف کنفرانس بین‌المللی گرد و غبار، به عنوان یک راه حل کوتاه مدت و فوری تشکیل یک "گروه ویژه" توسط سازمان ملل متحد و نهادهای تخصصی وابسته به آن با همکاری کشورهای منطقه غرب اسیا به عنوان " کانون بحران"را پیشنهاد کرد.

به گزارش خبرنگار ایانا، خداکرم جلالی در نشست وزرای کنفرانس بین‌المللی ریزگردها بیان کرد: وقوع پدیده‌های گرد و غبار به شکل حاد و بی‌سابقه آن در دهه اخیر و پیامدهای سهمگین ناشی از آن، تاثیرات مخرب اقتصادی اجتماعی و زیست محیطی در بسیاری از کشورها به‌ویژه کشورهای کمتر توسعه یافته برجای گذاشته است.

وی افزود: در این ارتباط جامعه جهانی تلاش‌هایی را برای مهار و تعدیل این پدیده انجام داده که برگزاری نشست جاری متعاقب قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد و انتشار گزارش ارزیابی جهانی طوفان‌های ماسه و گرد و غبار، با مساعی دولت ایران و همکاری سایر کشورها به‌منظور دستیابی به راه حل‌هایی برای برون رفت از این معضل تدارک دیده شده است.

رئیس سازمان جنگل‌ها عنوان کرد: پدیده گرد و غبار دارای ابعاد جهانی، منطقه‌ای و محلی بوده و تاثیرات چند وجهی در حوزه‌های زیست محیطی، بهداشتی، امنیت غذایی، ساختارهای زیربنایی و منابع پایه حیاتی دارد.

وی ادامه داد: غرب آسیا به عنوان منطقه‌ای با شکنندگی بسیار زیاد از نقطه نظر تغییرات اقلیمی و استمرار خشکسالی شناخته شده است. این مساله به همراه تغییر کاربری اراضی، مدیریت نامناسب منابع آب سطحی و آب‌های زیرزمینی، تخریب پوشش گیاهی، رشد جمعیت، ناامنی غذایی، تخریب تالاب‌ها و جنگل‌زدایی و نیز منازعات نظامی و مهاجرت‌های اجباری و اکولوژیکی عملاً آن را در کانون گرد وغبار قرار داده است.

این مقام مسئول گفت: مطالعات نشان می‌دهد که سهم عمده طوفان گرد و غبار که گستره وسیعی از عرصه‌های کشورمان را تحت تأثیر مخرب خود قرار می‌دهد، از سه خوشه برون‌مرزی در حد فاصل روخانه‌های دجله و فرات، منطقه غرب و جنوب عراق واقع در استان الانبار تا مرز سوریه و نیز مناطق شرق و جنوب شرقی عربستان و صحرای ربع الخالی تشکیل شده است.

وی ادامه داد: رخداد پدیده گرد و غبار در دهه اخیر از لحاظ فراوانی وقوع و توزیع منطقه‌ای روند افزایشی داشته و مناطقی که در گذشته چنین پدیده‌ای را تجربه نکرده‌اند، هم اکنون در معرض آن قرار گرفته‌اند. بر اساس مطالعات انجام شده در سازمان هواشناسی کشور بر پایه آمارها و تصاویر ماهواره‌ای (۲۰۰۱ لغایت ۲۰۱۱) طی این ۱۰ سال، تعداد ۵۲۹ طوفان مستقل روانه مرزهای جنوب غربی و غربی کشور شده است.

جلالی بیان کرد: وزارت جهادکشاورزی در سطح ملی مسؤولیت سیاست‌گزاری و برنامه‌ریزی تعدادی از اهداف کلان توسعه پایدار را عهده‌دار است. مدیریت پایدار جنگل با اعمال معیارها و شاخص‌های پایداری، توقف بهره‌برداری صنعتی و تجاری از جنگل‌های شمال ایران، مقابله با بیابان‌زایی و تخریب سرزمین و مدیریت جامع حوزه آبخیز از طریق جلب مشارکت جوامع محلی با لحاظ کردن انسجام سازمانی، دستیابی به امنیت غذایی، ارتقاء بهره‌وری بخش کشاورزی، دسترسی عادلانه به نهاده‌ها، تسهیم دانش، اجرای سیاست‌های تاب‌آوری بخش کشاورزی، تحقیقات و توسعه فناوری با رویکرد اقتصاد مقاومتی در بخش کشاورزی و منابع طبیعی از عمده فعالیت های ایران در راستای اهداف توسعه پایدار است.

وی یادآور شد: جمهوری اسلامی ایران دارای سابقه بیش از نیم قرن فعالیت‌های فنی و اجرایی در امر مقابله با فرسایش بادی و گرد و غبار در سطح ملی و بین المللی است. در این زمینه به منظور مهار و کنترل پدیده فوق اقداماتی از جمله عملیات نهال‌کاری، بذرکاری و بذرپاشی، مالچ‌پاشی، مدیریت رواناب‌ها، احداث بادشکن زنده و غیرزنده، اجرای مدیریت جنگل‌های دست کاشت در سطحی بالغ بر هفت و نیم میلیون هکتار انجام شده است.

رئیس سازمان جنگل‌ها حفاظت از حدود ۸۷ شهر، ۴۳۵۳ روستا و نیز ۵۱ شهرک صنعتی، ۲۰ صیدگاه صیادی و ۲۷۱ واحد نظامی و انتظامی از طریق کنترل و مدیریت کانون‌های برداشت منشا فرسایش بادی، صیانت از ۷۰۲۶ کیلومتر خطوط مواصلاتی و ۱۸۱۰ کیلومتر خطوط راه آهن از طریق اقدامات بیولوژیکی، مکانیکی، بیومکانیکی و مالچ‌پاشی در پهنه‌های اثرگذار و پیرامونی، حفاظت از حریم و محدوده های ۲۳ فرودگاه کشور و جلوگیری از اختلال حمل بار و مسافر هوایی، صیانت از ۸۵۶۰ کیلومتر شبکه و کانال انتقال آب با هدف جلوگیری از تجمع رسوب و کاهش حجم دبی رودخانه با اجرای پروژه‌های بیابان‌زدایی و حفاظت از ۶۰۰ هزار هکتار اراضی کشاورزی و جلوگیری از اختلال در روند تولیدات با استفاده از باد شکن‌های زنده و غیره زنده اطراف مزارع و سایر اقدامات مدیریتی را حاصل اقدامات این سازمان برای مقابله با ریزگردها اعلام کرد.

وی افزود: در این راه از دانش بومی و تجربیات بین‌المللی استفاده شده است. پروژه‌هایی نظیر ترسیب کربن و تعمیم آن به ۲۰ استان، راه اندازی مرکز مدیریت جامع حوضه‌های آبریز، پروژه احیاء جنگل‌های تخریب یافته با تأکید بر فرسایش بادی و اراضی شور (RFLDL) و پروژه تقویت انسجام سازمانی برای مدیریت پایدار منابع طبیعی ( منارید) با هماهنگی صندوق تسهیلات محیط زیست، برنامه عمران ملل متحد و سازمان خوار و بار کشاورزی بخشی از همکاری‌های بین‌المللی سازمان جنگل‌ها است.

وی تاکید کرد: اتخاذ راه حل جامع، سیستماتیک و هدفمند در مدیریت و کاهش اثرات گرد و غبار مستلزم روندیابی و آینده‌نگری در فعل و انفعالات محیط‌های طبیعی و انسانی در مناطق مختلف جغرافیایی جهان همراه با پایش مستمر و استقرار سیستم‌های هشدار اولیه و اشتراک‌گذاری اطلاعات بین کشورهای متأثر از این پدیده است.

جلالی عنوان کرد: مدیریت منابع پایه حیاتی آب و خاک و پوشش گیاهی و برنامه‌ریزی یکپارچه مدیریت منابع آب در حوزه‌های بالادست و پایین دست، حفاظت از تنوع زیستی و تعادل بخشی اکوسیستم‌ها و مقاوم‌سازی زیست‌بوم‌های ناپایدار و شکننده بویژه جنگل‌ها و تالاب‌ها و حوزه‌های حساس به فرسایش بادی و آبی، کشاورزی هوشمند و حفاظتی متکی به اصول بهره‌وری و دانش و روش‌های کم آب‌بر و پیاده‌سازی الگوهای مدیریت پایدار سرزمین با استفاده از دانش بومی و ترکیب ان با فناوری‌های نوین با مشارکت جوامع محلی و تنوع بخشی فعالیت‌های اقتصادی روستایی و عشایری با ایجاد ارزش افزوده زنجیره مواد خام و ایجاد مشاغل سبز بخشی از راه و کارهای تعدیل اثرات پدیده گرد و غبار به حساب می‌آید.

وی گفت: بی‌تردید تدوین استراتژی و نقشه راه برون رفت از معضل کنونی و توافق بر یک برنامه عمل و نیز ساختارسازی متناسب از الزامات راهبردی در دستیابی به اهداف کنفرانس به حساب می‌آید. در همین زمینه مایل هستم، تا به عنوان یک راه حل کوتاه مدت و فوری تشکیل یک "گروه ویژه"(Task Force) توسط سازمان ملل متحد و نهادهای تخصصی وابسته به آن با همکاری کشورهای منطقه غرب اسیا به عنوان " کانون بحران"را پیشنهاد کنم.

این مقام مسئول افزود: تا با توجه به یافته‌های سند ارزیابی جهانی گرد و غبار و نیز پانل بین دول تغییرات اقلیمی نسبت به معرفی و پیاده‌سازی برنامه‌های اجرایی مقابله با گرد و غبار با همکاری آژانس‌های مالی نظیر بانک جهانی، صندوق سبز اقلیمی، تسهیلات زیست محیطی جهانی و صندوق مالی سازگاری و نظایر آن اقدام شود. همچنین با توجه به ظرفیت‌های بسیار بالا وتجارب علمی و عملی ایران در کنترل کانون‌های بیابانی ومدیریت تطبیقی در شرایط دشوار اقلیمی و خشکسالی پیشنهاد کنم تا در قطعنامه پایانی کنفرانس تاسیس مرکز بین المللی مدیریت و ظرفیت‌سازی مقابله و کنترل طوفان گرد و غبار در ایران با حمایت سازمان ملل متحد مورد توافق قرار گیرد.

وی اضافه کرد: بی‌تردید، این اقدام می‌‍تواند گام مهم و مثبتی در ایجاد هماهنگی، برنامه‌ریزی و تبادل اطلاعات و تجربیات بین کشورها شده و با ارائه راه حل‌های کوتاه و بلند مدت در جهت تعدیل تإثیرات این پدیده بر مردم و اکوسیتم‌ها، تسهیل در دستیابی به اهداف توسعه پایدار را فراهم کند

منبع:ایانا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ تیر ۹۶ ، ۰۸:۱۹
پیمان صاحبی


 

کدام ریزگرد‌ها سرطان زاست؟

پدر علم کویرشناسی ایران گفت: در حال حاضر با دو نوع متفاوت از ریزگردها در کشور روبرو هستیم. ریزگردهای داخلی که تا 3 سال گذشته وجود نداشته و نیز ریزگردهایی که از 10 سال گذشته از خارج مرزها به کشور وارد می شوند.

به گزارش سلامت نیوز، جام جم نوشت:دکتر پرویز کردوانی استاد دانشگاه و چهره ماندگار جغرافیای ایران در گفتگو با جام‌جم آنلاین ضمن اشاره به توقف کشاورزی در برخی مناطق کشور به عنوان مهمترین دلیل بوجود آمدن ریزگردهای داخلی، افزود: بدلیل باقی ماندن فسفر ناشی از استفاده کودهای کشاورزی، ریزگرد زمین‌های کشاورزی سرطان زاست.

کردوانی گرم شدن کره زمین را یکی از عوامل اصلی نابودی گیاهان دانست و گفت: کاهش سفره‌های زیر زمینی آب در بسیاری از مناطق ایران نیز موجب کاهش عرصه پوشش گیاهی کشور شده که این مهم استفاده از روش‌های جایگزین برای حفظ گونه‌های گیاهی و بیابان زدایی را می طلبد.

وی با اشاره به قدمت 54 ساله مالچ پاشی در ایران گفت: مالچ نفتی برای نخستین بار در سال 1342 از لیبی به ایران وارد و در فتح آباد بوئین زهرا به زمین پاشیده شد. بعد از آن دیگر هر کجا که توانستند گفتند سریعتر از جنگل کاری است، بروید مالچ بپاشید!

پدر علم کویرشناسی ایران افزود: اطراف اصفهان چند بار زمان شاه و پس از انقلاب مالچ نفتی پاشیده شده حمیدیه، امیدیه، سوسنگرد و... ده‌ها بار قبل و بعد از انقلاب مالچ پاشی کرده اند، پس چرا باز هم ماسه و شن و ریزگرد بلند می شود؟ تاکنون چند بار گفته‌ام، بازهم میگویم، مالچ پاشی خیانت است. اما چرا خیانت است؟ سازمان ملل گفته است برای بیابان زدایی از موادی استفاده شود که در خود محل باشد، ارزان بوده، مسائل زیست محیطی بوجود نیاورد و یک بار برای همیشه باشد! پس ما باید راهی را برویم که این چهار موضوع را شامل شود. حال ما چه میکنم؟ مالچ نفتی می‌پاشیم. یعنی قیر آب کرده را به بیابان می‌پاشیم!

