منابع طبیعی سقز

بیان مسائل و مشکلات منابع طبیعی و محیط زیست

منابع طبیعی سقز

بیان مسائل و مشکلات منابع طبیعی و محیط زیست

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع می باشد.

پیوندهای روزانه

۸۰ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است

کولبران بار دیگر گرفتار سقوط بهمن شدند

:معاون امداد و نجات هلال‌احمر آذربایجان‌غربی از گرفتار شدن مجدد کولبران در بهمن خبر داد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از آنا،رضا مسافر، معاون امداد و نجات هلال‌احمر آذربایجان‌ غربی با بیان اینکه کولبران بار دیگر در ارتفاعات آذربایجان‌غربی گرفتار سقوط بهمن شدند، گفت: این حادثه شب گذشته در ارتفاعات پیرزین (نوار مرزی ایران و عراق) به‌ علت سقوط بهمن رخ داده که ساعت 21:30 به سازمان امداد و نجات اعلام شد.

وی افزود: به محض اطلاع تیم‌های امدادی و کوهستانی به محل اعزام شدند که به دلیل بارش برف و صعب‌العبور بودن نیروها ساعت 5 صبح بر بالین مصدومان رسیدند.

مسافر عنوان کرد: هم‌اکنون امدادگران مصدومان را که به علت سقوط بهمن دچار سرمازدگی شدید شده بودند به بیمارستان پیرانشهر منتقل کردند.



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۴۳
پیمان صاحبی


آموزش‌های محیط‌زیستی بعد از ۱۲ سالگی

 هر ایرانی روزانه ۷۰۰ گرم زباله تولید می‌کند. بخش دیگری از زباله‌ها توسط بیمارستان‌ها و صنایع تولید می‌شوند. در مورد تولید زباله‌ها، علاوه بر بحث آلایندگی می‌توان مباحث فرهنگی و آموزشی نیز مطرح کرد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه آرمان، در همین رابطه محمد درویش، دبیرکل دفتر آموزش و مشارکت مردمی سازمان حفاظت محیط‌زیست می‌گوید: «آموزش در مدارس، مساله ظریفی است؛ ما به تجربه دریافته‌ایم که قبل از سن ۱۲ سالگی، نباید به صورت متمرکز در مورد معضلات محیط‌زیستی با بچه‌ها صحبت کنیم. ما باید تلاش کنیم تا بچه‌ها عاشق سرزمین و طبیعت خود شوند و بتوانند خاطره خوشی را در طبیعت تجربه کنند.»

یکی از خطرناک‌ترین زباله‌ها، زباله‌های بیمارستانی هستند. این زباله‌ها چه خطراتی برای محیط‌زیست دارند و راه صحیح دفع آنها چگونه است؟

خطراتی که زباله‌های بیمارستانی دارند، این است که می‌توانند با شدت بیشتری منابع آب، خاک و هوا را آلوده کنند و همچنین اگر در دسترس حیات وحش و حیوانات ولگرد قرار بگیرند، آلودگی به سرعت منتشر می‌شود. بنابراین اولویت اول، امحای این زباله‌هاست که حتی می‌تواند به گسترش آلودگی‌های میکروبی بینجامد. بهترین راه امحا و از بین بردن زباله‌های بیمارستانی، سوزاندن آنها در کوره‌های مخصوص است که از فیلترهای لازم برخوردار هستند و از تشدید آلودگی هوا جلوگیری می‌کنند.

زباله‌های صنعتی، پساب‌ها و پسماندهای صنعتی نیز مانند زباله‌های بیمارستانی اهمیت دارند؛ اینکه در قبال آلایندگی صنایع، تنها عوارض آلایندگی از آنها گرفته می‌شود را بازدارنده می‌دانید؟

این عوارض بازدارنده هست و تا حدودی هم توانسته بازدارنده عمل کند، اما هنوز با آنچه ما در مورد جلوگیری از آلایندگی این صنایع در رابطه با محیط‌زیست در نظر داریم، به صورت معنی داری فاصله دارد.

روش صحیح دفع زباله‌های صنعتی به چه شکل است؟

دفع زباله‌های صنعتی به مسائلی بستگی دارد؛ اگر آن زباله، ماده‌ای شیمیایی یا فلزی باشد، دستوالعمل‌های خاصی دارد که توسط دفتر آب و خاک سازمان حفاظت محیط‌زیست، در کمیسیون مشترکی که شهرداری‌ها هم حضور دارند، اقدام می‌شود.

یکی از روش‌های دفع زباله‌ها سوزاندن آنهاست. سوزاندن زباله در فضای باز بیش از آنکه مفید باشد، مضر است. نظرتان در رابطه با روش سوزاندن زباله‌ها چیست؟

متاسفانه روش سوزاندن زباله که در کشور ما نیز رواج دارد، کار بسیار خطرناکی است، چون گازهای ناشی از آن می‌تواند اثرات فوق‌العاده بدی روی سلامتی انسان‌هایی که در محل سوزاندن قرار دارند، بگذارد. سوزاندن زباله در فضای باز به هیچ عنوان توصیه نمی‌شود.

ارزیابی شما از وضع موجود در رابطه با این روش چیست؟

وضع ما در این باره نگران‌کننده است، طوری که در اغلب شهرهای شمالی ما وضعیت بحرانی است و متاسفانه ما هنوز نتوانسته‌ایم به روش‌های بهداشتی دفع زباله یا استفاده از تکنولوژی‌ای که بتواند زباله را به کمپوست تبدیل کند، دست پیدا کنیم و حجم بزرگی از زباله‌های کشور سوزانده می‌شود. از آنجا که محل‌های دفع، حجم کمی دارند و همین حجم‌ها نیز پر شده‌اند، ظاهرا راحت‌ترین و بهترین راهی که می‌توانند انتخاب کنند، سوزاندن زباله‌هاست و متوجه عوارض غیر قابل جبران آن برای جان انسان‌ها و پسرفت در وضعیت زیست‌محیطی کشور نیستند.

زباله‌ها خارج از بحث آلایندگی، چهره طبیعت را نیز زشت می‌کنند، به نظر شما این مساله فرهنگی است یا توجه چندانی به جمع‌آوری زباله‌ها از طبیعت و پاکسازی آن نمی‌شود؟

زباله‌ها علاوه بر اینکه چهره طبیعت را زشت می‌کنند، به اشتباه توسط پرندگان، دام و همچنین حیات وحش مورد تغذیه قرار می‌گیرند. این موضوع باعث تشدید بیماری‌های مختلف شده و در نهایت وارد زنجیره غذایی انسان‌ها نیز می‌شود. پرتاب زباله از خودروها نیز نشان‌دهنده بی‌توجهی مردم است. چنین مسائلی نشان‌دهنده این است که ما در این حوزه کار فرهنگی درستی انجام نداده‌ایم و مردم آموزش‌های لازم را ندیده‌اند. این موضوع می‌تواند یک لکنت فرهنگی باشد؛ ما می‌توانستیم با وضع قوانین بازدارنده مثل وضع جریمه‌های سنگین، همان کاری که در رابطه با کمربند ایمنی انجام دادیم را در مورد پرتاب زباله‌ها از خودروها نیز مورد نظر داشته‌ باشیم، اما کار مهم‌تری که باید اتفاق بیفتد این است که ما باید هزینه تولید زباله را به صورت مالیات از شهروندان دریافت کنیم تا شهروندان دریابند اگر زباله کمتری تولید کنند، این مساله می‌تواند از نظر اقتصادی نیز به نفع آنها باشد. این تجربه‌ای است که در بسیاری از کشورهای دنیا اتفاق افتاده است و ما هم می‌توانیم از این تجربه مفید استفاده کنیم تا انگیزه تولید زباله کاهش یابد. در این صورت است که می‌توانیم کشوری داشته باشیم که حرف برای گفتن دارد، نه اینکه مثل امروز روزانه هر نفر ۷۰۰ گرم زباله تولید ‌کند که از میانگین جهانی بالاتر است.

در بحث راهکارها، بسیاری از افراد به نقش نهادهای مدنی در این زمینه اشاره دارند، ارزیابی شما از نقش این نهادها چگونه است؟

یکی از تجربه‌های موفق، تجربه‌های چهره به چهره است که طی آن تشکل‌های مردم نهاد باید با مردم ارتباط بگیرند و با جوامع محلی مختلف صحبت کنند تا مشکلات حل شود. یکی دیگر از راهکارها نیز نقش کلیدی رسانه‌های ملی، نوشتاری و همچنین نقش مهم آموزش و پرورش است که می‌تواند در این حوزه گام‌های موثری بردارد، اما همان‌طور که اشاره شد، قوه قضائیه و نیروی انتظامی نیز باید مقررات سختگیرانه‌تری اعمال و اجرا کنند تا آن دسته از متخلفانی که تحت هر شرایطی به تخلف خود ادامه می‌دهند، با جریمه‌های سنگین رو‌به‌رو شوند.