استاد پرویز کردوانی با اشاره به ایرادات طرح مالچ پاشی برای مبارزه با ریزگرد بیابان‌ها گفت: اول اینکه مالچ یا همان قیر از نفت است؛ چرا ما باید ماده نفتی بپاشیم؟ باید از نفت صدها مشتقات بگیریم و صادر کنیم. در عین حال تبدیل نفت به قیر و پس از آن به مالچ نیاز به فرآیند زمان بر و هزینه بر دارد. همچنین پاشیدن آن هم نیاز به ماشین‌های مخصوصی دارد.

چهره ماندگار جغرافیای ایران افزود: پس از پاشیدن مالچ دیگر آن منطقه قابل تردد نیست؛ به علاوه ضریب حرارتی بالا می رود و نیز کلیه گیاهان و جانوران زیر آن از بین می روند، بوی نامطبوعی نیز دارد. اگر هم بارندگی شود مانع انتقال آب به زمین می‌گردد و آب تبخیر می شود. اگرفرآیند مالچ پاشی بصورت کامل صورت نگیرد فرسایش ماسه و بدنبال آن احتمال سیل را باخود به همراه دارد و این را هم تاکید می کنم بنویسید که پس از 3 سال تمام آن از بین می‌رود.

پدر علم کویرشناسی ایران به راه حل اصولی مبارزه با ریزگردها از نگاه خود نیز اشاره کرد و گفت: در مقابل کار مالچ پاشی که قدیمی بوده و دیگر اصولی هم نیست، من می‌گویم که برویم ریگ بپاشیم یعنی از خود طبیعت استفاده کنیم و صدالبته تنها یک بار برای همیشه لازم است.

وی در توجیه طرح خود افزود: ریگ ارزان‌تر است و بعضاً در بسیاری از نقاط هم به صورت مزاحم وجود دارد. پاشیدن آن‌هم ارزان بوده و تنها نیاز به کامیون دارد؛ تاکید می‌کنم شما از قول من این را هم بنویسید که ریگ پاشی برای بیابان زدایی حتی اگر 4 برابر مالچ نفتی هم گران تر باشد باز به صرفه است، زیرا تنها برای یکبار هزینه می‌کنید.

استاد کردوانی خاطرنشان کرد: از نظر سازمان ملل کشورهایی که از لحاظ نظامی و منابع طبیعی غنی هستند، قوی نیستند، بلکه آن‌هایی که نوآوری و تولید علم دارند قوی هستند، پس ما هم باید نوآوری کنیم و از خود طبیعت استفاده کنیم چون یکبار برای همیشه است.

پدر علم کویرشناسی ایران افزود: ما نباید بگوییم که سازمان جنگل‌ها باید در هر منطقه‌ای که پوشش گیاهی ندارد، جنگل کاری کند. این‌ها بصورت طبیعی تثبیت شده‌اند. مثلا منطقه‌ای که ریگزار است و پوشش ریگ دارد، شدیدترین باد و باران هم که بیاید نمی‌تواند در خاک فرسایش ایجاد کند. شما با جنگل کاری می خواهید طبیعت را تثبیت کنید، اما خودش با ریگ تثبیت شده پس بیایید از همین خاصیت طبیعت استفاده کنیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ تیر ۹۶ ، ۰۸:۱۶
پیمان صاحبی


جمع‌آوری طوماری از امضاها برای رسیدگی سریع‌تر به لایحه حمایت از حیوانات

حمایت از حقوق حیوانات تا همین چند وقت پیش یک فعالیت فانتزی و از سر شکم سیری شناخته می‌شد تا جایی که نه اغلب مردم و نه مسئولان آن را جدی نمی‌گرفتند تا اینکه معجزه شبکه‌های اجتماعی در‌این‌زمینه هم کار خودش را کرد و با خبری‌شدن هر ظلمی که به حیوانات می‌رفت آن هم در سطح گسترده، کم‌کم توجه تمام اقشار جامعه به این موضوع جلب شد و در نتیجه برخی مسئولان هم برای توجه نشان‌دادن به دغدغه‌های مردم وارد عمل شدند و حرف‌هایی درباره تدوین لایحه حمایت از حیوانات به میان آمد.

به گزارش سلامت نیوز، وقایع اتفاقیه نوشت: این لایحه که از سوی سازمان محیط‌زیست تدوین شده بود بعد از فراز و فرودهای بسیار به دست هیأت ‌دولت رسید و بعد از تصویب در این هیأت راهی مجلس شد. حتی در ‌گیر‌و‌دار فعالیت‌های انتخاباتی نامزدها برای انتخابات ریاست‌جمهوری، تسریع در روند بررسی لایحه حمایت از حیوانات به یکی از مطالبات طرفداران حسن روحانی تبدیل شده و طوماری هم با امضای معصومه ابتکار جمع‌آوری شد. او قول داد که دولت دوازدهم تمام تلاشش را برای تصویب و اجرای درست این لایحه به کار ببندد. حالا نزدیک به دو ماه از آن روزها گذشته و دست‌اندرکاران تلاش خود را برای حمایت از حیوانات بار دیگر با فعالیت برای جمع‌آوری امضا و تحت‌تأثیر قراردادن مجلس شروع کرده‌اند؛ تلاشی که بیشترین نمودش در شبکه‌های اجتماعی دیده می‌شود.


درست در شرایطی که یک کمپین تازه در تلگرام وارد عمل شده تا یک میلیون امضا برای تصویب قانون حمایت از حقوق حیوانات جمع‌آوری کند، خبرهای خوبی به جریان افتاده است. حالا گروه‌های مجازی که جمله‌ای منتسب به گاندی را شعار خود کرده و معتقدند میزان فرهنگ یک جامعه را می‌توان از رفتار آنها با حیوانات متوجه شد، برندگان ماجرای تصویب نخستین قانون‌نامه حمایت از حقوق حیوانات در ایران به‌شمار می‌روند. سیدجاوید آل‌داوود، رئیس جامعه دامپزشکی حیوانات کوچک و فعال حامی حقوق حیوانات، با تأکید بر اینکه کاربران فضای مجازی نقش مهمی در ایجاد جریان‌های محیط‌زیستی و حمایت از حقوق حیوانات داشته‌اند، می‌گوید: ایران برخلاف بسیاری از کشورهای جهان، تاکنون قوانین مصوب و یکپارچه‌ای در حمایت از حقوق حیوانات نداشته و همین مسئله، مبارزه با خشونت علیه حیوانات را گاه دچار چالش جدی کرده زیرا این فعالیت‌ها هیچ‌گونه پشتوانه حقوقی و تضمین مشخصی ندارد و حتی احکام قضایی در‌این‌زمینه سلیقه‌ای است و به تشخیص قاضی بستگی دارد.


او ادامه می‌دهد: بیشتر موارد شکایت از منتشرکنندگان تصاویر و فیلم شکنجه حیوانات با استناد به قانون انجام فعل حرام در ملأعام تعیین تکلیف شده‌اند و با وجود آنکه برخی قضات احکام پسندیده و درخور تقدیری صادر کرده‌اند، در برخی موارد نیز قاضی پرونده حیوان‌آزاری را مورد رسیدگی جدی قرار نداده است. رئیس جامعه دامپزشکی حیوانات کوچک تأکید می‌کند: تلاش برای ایجاد قانون مصوب در جهت حمایت از حقوق حیوانات از ١٠‌سال پیش آغاز شده است و انجمن حمایت از حیوانات یک قانون ٤٨‌ماده‌ای را به مجلس ششم پیشنهاد کرد که البته این پیشنهاد مورد بررسی قرار نگرفت و تا امروز چهار دوره است که در مجلس خاک می‌خورد. او همچنین خبر می‌دهد: البته به‌تازگی و در دولت یازدهم، سازمان دامپزشکی، سازمان محیط‌زیست و سازمان شهرداری‌ها در حال تدوین یک ماده واحده برای حمایت از حقوق حیوانات هستند که این ماده واحده را دولت به صورت لایحه به مجلس دهم ارائه می‌دهد و با تصویب این لایحه در مجلس دهم ایران برای نخستین‌بار صاحب قوانین یکپارچه حمایت از حقوق حیوانات می‌شود.
محمد درویش، مدیرکل دفتر آموزش و مشارکت مردمی سازمان محیط‌زیست نیز به افزایش حساسیت‌های عمومی نسبت به طبیعت و محیط‌زیست اشاره می‌کند و می‌گوید که این تحول اجتماعی به‌خوبی در فضای مجازی مشهود است. او درباره جزئیات لایحه قوانین حمایت از حیوانات نیز توضیح می‌دهد: سازمان محیط‌زیست با همکاری برجسته‌ترین استادان حوزه حقوق در ایران و همراهی سازمان دامپزشکی، سازمان شهرداری‌ها و وزارت کشور پیش‌نویس قانون حمایت از حقوق حیوانات را تهیه کرده که این پیش‌نویس با برگزاری ١٥ نشست تخصصی تهیه شده است.


درویش ادامه می‌دهد: ما تا پیش‌ازاین قوانینی برای حمایت از حیات‌وحش داشتیم اما در زمینه حیوانات اهلی، بدون صاحب یا حیوانات شهری هیچ‌گونه قانونی وجود نداشت و البته سازمان محیط‌زیست نیز متولی رسیدگی به این مسئله نبود که دغدغه‌های شخص دکتر ابتکار نسبت به حقوق حیوانات باعث شد که سازمان محیط‌زیست به‌صورت جدی این مسئله را دنبال کند.
مدیرکل دفتر آموزش و مشارکت مردمی سازمان محیط‌زیست در پاسخ به این‌ سؤال که در پیش‌نویس قانون حمایت از حقوق حیوانات، متولی حیوانات اهلی، شهری و بدون صاحب کیست، توضیح می‌دهد: در این پیش‌نویس شهرداری به‌عنوان متولی معرفی شده و سازمان دامپزشکی در مسائل فنی و اخلاقی حقوق حیوانات متولی دوم است که اگر این دو سازمان به وظایف خود در قبال حمایت از حیوانات به درستی عمل نکنند، سازمان محیط‌زیست وارد عمل می‌شود.
درویش در پاسخ به این‌ پرسش که چه کسانی می‌توانند علیه نقض حقوق حیوانات طرح شکایت کنند، می‌گوید: در این قانون اتفاق جدیدی که رخ داده است به ماده «٦٦» آیین دادرسی استناد می‌کند و این امکان را برای تمام فعالان محیط‌زیست فراهم می‌آورد که علیه هرگونه موارد نقض حقوق حیوانات طرح شکایت کنند و خواهان مجازات خاطی شوند؛ البته این مسئله تنها به حیوانات محدود نمی‌شود بلکه حامیان محیط‌زیست می‌توانند علیه هر گونه آسیب به طبیعت شکایت کنند.


این موضوع در حالی رخ می‌دهد که در ایران تاکنون قوانین اختصاصی و یکپارچه‌ای برای حمایت از حقوق حیوانات وجود نداشته و موارد مصوب حقوقی به مقررات پراکنده‌ای محدود می‌شود که از ‌سال ١٣٠٤ شمسی تاکنون به تصویب رسیده؛ مقررات محدودی که بیشتر به شکار حیوانات حفاظت‌شده حیات وحش، یا آلوده و مسموم‌کردن زیستگاه برخی حیوانات از جمله آبزیان پرداخته است. مجازات‌های در نظر گرفته‌شده برای نقض این مقررات پراکنده، بیشتر حبس و جزای نقدی است که معمولا شامل حبس چند روز تا سه ‌سال و جزای نقدی ١٥٠‌هزار تا یک میلیون و ٨٠٠‌ هزار تومان می‌شود.
به‌جز قوانین پراکنده، نقض حقوق حیوانات در ایران متولی مشخص و دقیقی نداشته است و ارگان‌ها بیشتر به‌صورت جزیره‌ای عمل کرده‌اند. به‌عنوان مثال سازمان حفاظت محیط‌زیست بیشتر متولی مسائل حیات‌وحش بوده و به صورت جدی به موضوع آزار حیوانات اهلی یا خانگی ورود نداشته یا سازمان دامپزشکی بیشتر از آنکه یک نهاد حامی حقوق حیوانات به‌شمار رود، یک سازمان اقتصادی بوده که اقدامات گسترده‌ای در زمینه سیاست‌گذاری برای توسعه پرورش صنعتی حیوانات داشته؛ البته این رویکرد سازمان دامپزشکی در مواردی مورد انتقاد واقع شده است، به‌گونه‌ای که تشکل‌های دامپزشکی مرتبط با حیوانات خانگی (پت) بارها به رسانه‌ها عنوان کرده‌اند در این سازمان عریض‌وطویل برای رسیدگی به مسائل حیوانات کوچک و خانگی تنها یک کارشناس وجود دارد و این حیوانات جایگاه مشخصی در سازوکار اداری این سازمان ندارند.