نظرتان در مورد طرح‌هایی مثل پلیس محیط‌زیست چیست؟ آیا می‌توان با اتکا به آنها انباشت زباله در طبیعت را کم کرد؟

پلیس محیط‌زیست هم طرحی است که می‌تواند در این حوزه اثربخش باشد و در حقیقت در برابر متخلفانی قرار می‌گیرد که نه از سر ناآگاهی، بلکه از روی عمد و عناد، به تخریب محیط‌زیست و آلودگی بیشتر آن دامن می‌زنند.

یکی از اقدامات بنیادین در این زمینه، آموزش‌های زیست‌محیطی در مدارس است، چطور می‌توان این آموزش‌ها را به مدارس برد؟

آموزش در مدارس، مساله ظریفی است؛ ما به تجربه دریافته‌ایم که قبل از سن ۱۲ سالگی، نباید به صورت متمرکز در مورد معضلات محیط‌زیستی با بچه‌ها صحبت کنیم. ما باید تلاش کنیم تا بچه‌ها عاشق سرزمین و طبیعت خود شوند و بتوانند خاطره خوشی را در طبیعت تجربه کنند. بعد از ۱۲ سالگی است که وقتی بچه‌ها عاشق طبیعت شدند و خلاقیت آنها رشد یافت، می‌فهمند که من هستم، چون ما هستیم، آن زمان باید آرام آرام آموزش‌های آکادمیکی به آنها در رابطه با محیط‌زیست ارائه شود و به این ترتیب ما از نسلی برخوردار می‌شویم که دارای سواد محیط‌زیستی و فهم اکولوژیک هستند. اشتباهی که امروز رخ می‌دهد، این است که ما برای مهدکودک‌ها و کودکستان‌ها شرح می‌دهیم که شهر درگیر با آلودگی است و بسیاری از افراد سرطان گرفته‌اند و... که این موارد بچه‌ها را می‌ترساند. بنابراین کاری که ما می‌کنیم باعث می‌شود نگاه آنها به محیط‌زیست به عنوان یک موضوع رعب‌آور باشد و تا جایی که امکان دارد، از آن دوری کنند. اینها مسائلی راهبردی هستند که گاهی می‌بینیم در مدارس ما نیز ریشه دوانده است.

با توجه به اینکه هر نفر روزانه حدود یک کیلوگرم زباله تولید می‌کند، چه اقداماتی را می‌توان در منازل انجام داد؟

این پیام باید داده شود که هر خانواده‌ای که زباله بیشتری تولید می‌کند، باید مالیات و جریمه بیشتری بدهد و به این صورت است که انگیزه‌ای برای کاهش زباله‌های خانگی ایجاد می‌شود؛ یک بخش از اقداماتی که می‌توان در این زمینه انجام داد، تولید کمپوست از زباله‌های‌تر خانگی است، بخش دیگر این است که زباله‌های خشک را تفکیک کنند و به واحد‌های تولیدی بازگردانند، برای مثال بطری‌های آب معدنی، نوشابه و کنسروها، و به این صورت است که می‌توان تولید زباله را کاهش داد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۴۲
پیمان صاحبی

 

خطر جدی فرونشست در تهران!

دشت‌های تهران در هر سال ۳۶ سانتی‌متر فرونشست را تجربه می‌کنند که طبق گفته‌های وزیر نیرو کم‌شدن منابع آب‌های زیرزمینی می تواند این خطر را جدی تر کند. لذا لازم است که در شرایط فعلی برای این مهم تدابیری لحاظ شود.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایسنا، ۱۵ سال است که ایران با مساله‌ی خشکسالی دست و پنچه نرم می‌کند و علی‌رغم اینکه متوسط بارش به طور میانگین در سال ۲۵۰ میلی‌متر به ثبت می‌رسید، اما در چند سال اخیر این عدد به ۲۰۴ میلی‌متر کاهش پیدا کرده است. همچنین درگذشته بیشتر بارش‌ها به صورت برف و در شرایط فعلی به صورت باران انجام می‌شود که این مساله نیز تاثیرات زیادی در خشکسالی کشور داشته است.

علاوه بر این افزایش جمعیت و مصرف نیز موجب ایجاد خشکسالی و بحران آب شده به عبارتی باید گفت که منابع آبی در حال کاهش و میزان مصرف در حال افزایش است. از سوی دیگر نیز باید به این مساله توجه کرد که در حال حاضر ۵۵ درصد از کل آب مصرفی کشور از آب‌های زیرزمینی تامین می‌شود.

گفتنی است که طی سال‌های اخیر ۱۱۰ میلیارد مترمربع از ذخایر آب استاتیک مصرف شده است که اگر بخواهیم این میزان را جبران کنیم باید ۵.۷ میلیارد مترمکعب کمتر از میزان برداشت فعلی از آب‌های استاتیک داشته باشیم. علاوه بر این نیز باید میزان مصرف از ذخائر دینامیک را پنج میلیارد مترمکعب کاهش دهیم و تنها در این شرایط می‌توانیم به سطح ایستایی دست یابیم.

طبق اعلام مسوولان آبی کشور برای انجام این کار باید چاه‌های غیرمجاز متوقف شوند و نظارت‌های کشت و بازرسی نیز بیشتر صورت گیرد. همچنین لازم است تاسیساتی ایجاد شود که بتوان روز به روز و ساعت به ساعت منابع زیرزمینی را کنترل کرد.

چیت‌چیان وزیر نیرو در خصوص فرونشست‌های دشت تهران بر این باور است که مسئله فرونشست زمین به دلیل مصرف بیش از حد آب‌های زیرزمینی یک پدیده شناخته شده و یکی از خطراتی است که ایران را تهدید می‌کند که البته این مسئله تنها مختص دشت‌های تهران نمی‌شود.

به گفته وی تنها چاره این مسئله اجرای طرح تعادل‌بخشی آب‌های زیرزمینی است اما من به صراحت می‌توانم اعلام کنم که اگر طرح تعادل‌بخشی متوقف شود و برداشت در چاه‌های غیرمجاز ادامه یابد، قطعا مسئله فرونشست می‌تواند به تجهیزات شهری آسیب‌های جدی وارد کند.

وزیر نیرو با بیان اینکه با توجه به تصمیم شورای عالی آب اجرای طرح تعادل‌بخشی سرعت خوبی پیدا کرده که انتظار می‌رود بتوانیم نتایج خوبی را نیز از این طرح اتخاذ کنیم، اظهار کرد: در حال حاضر اعتبار وزارت نیرو برای طرح احیاء و تعادل‌بخشی آب‌های زیرزمینی نسبت به گذشته ۱۴ برابر افزایش یافته است و اگر می‌خواهیم بحران آبی در کشور را از بین ببریم باید در ابتدا یک اتحاد بین سازمان‌های مختلف صورت بگیرد.

مساله آب امروز از یک مشکل معمولی فراتر رفته و به یک بحران تمام عیار تبدیل شده است، حل این بحران از یک دستگاه ساخته نیست و باید برای این بحران گسترده که تمام شوون اقتصادی، اجتماعی و امنیتی کشور را تحت تاثیر قرار می‌دهد یک بسیج همگانی صورت بگیرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۴۱
پیمان صاحبی


 

بحران در ۷۰ درصد تالاب‌های کشور

 

به گزارش سلامت نیوز، روزنامه آرمان نوشت: امسال شعار روز جهانی تالاب‌ها «تالاب‌ها برای کاهش خطر بلایای طبیعی» است. بر اساس تعاریف ارائه شده اغلب محیط‌های رودخانه‌ای، دریاچه‌ها، کرانه‌های ساحلی، جنگل‌های حرا، لجن‌زارها، تپه‌های مرجانی و محدوده‌هایی از سواحل دریاها و دریاچه‌ها که عمق آنها در پایین‌ترین حد جزر بیش از شش ‌متر نباشد، در زمره تالاب‌های طبیعی قرار می‌گیرند. همچنین محیط‌های آبی ساخته بشر همچون حوضچه‌های پرورش ماهی و دیگر سدها، کانال‌های آب و... در زمره تالاب‌ها قرار دارند. از مجموع دوهزار و ۸۰۰ تالاب کشور، ۹۴ تالاب شناخته شده وجود دارد که از این تعداد ۲۴ تالاب در کنوانسیون رامسر به‌عنوان تالاب بین‌المللی به ‌ثبت رسیده است. بر اساس مفاد کنوانسیون هر یک از کشورهای عضو کنوانسیون یک تالاب را در فهرست تالاب‌های بین‌المللی قرار داده‌ است.

ارزش اکولوژیک تالاب‌ها ۱۰ برابر جنگل‌ها و ۲۰۰ برابر زمین‌های زراعی است، تالاب‌های ۲۷ کشور در قالب ۴۸ سایت تالابی در فهرست مونترو کنوانسیون رامسر(فهرست قرمز) قرار گرفته‌اند که به ‌ترتیب یونان با هفت‌تالاب، ایران با شش تالاب و جمهوری چک‌ با چهار تالاب بیشترین مونترو تالاب‌ها را دارند. همچنین نام
۳۲ تالاب ۲۰ کشور جهان به ‌دلیل بهبود شرایط اکولوژیکی تالاب‌هایشان از این فهرست خارج شده است. تالاب‌ها، شش درصد سطح کره زمین را فراگرفته‌اند. مساحت آنها در مجموع بالغ بر ۸۸۵ میلیون هکتار است و حدود
۷۵ میلیون هکتار از آنها در کنوانسیون رامسر ثبت شده و سهم ایران از جمع کل تالاب‌ها ۲۵۰ تالاب با مساحتی حدود 2.5 میلیون هکتار است. از لحاظ مساحت بیش از نیمی از آنها (1.4 میلیون هکتار) در کنوانسیون رامسر تحت ۲۴عنوان تالاب به‌ثبت رسیده و از تالاب‌های مهم بین‌المللی شناخته می‌شوند. فقط سه‌ درصد از تالاب‌های جهان در ایران قرار دارند. تالاب‌های ایران محل زیست بیش از ۱۴۰ گونه پرنده مهاجر، بومی و ۳۰ درصد از پرندگان ایران است. هم اکنون یک تا دو میلیون پرنده آبزی و کنار آبزی در تالاب‌های ایران زمستان گذرانی می‌کنند.

اقدامات غیرکارشناسی جان تالاب‌ها را گرفته است

تالاب‌های کشور از بعد حفاظت و شرایط زیست‌محیطی وضعیت مطلوبی ندارند و در معرض خشک شدن هستند. در کنوانسیون رامسر ۴۲ تیپ تالاب تعریف شده است که از این ۴۲ تیپ، ۴۱ نوع آن در ایران وجود دارد. تالاب‌ها به دلیل نارسایی و سوءمدیریت‌ها در دوره‌های مختلف دستخوش حوادث فراوان شده اند. می‌توان نبود محیط‌بان برای حفاظت از تالاب‌ها را منبع بروز بسیاری از مشکلات دانست. در سال اخیر لایروبی‌های غیرکارشناسی در برخی تالاب‌های کشور انجام شده است. این اقدام خشک‌ شدن و نابودی بیش از ۷۰ تالاب در کشور را به همراه دارد. در اصل این گونه اقدامات آسیب‌های فراوان به تالاب‌ها و رودخانه‌های کشور وارد می‌کند. بر اساس بررسی‌های انجام شده لایروبی‌های غیر کارشناسی باعث خشک‌شدن رودخانه‌ها و تالاب‌ها می‌شود. نابودی تالاب‌ها باعث تشدید آسیب‌های خشکسالی می‌شود. این مساله در ایران به ویژه در خلیج گرگان به چشم می‌خورد. با توجه به حساسیت تالاب‌ها باید هر گونه اقدامی در این زمینه با بررسی‌های علمی همراه باشد.

بحران در ۷۰ درصد تالاب‌های کشور

بر اساس بررسی‌های انجام شده ۷۰ درصد تالاب‌های کشور در وضعیت بحرانی یا در معرض خطر جدی خشکی قرار دارند. بخش عمده مسائل تالاب‌های ایران به ‌دلیل الگوی نامناسب توسعه پیش آمده است. همچنین بخش قابل توجهی از این نارسایی به‌ دلیل اعمال مدیریت نادرست در حوزه زنجیره این تالاب‌ها بروز کرده است، چون اقدامات انجام شده فقط بر پایه یک نگاه توسعه محور شکل گرفته و مسائل دیگر همچون ‌حفظ محیط‌زیست و حفظ کیفیت زندگی انسان‌ها در حاشیه تالاب‌ها مورد توجه نبوده است. این در حالی است که از بین رفتن تالاب‌ها باعث تنزل کیفیت زندگی افراد شاغل در معیشت‌های وابسته به تالاب‌ها همچون بخش کشاورزی، دامداری و صیادی شده است. هم‌اکنون معیشت ۷۰ هزار خانوار وابسته به‌ تالاب‌هامون در زابل و معیشت ۱۲ هزار نفر وابسته به تالاب شادگان و هورالعظیم در خوزستان در معرض خطر قرار گرفته است. کشور ایران دارای اقلیم خشک است. با این وجود تدبیر خاصی برای این مساله اندیشیده نشده است. شایع‌ترین تاثیر خشک‌ شدن تالاب‌ها وجود ریزگردهاست. این امر در تشدید آلودگی هوا و بحران محیط‌زیستی نقش تعیین کننده دارد. تالاب‌ها تاثیر فراوانی بر زندگی مردمان جوامع محلی و مردم ساکن در بخش‌های پیرامونی آن دارند و مردم هم از قدیم وابسته به تالاب‌ها بوده اند، البته شکل زندگی کنونی باعث شده تا ساکنان جوامع محلی دچار زندگی صنعتی شوند که این روند هم مناسب نیست. در اصل آنهایی که در کنار تالاب‌های‌هامون، انزلی، جازموریان و.. .زندگی می‌کنند وابسته به تالاب‌ها هستند و تالاب‌ها نیز به آنها وابستگی دارند، چون یکی از ریشه‌های اصلی تولید ریزگردها در دنیا، بحرانی شدن وضعیت تالاب‌ها و خشک شدن آنهاست و توجه به این علت، تاثیرگذار خواهد بود.

تالاب‌ها را دریابید

مهم‌ترین مشکلات تالاب‌های کشور کاهش حجم آب بر اثر عوامل طبیعی و انسانی، ورود آلاینده‌ها، کود و سم به تالاب‌ها و ‌رعایت نکردن حریم زیست‌محیطی و اکولوژیکی است. در عین حال تغییرات کاربری اراضی تالابی، رعایت ‌نکردن حقابه طبیعی محیط‌های طبیعی از سوی مجریان مختلف طرح‌های آبی، عدم‌ ملاحظات زیست‌محیطی در پروژه‌های عمرانی، ورود آلاینده‌های مختلف بیولوژیکی، شیمیایی و فیزیکی، تغییرات اقلیمی در سطح جهان را به‌دنبال داشته است. یک کارشناس محیط‌زیست درباره وضعیت تالاب‌های کشور به «آرمان» می‌گوید: امروز تالاب‌های کشور در وضعیت بحرانی هستند، اما قبل از هرگونه اظهار نظر یا اقدام خاص باید عوامل پدیدآورنده وضعیت کنونی را مورد بررسی قرار داد. وقتی بتوان عوامل تهدید را بررسی کرد به‌ نسبت راه‌های نجات دهنده تالاب‌های کشور به‌شکل مطلوب مورد شناسایی قرار می‌گیرد. در یک دهه اخیر با خشکسالی‌ها و کمبود بارش‌های متعدد در کشور مواجه بوده‌ایم. هومان خاکپور ادامه می‌دهد: با بررسی میانگین بارش‌های سالانه باید گفت که میزان بارش در مقایسه با میانگین بارش‌های میان مدت تفاوت چندانی نداشته است. برای مثال هم اکنون در بسیاری از مناطق با کاهش بارش سالانه مواجه هستیم. این در حالی است که در بسیاری از مناطق بارش جامد از بین رفته است و این تغییر اقلیم باعث بروز بارش‌ها به شکل مایع و باران شده است. در اصل بارش‌ به‌ شکل برف روند مدیریت و مهار آب‌ها را تسهیل کرده و باعث نفوذ آب‌ها در منابع زیرزمینی می‌شود. در اغلب مناطق کشور با وجود تغییر در نحوه بارش، هنوز تمهیدات لازم برای مدیریت آب، هدایت آب و ذخیره آن در سفره‌های آب زیرزمینی انجام نشده است. از سوی دیگر در سال‌های اخیر پوشش گیاهی به‌شدت دچار تغییر شده است. به گفته این کارشناس محیط‌زیست، کاهش پوشش گیاهی، هدر رفت آب و افزایش فرسایش خاک را در بسیاری از مناطق افزایش داده است. این امر باعث شده تا در مقایسه با یک‌دهه گذشته روند آبرسانی به‌تالاب‌ها با مشکلات فراوان مواجه شود، چون تاکنون تمهیدات لازم برای هدایت آب‌های تولید شده از ذوب برف‌های کوهستانی در دستور کار قرار نگرفته است.