به‌ جز دو سازمان محیط‌زیست و دامپزشکی، سازمان شهرداری‌ها نیز مطابق شرح وظایف خود به‌نوعی با مسئله حیوانات درگیر بوده است. شهرداری موظف است از گسترش جمعیت حیوانات موذی و ناقل بیماری در فضاهای شهری جلوگیری کند و همین مسئله در سال‌های گذشته به کشتار حیوانات ولگردی مانند سگ و گربه انجامیده که البته این اتفاق، واکنش‌هایی از سوی رسانه‌ها و افکار عمومی به‌دنبال داشته است.
نبود قوانین یکپارچه و نهاد مشخصی که پیگیر و حامی حقوق حیوانات باشد، رفتارهای آزاردهنده و خشونت علیه حیوانات را به جایی رساند که متجاوزان به طبیعت از صحنه‌ها و رفتارهای شکنجه‌بار خود نسبت به حیوانات فیلم و عکس تهیه کرده و در فضای مجازی به اشتراک می‌گذارند. صحنه زنده سوزاندن الاغی در استان فارس، تکه‌تکه‌کردن خرس قهوه‌ای در سمیرم، اعدام بزمجه در شاهین‌شهر اصفهان، تعقیب پلنگ با وانت مزدا و زیر‌گرفتن آن در بردسیر و ... از جمله حوادث تکان‌دهنده فضای مجازی در سال‌های اخیر بوده که با واکنش گسترده کاربران مواجه شده است. این درحالی است که با وجود واکنش تند افکار عمومی نسبت به این صحنه‌ها و دستگیری عاملان ارتکاب به حیوان‌آزاری، این پدیده متوقف نشده است و فضای مجازی در ایران همچنان موارد دیگری از شکنجه حیوانات را گزارش می‌دهد. مردی رشتی که مار زنده را می‌خورد یا زنی که با ادعای تربیت حیوانات خانگی، سگ‌ها را با آتش سیگار سوزانده، رویدادهای دیگری بوده که در‌ سال ٩٥ خشم کاربران ایرانی را به‌ دنبال داشته است. این موضوع در حالی رخ می‌دهد که حامیان محیط‌زیست و حقوق حیوانات بارها در اعتراض به نقض حریم محیط‌زیست و طبیعت تجمع کرده‌اند و البته حالا هنرمندان و نخبگان جامعه ایرانی نیز به این حرکت مردمی پیوسته‌اند. در همین راستا، کاربران حامی حقوق حیوانات در تازه‌ترین اقدام با تشکیل یک کانال تلگرامی تلاش می‌کنند برای تصویب قانون حمایت از حقوق حیوانات یک میلیون امضا جمع‌آوری کنند. لینک این کانال که در تلگرام و گروه‌های ایرانی دست‌به‌دست می‌شود، خواهان ایجاد قوانین مشخصی است که متجاوزان به محیط‌زیست را به‌صورت جدی‌تر درگیر و امکان مطالبه قطعی حقوق حیوانات و مبارزه با خشونت علیه طبیعت را فراهم کند.


پیش از این پلیس فتا نیز به اعمال خشونت علیه حیوانات در فضای مجازی واکنش نشان داده و به باشگاه خبرنگاران جوان اعلام کرده بود انتشار هر گونه کلیپ و تصویر حیوان‌آزاری در فضای مجازی مصداق ترویج خشونت است و پلیس فتا به شکایت‌های مربوط به این موضوع رسیدگی می‌کند. پلیس فتا از شهروندان خواسته است در صورت مواجهه با مصادیق حیوان‌آزاری در فضای مجازی از طریق سایت پلیس فتا به آدرس Cyberpolice.ir بخش ارتباطات مردمی موارد را گزارش دهند؛ البته سازمان محیط‌زیست هم با اعلام شماره ١٥٤٠ از شهروندان خواسته است موارد نقض حقوق حیوانات و طبیعت را به این شماره گزارش دهند. بنا به اعلام سازمان محیط‌زیست تماس با این شماره رایگان است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ تیر ۹۶ ، ۰۸:۱۶
پیمان صاحبی


 

تغییرات اقلیمی و خطر تبدیل شهرها به جزایر حرارتی

دبیر انجمن علمی اقتصاد شهری ایران با تاکید بر اینکه تغییرات آب و هوایی همه کشورها را تهدید می کند، گفت: کشورهای در حال توسعه در برابر این مساله آسیب پذیری بیشتری دارند و 75 درصد زیان ها و خسارات ناشی از تغیر اقلیم را متحمل می شوند.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایرنا ، دکتر سید محسن طباطبایی مزدآبادی در نشست «شهرها و تغییرات اقلیمی» با اشاره به اینکه گرمایش و تغییر اقلیم کره زمین یک نگرانی جهانی است، گفت: اکنون سرمایه گذاران با دارایی هزاران میلیاردی خود نگران وضعیت و میزان خطر برای دارایی خود بوده و خواهان شفافیت دولت ها از وضعیت تغییر اقلیم هستند.


به گزارش انجمن علمی اقتصاد شهری ایران،وی افزود: به همین دلیل توافق نامه پاریس (سند پایانی اجلاس جهانی تغییرات آب و هوا در سال 2016) بر این موضوع که جهان به یک استراتژی جدید برای ایجاد انقلاب کم کربن نیاز دارد، تاکید کرده و دولت ها نیز پذیرفته اند که با اعمال محدودیت در زمینه استفاده از سوخت های فسیلی دمای زمین باید 2 درجه سانتی گراد کاهش یابد.


کارشناس مسائل شهری با اشاره به اینکه بر مبنای گزارش ها، متوسط درجه حرارت جهان با نرخ 76/0 درجه سانتی گراد نسبت به دوران پیشاصنعتی در حال افزایش است و آب دریاها نسبت به قرن نوزدهم 17 سانتی متر بالا آمده است، ادامه داد: علاوه بر این تغییرات که در متوسط جهانی اتفاق افتاده است، اتفاقات نادر زیست اقلیمی همانند خشکسالی ها، سیل، طوفان ها، موج های گرمایی و دیگر حوادث اقلیمی افزایش یافته است.


دبیر و نائب رئیس انجمن علمی اقتصاد شهری ایران ادامه داد: این امر به نوبه خود مشکلاتی مانند کاهش تولید مواد غذایی، کاهش دسترسی به آب شرب، اسیدی شدن اقیانوس ها و دیگر مشکلات را سبب شده و به این طریق اقتصاد جهانی را تحت تاثیر قرار داده است.
طباطبایی مزدآبادی با تاکید بر اینکه تغییرات آب و هوایی همه کشورها را تهدید می کند اما کشورهای در حال توسعه در برابر این مساله آسیب پذیری بیشتری دارند گفت: به نظر می رسد کشورهای در حال توسعه 75 درصد زیان ها و خسارات ناشی از تغیر اقلیم را متحمل می شوند به طوری که 2 درجه گرمتر شدن هوا به کاهش چهار تا پنج درصدی GDP در آفریقا و جنوب آسیا می انجامد.


این استاد دانشگاه امواج گرمایی و گرم شدن کره زمین را خطری جدی برای حیات بشر به خصوص در محیط های شهری دانست و خاطرنشان کرد: فهم دقیق و درک بهتر این مساله نیازمند نگرشی عمیق به ابعاد آن است؛ اینجا فقط بحث سلامت انسان مطرح نیست بلکه آثار و تبعات مستقیم و غیرمستقیم اقتصادی آن در زمینه زیرساخت ها و انرژی باید مورد توجه قرار گیرد.
مدیرمسئول فصلنامه علمی پژوهشی اقتصاد و مدیریت شهری با بیان اینکه در مقیاس جهانی تعداد روزها و شب های گرم افزایش یافته و رویدادهای گذشته نشان می دهد که موج های گرمایی می توانند اثر فلج کننده ای بر حیات شهری داشته باشند، افزود: به عنوان نمونه موج گرمایی سال 1995 شیکاگو باعث مرگ بیش از 500 نفر شد، موج گرمایی که در سال 2003 اروپا را دربرگرفت، حیات 70 هزار نفر را به مخاطره انداخت، در هندوستان در سال 2013 مرگ نزدیک به هزار و 500 نفر در ارتباط با گرما رخ داد و در کشور ما نیز گزارش مرگ بر اثر گرما از استان های خوزستان، سیستان و بلوچستان، هرمزگان و سایر نقاط گرم کشور به گوش رسیده است.


وی تاکید کرد: تبعات گرمایش جهانی و افزایش درجه حرارت در محیط های شهری به دلیل ایجاد جزایر حرارتی بسیار بیشتر است چراکه آنها شامل انبوهی از آهن و آسفالت و سطوح تیره هستند و ساختمان های متراکم عرصه را بر هر نوع فضای سبز تنگ کرده است.
طباطبایی مزدآبادی ادامه داد: به دلیل اینکه شهرها سیستمی پیچیده و متشکل از چندین زیرسیستم درهم تنیده هستند، گرمایش جهانی یک سلسله آثار و تبعات اقتصادی و اجتماعی برای شهرها به همراه دارد که نیازمند تدوین سیاست های هوشمندانه است.
دبیر انجمن علمی اقتصاد شهری ایران گفت: گرمای زیاد توانایی شبکه آب، برق، انرژی، حمل و نقل و سایر تسهیلات را تحلیل می برد و کارایی آنها را کاهش می دهد و این کاهش کارایی به صورت یک زنجیره تمام قسمت ها را دربرمی گیرد؛ به عنوان مثال در سال 2013 یک جریان موسمی نسبتا ضعیف در هندوستان باعث بالارفتن دمای هوا شد که به تبع آن تولید برق هیدروالکتریکی کاهش یافته و در اثر این افت تولید، بزرگترین خاموشی تاریخ این کشور اتفاق افتاد به نحوی که بیش از 760 میلیون نفر در خاموشی فرو رفتند.


کارشناس اقتصاد شهری با بیان اینکه در روزهای بسیار گرم بیشتر مردم ترجیح می دهند در خانه بمانند یا با تعطیلی ادارات و سازمان ها و شرکت ها مواجه می شویم که خود تبعات اجتماعی و اقتصادی فراوانی برای شهرها به همراه دارد، افزود: برای مقابله با تغییرات اقلیمی به ویژه گرمای بیش از حد، علاوه بر راه حل های جهانی که در چارچوب توافق نامه ها و معاهدات بین المللی مطرح می شوند، کشورها نیز باید سیاست های محلی دقیق و کارآمدی اتخاذ کنند و چاره ای اساسی بیندیشند.



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ تیر ۹۶ ، ۰۸:۱۵
پیمان صاحبی


کردوانی: سدها، تالاب و باتلاق‌ها را خشک نکرده‌اند

 پدر علم کویرشناسی ایران با رد این نظر که سدها، تالاب و باتلاق‌ها را خشک کرده است، گفت: در صورت مدیریت درست سدها تالاب و باتلاق‌ها احیا می‌شدند.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایسنا،پروفسور پرویز کردوانی در یک برنامه رادیویی به ذکر مثالی پرداخت و گفت: به عنوان مثال اگر سد کرخه - که از آن انتقاد می‌شود-نبود الان نصف خوزستان را آب برده بود چون با بارندگی سدها پر شدند و با باز کردن دریچه‌های سدها، هورالعظیم احیا شد.

پدر علم کویرشناسی ایران گفت: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با توسعه شهرها و صنعت و کشاورزی، جمهوری اسلامی طبق قانون، اولویت را بر شرب گذاشت سپس صنعت و بعد کشاورزی. در آن زمان این تصور می‌شد که آب در تالاب و باتلاق به هدر می رود. بعدها به علت کمبود آب و بر اساس اولویت‌بندی، سهم آب کشاورزی خیلی کم و حتی قطع شد.

وی به سد زاینده رود اشاره کرد و گفت: وقتی این سد پر می‌شد باید آن را باز می‌کردند تا از طرفی باتلاق گاوخونی پر و از طرفی مقداری آب به کشاورزی اختصاص داده شود. بقیه آب هم برای شهر و صنعت باشد و این یک توسعه پایدار بود ولی این کار را انجام ندادند و گفتند اولویت شهر و بعد صنعت است. از طرفی شهر اصفهان به شعاع ۵۰ کیلومتر صنعت درست کرد و باعت کمبود آب شد.

پدر علم کویرشناسی ایران با اشاره به سد لتیان هشدار داد: حدود ۹ سال است که سد لتیان باز نشده و درون آن پر از رسوب است. مدیریت این سد صحیح نیست باید هر سال آن را باز کنند ولی به علت باز نکردن سد، این رسوب ها تلمبار می‌شود و لجن تشکیل شده و در آینده این سد پر از لجن می شود.

وی گفت: سد باید دو نوع مدیریت داشته باشد. اول اینکه وقتی سدها را می‌سازند باید ۳۰ متر سرش خالی باشد. از طرفی سد عمر دارد و برای اینکه عمر سد زیاد شود و ضرر نزند نیاز به مدیریت دارد. در سدها رسوب پر می‌شود. هرچقدر رسوب بیشتر باشد ذخیره آب کمتر است بنابراین باید سه عمل انجام شود تا سد مفید باشد. باید بالا دست سد آبخیزداری کنند و چند سد رسوب گیر بزنند و مهمتر از این دو مورد شستشوی هیدرولیک است تا میزان رسوب کاهش یابد.