بحران تالاب‌ها در نتیجه تولیدات انسان

این کارشناس محیط‌زیست تاکید می‌کند: یکی از تهدیدات جدی برای تالاب‌های کشور را می‌توان فعالیت‌های مخرب انسانی دانست. برای مثال میزان برداشت از چاه‌های مجاز یا غیرمجاز در اطراف اراضی کشاورزی باعث تخلیه سفره‌های آب زیرزمینی شده است. این در حالی است که با وجود شرایط نامساعد در زمینه تالاب‌های کشور تاکنون هیچ اقدام موثر و تاثیرگذاری برای کنترل یا کاهش میزان مصرف آب در طول چند سال اخیر از سوی تصمیم‌گیران محیط‌زیست در دستور کار قرار نگرفته است، بلکه در سال‌های اخیر شاهد افزایش مصرف و برداشت‌های بی‌رویه در حوزه آب بودیم. این امر افزایش روند خشکی تالاب‌ها را به‌دنبال داشته است. خاکپور می‌گوید: دیگر عوامل تهدید کننده در حوزه تالاب‌ها مقوله سدسازی است. تاکنون در زمینه سدسازی هیچ‌گونه اقدام موثری انجام نشده است. در کشور ما مقوله‌ای تحت عنوان مدیریت آب وجود ندارد. این کارشناس محیط‌زیست می‌افزاید: امروز نجات تالاب‌های کشور نیازمند برنامه‌های مدون و مناسب است. مشکل تالاب‌های کشور با مسکن و اقدامات مقطعی حل نمی‌شود، بلکه هرگونه اقدام سازنده در این زمینه نیازمند عمل جراحی و اقدامات اساسی است. به گفته او باید پذیرفت که رهاسازی حقابه زیستی تالاب‌ها یکی از اولویت‌های کشور است. باید مطالبه‌گران در حوزه کشاورزی، صنعت و... به شکل جدی وارد عمل شوند. در این شرایط اقدامات برای احیای تالاب‌ها باید با متولی مناسب پیگیری شود. برای مثال در برخی موارد مشاهده می‌شود که وزارت نیرو حقابه زیستی یک تالاب یا رودخانه را از محل خروجی سد رها کرده است، اما در اصل هیچ دستگاه متولی پاسخگوی وضعیت آب و نظارت‌ها در این زمینه نیست. برای مثال شاید وزارت نیرو مدعی باشد که حقابه زیستی رودخانه زاینده‌رود و تالاب گاوخونی را رها کرده است، اما دستگاه نظارتی مناسب برای مدیریت این امر و بررسی اقدامات انجام‌شده وجود ندارد. با وجود اینکه وزارت نیرو مسئولیت را برعهده سازمان حفاظت محیط‌زیست می‌گذارد، اما در این بین شاهد شانه خالی کردن این دو سازمان از مسئولیت‌های موجود هستیم. با این تفاسیر روز به روز بر شدت خشکی تالاب‌ها افزوده می‌شود. باید سازمان حفاظت محیط‌زیست به‌عنوان متولی، مسئولیت اقدامات محیط‌زیستی را پذیرفته و اختیارات قانونی داشته باشد تا بتواند به رهاسازی حقابه‌های رودخانه‌ها و تالاب‌ها بپردازد. از سوی دیگر این سازمان باتوجه ویژه به مقوله نظارت می‌تواند در احیای تالاب‌های کشور تاثیرگذار باشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۴۰
پیمان صاحبی


کارگاه سد شفارود که با مخالفت فعالان محیط زیست مدتی متوقف شده بود، بار دیگر شروع به فعالیت کرد. طی سه روز گذشته بنا بر گزارش منابع محلی کارگران به شدت مشغول کار بوده و در حال قطع درختان توسکا و ممرز منطقه هستند. این درختان با مجوز اداره کل منابع طبیعی گیلان قطع شده زیرا کارگروه سه نفره‌ای که به دستور معاون اول رییس جمهور تشکیل شده، مصلحت را بر آن دید که سد شفارود در منطقه گیلان احداث شود. به این ترتیب دولت بار دیگر دولتی که شعار حفظ محیط زیست می‌دهد، مشابه سایر دولت‌ها حفظ جنگل را قربانی توسعه کرد.

کارگاه سد شفارود که با مخالفت فعالان محیط زیست مدتی متوقف شده بود، بار دیگر شروع به فعالیت کرد. طی سه روز گذشته بنا بر گزارش منابع محلی کارگران به شدت مشغول کار بوده و در حال قطع درختان توسکا و ممرز منطقه هستند. این درختان با مجوز اداره کل منابع طبیعی گیلان قطع شده زیرا کارگروه سه نفره‌ای که به دستور معاون اول رییس جمهور تشکیل شده، مصلحت را بر آن دید که سد شفارود در منطقه گیلان احداث شود. به این ترتیب دولت بار دیگر دولتی که شعار حفظ محیط زیست می‌دهد، مشابه سایر دولت‌ها حفظ جنگل را قربانی توسعه کرد.

 سد شفارود قرار است آب منطقه رضوانشهر در غرب گیلان را تامین کند. کلنگ آغاز عملیات اجرایی این سد از سال ۱۳۶۹ به زمین زده شد. چند روز پیش خبر رسید که درختان مخزن سد شفارود در حال قطع شدن است. این در حالی است که سازمان حفاظت محیط زیست مدعی است تاکنون ارزیابی زیست محیطی سد شفارود را نپذیرفته و هیچ مجوزی برای احداث آن صادر نکرده‌است. تماس‌های مکرر خبرنگار «صبح‌نو» با حمید جلالوندی مدیرکل دفتر ارزیابی سازمان حفاظت محیط زیست بدون پاسخ می‌ماند و وی پاسخگویی را مشروط به هماهنگی با روابط عمومی این سازمان می‌کند. هماهنگی که البته هیچ‌گاه انجام نمی‌شود!

اما در سکوت مسئولان ساکن پردیسان، آقای کمال احمدی که از ساکنان بالادست سد شفارود است به «صبح‌نو» خبر می‌دهد: طی چند روز گذشته افرادی اقدام به قطع درختان توسکا و ممرزی واقع در محل تونل انحرافی سد شفارود کرده‌اند.

وی به نقل از کارشناسان و کارگران موجود در منطقه از صدور مجوزهای دولتی برای این اقدام سخن می‌گوید و البته ادامه می‌دهد: هیچ مجوز کاغذی به ما نشان نمی‌دهند اما روی درختانی که کارگران مشغول قطع آنها هستند، چکش بهره‌برداری (علامتی که نشان دهنده مجوز قطع درخت از سوی ادارات منابع طبیعی است) خورده‌است. احمدی وسعت منطقه قطع درختان را حدود ۱۵ هکتار تخمین می‌زند.

عمر پروژه طولانی است، پس می‌سازیم!

طرح سدی که در پرآب‌ترین استان کشور به قیمت از دست رفتن بیش از ۹۰ هکتار از جنگل‌های هیرکانی در دست ساخت است، تا کنون دو بار بازنگری شده‌است. طراحان اولیه سد به حدی مخزن آن را بزرگ طراحی کرده بودند که ارتفاع آن حدود ۱۵۰ متر بود و ۳۰۰ هکتار جنگل زیر آب می‌رفت. در سال ۸۵، دولت که با جذب فاینانس بین‌المللی قصد ساخت سد را داشت، ارتفاع سد را تعدیل کرده و به ۱۳۷ متر می‌رساند. سطح جنگل تخریبی نیز به ۱۷۶ هکتار می‌رسد. با این وجود، فعالان محیط زیست مقاومت کرده و سازمان حفاظت محیط زیست نیز به دلیل قانع نشدن از طرح ارزیابی زیست محیطی این سد با ساخت آن مخالفت می‌کند تا اینکه مدیر عامل شرکت مدیریت منابع آب در مرداد ماه سال ۹۴، در نشستی خبری از تعدیل ۱۳ متری ارتفاع سد شفارود و تغییر اهداف آن خبر می‌دهد. به گفته آقای محمد حاج رسولی‌ها با این تعدیل ارتفاع حدود ۹۰ هکتار از جنگل‌های منطقه شفارود زیر آب می‌رود.

نتیجه مقاومت فعالان محیط زیست تشکیل هیاتی سه نفره توسط معاون اول رییس جمهور است تا ساخت این سد را تعیین تکلیف کنند. در حالی که بسیاری از فعالان محیط زیست به درایت این گروه که نمایندگان معاون اول رییس جمهور، نوبخت و سازمان حفاظت محیط زیست در آن حضور دارند، دل خوش کرده بودند، گویا این تدبیر نیز به همان نسخه قدیمی ساخت سد با تحمل مخاطرات زیست محیطی به منطقه، منتهی می‌شود. آقای قربانعلی محمدپور مدیرمدیر کل محیط زیست استان گیلان در گفتگو با «صبح‌نو» درباره مصوبات جلسه مشترک این هیات سه نفره می‌گوید: با بررسی شرایط گذشته، نظر اعضا نسبت به ساخت سد شفارود مثبت بود. با وجود آنکه شفارود جزء پروژه‌هایی بود که مشمول ارزیابی زیست محیطی است و تا کنون این کار انجام نشده، اما به دلیل پیشرفت فیزیکی آن، تصمیم گرفته شد با تمهیداتی پروژه اجرا شود. اما هنوز به صورت رسمی این مسئله به محیط زیست ابلاغ نشده‌است.

محمدپور به این پرسش که چگونه بدون ابلاغ رسمی، درختان منطقه در حال قطع هستند، این گونه پاسخ می‌دهد: در گذشته نشانه‌گذاری در سطح ۲۶ هکتار از مخزن سد انجام شده بود. بعد از جلسه ماه گذشته و ابلاغ تصمیمات به سازمان جنگل‌ها، معاونت جنگل‌های شمال و اداره کل منابع طبیعی به پیمانکار مجوز دادند که ۱۱ هکتار از درختان مخزن سد را قطع کند.

وی که در جریان قطع درختان طی سه روز گذشته نیست درباره تمهیدات مورد نظر کارگروه سه نفره برای ساخت سد، عنوان می‌کند: این تمهیدات شروط مختلفی داشت. یکی از این مباحث تعدیل ارتفاع سد بود. تا ابلاغیه‌ای از سوی دولت به دست ما نرسد، نمی‌توانم گزارش درستی در این رابطه ارایه کنم.

نشانه‌گذاری‌ها قدیمی است

مسئولان شرکت مدیریت منابع آب، اصلاح کیفیت آب شرب منطقه را دلیل اصلی ساخت سد شفارود اعلام می‌کنند اما به نظر می‌رسد توافقات انجام شده در انتهای فعالیت دولت نهم، محرک ساخت سد شفارود باشد. در جلسه مشترکی بین وزارتخانه‌های نیرو، جهاد کشاورزی و محیط زیست در دولت نهم، وزارت جهاد کشاورزی تعهد می‌کند که کشت برنج را محدود به سه استان شمالی کند تا منابع آب برنج‌کاری در سایر استان‌ها، صرف مصارف دیگر شود. این تعهد و کمبود منابع آب در ماه‌های تیر و مرداد که فصل برنج‌کاری مردم منطقه است، سبب می‌شود آب منطقه‌ای بر ساخت مخزنی برای ذخیره آب تاکید کند.البته آب منطقه‌ای روش‌های بومی منطقه یعنی ایجاد آب‌بندان برای تامین نیازهای کشاورزی را هم نسبت به ساخت سد شفارود مخرب‌تر ارزیابی می‌کند به همین دلیل ساخت سد تنها نسخه علاج بخش معرفی می‌شود. در این میان هدف تامین آب صنعت از اهداف سد شفارود حذف شده و با متولیان آب با تکیه بر بهبود کیفیت شرب، نظر خود را غالب می‌کند. به این ترتیب باز هم درختانی قربانی ساخت سدی می‌شوند که اما و اگرهای زیادی دارد. شاهدان محلی می‌گویند درختان در حال قطع پروژه شفارود نشانه‌گذاری شده‌اند اما آقای داوود زارع مدیر کل منابع طبیعی و آبخیزداری گیلان در گفتگو با «صبح‌نو» تاکید می‌کند: هیچ درختی جدیدی نشانه‌گذاری نشده و احتمالا آنچه قطع می‌شود مربوط به همان عرصه‌ای است که یک ماه و نیم پیش، نشانه‌گذاری شده بود. البته وی از قطع‌های چند روز پیش همچون مدیر کل محیط زیست استان گیلان اظهار بی‌اطلاعی می‌کند.

این مقام مسئول می‌گوید: حدود ۲۶ هکتار از مخزن سد، سطح تراز آب شرب را تامین کرده و در محوطه دریاچه سد قرار می‌گیرد. در این سطح، مجوز نشانه‌گذاری حدود هفت هکتار توسط سازمان جنگل‌ها صادر شده بود که انجام شد و بقیه سطح نیز در دست اقدام است.

زارع درباره دلایل آغاز پروژه بدون انجام ارزیابی زیست محیطی و هماهنگی با سازمان حفاظت محیط زیست می‌گوید: مسئولان محیط زیست استان گیلان در کارگروه سه نفره حضور دارند و مجوز سازمانی به ما می‌دهند. احتمالا دوستان محیط زیست هم در جریان کار هستند.

وی ادامه می‌دهد: سد شفارود در زمان فاطمه واعظ جوادی رییس وقت سازمان حفاظت محیط زیست مجوز ساخت استانی و کشوری دریافت کرد. در آن زمان وسعت تخریب جنگل خیلی زیاد بود و ۳۰۰ هکتار عرصه در مخزن سد قرار می‌گرفت که با مقاومت ما و فعالان محیط زیست، این سطح به ۸۰ تا ۹۰ هکتار کاهش یافت.

منبع: صبح‌نو

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۴۱
پیمان صاحبی


رئیس گروه مطالعات دفتر بیابان سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور گفت: با توجه به اندازه ذرات گردوغبار در ایران، کانون‌های بحران فقط غبار محلی ایجاد می‌کنند و دامنه پراکنش و وسعت طوفان‌های گردوغبار با منشاء داخلی، محدود است.


رئیس گروه مطالعات دفتر بیابان سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور گفت: با توجه به اندازه ذرات گردوغبار در ایران، کانون‌های بحران فقط غبار محلی ایجاد می‌کنند و دامنه پراکنش و وسعت طوفان‌های گردوغبار با منشاء داخلی، محدود است.

علی‌محمد طهماسبی امروز در گفت‌وگو با خبرنگار ایانا افزود: فقط در دو کانون گردوغبار کشور ممکن است ذرات به مسافت‌های دورتر حمل شوند.

وی بیان کرد: در منطقه خوزستان ممکن است گردوغبار به لرستان برسد و در سیستان و بلوچستان نیز به خاطر قطر ذرات و سرعت طوفان، این ذرات به چابهار و بندر گواتر نیز می‌رسد.

رئیس گروه مطالعات دفتر بیابان با اشاره به اینکه ذرات گردوغبار با منشاء خارجی زیر ۲۰ میکرون قطر دارند، اندازه ریز این ذرات را عامل موثری در ماندگاری و شعاع وسیع پراکنش آنها اعلام کرد.

به گفته طهماسبی، گردوغبار با منشاء خارجی سه تا چهار روز در هوا باقی می‌مانند در حالی که غبارناکی با منشاء داخلی، بعد از طوفان در یک بعد از ظهر منطقه اطراف خود را درگیر کرده و تا شب فروکش می‌کند.

وی با اشاره به مطالعاتی که در ایران مرکزی انجام داده، حداقل قطر ذرات کانون‌های بحران ایران را ۷۰ تا ۸۰ میکرون و حداکثر آن را ۲۰۰ میکرون اعلام کرد.

رئیس گروه مطالعات دفتر بیابان ادامه داد: به طور متوسط قطر ذرات کانون‌های بحران ایران ۱۲۰ میکرون است. یعنی بیشتر ذرات گردوغبار با منشاء داخلی قطری به اندازه ۱۲۰ میکرون دارند و شعاع محدودی را طی می‌کنند. قطر درشت ذرات خاک به‌دلیل ساختار زمین‌شناسی ایران است و شانس بزرگی برای ما به حساب می‌آید.

طهماسبی مباحث مطرح شده در زمینه انتقال گردوغبار نمکین دریاچه ارومیه به زنجان را مباحثی بدون پایه علمی و تبلیغاتی دانست.

وی عنوان کرد: قطعاً گردوغبار ارومیه مردم محلی را درگیر می‌کند، اما سایر استان‌ها از این مسئله آسیب نمی‌بینند.

طهماسبی یادآور شد: اندازه ذرات و شعاع حرکت آنها رابطه عکس با یکدیگر دارند. هرچه اندازه ذرات درشت‌تر باشد، شعاع کمتری را تحت تأثیر قرار می‌دهد. معمولا ذرات گردوغبار ایران فقط قادرند ۵۰ تا ۶۰ کیلومتر مسیر را طی کنند. ذراتی به قطر ۱۸۰ میکرون فقط ۱۰ کیلومتر مسافت را طی کرده و سپس ته‌نشین می‌شوند.