احیای دریاچه ارومیه امکان‌پذیر نیست

کردوانی در ادامه با بیان اینکه سه دسته تالاب داریم گفت: دسته اول، دریاچه ارومیه است. دیگری دریاچه هامون سیستان و بلوچستان است و بقیه هم دریاچه‌های داخلی هستند. در دریاچههای داخلی اگر آب وجود داشته باشد می‌توانند احیا شوند اما احیای دریاچه هامون دست ما نیست. دریاچه ارومیه نیز امکان ندارد احیا شود.

وی در خصوص دریاچه ارومیه گفت: منبع آب دریاچه ارومیه سه چیز است. بارندگی سطحی خودش، رودها و آب‌های زیرزمینی. متاسفانه برای تامین آب شهرها جلوی رودها را گرفتند. از طرفی با گسترش آب کشاورزی منابع آب زیر زمین کاهش یافت و الان هرچقدر که در این دریاچه آب می‌بندند، از زیر می‌رود.

پدر علم کویرشناسی با بیان اینکه خشک شدن تالاب‌ها به دو دلیل است،گفت: گرم شدن کره زمین و مدیریت عامل‌های اصلی خشک شدن تالاب‌ها هستند. وقتی کره زمین گرم می‌شود، مناطقی که بارندگی در آنجا بیشتر بوده، بیشتر می شود و مناطقی که دارای بارندگی کمتری بودند، کمتر می شود. اقلیم تغییر نکرده بلکه نوسان اقلیمی صورت گرفته است. در این صورت مراتع، چشمه‌ها، دامداری‌ها و حتی عشایر در خطر هستند.

وی افزود: گاهی به خاطر گرم شدن زمین در مناطقی که بارندگی نداشته، بارش صورت می گیرد . رطوبت هوا به خاطر گرما گرفته و حتی باعث تشکیل رودهای هوایی می‌شود و یکدفعه بارندگی اتفاق می‌افتد و اینجا پای مدیریت در میان است مثلا با وجود بارندگی‌های زیاد امسال به علت نبود مدیریت صحیح، این بارش‌ها بی‌فایده بود.

کردوانی با انتقاد از وزارت نیرو، متذکر شد: متاسفانه وزارت نیرو با بارش باران اظهار می‌کند که سدها پر شده است در صورتی‌که نباید این موضوع را مطرح کند، چون مردم تصور می کنند با این بارش‌ها مشکل بی‌آبی برطرف شده است.

وی درباره با راهکارهای مقابله با خشکسالی و بی آبی گفت: از یک سو آب نیست و از طرفی جمعیت پر مصرف و پر غذا هم در حال افزایش است ولی مقدار آب ثابت و در حال کاهش است. در گذشته می گفتیم باید کشاورزی، صنعت و شهرها را توسعه دهیم ولی الان باید بگوییم باید توسعه را کم کنیم. دولت باید آب کشاورزی را نصف کند و حتی یک سوم کند و همین طور آب شهر و صنعت را هم نصف کنند تا مردم با مدیریت صحیح در مصرف آب به درستی صرفه جویی کنند.

پدر علم کویرشناسی به ایجاد دریاچه‌ها در داخل شهرها اشاره و بیان کرد: تالاب ها را خشک کردند و الان دارند در شهرها دریاچه ایجاد می‌کنند تا برای شهرها جاذبه درست کنند و این درست نیست باید همان تالاب ها را احیا و جاذبه را در آنجا ایجاد کرد.

وی تاکید کرد: شیرین کردن آب دریا برای شرب است و نه برای کشاورزی چون این کار اقتصادی نیست و غیر ممکن است.

منبع:سلامت نیوز

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ تیر ۹۶ ، ۰۸:۱۴
پیمان صاحبی


تشنج اقلیم

ناصر کرمی: سرعت گرمایش ایران 50 درصد بالاتر از متوسط سرعت جهانی است

خوزستان در روزهای اخیر یکی از گرم‌ترین روزهای خود طی‌ دهه‌های اخیر را تجربه کرده است. حجم این گرما تا حدی است که روز پنجشنبه اهواز یکی از گرم‌ترین مناطق زمین بود و همزمان این حجم از گرما در رسانه‌های خارجی نیز بازتاب داشت. براساس اعلام رسانه‌های محلی (چهارشنبه، هفتم تیر) دمای هوای اهواز به 53 درجه سانتی‌گراد رسید و اهواز گرم‌ترین شهر جهان بود. در همین رابطه مدیرکل هواشناسی خوزستان می‌گوید: حداقل در هفته‌های اخیر در هیچ نقطه‌ای از دنیا دمای 53 درجه سانتی‌گراد نداشتیم. همچنین، درباره بازتاب این گرما، در مهم‌ترین آنها واشنگتن‌پست در گزارشی مدعی شد، اهواز گرم‌ترین دمای تاریخ را تجربه کرده و ادعای این رسانه مربوط به درجه‌ای بوده که در سایت «ودر آندگراند» از دمای هوای اهواز ثبت شده است. این رسانه در گزارش خود نوشت: عصر پنجشنبه دمای شهری در جنوب‌غربی ایران به حدی رسید که منجر به شکسته‌شدن رکورد گرم‌ترین هوای تاریخ ایران شد، همچنین شاید دمایی که این شهر تجربه کرد با گرم‌ترین دمای تاریخ برابری کند. حتی، اتین کاپیکیان، یک متخصص در آژانس هواشناسی فرانسه، در این رابطه در توئیتر خودش نوشت: اهواز دمای 53,7 درجه‌ای را تجربه کرده و این قطعا یک رکورد‌شکنی در ایران و همچنین رکوردی جدید بین دمای تیر آسیا‌ست. بااین‌حال، واشنگتن‌پست در گزارش خود به نقل از یکی از پایگاه‌های هواشناسی مدعی شد: اهواز دمای 54 درجه را تجربه کرده و اگر این اطلاعات دقیق باشد، می‌توانیم بگوییم احتمالا دمای هوای اهواز با گرم‌ترین دمایی که تاکنون کره‌زمین تجربه کرده، برابر بوده اما نکته حائز اهمیت دراین‌باره چرایی گرمای اهواز است. این اتفاق در ایران دقیقا یک ماه بعد از یک خرداد بسیار گرم در بسیاری از مناطق خاورمیانه رخ داد؛ هفتم خرداد دمای منطقه‌ای در پاکستان به 53,5 درجه رسید، این گرم‌ترین دمای تاریخ پاکستان و گرم‌ترین دمای تاریخ جهان در ماه «می» میلادی بود. همان زمان دمای کنارک ایران هم در ماه «می» به 52,7 درجه سلسیوس رسید و این هم گرم‌ترین دمای ایران در این ماه بود. این رکوردشکنی‌های پی‌درپی در دمای هوا، مسئله‌ غیرقابل انتظاری برای دانشمندان اقلیمی در جهانی در حال گرم‌شدن نیست. بر‌اساس تحقیق 2016 مجله ساینس علت شدیدتر‌شدن اواج گرمایی تغییر اقلیم است که عامل اصلی ایجاد آن انسان‌ها هستند. در همین رابطه دکتر ناصر کرمی، استاد دانشگاه دانشگاه برگن نروژ و اقلیم‌شناس این گرمای امروز در خوزستان را نتیجه دستکاری انسان در طبیعت می‌خواند و می‌گوید: «اگر بخش‌های مختلف در دنیا افزایش دمای سه درجه را تجربه خواهند کرد، براساس بررسی‌ها می‌توان گفت ایران با رشد بالاتری از میزان گرمایش زمین مواجه خواهد بود.» آنچه در ادامه می‌خوانید مشروح گفت‌وگو با ناصر کرمی اقلیم‌شناس است:
بر اساس پیش‌بینی‌های جهانی در سال 2070 شاهد گرم‌شدن دو درجه‌ای کره زمین خواهیم بود اما پیش‌ازاین شما در یکی از اظهار‌نظر‌های خود عنوان کرده بودید این وضعیت در برخی مناطق ایران آغاز شده، گرمای کم‌سابقه خوزستان تا چه اندازه متأثر از پدیده تغییر اقلیم و گرمایش زمین است؟ 
نکته مهمی که وجود دارد این است که گرمایی که درحال‌حاضر موجود است گرمای بی‌سابقه یا حتی کم‌سابقه‌ای نیست. چیزی که در روزهای اخیر شاهدش بودیم در نهایت تا 50 درجه در نوسان بود اما در 5،6‌ساله اخیر دمای هوا در این منطقه در نهایت تا 52 درجه در نوسان بوده است. اگر سال‌های اخیر را ملاک قرار دهیم چنین دمایی مکررا وجود داشته است. از طرفی اگر بخواهیم به عقب‌تر برگردیم از 1961 به این سو، یعنی بیشتر از 50 سال گذشته به‌طور متوسط هردو سال یک‌بار دمای بالای 50 درجه یا بالاتر در خوزستان رخ داده است و نمی‌توان به صرف بالارفتن دما، تغییر اقلیم را اثبات کرد. اینکه این توالی دو سال یک‌بار به هم خورده و در 5،6 سال اخیر هر‌ساله شاهد این بیشینه دما هستیم، می‌تواند به تغییر اقلیم مرتبط باشد ولی این دما در 60 سال گذشته همواره وجود داشته و بی‌سابقه نیست. 
یک نگرانی کلی درباره خوزستان وجود دارد و آن این است که ممکن است روند گرمایش در این استان به حدی پیش برود که این منطقه به جای نامناسبی برای زندگی تبدیل شود. آیا این فرضیه درست است؟ و به نظر شما برنامه‌ای برای مقابله با این وضعیت در سیاست‌های زیست‌محیطی در ایران وجود دارد؟ 
خوزستان درحال‌حاضر هم جای نامناسبی برای زندگی است و به‌همین‌دلیل می‌بینیم که خیلی از افراد ساکن این منطقه که امکان مهاجرت پیدا کنند از این استان خارج می‌شوند. درواقع شرایط اقلیمی، محیط‌زیستی و بحث ریزگردها شرایطی را ایجاد کرده که این اتفاق بیفتد. تحقیقات و منابع متعددی نشان می‌دهد در سال‌های اخیر خوزستان گرم‌تر و خشک‌تر شده است. به همین منظور ما روند اقلیمی چند استان را مورد محاسبه قرار دادیم. بر‌این‌اساس ایستگاه دزفول در شمالی‌ترین نقطه، ایستگاه اهواز در مرکز، ایستگاه رامهرمز در شرق و ایستگاه آبادان در جنوب به شکل مشابهی، حدودا یک و نیم درجه افزایش دما و حدود 20 درصد کاهش بارش را نشان می‌دهند؛ البته این مسئله در عراق، سوریه و کویت قابل ‌مشاهده است. نتایج این محاسبات نشان می‌دهد خوزستان گرم‌تر و خشک‌تر می‌شود اما آنچه بیش از همه، خوزستانی‌ها را رنجانده این است که در نتیجه مدیریت نابسامانی که در چشم‌انداز و محیط وجود دارد، منابع آب این استان انتقال پیدا می‌کند. در کنار این موارد باید به تخریب سرزمین در عراق و سوریه اشاره کرد که باعث ورود ریزگردها به خوزستان می‌شود. مجموع این شرایط نشان می‌دهد همه چیز علیه خوزستان است. 
در جایی عنوان کرده بودید که مسئله دما و گرما را باید از هم جدا دانست، این دو مقوله در مورد گرمای این روزهای استان‌های جنوبی کشور چگونه است؟ 
من البته این مسئله را که دما وگرما از هم جدا هستند، متوجه نشدم. موارد مورد بررسی ما در چنین شرایطی دمای روزانه و اقلیم هستند. ما تا به امروز در خوزستان دمای 55،56 درجه نداشتیم، بااین‌حال، حتی اگر چنین افزایش دمایی داشته باشیم هم نمی‌توان گفت تغییر اقلیم رخ داده است. برای اعلام‌ نظر درباره تغییرات اقلیم باید حداقل یک روند 30‌ساله را در نظر بگیریم. طبق این تعریف باید تغییرات روند 30‌ساله را نسبت به یک روند بلند‌مدت‌تر مثلا صد‌ساله مورد بررسی قرار دهیم. در نتیجه در صورتی می‌توانیم بگوییم تغییر اقلیم رخ داده که روند 30‌ساله به صورت متناوب وجود داشته باشد و تغییر محسوسی نسبت به آن روند صد‌ساله نشان دهد. این البته نظر قطعی نیست و تنها می‌تواند قابل بررسی باشد. اگر این مبنا را در نظر بگیریم می‌توان گفت، نشانه‌های تغییر اقلیم در خوزستان و البته سایر نقاط ایران قابل بررسی است. 
مردم در استان خوزستان نگرانی‌هایی نیز از طرح انتقال آب کارون دارند، به نظر شما اجرای این طرح هم می‌تواند به تشدید وضعیت گرما در استان خوزستان دامن بزند؟ 
انتقال آب کارون نمی‌تواند باعث تغییر اقلیم در خوزستان باشد و تغییر تنها در چشم‌انداز استان خوزستان است. به‌هرحال، از آنجایی که کارون و آب‌هایی که وارد این استان می‌شوند نقش مهمی در تغییر چشم‌انداز این منطقه دارند از مؤلفه‌های جغرافیایی و محیطی اینجا هستند که اگر ما آب‌های این استان را از آن دریغ کنیم به‌لحاظ منطقه‌ای می‌تواند بر میکرواقلیم این منطقه تأثیر بگذارد. درواقع به صورت محدود و محلی رطوبت و پوشش گیاهی‌اش را از دست می‌دهد و همین‌طور به صورت محدود و محلی ممکن است رطوبت موجود در هوا کاهش پیدا کند. اینها نکات مهمی است به‌ویژه در نیمه شمالی استان می‌تواند در 10 تا 15 سال آینده چشم‌انداز طبیعی و محیطی خوزستان تأثیر داشته باشد اما اقلیم استان تحت‌تأثیر مؤلفه‌های کلان‌تر و شاخص‌های سینوپتیک کره زمین است و نمی‌شود به راحتی گفت که انتقال آب، اقلیم را تغییر می‌دهد. 
به صوت کلی مواجهه برنامه‌ریزان در ایران با پدیده تغییر اقلیم تا چه اندازه کافی و درست و بهنگام است؟ 
من سال‌هاست که بحث تغییر اقلیم در ایران را بررسی می‌کنم؛ مسئله‌ای که تا مدت‌ها انکار می‌شد و بسیاری از شخصیت‌های دانشگاهی بدون توجه به منابع به آن بی‌توجهی می‌کردند. خوشبختانه درحال‌حاضر جامعه دانشگاهی این مسئله را پذیرفته و کمابیش می‌بینیم که نهادهای مرتبط به‌ویژه در وزارت نیرو؛ آقای چیت‌چیان بارها و به تازگی هم خانم ابتکار به بحث تغییر اقلیم اشاره کرده‌اند و این مسئله تا حدودی پذیرفته شده که ایران به کشور خشک‌تر و گرم‌تری تبدیل شده اما این مسئله بازتابی در برنامه‌ریزی‌های کلان ایران نداشته است. ما همچنان در برنامه ششم توسعه می‌خواهیم 95 درصد موادغذایی را در ایران تولید کنیم که می‌خواهد منابع آب را از طبیعت بگیرد و آن را به کشاورزی ناپایدار زیان‌ده تخصیص بدهد. در این برنامه افزایش جمعیت کشور را داریم و روندهای سابق در سوءمدیریت در مصرف منابع آب ادامه دارد. ما با تغییر اقلیم آسیب‌پذیرتر شده‌ایم ولی متأسفانه عمده روش‌هایی که باعث اتلاف منابع آب می‌شود در حوزه کشاورزی ناپایدار ادامه دارد. 
به نظر شما از منظر اقلیم‌شناسی چگونه می‌توان این وضعیت در استان خوزستان را مدیریت و از تبدیل‌شدن وضعیت کنونی به وضعیت بحرانی طی سال‌ها و دهه‌های آینده جلوگیری کرد؟ 
در خوزستان یک مهندسی سرزمین رخ داده که حاصلش وضعیت موجود است. ما تصمیم گرفتیم در خوزستان سدهای زیادی بزنیم تا آب‌ها از مسیر عادی جریان نداشته باشند و افزون بر ظرفیت محیط شهرها، مصرف آب توسعه پیدا کرده و به‌لحاظ محیطی تخریب شده است. در این وضعیت معکوس‌کردن مهندسی سرزمین به راحتی انجام نمی‌گیرد که جمعیت را محدود کرده، شهرها را کوچک کنیم، تقاضای مصرف آب را پایین بیاوریم، سدها را برچینیم و سیستم هیدرولوژیک را به وضعیت سابق برگردانیم. درواقع برای مدیریت سرزمین در خوزستان به یک برنامه خیلی پیچیده و کلان نیازمندیم. به‌هرحال، خوزستان به سمت شرایط مطلوبی پیش نمی‌رود و تمام پیش‌بینی‌ها می‌گویند که آینده خوزستان نگران‌کننده است. کاری که در وهله اول باید انجام شود این است که طرح‌های انتقال آب این استان لغو شده و پوشش گیاهی و فضای سبز ترمیم شود. مشکل اصلی خوزستان این است که ما تعمدا رطوبت خاک را گرفتیم؛ یعنی مانع جریان آب به صورت طبیعی شده‌ایم. (چه به صورت سیلاب، چه به صورت رودخانه‌ها و چه به صورت نهرها) درواقع وقتی خاک رطوبتش را از دست بدهد در معرض فرسایش قرار می‌گیرد، به کانون گردوغبار تبدیل می‌شود و یکسری مشکلات دیگر را به وجود می‌آورد. درواقع ما باید رطوبت را به خاک خوزستان برگردانیم، آن هم با ترمیم خرابی‌هایی هیدرولوژیک که ایجاد کردیم. به عبارت دیگر، بخش زیادی از کشاورزی ناپایدار باید تعطیل شده، بخش زیادی از دستکاری‌ها مانند سدسازی و کانال‌کشی‌ها برچیده و به طبیعت استان احترام گذاشته شود که اینها نیازمند یک عزم ملی و برنامه جامع است و باید در سطح کل حاکمیت پذیرفته شود که خوزستان وضعیت بسیار بحرانی‌ و خطیری دارد و نجاتش کار سختی هست. باید هزینه‌اش را داد و به خوزستان کمک کرد که نجات پیدا کند. 
آقای کرمی در جایی شما عنوان کرده بودید «اگر گفته می‌شود که دمای زمین سه درجه افزایش پیدا می‌کند، باید بدانیم که منطقه ما پنج درجه گرم‌تر خواهد شد»، این درصد بالا در منطقه تا چه اندازه‌ قابل اشاره است؟ 
یک نکته مهم در بحث تغییر اقلیم در ایران این است که آمارهایی که کانال بین‌المللی تغییرات اقلیم اعلام می‌کند، درباره روندهای تغییر اقلیم در دنیا، تا قبل از 2015 اعلام می‌کرد، جهان 0.75 درجه گرم‌تر شده است. در سال 2016 اعلام کردند این میزان از گرما به یک درجه رسیده است. تمامی شواهد و پژوهش‌ها و بررسی‌ها نشان می‌دهد این میزان در خاورمیانه حدود 1,5 درجه است. علاوه‌براین، شواهد هم به ما این‌گونه می‌گوید که 50 درصد سریع‌تر از روند جهانی گرمایش زمین به سمت گرم‌تر‌شدن می‌رویم. آن چیزی که آی‌پی‌پی‌سی درباره دلایل این اتفاق اعلام می‌کند این است که این روند در عرض‌های بالاتر بیشتر رخ می‌دهد و در عرض‌های پایین‌تر کمتر. به‌همین‌دلیل الان در اقلیم جهانی عنوان می‌کنند که سه درجه گرمایش زمین اجتناب‌ناپذیر است، اگر سه درجه برای دنیا اجتناب‌ناپذیر است ما باید خودمان را برای پنج درجه آماده کنیم، این به آن معنا بوده که تغییر چشم‌انداز به صورت کلی است. مثالی که می‌توانم بزنم این است که در آخرین عصر یخبندان 10 هزار سال پیش که هنوز بازمانده‌های ماموت‌ها حضور داشتند و یخبندان بود، دمای کره زمین پنج درجه گرم‌تر شد و اینکه حالا با فرض موجود بگوییم، ما 50 درصد گرمایش را بیشتر تجربه کرده و بالای پنج درجه گرما را تجربه می‌کنیم اصلا اتفاق بعیدی نیست.

منبع:وقایع اتفاقیه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ تیر ۹۶ ، ۰۸:۵۰
پیمان صاحبی



تب وتاب های دریاچه ارومیه پایان ندارد،سطح آب به رنگ قرمز درآمده و تراز آب کاهش یافته است

ارومیه روزگار خوشی ندارد و تا رسیدن مهر ماه که سال آبی مجدد آغاز شود نمی توان به بهبود آن امید داشت

قرار بود 40 درصد آب حوضه آبگیر ارومیه به عنوان حقابه در نظر گرفته شود اما این اتفاق نیفتاد و برنامه ای برای اجرای آن نیست


تب وتاب های دریاچه ارومیه پایان ندارد. مثل انسانی بیمار که عزیز خانواده است و همه چشم به بهبودش دارند. ارومیه هم عزیز ایران است اما سال هاست که اخبار مربوط به احوال این دریاچه، گاه ایرانیان را امیدوار و گاه دوباره ناامید کرده است. گاهی خبر رسیده که چشم ایران احیا شد، ارومیه زنده شد، فیروزه ایران جان گرفت و چندی بعد باز خبر می آید که ارومیه روزگار خوشی ندارد. این روزها نیز از همان روزهاست، از همان روزهایی که خبرهای رسیده امیدبخش نیست. قلب دومین دریاچه شور جهان ضعیف می تپد، سطح آب به رنگ قرمز درآمده و تراز آب این دریاچه نیز دوباره کاهش یافته است. ثبت تراز دریاچه ارومیه در ابتدای تیر ماه سال جاری به میزان 1270.79 متر است که نسبت به مدت مشابه سال گذشته 18 سانتی متر کاهش ارتفاع را نشان می دهد. این در حالی است که هنوز از زمانی که خبر افزایش سطح تراز این دریاچه بر اثر حجم بارندگی ها کام‌مان را شیرین کرد، سه ماه هم نگذشته است. عید امسال گفته شد که با توجه به پیش‌بینی حجم زیاد بارندگی‌ها تا پایان فصل بهار و دریافت بموقع اعتبارات اختصاص یافته، در سال 96 احیا دریاچه با روند خوبی پیش خواهد رفت. اکنون اما باز باید برای حال ارومیه دعا کرد. دبیر ستاد احیای دریاچه ارومیه در آذربایجان شرقی در این خصوص گفته که این کاهش ارتفاع به دلیل کاهش بارندگی های موثر بوده است و دولت به دنبال تثبیت وضعیت دریاچه ارومیه بوده و هست. به گفته «خلیل ساعی» سال 1393 تراز دریاچه 1270 متر بود که در سال 1394 به 1270.53 متر و در سال گذشته به 1270.47 متر رسید که نسبت به سال 1394 تنها 5 سانتی متر کاهش ارتفاع داشته و می توان به این موضوع امیدوار بود. چنین امیدی اما برای دریاچه‌ای که روزی مانند نگین فیروزه انگشتری ایران چشم ها را خیره می کرد، چیزی از غصه نمی کاهد.

فصل تبخیر ارومیه

«چندی قبل هنگام بازگشت از سفر اروپا، هواپیما در ارتفاع 40 هزار پایی قرار داشت و من از بالا در مرز ایران و ترکیه به دریاچه زیبای وان نگاه می کردم اما لذتی نداشت، چرا که 70 کیلومتر آن طرف تر، دریاچه ارومیه ما خشک و بی جان به چشم می آمد و نمی شد باور کرد این همان دریاچه ای است که روزی فیروزه ایران لقب داشت». این جمله ها را اسماعیل کهرم، کارشناس محیط زیست در گفت و گو با «قانون» مطرح می کند. به گفته کهرم حالا دو سوم آب ارومیه خشک شده و این روزها با کاهش 18 سانتی متری تراز آب این دریاچه روبرو هستیم و انتظار بیشتری هم نمی رود. کهرم معتقد است که گرما بر کاهش سطح آب اثر گذاشته است. به گفته وی در فصل هایی که به عنوان سال آبی مطرح هستند ارومیه دیگر ارومیه نیست، چه برسد به حالا که فصل گرماست و تبخیر، سرسام آور است. ارومیه روزگار خوشی ندارد و تا رسیدن مهر ماه که سال آبی مجدد آغاز شود نمی توان به بهبود آن امید داشت. در حال حاضر طبق برآوردها از 420 میلیارد متر مکعب نزولات آسمانی در سال، 30 میلیارد متر مکعب آن تبخیر می شود. تا زمانی که آب، جاری است تبخیر کمتر است اما زمانی که آب راکد شد، تبخیر بیداد خواهد کرد و تراز آب را کاهش خواهد داد.

امید هست، عملکرد نیست

کهرم می گوید که به آینده و احیای دریاچه ارومیه امیدوار است اما آنچه این امید را با تاخیر مواجه می کند، چگونگی عملکردهاست. قرار بر این بود که 40 درصد آب حوضه آبگیر ارومیه به عنوان حقابه در نظر گرفته شود. آیا این اتفاق افتاد؟ نه و هنوز هم برنامه ای برای اجرای آن نیست. 40 درصد از 7میلیارد متر مکعب آب یعنی 2 میلیارد و 800 میلیون متر مکعب آب. این کار البته انجام نشد به این دلیل که مقدار آب باید از کشاورزان کسر می شد و عملا امکانپذیر نبود مگر اینکه وزارت نیرو و وزارت جهاد کشاورزی متحد می شدند و کشاورزان را برای تجهیز زمین های کشاورزی به سیستم های آبیاری نوین از طریق وام های کم بهره حمایت می کردند. در این زمینه قول مساعد وجود داشت اما عملکرد خیر. متاسفانه مسئولان برای ارومیه هزینه ای نمی پردازند. «نادر قاضی‌پور» نماینده مردم ارومیه در مجلس نیز اعتراض کرد که دولت برای احیای دریاچه ارومیه باید آب سدها را روانه این دریاچه می‌کرد اما می‌بینیم که ورود آب‌های آلوده صنعتی و پساب‌ها روز به روز شرایط دریاچه ارومیه را نابسامان‌تر می‌کند. قاضی پور وضعیت این دریاچه را بحرانی دانست و اقدامات دولت برای احیای آن را چندان مفید ندانست. وی همچنین گفت: «ستاد احیای دریاچه ارومیه مدتی است که با مدیریت دانشگاه شریف فعالیت می‌کند اما نه تنها عملکرد رضایت‌بخشی نداشته بلکه فقط هزینه‌زا بوده است.سطح آب دریاچه ارومیه هر روز بیشتر کاهش می‌یابد و اقدامات مقتضی برای حل این مشکل تاکنون انجام نشده است». اظهارات این نماینده مجلس در خصوص اقدامات دولت البته در حالی است که مدیر کل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی می گوید ارتفاع آب دریاچه ارومیه نسبت به زمان آغاز پروژه‌های احیا در سال 93، 80 تا 85 سانتی متر افزایش پیدا کرده است، همچنین 500 میلیون متر مکعب آبی که در دریاچه ارومیه در شهریور سال 93 وجود داشت به 2 میلیارد و 600 میلیون مترمکعب رسیده که نتیجه اقدامات انسانی و اجرای پروژه هاست. آنچه مسلم است اما فیروزه ایران برای اینکه دوباره فیروزه ای باشد راه درازی در پیش دارد. راه درازی که در کنار همت مسئولان به اتحاد آن ها نیز احتیاج دارد و هر یک از این دو بدون هم، راه به جایی نخواهد برد.