۱۱ ایستگاه سنجش غبار در ایران

تعداد روزهایی که در ایران درگیر گردوغبار هستیم، رو به افزایش است و برای شناخت بهتر این پدیده و منشاء آن، نیازمند مطالعات پایه و ایجاد ایستگاه‌های سنجش گردوغبار هستیم.

رئیس گروه مطالعات دفتر بیابان در این باره تأکید کرد: در حال حاضر تکنولوژی سنجش غبار را از دانشگاه اونز آمریکا وارد کرده‌ایم. بخشی از دستگاه‌ها را هدیه گرفته‌ایم و با مهندسی معکوس، اقدام به ساخت آن کرده‌ایم. این تکنولوژی در خاورمیانه و خاور دور و چین، به‌عنوان کشوری پیشرفته در زمینه بیابان‌زدایی و مطالعات مرتبط با آن، منحصر به فرد است و بعد از کالیفرنیا، ایران تنها کشوری است که به این تکنولوژی مجهز شده است.

وی اضافه کرد: سیستم‌های ما کاملاً دیجیتالی است و تا ارتفاع ۵۰ متری، گردوغبار را اندازه‌گیری می‌کند.

طهماسبی گفت: شش ایستگاه پایش غبار در ارومیه تأسیس کرده‌ایم. یک ایستگاه نیز در آذربایجان غربی در حال تأسیس است. دو ایستگاه در کرمان و دو ایستگاه در سرایان خراسان جنوبی، مستقر شده است.

وی در پاسخ به پرسشی درباره مناسب بودن تعداد ایستگاه‌های راه‌اندازی شده، افزود: بر اساس مطالعه‌ای که انجام دادیم و پهنه‌بندی مشخص شده برای سنجش وضعیت غبارهای ایران، تعداد ایستگاه‌های راه‌اندازی شده شاید نیم درصد نیاز کشور را هم پوشش ندهد.

رئیس گروه مطالعات دفتر بیابان در پایان تأکید کرد: فاصله زیادی با استانداردهای مورد نظر برای مطالعه وضعیت موجود داریم./

منبع:ایانا
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۳۹
پیمان صاحبی


چشمان جازموریان به دستان سد جیرفت

 تالاب جازموریان در جنوب شرق ایران در جنوب کوه شاهسواران استان کرمان واقع شده که سهمی 25 درصدی در بروز ریزگردهای کشور دارد و اکنون برای نجات به سد جیرفت چشم امید بسته است.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایرنا،هلیل رود یکی از منابع تامین کننده آب تالاب جازموریان بوده که احداث سد جیرفت (بهمن 71) بر روی این رودخانه سبب خشک شدن این تالاب شده و آنرا به منبع تولید ریزگرد تبدیل کرده است.


اکنون صحبت این است آیا همان سدی که موجب مرگ این تالاب شد به دادش خواهد رسید و حیات را به رگهای خشکیده هلیل جاری و از آنجا به پیکر بی جان جازموریان تزریق می کند.


ایران دارای اقلیمی خشک و نیمه خشک است بنابراین همواره برای تامین آب مورد نیاز با چالش مواجه بوده ، در چند سال اخیر هم پدیده خشکسالی و تغییر اقلیم از یک سو و مدیریت نادرست منابع آبی از سوی دیگر مشکلات زیادی را برای حوزه آبی کشور ایجاد کرده است.


این مشکلات به چالش کم آبی منتهی و موجب بروز پدیده نوظهوری به نام ریزگردها شد که چند سالی است دامن کشور را گرفته هر چند درصد زیادی از این ریزگردها منشاء خارجی دارند اما برخی از تالاب های کشور هم با خشک شدن به منبع ریزگرد داخلی تبدیل شده اند که تالاب جازموریان در استان کرمان یکی از آنها است و سهمی 25 درصدی از ریزگردها را به خود اختصاص داده است.


اکنون سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان متولی حفاظت از تالاب ها در صدد اتخاذ راه حلی برای این مشکل است از این رو از وزارت نیرو خواسته تا در این مورد جلسه مشترکی برگزار کنند که فرهاد دبیری معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست روز دوشنبه دراین باره به خبرنگار ماگفت: ریزگردهایی که کشور را درگیر کرده اند دارای دو منشا داخلی و خارجی هستند که بخش خارجی حجم زیادی از این ریزگردها را تشکیل می دهد.


وی افزود: اما برخی تالاب های کشور هم به علت خشکسالی و نرسیدن حقابه لازم به آنها در حال خشک شدن هستند که به مرور به منشا ریزگرد تبدیل خواهند شد مانند تالاب جازموریان در کرمان که اکنون سهمی 25 درصدی از بروز ریزگردها دارد.


دبیری اظهار کرد: برای بررسی وضعیت تالاب جازموریان به وزارت نیرو درخواست تشکیل جلسه ای داده ایم و چون کشاورزی نیز در منطقه رونق گرفته است نماینده ای از وزارت جهاد کشاورزی نیز در این جلسه حضور خواهد داشت.


وی افزود: اکنون در حال تهیه گزارشی برای این جلسه هستیم تا در کارگروه جازموریان مطرح شود تا بتوان راه حلی برای مقابله با ریزگردهای این تالاب پیدا کرد.
دبیری گفت: تالاب جازموریان همیشه فصلی بوده و هیچ وقت به طور مداوم پرآب نبوده است، سوابق نشان می دهد یک دوره پرآب، یک دوره مرطوب و دوره ای هم خشک بوده است که امیدواریم حداقل به دوره رطوبت برگردد تا همیشه خشک نباشد.


معاون محیط زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست اظهار کرد: برای ما کافی است که حداقل بستر تالاب مرطوب باشد تا گرد و غبار از آن بلند نشود.
وی گفت: همواره با شورای هماهنگی حوضه آبریز با وزارت نیرو جلسه داریم و اکنون در حال مذاکره در مورد زاینده رود هستیم که بعد از پایان آن نوبت به بررسی حوضه آبریز بختگان می رسد که با پایان یافتن این مذاکرات بررسی تالاب جازموریان در دستور کار قرار خواهد گرفت که امیدواریم این جلسه تا قبل از پایان سالجاری برگزار شود.


دبیری افزود:پیشنهاد ما این است که در صورت امکان از سد جیرفت سهم آبی برای تالاب جازموریان اختصاص یابد، البته فاصله سد جیرفت تا جازموریان زیاد است و آب جیرفت را تامین می کند از این رو مشکلاتی خواهد داشت اما سازمان محیط زیست تمام تلاش خود را برای تعیین سهم از این سد به کار خواهد برد.
وی درباره حقابه تالاب جازموریان گفت: چون جازموریان یک تالاب فصلی است از این رو تاکنون حقابه ای برای آن تعیین نشده است چون به علت فصلی بودن تعیین حقابه کار دشواری است.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۳۳
پیمان صاحبی


 

سد گتوند تعیین تکلیف شد

وزیر نیرو از تصمیم نهایی برای سد گتوند خبر داد و گفت: در نهایت با تصمیم چند دستگاه تکلیف سد گتوند مشخص شد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایسنا،حمید چیت‌چیان با بیان اینکه بر اساس تصمیم‌گیری که مجموع چند دستگاه از طرف دولت و رئیس‌جمهور تعیین شده بودند، برای سد گتوند برنامه‌ریزی مدونی تبیین شد، اظهار کرد: سازمان برنامه‌ و بودجه، سازمان حفاظت محیط زیست، وزارت کشاورزی، وزارت نیرو و نماینده ویژه رئیس‌جمهور در مورد این سد تصمیم‌گیری کردند.

به گفته وی طبق آخرین تصمیم‌گیری‌ها قرار شده که دو تصمیم آخر مبنی بر مدیریت مصرف و انتقال آب به حوضچه‌های تبخیری برای حل مشکلات گتوند به اجرا دربیاید که در حال حاضر نیز عملیات این دو طرح در مرحله اجرا قرار گرفته است.