دریای قرمز!

تبخیر شدید هفته های اخیر دریاچه ارومیه علاوه بر کاهش چشمگیر سطح آب ، موجب تغییر رنگ دریاچه و قرمز شدن آن نیز شده است. افزایش شوری آب منجر به وجود جلبک های قرمز و در نتیجه قرمز شدن رنگ آب شده است اما این موضوع خطرناک نیست. «حجت جباری» معاون فنی حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی در خصوص تغییر رنگ دریاچه ارومیه می گوید: « تغییر رنگ دریاچه ارومیه به قرمز، علت‌های مختلفی دارد که یکی از مهم‌ترین آن‌ها، جلبکی به نام دونالیلا سالیناست که در شرایط نرمال به رنگ سبز است اما با گرم شدن هوا، بالا رفتن تبخیر و میزان شوری آب، این جلبک برای مقاوم‌سازی خود با شرایط شوری آب به رنگ قرمز در می‌آید». وی رنگ قرمز جلبک دونالیلا سالینا را از عوامل تغییر رنگ دریاچه ارومیه بیان کرد و افزود: «غلظت نمک دریاچه ارومیه به ۳۳۰ گرم در لیتر رسیده است که در این شرایط جلبک و باکتری های موجود در دریاچه برای مقاوم‌سازی و ادامه حیات، رنگ قرمز تولید کرده‌اند». رییس دفتر استانی ستاد احیای دریاچه ارومیه نیز در این باره می گوید که قرمز شدن رنگ این دریاچه ناشی از رشد جلبک های شورپسند در آب آن است و مردم نباید در این خصوص نگرانی داشته باشند. به گفته فرهاد سرخوش ، رشد جلبک های شور پسند نیز به علت اشباع نمک، کاهش اکسیژن، افزایش دمای هوا و شدت تابش خورشید است و قرمز شدن رنگ آب دریاچه ارومیه در هر سال، یک‌بار تکرار شده و تا آغاز فصل بارش ادامه می یابد. افزایش دما و تبخیر بالای آب دریاچه ارومیه سبب افزایش غلظت نمک و مرگ جلبک های سبز می‌شود؛ از طرفی نیز جلبک های شورپسند در این شرایط به رشد خود ادامه داده و سبب قرمز شدن سطح نگین آبی آذربایجان می شوند.

تصمیمات کم حاصل

مشکلات آب دریاچه ارومیه از دولت قبل آغاز شد و دولت دهم برای نجات دریاچه، ستاد احیای دریاچه را تشکیل داد که در سریع ترین زمان ممکن طرح های 44گانه نهایی برای احیای دریاچه ارومیه بر روی میز اعضای ستاد احیا قرار گرفت و این ستاد، کارهای عملیاتی خود را برای احیای بزرگ‌ترین پهنه آبی داخلی کشور شروع کرد. 412 کیلومتر لایروبی رودخانه های اصلی منتهی به دریاچه ارومیه، ساماندهی سردهنه های رودخانه ها، انسداد یک‌هزار و دویست چاه غیرمجاز و اصلاح آبیاری در 6 هزار و 200 هکتار از اراضی کشاورزی از اقدام های زودبازده دولت یازدهم برای تثبیت وضعیت این دریاچه بوده است. قرار است دریاچه ارومیه در قالب طرح احیای دریاچه، تا ظرف مدت 10 سال به سطح تراز اکولوژیک خود برسد و یکی از مهم‌ترین مصوبه های این ستاد، کاهش 40 درصدی مصرف آب کشاورزی در حوضه آبریز این دریاچه به واسطه انتقال آب با لوله های پلی اتیلنی از منبع تامین تا سر مزرعه است. در سال های 93 و 94 در مجموع 414 کیلومتر عملیات انتقال آب با لوله پلی اتیلنی به اجرا درآمده و 12 هزار هکتار از زمین‌های کشاورزی شهرستان های آذربایجان غربی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه، تحت پوشش انتقال آب مدرن قرار گرفته است. طرح تشکیل و تجهیز شبکه سنجش منابع آب سطحی و زیرزمینی استان نیز در راستای اجرای مصوبه های ستاد احیای دریاچه ارومیه در زمان حاضر 68 درصد پیشرفت فیزیکی دارد. تصفیه خانه گلمان که از دیگر طرح های ستاد احیای دریاچه ارومیه برای احیای نگین آبی آذربایجان است، در سال جاری به بهره برداری می رسد و سالانه 2.5 میلیون مترمعکب آب به دریاچه ارومیه روانه می کند. تاکنون ستاد احیای دریاچه ارومیه 100 میلیارد ریال برای مقابله با ریزگردهای این دریاچه هزینه کرده است.


خشکی ویرانگر

بر خلاف آنچه خیلی ها درباره وجود و عدم وجود دریاچه ارومیه با کارکرد «گردشگری» و «غیر ضرور» در ذهن دارند، خشکی این دریاچه مترادف با خشک شدن زندگی صدها هزار نفر از سکنه شمال‌غرب کشور است. تا آنجا که کارشناسان تاکید می‌کنند که عوارض خشک شدن دریاچه ارومیه، زندگی افراد و اراضی کشاورزی را تا شعاع 500 کیلومتر تحت تاثیر قرار می‌دهد. در واقع، اگر این دریاچه را نتوان از خشکی نجات داد، پیش‌بینی می‌شود این محل به کانون اصلی ریزگردهای نمکی منطقه تبدیل شود و ریزگردهای آن تا شعاع 650 کیلومتر نیز اثرگذار باشد. تبدیل زمین‌های کشاورزی به بیابان و تحت تاثیر قرار گرفتن معیشت مردم و همچنین شیوع شدید برخی بیماری‌های ریوی و سرطانی در استان‌های همجوار و شهرهای واقع در مسیر ریزگردها از مهم‌ترین عواقب خشکی دریاچه ارومیه است.دریاچه ارومیه، شریان حیاتی حدود یک پنجم از خاک ایران است که خشکی آن، آذربایجان‌ها را خالی از سکنه می‌ کند، امکان کشاورزی و دامداری در حوضه آبریز دریاچه ارومیه را خواهد گرفت و کشاورزان را به مهاجرت وادار می‌ کند. این یعنی خداحافظی روستاییان با محل اقامت خود و مهاجرت به شهرهای اطراف و حتی شهرهایی دورتر از دریاچه و بحران‌های آن‌ها. بسیاری از مدیران و مردم به‌خاطر دارند در زمان هشت‌سال دفاع مقدس مهاجرت یک‌میلیون و ١٠٠‌هزار نفری مردم از مرزهای جنوب و غرب کشور مشکلات زیادی را برای دولت ایجاد کرده بود، حال آن ‌که با خشک شدن دریاچه ارومیه چند برابر این جمعیت، از ساکنان اطراف این دریاچه و در استان‌های شمال غرب کشور مجبور به مهاجرت اجباری می‌شوند.باید دقت کرد که اگر دریاچه خشک شود نمک، زمین‌های حاصلخیز منطقه را از بین خواهد برد و این منطقه به بیابان تبدیل می‌شود. صنعتی هم در این منطقه وجود ندارد و تنها امید مردم کشاورزی است. اگرکشاورزی از بین برود، مردم باید کوچ کنند. اما شهرهای اطراف حتی زنجان و بخش غیرکوهستانی اردبیل هم درگیر غبارهای نمکی خواهد شد و مردم در این مناطق نیز امکان زندگی نخواهند داشت.درچنین شرایطی، نجات دریاچه ارومیه، نجات خاک ایران از بلاهایی خواهد بود که تبعاتش، گریبان همه مردم سرزمین را خواهد کرد.

منبع:قانون

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ تیر ۹۶ ، ۰۸:۴۶
پیمان صاحبی


تا سال ۲۰۵۰، جمعیت ساکنان شهرهای کم آب جهان به ۱,۹ میلیارد نفر می‌رسد. رشد جمعیت، توسعه اقتصادی و تغییرات اقلیمی، مهم‌ترین عوامل فشار بر منابع محدود آب در شهرهای سراسر جهان است.

به گزارش ایانا از بانک جهانی، شهرها جمعیت فزاینده‌ای از مردم جهان را در خود جای داده‌اند و برآوردهای کنونی نشان می‌دهد که بشر در آینده، بیشتر شهرنشین خواهد شد؛ تقاضا برای آب هم روز به روز بیشتر می‌شود.

بنابراین، نیاز به تضمین و تامین منابع پایدار آب برای شهرها کاملا روشن است. با توجه به نقش کلیدی آب، ضروری است که قابلیت دسترسی به آب، همگام با تقاضای روزافزون جمعیت فزاینده شهرنشین برای همگان فراهم شود.

اما بسیاری از شهرها، مناطق و کشورهای سرتاسر جهان با فشارهایی مواجهند: رشد روزافزون جمعیت شهری، توسعه اقتصادی و نیازهای روزافزون. این عوامل فشارآورنده، امکان دسترسی به منابع آبی را در مناطقی که کمبود آب پیش از این هم یکی از چالش‌های عمده آنها به شمار می‌رفته، محدودتر می کند.

علاوه بر این، عوامل دیگر مانند آلودگی، اقدامات نامناسب در زمینه مدیریت آب و تغییرات اقلیمی هم تاثیرات منفی بر سلامت سیستم‌های آب شهری به جا می‌گذارند.

تامین امنیت و مدیریت منابع آبی برای مناطق شهری کم آب وظیفه آسانی نیست. اما وجه مثبت قضیه این است که شهرهای کم آب در مواجهه با این چالش‌ها تنها نیستند. مناطق مختلفی همچون خاورمیانه و شمال آفریقا، آسیای مرکزی و بخش‌هایی از آمریکای لاتین و شمال آمریکا در حال کشف راه‌های هوشمندانه جدید برای مدیریت آب هستند.

شهرهای کم آب

برنامه شهرهای کم آب بانک جهانی، (WSC) اقدامی نوآورانه است که نگاهی جامع به امنیت آب شهری در مناطق کم آب دارد. این برنامه با استفاده از تجربیات و تحقیقات وسیع جهانی، بر آن است که ذهنیت‌ها را در سراسر جهان تغییر دهد؛ مدیریت آب شهری را شفاف سازی کند و با شهرهای کم آب برای پیداکردن راه حل‌های عملی همکاری کند.

دبلیو اس سی با عمل در نقش یک رشته اتصال بین شهرهای کم آب، مسیر جدیدی را برای مشارکت در برنامه‌های موفق مدیریت آب و چالش‌ها باز می‌کند تا پیشرفت‌های حاصله از طریق بهترین اقدامات را با همه این شهرها به اشتراک بگذارد. این نهاد همچنین رویکرد منسجمی را در مدیریت آب ارائه می‌کند که همه ابعاد سیاسی، اجتماعی و سازمانی را در بر می‌گیرد. این برنامه، پیرامون اهداف زیر شکل گرفته است:

-فراهم کردن ابزارها و استراتژی‌های لازم برای حمایت از پایداری منابع آبی در شهرها با استفاده از تولیدات علمی در جهت دستیابی به راه حل‌های منسجم در مدیریت آب

-ایجاد پیوندهای مستحکم تر بین شهرهای کم آب و مشارکت در راه حل ها با ایجاد یک چهارچوب برای دست اندرکاران و متخصصان و نیز رهبران فکری و موسسات جهانی

- حمایت از شهرهای کم آب با مشارکت دادن آنان از جمله فراهم کردن کمک‌های فنی برای اجرای روش‌های نوین مدیریت آب، پیشرفت‌های تکنولوژیک و اقدامات سیاسی.

در اینجا به موفقیت ‌ای چند شهر در بازیافت فاضلاب‌ها تا احیای آبخوان‌ها که در قالب این ابتکار بانک جهانی، با شهرهای دیگر به اشتراک گذاشته شده اشاره می‌کنیم.

مثلا مراکش با تنوع بخشی به منابع آبی خود، سهیم شدن در مدیریت مشارکتی آب‌های رو زمینی و محدود کردن تقاضای آب با کاهش نشت آب در شبکه آبرسانی خود، توانسته بر چالش کمبود آب شهری غلبه کند.

در اورنج کانتی، در ایالت کالیفرنیا، مقامات با استفاده مجدد از فاضلاب‌ها و استفاده از آبخوان به عنوان یک شبکه تضمینی، با موفقیت از اتکا به منابع آبی بیرونی کاسته‌اند.

در مالت، جزیره‌ای کم آب در مدیترانه، تلاش‌های موثری برای تنوع بخشی به منابع آبی انجام شده است؛ از جمله شیرین سازی آب دریا و آب بدمزه زیرزمینی و ذخیره آب باران.

شهر ویندهوک در نامیبیا، با استفاده از چندین روش در حال افزایش امنیت آبی خود است از جمله ذخیره‌سازی آب برای آینده از طریق مدیریت دقیق آبخوان و تصفیه مستقیم فاضلاب خانگی برای تهیه آب آشامیدنی. به علاوه این شهر از طریق مشارکت منطقه‌ای، قدرت انعطاف‌پذیری خود را در برابر عوامل استرس‌زای ناشی از آب و هوای متغیر، بالا برده است.

به گفته استیون شونبرگر، مدیر اجرایی برنامه آب بانک جهانی در خاورمیانه و شمال آفریقا،ابتکار wsc، اقدامی به موقع است. وی اضافه می‌کند: "شهرهای کم آب جهان، چه در کشورهای ثروتمند یا در کشورهای در حال توسعه، در حال تغییر رویکرد خود در نحوه بکارگیری سیاست، فن‌آوری و سیستم های مدیریتی هستند تا پایداری مالی و زیست محیطی و برابری اجتماعی را افزایش دهند. این ابتکار، فعالان را گرد هم می‌آورد تا از یکدیگر بیاموزند و عملی شدن این رویکرد جدید در همه مناطق دارای استرس آبی در جهان را تسریع کند".

اقدامات قبلی ثابت کرده است که انعطاف‌پذیری منابع آبی می‌تواند با تفکر غیرمرسوم که به افق‌هایی فراتر از رویکردهای محدود و تنگ نگرانه سنتی چشم دارد، تقویت شود. پروژه مطالعاتی جهانی wsc، این برنامه و دست اندرکاران آن را قادر می‌سازد که راه حل‌های خلاقانه دارای بیشترین اثربخشی را به کار گیرند و تلاش‌ها برای اتخاذ راه حل‌های تازه در زمینه مدیریت آب را با آموزش های فرابخشی همراه کنند. نگریستن به چالش‌های منابع آبی از منظری خلاقانه و مبتنی بر مشارکت جمعی، فرصت تقویت اقدامات نوآورانه در زمینه مدیریت برنامه‌ها در سراسر جهان را فراهم می‌کند.

ترجمه: محسن حدادی

منبع:ایانا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ تیر ۹۶ ، ۰۸:۴۴
پیمان صاحبی


 

تشنج اقلیم در ایران

خوزستان در روزهای اخیر یکی از گرم‌ترین روزهای خود طی‌ دهه‌های اخیر را تجربه کرده است. حجم این گرما تا حدی است که روز پنجشنبه اهواز یکی از گرم‌ترین مناطق زمین بود و همزمان این حجم از گرما در رسانه‌های خارجی نیز بازتاب داشت.

به گزارش سلامت نیوز، وقایع اتفاقیه نوشت: براساس اعلام رسانه‌های محلی (چهارشنبه، هفتم تیر) دمای هوای اهواز به 53 درجه سانتی‌گراد رسید و اهواز گرم‌ترین شهر جهان بود. در همین رابطه مدیرکل هواشناسی خوزستان می‌گوید: حداقل در هفته‌های اخیر در هیچ نقطه‌ای از دنیا دمای 53 درجه سانتی‌گراد نداشتیم. همچنین، درباره بازتاب این گرما، در مهم‌ترین آنها واشنگتن‌پست در گزارشی مدعی شد، اهواز گرم‌ترین دمای تاریخ را تجربه کرده و ادعای این رسانه مربوط به درجه‌ای بوده که در سایت «ودر آندگراند» از دمای هوای اهواز ثبت شده است.

این رسانه در گزارش خود نوشت: عصر پنجشنبه دمای شهری در جنوب‌غربی ایران به حدی رسید که منجر به شکسته‌شدن رکورد گرم‌ترین هوای تاریخ ایران شد، همچنین شاید دمایی که این شهر تجربه کرد با گرم‌ترین دمای تاریخ برابری کند. حتی، اتین کاپیکیان، یک متخصص در آژانس هواشناسی فرانسه، در این رابطه در توئیتر خودش نوشت: اهواز دمای 53,7 درجه‌ای را تجربه کرده و این قطعا یک رکورد‌شکنی در ایران و همچنین رکوردی جدید بین دمای تیر آسیا‌ست. بااین‌حال، واشنگتن‌پست در گزارش خود به نقل از یکی از پایگاه‌های هواشناسی مدعی شد:

اهواز دمای 54 درجه را تجربه کرده و اگر این اطلاعات دقیق باشد، می‌توانیم بگوییم احتمالا دمای هوای اهواز با گرم‌ترین دمایی که تاکنون کره‌زمین تجربه کرده، برابر بوده اما نکته حائز اهمیت دراین‌باره چرایی گرمای اهواز است. این اتفاق در ایران دقیقا یک ماه بعد از یک خرداد بسیار گرم در بسیاری از مناطق خاورمیانه رخ داد؛ هفتم خرداد دمای منطقه‌ای در پاکستان به 53,5 درجه رسید، این گرم‌ترین دمای تاریخ پاکستان و گرم‌ترین دمای تاریخ جهان در ماه «می» میلادی بود. همان زمان دمای کنارک ایران هم در ماه «می» به 52,7 درجه سلسیوس رسید و این هم گرم‌ترین دمای ایران در این ماه بود. این رکوردشکنی‌های پی‌درپی در دمای هوا، مسئله‌ غیرقابل انتظاری برای دانشمندان اقلیمی در جهانی در حال گرم‌شدن نیست. بر‌اساس تحقیق 2016 مجله ساینس علت شدیدتر‌شدن اواج گرمایی تغییر اقلیم است که عامل اصلی ایجاد آن انسان‌ها هستند.

در همین رابطه دکتر ناصر کرمی، استاد دانشگاه دانشگاه برگن نروژ و اقلیم‌شناس این گرمای امروز در خوزستان را نتیجه دستکاری انسان در طبیعت می‌خواند و می‌گوید: «اگر بخش‌های مختلف در دنیا افزایش دمای سه درجه را تجربه خواهند کرد، براساس بررسی‌ها می‌توان گفت ایران با رشد بالاتری از میزان گرمایش زمین مواجه خواهد بود.»

آنچه در ادامه می‌خوانید مشروح گفت‌وگو با ناصر کرمی اقلیم‌شناس است:


بر اساس پیش‌بینی‌های جهانی در سال 2070 شاهد گرم‌شدن دو درجه‌ای کره زمین خواهیم بود اما پیش‌ازاین شما در یکی از اظهار‌نظر‌های خود عنوان کرده بودید این وضعیت در برخی مناطق ایران آغاز شده، گرمای کم‌سابقه خوزستان تا چه اندازه متأثر از پدیده تغییر اقلیم و گرمایش زمین است؟
نکته مهمی که وجود دارد این است که گرمایی که درحال‌حاضر موجود است گرمای بی‌سابقه یا حتی کم‌سابقه‌ای نیست. چیزی که در روزهای اخیر شاهدش بودیم در نهایت تا 50 درجه در نوسان بود اما در 5،6‌ساله اخیر دمای هوا در این منطقه در نهایت تا 52 درجه در نوسان بوده است. اگر سال‌های اخیر را ملاک قرار دهیم چنین دمایی مکررا وجود داشته است. از طرفی اگر بخواهیم به عقب‌تر برگردیم از 1961 به این سو، یعنی بیشتر از 50 سال گذشته به‌طور متوسط هردو سال یک‌بار دمای بالای 50 درجه یا بالاتر در خوزستان رخ داده است و نمی‌توان به صرف بالارفتن دما، تغییر اقلیم را اثبات کرد. اینکه این توالی دو سال یک‌بار به هم خورده و در 5،6 سال اخیر هر‌ساله شاهد این بیشینه دما هستیم، می‌تواند به تغییر اقلیم مرتبط باشد ولی این دما در 60 سال گذشته همواره وجود داشته و بی‌سابقه نیست.


یک نگرانی کلی درباره خوزستان وجود دارد و آن این است که ممکن است روند گرمایش در این استان به حدی پیش برود که این منطقه به جای نامناسبی برای زندگی تبدیل شود. آیا این فرضیه درست است؟ و به نظر شما برنامه‌ای برای مقابله با این وضعیت در سیاست‌های زیست‌محیطی در ایران وجود دارد؟
خوزستان درحال‌حاضر هم جای نامناسبی برای زندگی است و به‌همین‌دلیل می‌بینیم که خیلی از افراد ساکن این منطقه که امکان مهاجرت پیدا کنند از این استان خارج می‌شوند. درواقع شرایط اقلیمی، محیط‌زیستی و بحث ریزگردها شرایطی را ایجاد کرده که این اتفاق بیفتد. تحقیقات و منابع متعددی نشان می‌دهد در سال‌های اخیر خوزستان گرم‌تر و خشک‌تر شده است. به همین منظور ما روند اقلیمی چند استان را مورد محاسبه قرار دادیم. بر‌این‌اساس ایستگاه دزفول در شمالی‌ترین نقطه، ایستگاه اهواز در مرکز، ایستگاه رامهرمز در شرق و ایستگاه آبادان در جنوب به شکل مشابهی، حدودا یک و نیم درجه افزایش دما و حدود 20 درصد کاهش بارش را نشان می‌دهند؛ البته این مسئله در عراق، سوریه و کویت قابل ‌مشاهده است. نتایج این محاسبات نشان می‌دهد خوزستان گرم‌تر و خشک‌تر می‌شود اما آنچه بیش از همه، خوزستانی‌ها را رنجانده این است که در نتیجه مدیریت نابسامانی که در چشم‌انداز و محیط وجود دارد، منابع آب این استان انتقال پیدا می‌کند. در کنار این موارد باید به تخریب سرزمین در عراق و سوریه اشاره کرد که باعث ورود ریزگردها به خوزستان می‌شود. مجموع این شرایط نشان می‌دهد همه چیز علیه خوزستان است.


در جایی عنوان کرده بودید که مسئله دما و گرما را باید از هم جدا دانست، این دو مقوله در مورد گرمای این روزهای استان‌های جنوبی کشور چگونه است؟
من البته این مسئله را که دما وگرما از هم جدا هستند، متوجه نشدم. موارد مورد بررسی ما در چنین شرایطی دمای روزانه و اقلیم هستند. ما تا به امروز در خوزستان دمای 55،56 درجه نداشتیم، بااین‌حال، حتی اگر چنین افزایش دمایی داشته باشیم هم نمی‌توان گفت تغییر اقلیم رخ داده است. برای اعلام‌ نظر درباره تغییرات اقلیم باید حداقل یک روند 30‌ساله را در نظر بگیریم. طبق این تعریف باید تغییرات روند 30‌ساله را نسبت به یک روند بلند‌مدت‌تر مثلا صد‌ساله مورد بررسی قرار دهیم. در نتیجه در صورتی می‌توانیم بگوییم تغییر اقلیم رخ داده که روند 30‌ساله به صورت متناوب وجود داشته باشد و تغییر محسوسی نسبت به آن روند صد‌ساله نشان دهد. این البته نظر قطعی نیست و تنها می‌تواند قابل بررسی باشد. اگر این مبنا را در نظر بگیریم می‌توان گفت، نشانه‌های تغییر اقلیم در خوزستان و البته سایر نقاط ایران قابل بررسی است.


مردم در استان خوزستان نگرانی‌هایی نیز از طرح انتقال آب کارون دارند، به نظر شما اجرای این طرح هم می‌تواند به تشدید وضعیت گرما در استان خوزستان دامن بزند؟
انتقال آب کارون نمی‌تواند باعث تغییر اقلیم در خوزستان باشد و تغییر تنها در چشم‌انداز استان خوزستان است. به‌هرحال، از آنجایی که کارون و آب‌هایی که وارد این استان می‌شوند نقش مهمی در تغییر چشم‌انداز این منطقه دارند از مؤلفه‌های جغرافیایی و محیطی اینجا هستند که اگر ما آب‌های این استان را از آن دریغ کنیم به‌لحاظ منطقه‌ای می‌تواند بر میکرواقلیم این منطقه تأثیر بگذارد. درواقع به صورت محدود و محلی رطوبت و پوشش گیاهی‌اش را از دست می‌دهد و همین‌طور به صورت محدود و محلی ممکن است رطوبت موجود در هوا کاهش پیدا کند. اینها نکات مهمی است به‌ویژه در نیمه شمالی استان می‌تواند در 10 تا 15 سال آینده چشم‌انداز طبیعی و محیطی خوزستان تأثیر داشته باشد اما اقلیم استان تحت‌تأثیر مؤلفه‌های کلان‌تر و شاخص‌های سینوپتیک کره زمین است و نمی‌شود به راحتی گفت که انتقال آب، اقلیم را تغییر می‌دهد.