حاشیه‌های ریز و درشت گتوند که از وجود گنبد نمکی و سازند گچساران در منطقه آبگیری این سد و در نتیجه احتمال شورشدن آب کارون شروع شده بود، بعدها با بدهی بالای پروژه و تعطیلی فعالیت‌های اجرایی و حتی تعویق چندباره وعده‌های مختلف درباره پروژه ادامه پیدا کرد، مدتی نیز آواره‌شدن چندهزار روستایی و زیرآب رفتن ده‌ها روستا با آبیگری گتوند در کانون توجهات قرار داشت. در نهایت این سد باوجود همه حاشیه‌های ریز و درشت خود به بهره‌برداری رسید، اما این به معنی پایان حاشیه‌ها در این پروژه بزرگ نبود، چنان که هنوز هم سازمان محیط زیست به عنوان یک نهاد دولتی انتقاداتی را به این پروژه وارد می‌داند با این وجود سد گتوند که مدت‌ها در گیرودار مطالعه و ارائه مجوزهایی برای اجرایی شدن راهکارهای حل مشکل بود سرانجام در مرحله‌ی اجرا قرار گرفت.

سد گتوند علیا یکی از بزرگ‌ترین سدهای ایران است که بر روی رودخانه کارون در جنوب غربی ایران ساخته شده است. این سد، در فاصله ۳۸۰ کیلومتری از ریزشگاه رودخانه کارون، در فاصله ۲۵ کیلومتری شمال شهرستان شوشتر و در ۱۰ کیلومتری شمال شرقی شهر گتوند در استان خوزستان قرار دارد. سد گتوندعلیا آخرین سد قابل احداث بر روی رودخانه کارون است. ارتفاع این سد سنگریزه‌ای با هسته رسی ۱۸۲ متر است که بلند ترین سد خاکی کشور محسوب می‌شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۳۱
پیمان صاحبی


 

دریاخواری، ارمغان خشکی خلیج گرگان

 خلیج گرگان آهسته آهسته آب می‌رود؛ گویا به سرنوشت دریاچه ارومیه گرفتار شده است. پس‌رفت دریا و پیش‌رفت ساحل، غم‌انگیزترین صحنه‌ این روزهای خلیج گرگان است. پس‌رفت و پیش‌رفتی که ارمغان آن برای خلیج تنها دریاخواری بوده است. در این میان، خبری هم از بودجه‌های قطره‌چکانی و کارگروه‌های نجات نیست؛ به‌گفته مسئولان حتی یک ریال از پنج میلیارد تومان بودجه مصوب برای نجات خلیج گرگان تاکنون محقق نشده است.

به گزارش سلامت نیوز، روزنامه قانون در ادامه نوشت: خلیج رویایی‌گرگان بر اثر پیشروی در ساحل شبه جزیره میانکاله در منتهی‌الیه جنوب شرقی دریای خزر شکل گرفته است. عمق خلیج به چهارمتر می‌رسد و وسعت آن 400 ‏کیلومترمربع است.

مهم‌ترین مشکل خلیج گرگان؛ پس‌روی آب به سمت دریا و کاهش شدید عمق آب آن است. احداث سدهای بسیار روی رودخانه‌هایی که منتهی به خلیج می‌شوند، کاهش میزان بارندگی و کاهش آبدهی رود ولگا در روسیه که 70 تا 90 درصد آب خزر را تامین می‌کند، از مهم‌ترین دلایل کاهش آب دریا بوده و درپی آن خشکی خلیج گرگان است. صید بی‌رویه، ورود فاضلاب‌های صنعتی، دامداری و کشاورزی به خلیج گرگان از دیگر مشکلات آن است.

عمق خلیج گرگان به یک متر رسید

براساس آمار، میزان رسوب‌گذاری از سمت ایران در دریای خزر بسیار بالاست که این رسوب‌گذاری از طریق فرسایش و شسته شدن خاک از طریق کشاورزی ایجاد و آن رسوب‌ها، از طریق رودخانه‌ها به خلیج گرگان منتقل می‌شوند. همچنین ورود حجم وسیعی از فاضلاب‌های تصفیه شده و نشده به خلیج نیز در ایجاد این رسوب‌گذاری بی‌تاثیر نبوده است. رسوبات در دهانه خلیج گرگان افزایش یافته و با توجه به کم شدن ورودی آب و پس روی آب دریا، بخش غربی خلیج گرگان خشک شده و آب تا عمق یک متر در این خلیج کاهش یافته است.

خلیج گرگان، قطب گردشگری

اکولوژی خلیج گرگان تحت تاثیر دریای خزر، رودهای مجاور و شبه جزیره میانکاله قرار گرفته است که در رشد و تکثیر آبزیان ، ماهیان استخوان‌دار و ماهیان غضروفی و جذب پرندگان مهاجر زمستانی نقش مهمی دارد.وجود خلیج گرگان از مهم‌ترین محورهای دارای قابلیت توریستی است؛ سواحل جنوبی و شرقی دریای خزر برخلاف سواحل شمالی آن هیچگاه دوره یخبندان ندارد، لذا پیوسته شرایط جلب توریست داشته و آماده انجام همه گونه ورزش آبی است. خلیج گرگان به همراه شبه جزیره میانکاله به‌عنوان پناهگاه حیات وحش به‌علت داشتن اهمیت زیستی زیاد یکی از ذخیره‌گاه‌های زیست کره در جهان به ثبت رسیده است. شاید جالب باشد که بدانید؛ در دومین فصل از پژوهش‌های باستانی زیر آب، بقایایی از قلعه تاریخی در امتداد دیوار تاریخی گرگان و تمیشه در زیرآب‌های خلیج گرگان کشف شد.این خلیج همچنین زیستگاه و محل تخم‌گذاری بسیاری از گونه‌های بومی دریای خزر از جمله ماهیان خاویاری است که ارزش اقتصادی زیادی برای ایران دارند و آرام بودن آب خلیج نیز شرایط مناسبی برای آن به عنوان یک تفریحگاه دریایی ایجاد کرده است.

نابودی محل تخم‌ریزی ماهیان خاویاری

خشکی خلیج گرگان، پیامدهای منفی و آثار مخرب برای اکوسیستم منطقه داشته است. شاید مهم‌ترین پیامد آن را باید از بین رفتن محل تخم‌ریزی ماهیان خاویاری دانست. در منطقه خلیج گرگان، ورود انواع آلاینده‌ها از جمله مواد مغذی، فسفات، سیلیکات و غیره که به‌صورت کود یا فاضلاب شهری است، موجب شده این خلیج در اصطلاح دچار مشکلی به نام «پرغذایی» شود. همچنین دسترسی بسیار سخت به دریا برای صیادان، باتلاقی شدن ساحل برای گردشگران و از همه مهم‌تر کاهش ذخایر ماهیان دریایی، از مهم‌ترین تاثیرات کم شدن آب خلیج گرگان است.

معیشتی وابسته به خلیج

اقتصاد مردمان زیادی در غرب استان گلستان و شرق استان مازندران به این خلیج وابسته است و نابودی آن، پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی زیاد و خطرناکی مانند مهاجرت گسترده مردم منطقه و عواقب آن را در برخواهد داشت.

یک ریال از بودجه نجات گرگان محقق نشد

اوایل سال‌جاری پس از اعتراضات فعالان و کارشناسان محیط زیست و هشدار تکرار سونوشت دریاچه ارومیه در خلیج‌گرگان به‌دلیل پس‌روی آب دریای خزر و بحران خشکسالی و نابودی زیست‌گاه گونه‌های آبزی بسیار نادر و در حال انقراض مانند ماهی خاویاری، دولت بودجه‌ای را برای نجات خلیج گرگان اختصاص داد. میزان بودجه مصوب 5 میلیارد تومان بود که تاکنون محقق نشده است. مدیرکل حفاظت محیط‌زیست استان گلستان گفت:« حتی یک ریال از این بودجه نیز پرداخت نشده و هیچ اقدامی نیز در این مدت برای این خلیج انجام نگرفته است». همچنین فرهاد دبیری، معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست نیز درباره نجات خلیج گرگان گفت:« برای رسیدگی به وضعیت خلیج گرگان یک کارگروه به وجود آمده و از آنجا که این خلیج وابسته به دریای خزراست، معاونت امور دریایی سازمان حفاظت محیط زیست متولی آن است. این کارگروه مشغول فعالیت است و در حال حاضر میزان آب‌های بالادست، پس‌آب‌ها و میزان پس‌روی آب را اندازه‌گیری و بررسی می‌کند».

مسئول لایروبی خلیج گرگان کیست؟

براساس شواهد، در اثر بالا آمدن آب و رسوب‌گذاری از سمت خشکی، کانال خوزینی در سمت چپ جزیره آشوراده بسته‌شده است. تنگه طبیعی سمت راست (شرق) جزیره نیز در حال بسته شدن است. یکی از راه‌حل‌های نجات گرگان لایروبی این کانال‌هاست، حال پرسش این است مسئول این لایروبی کدام نهاد یا ارگان است؟ این پرسشی است که حتی مسئولان استان گلستان از خود می‌پرسند و تاکنون نمی‌دانند لایروبی خلیج گلستان جزو شرح وظایف کدام نهاد است.