به صوت کلی مواجهه برنامه‌ریزان در ایران با پدیده تغییر اقلیم تا چه اندازه کافی و درست و بهنگام است؟


من سال‌هاست که بحث تغییر اقلیم در ایران را بررسی می‌کنم؛ مسئله‌ای که تا مدت‌ها انکار می‌شد و بسیاری از شخصیت‌های دانشگاهی بدون توجه به منابع به آن بی‌توجهی می‌کردند. خوشبختانه درحال‌حاضر جامعه دانشگاهی این مسئله را پذیرفته و کمابیش می‌بینیم که نهادهای مرتبط به‌ویژه در وزارت نیرو؛ آقای چیت‌چیان بارها و به تازگی هم خانم ابتکار به بحث تغییر اقلیم اشاره کرده‌اند و این مسئله تا حدودی پذیرفته شده که ایران به کشور خشک‌تر و گرم‌تری تبدیل شده اما این مسئله بازتابی در برنامه‌ریزی‌های کلان ایران نداشته است. ما همچنان در برنامه ششم توسعه می‌خواهیم 95 درصد موادغذایی را در ایران تولید کنیم که می‌خواهد منابع آب را از طبیعت بگیرد و آن را به کشاورزی ناپایدار زیان‌ده تخصیص بدهد. در این برنامه افزایش جمعیت کشور را داریم و روندهای سابق در سوءمدیریت در مصرف منابع آب ادامه دارد. ما با تغییر اقلیم آسیب‌پذیرتر شده‌ایم ولی متأسفانه عمده روش‌هایی که باعث اتلاف منابع آب می‌شود در حوزه کشاورزی ناپایدار ادامه دارد.


به نظر شما از منظر اقلیم‌شناسی چگونه می‌توان این وضعیت در استان خوزستان را مدیریت و از تبدیل‌شدن وضعیت کنونی به وضعیت بحرانی طی سال‌ها و دهه‌های آینده جلوگیری کرد؟


در خوزستان یک مهندسی سرزمین رخ داده که حاصلش وضعیت موجود است. ما تصمیم گرفتیم در خوزستان سدهای زیادی بزنیم تا آب‌ها از مسیر عادی جریان نداشته باشند و افزون بر ظرفیت محیط شهرها، مصرف آب توسعه پیدا کرده و به‌لحاظ محیطی تخریب شده است. در این وضعیت معکوس‌کردن مهندسی سرزمین به راحتی انجام نمی‌گیرد که جمعیت را محدود کرده، شهرها را کوچک کنیم، تقاضای مصرف آب را پایین بیاوریم، سدها را برچینیم و سیستم هیدرولوژیک را به وضعیت سابق برگردانیم. درواقع برای مدیریت سرزمین در خوزستان به یک برنامه خیلی پیچیده و کلان نیازمندیم. به‌هرحال، خوزستان به سمت شرایط مطلوبی پیش نمی‌رود و تمام پیش‌بینی‌ها می‌گویند که آینده خوزستان نگران‌کننده است. کاری که در وهله اول باید انجام شود این است که طرح‌های انتقال آب این استان لغو شده و پوشش گیاهی و فضای سبز ترمیم شود. مشکل اصلی خوزستان این است که ما تعمدا رطوبت خاک را گرفتیم؛ یعنی مانع جریان آب به صورت طبیعی شده‌ایم. (چه به صورت سیلاب، چه به صورت رودخانه‌ها و چه به صورت نهرها) درواقع وقتی خاک رطوبتش را از دست بدهد در معرض فرسایش قرار می‌گیرد، به کانون گردوغبار تبدیل می‌شود و یکسری مشکلات دیگر را به وجود می‌آورد. درواقع ما باید رطوبت را به خاک خوزستان برگردانیم، آن هم با ترمیم خرابی‌هایی هیدرولوژیک که ایجاد کردیم. به عبارت دیگر، بخش زیادی از کشاورزی ناپایدار باید تعطیل شده، بخش زیادی از دستکاری‌ها مانند سدسازی و کانال‌کشی‌ها برچیده و به طبیعت استان احترام گذاشته شود که اینها نیازمند یک عزم ملی و برنامه جامع است و باید در سطح کل حاکمیت پذیرفته شود که خوزستان وضعیت بسیار بحرانی‌ و خطیری دارد و نجاتش کار سختی هست. باید هزینه‌اش را داد و به خوزستان کمک کرد که نجات پیدا کند.


آقای کرمی در جایی شما عنوان کرده بودید «اگر گفته می‌شود که دمای زمین سه درجه افزایش پیدا می‌کند، باید بدانیم که منطقه ما پنج درجه گرم‌تر خواهد شد»، این درصد بالا در منطقه تا چه اندازه‌ قابل اشاره است؟


یک نکته مهم در بحث تغییر اقلیم در ایران این است که آمارهایی که کانال بین‌المللی تغییرات اقلیم اعلام می‌کند، درباره روندهای تغییر اقلیم در دنیا، تا قبل از 2015 اعلام می‌کرد، جهان 0.75 درجه گرم‌تر شده است. در سال 2016 اعلام کردند این میزان از گرما به یک درجه رسیده است. تمامی شواهد و پژوهش‌ها و بررسی‌ها نشان می‌دهد این میزان در خاورمیانه حدود 1,5 درجه است. علاوه‌براین، شواهد هم به ما این‌گونه می‌گوید که 50 درصد سریع‌تر از روند جهانی گرمایش زمین به سمت گرم‌تر‌شدن می‌رویم. آن چیزی که آی‌پی‌پی‌سی درباره دلایل این اتفاق اعلام می‌کند این است که این روند در عرض‌های بالاتر بیشتر رخ می‌دهد و در عرض‌های پایین‌تر کمتر. به‌همین‌دلیل الان در اقلیم جهانی عنوان می‌کنند که سه درجه گرمایش زمین اجتناب‌ناپذیر است، اگر سه درجه برای دنیا اجتناب‌ناپذیر است ما باید خودمان را برای پنج درجه آماده کنیم، این به آن معنا بوده که تغییر چشم‌انداز به صورت کلی است. مثالی که می‌توانم بزنم این است که در آخرین عصر یخبندان 10 هزار سال پیش که هنوز بازمانده‌های ماموت‌ها حضور داشتند و یخبندان بود، دمای کره زمین پنج درجه گرم‌تر شد و اینکه حالا با فرض موجود بگوییم، ما 50 درصد گرمایش را بیشتر تجربه کرده و بالای پنج درجه گرما را تجربه می‌کنیم اصلا اتفاق بعیدی نیست.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۲۲
پیمان صاحبی


بحران آب جدی است

طبق آمارهای رسمی و به اعتقاد کارشناسان، ایران در آستانه بحران آب به‌سر می‌برد و در سال‌های آینده تأمین آب به یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های کشور در بسیاری از استان‌ها، شهرها و مناطق تبدیل خواهد شد.

به گزارش سلامت نیوز،وقایع اتفاقیه نوشت: ایران از نظر جغرافیایی در بخش نیمه‌خشک و خشک جهان قرار گرفته، به شکلی که میانگین بارش در ایران حدود 250 میلی‌متر است؛ در حالی‌که میانگین جهانی حدود 850 میلی‌متر است یعنی بیش از سه‌برابر ایران. منابع آب تجدیدپذیر کل ایران به ۱۳۰ میلیارد مترمکعب بالغ می‌شود که در مقایسه با کشورهای مهم آبی جهان همچون برزیل، روسیه، کانادا، چین و اندونزی، عدد بسیار کمی محسوب می‌شود و حتی نسبت به همسایه غربی، ترکیه هم حدود 70 میلیارد مترمکعب کمتر است؛ البته پتانسیل آب تجدیدشونده ایران نسبت به کشورهای دیگر همسایه همچون عراق با 96 میلیارد مترمکعب، قطر با 0,15 میلیارد مترمکعب، کویت 0,02 میلیارد مترمکعب یا امارات با 0,03 میلیارد مترمکعب بیشتر است. ایران بعد از ترکیه از نظر پتانسیل آب تجدید شونده در جایگاه دوم خاورمیانه قرارگرفته است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که حدود 89,5 میلیارد مترمکعب آب جهت مصارف بخش‌های کشاورزی، صنعت و معدن و خانگی برداشت می‌شده است که حدود ۸۳ میلیارد مترمکعب آن (۹۳ درصد) به بخش کشاورزی، 5,5 میلیارد مترمکعب (۶۶ درصد) به بخش خانگی و مابقی به بخش صنعت و نیازهای متفرقه دیگر اختصاص داشته است.


بحران آب در ایران تحت‌تأثیر سه عاملِ عمده است: رشد جمعیت، کشاورزی نامؤثر، مدیریت بد و عطش توسعه مصرف خانگی مردم از آب‌های زیرزمینی فقط هشت تا هفت درصد است که رقم بالایی محسوب نمی‌شود. با توجه به اینکه بیشتر مصرف آب ایران در بخش کشاورزی است و مصرف خانگی، سهم کمی در استفاده از آب دارد، صرفه‌جویی مردم ایران، تأثیر زیادی بر بحران کمبود آب کشور ندارد. خانه‌ها فقط هفت درصد آب موجود در کل کشور را استفاده می‌کنند و اگر 20 درصد صرفه‌جویی در مصرف آنها محقق شود صرفا 1,5 درصد آب کشور نجات پیدا می‌کند ولی صرفه‌جویی در مصرف غذایی می‌تواند تأثیر زیادی بر مصرف آب در بخش کشاورزی بگذارد؛ البته همه این محدودیت‌ها در شرایطی اتفاق می‌افتد که ایران از نظر مدیریت منابع آبی و مصرف در بخش‌های مختلف هم با مشکلات بسیاری روبه‌رو است و اتلاف منابع آب در ایران در بخش‌های کشاورزی و شهری بسیار بالاتر از استانداردهای جهانی است. برای مثال طبق استاندارد جهانی، میانگین مصرف آب به ازای هر نفر در شبانه‌روز حدود 150 لیتر است، درحالی‌که در ایران این عدد بیش از 250 لیتر است.
در حالی‌که فقط ۱۲ درصد از مساحت ایران زیر کشت رفته ، حدود ۹۳ درصد از مصرف آب ایران در بخش کشاورزی صورت گرفته ‌است. این درحالی است که فقط 10 درصد تولید ناخالص ملی کشور از راه کشاورزی به‌دست می‌آید و ۱۷ درصد نیروی کار کشور در این بخش مشغول هستند.
سازمان محیط‌زیست، سرعت استفاده از منابع آب زیرزمینی در ایران را در قیاس با استاندارد جهانی، سه برابر بیشتر تخمین می‌زند. این برداشت بی‌رویه عامل خشکیدن ۲۹۷ دشت از ۶۰۰ دشت ایران است. همچنین به‌خاطر عدم رسیدگی به شبکه انتقال آب، ۳۵۵ میلیارد مترمکعب آب در مسیر انتقال هدر می‌رود. مطابق گزارش شرکت آب و فاضلاب، تا تاریخ شهریور ماه سال 94، ۴۰ درصد از شبکه آب کشور فرسوده اعلام شد. ۱۳درصد از کل هدر رفتن آب ایران تا این تاریخ به‌موجب همین فرسودگی بوده است.


براساس شاخص فالکن مارک، کشور ایران در آستانه قرار گرفتن در بحران آبی است. با توجه به اینکه در دهه ۱۳۸۰ و ۱۳۹۰ خورشیدی، حدود ۶۹ درصد از کل آب تجدیدپذیر سالانه مورد استفاده قرار می‌گیرد، براساس شاخص سازمان ملل، ایران نیز اکنون در وضعیت بحران شدید آبی قرار دارد.
پیش‌بینی محققان دانشگاه کلرادو، حاکی است که ذخایر آب شیرین جهان هر سال کاهش می‌یابد و تا ٢۵سال دیگر، نیمی از جمعیت جهان با مشکل کمبود آب شیرین مواجه خواهند بود. مطالعات نشان می‌دهد اکنون یک‌سوم جمعیت دنیا در نقاطی زندگی می‌کنند که آب کافی ندارند. در نواحی روستایی وضع به‌مراتب وخیم‌تر است. فقط ٢٩درصد مردم به منابع آب دسترسی دارند و تعداد کسانی که از تأسیسات بهداشتی استفاده می‌کنند، حتی به ١٣درصد هم نمی‌رسد. مجمع عمومی سازمان ملل متحد یادآور می‌شود، نیمی از مردم جهان سوم حتی برای نوشیدن هم به آب پاکیزه دسترسی ندارند و با وجود اینکه سه‌چهارم بیماری‌های انسانی به‌دلیل فقدان آب سالم، است، با این وجود ٧۵درصد مردم جهان سوم از داشتن آب بهداشتی محروم ‌هستند. بر پایه تخمین‌های سازمان بهداشت جهانی، ٨٠ درصد بیماری‌هایی که گریبانگیر انسان است، مستقیما با آب در ارتباط هستند. اگر آب آشامیدنی سالم در اختیار همه انسان‌ها باشد، بی‌شک مرگ‌ومیر کودکان از بیماری‌های مختلف از جمله اسهال به نصف کاهش پیدا خواهد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۲۱
پیمان صاحبی