خشکی، دریاخواری می‌آورد

یکی دیگر از خطرهایی که خلیج گرگان را تهدید می‌کند، دریاخواری است. خشک شدن خلیج گرگان و پس‌رفت دریا و پیش‌رفت ساحل آن، این روزها بازار زمین‌خواری و دریاخواری را در این منطقه گرم کرده است. با پس‌روی آب به‌سرعت زمین‌های ساحل، فنس‌کشی می‌شود و این پدیده به‌تنهایی مشکلات بسیار بزرگی را برای منطقه به وجود می‌آورد.خلیج گرگان نیز مانند صدها تالاب و رودخانه کشور نفس‌های آخر خود را می‌کشد و گوشی برای شنیدن این نفس‌ها نیست. خلیجی که درصورت خشکی آن اکوسیستم دریای خزر، جزیره آشوراده و میانکاله به‌شدت تحت تاثیر قرار می‌گیرند و بسیاری از گونه‌های جانوری و گیاهی منقرض می‌شوند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۳۰
پیمان صاحبی


با وجود اینکه، در استراتژی امنیت ملی آمریکا، در سال ۲۰۱۰ آمده است که "خطر پدیده تغییرات آب و هوایی واقعی، فوری و شدید است" ترامپ، در برنامه‌های تبلیغاتی خود، بارها و بارها این نظریه علمی که تغییرات اقلیمی از اقدامات انسانی ناشی می‌شود را رد کرده است.

خبرگزاری کشاورزی ایران (ایانا) - علی خالویی، کارشناس فنی اداره منابع طبیعی و آبخیزداری کاشان:

اواخر هفته گذشته، رسانه‌ها به نقل از رویترز، خبری مبنی بر تصمیم ترامپ رئیس جمهوری جدید آمریکا، منتشر کردند. خبر این بود: "امضاء قانونی که مقررات سخت‌گیرانه‌تری نسبت به مهاجرت هفت کشور جهان، ازجمله ایران، به آمریکا اعمال شود". گذشته از، حواشی سیاسی این قانون -که بماند برای اهلش تا تفسیر کنند- رسم‌الخط و امضاء رئیس جدید جمهوری ایالات متحده بود. امضای طولانی با حروفی بلند و کشیده و کمی مایل، برآن شدم تا شخصیت ترامپ را از نظر رسم الخط امضاء و نظرات کارشناسان این حوزه مطلع شوم.

علت اصلی این دغدغه، اظهار نظرهای نگران کننده او، پیرامون مباحث "زیست‌محیطی" و "گرمایش زمین" است، کارشناسان معتقدند که "امریکا" و "چین" جزوه مهمترین کشورهای تولیدکننده گازهای گلخانه‌ای و بالطبع، افزاینده گرمایش سرزمین به حساب می‌آیند. اگر چنانچه ریاست جدید، اثرات گرمایش زمین را نپذیرد، برای زمین در حال گرم شدن، بدتر از این نمی‏توان وضعیت را تصور کرد.

با وجود اینکه، در استراتژی امنیت ملی آمریکا، در سال ۲۰۱۰ آمده است که "خطر پدیده تغییرات آب و هوایی واقعی، فوری و شدید است" ترامپ، در برنامه‌های تبلیغاتی خود، بارها و بارها این نظریه علمی که تغییرات اقلیمی از اقدامات انسانی ناشی می‌شود را رد کرده است. ترامپ نیز همچون هم حزبی‌های خود، گویا اعتقادی به دگرگونی‌های اقلیمی که دست ساخته بشر است، ندارد و نه تنها برنامه‌ای برای حل این مشکل جهانی ندارد، حتی باوری نیز به آن به‌عنوان تغییرات جوی یا اقلیمی نداشته و فقط به‌عنوان یک "تغییر نام" نگاه می‌کند. حتی شوربختانه گرم شدن کره زمین را بزرگترین مشکل جهان، نمی‌داند.

ناگفته نماند که جمهوری‌خواهان (هم‌حزبی‌های ترامپ)، متاسفانه به دنبال "استقلال انرژی" به هر قیمتی ازجمله گسترش "صنعت شیل" و حفاری فراساحلی و بدون توجه به ملاحظات زیست محیطی هستند. (نفت شیل نفت نامتعارفی است که از انحلال گرمائی خرده‏های سنگ نفت‏زا به‌دست می‏آید و به‌عنوان نفت و گاز مصنوعی معروف است).

نابخردانه اینکه، ترامپ در تشریح مواضع انتخاباتی خود در حوزه‌های "انرژی و محیط زیست"، ضمن وعده لغو توافقات سال ۲۰۱۵ پاریس برای مقابله با تغییرات اقلیمی، خواهان افزایش استخراج سوخت فسیلی و کاهش مقررات زیست محیطی شده است.

پسندیده است ذکری از توافق نامه سال ۲۰۱۵ پاریس، به میان آید. توافقی که در یک رویداد بی‌سابقه جهانی و با حضور ۱۵۰ نفر از رهبران کشورها، مذاکرات مهمی در مورد آب و هوا در پاریس آغاز می‌شود و نمایندگان بیش از ۱۹۵ کشور جهان این طرح کلی آب و هوایی می‌پذیرند.

ترامپ، همانند هم حزبی‌های خود درمورد دگرگونی‌های اقلیمی، معتقد است : "گرم شدن زمین بزرگترین مشکل ما نیست، باور کنید، آنها که ادعای تغییرات جوی را دارند، همیشه در حال تغییر نام آن هستند. و الان به آن آب و هوای طاقت فرسا می‌گویند. اسامی این ادعا را تغییر می‌دهند. تغییر نام، کاری را از پیش نمی‌برد".

اینجاست که شخصیت خطرناک معاند زیست محیطی ترامپ برایم خطرناکتر و مبرهن‌تر، می‌شود و جهت پیش‌بینی دیدگاه‌های او، دست آویز، ملاحظات شخصیت شناسی امضاء و رسم الخطش می‌شوم.

باشگاه خبرنگاران جوان با درج مطلبی، از تریسی تروسل، کارشناسی انگلیسی خط شناس می‏آورد، که حروف بلند و کشیده و تا حدی اُریب در امضای ترامپ بیان‌کننده اینست، که ترامپ فردی بلندپرواز، پویا، شجاع و نترس است. او تشنه قدرت بوده و بسیار با اراده و در عین حال "یکدنده" و "کله‌شق" است.

اما این کارشناس در کنار این تحلیل‌ها نکات تعجب‌برانگیزی دیگری نیز ذکر می‌کند. او می‌گوید: ترامپ به دلیل داشتن مواضع و دیدگاه‌های قاطعش به شهرت رسیده، اما در دست‌خط انعطاف‌پذیر او یک نشانه مهم وجود دارد؛ اینکه ترامپ آنقدرها هم که مردم فکر میکنند، انعطاف‌پذیر نیست.

به خود گفتم، خدا رحم کند به جان بی‌رمق محیط زیست جهان، که دچار انواع نامهربانی‌های زیست محیطی قرار گرفته و افسار زمام امورش به دست این فرد "قدرت طلب کله شق"، افتاده است که دیدگاه‌ها و دغدغه‌های کارشناسان محیط زیستی را هم بی‌مورد و "چالش‌های دروغین" می‌داند.

ترامپ در دوره‌های انتخاباتی خود، به مشروعیت و دلایل علمی دلایل انسانی تغییرات اقلیمی اشاره نکرده و اعتقادی ندارد اما گفته است "ما به چالش‌های زیست محیطی واقعی خواهیم پرداخت، نه به چالش‌های دروغین که شنیده‌ایم." وی همچنین گفته بود که در ۱۰۰ روز اول ریاست جمهوری خود، مقررات آژانس حفاظت از محیط زیست، که برای مهار تشعشات ناشی از نیروگاه‌های زغالی وضع شده را فسخ خواهد کرد.

محمد درویش، مدیرکل دفتر آموزش‌های مردمی سازمان حفاظت محیط زیست، در کانال تلگرامیش می ‏آورد: "به فاصله فقط یک ساعت پس از آن که ترامپ رسماً به عنوان چهل و پنجمین رئیس جمهور آمریکا سوگند یاد کرد؛ وب سایت کاخ‏ سفید تمامی موضوعات مرتبط با تغییرات اقلیمی را پاک کرد!" پس شما هم باور می‌کنید؛ که خاطر پریشانی‌های من و اهالی محیط زیست، بی‌جا نیست. "صد روزی که از نخستین هفته اش هویدا بود"./

منبع:ایانا
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۳۷
پیمان صاحبی