منابع طبیعی سقز

بیان مسائل و مشکلات منابع طبیعی و محیط زیست

منابع طبیعی سقز

بیان مسائل و مشکلات منابع طبیعی و محیط زیست

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع می باشد.

پیوندهای روزانه

۸۰ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است


در پروژه مشترک با ژاپن روی ۹۰ روستا درحاشیه دریاچه ارومیه کار می‌کنیم که کار مشترکی بین وزارت جهاد کشاورزی و سازمان حفاظت محیط‌زیست نیز هست که درسطوح بالا به شکل بین بخشی انجام می‌شود.


 
    بحران‌های طبیعی درعرصه اقلیم دوبرابر شده است که تالاب‌ها می‌توانند نقش مهمی درپیشگیری این بحران‌ها داشته باشند.
ابوالفضل آبشت، مدیر طرح حفاظت از تالاب‌ها با اعلام این خبر به مهر گفت: «در سال‌های اخیر بحران‌های طبیعی به‌خصوص درعرصه اقلیم دوبرابر شده که تالاب‌ها به واسطه قابلیت‌هایی که در پیشگیری دارند، اگر وضع خوبی داشته باشند، جوامع محلی می‌توانند بعد از بحران با سرعت بیشتری به وضع طبیعی خود برگردند.»
 او ادامه داد: «درکشور ما، از ‌سال ۲۰۱۴ پروژه مشترکی با ژاپن برای دریاچه ارومیه آغاز شده که بخش عمده فعالیت‌های آن مشارکت جامعه محلی بوده است.»
مدیرطرح حفاظت از تالاب‌ها گفت: «درتمام حوضه‌های آبریز تالابی، حدود ۹۰‌درصد از بیلان آبی درکشاورزی استفاده می‌شود و صنعت و مصارف شهری مجموعا کمتر از ۱۰‌درصد سهم دارند اما کشاورزی در ایران بهره‌وری بسیار کمی یعنی حدود ۲۰‌درصد دارد.»  
مدیر ملی طرح حفاظت از تالاب‌های ایران ادامه داد: «در پروژه مشترک با ژاپن روی ۹۰ روستا درحاشیه دریاچه ارومیه کار می‌کنیم که کار مشترکی بین وزارت جهاد کشاورزی و سازمان حفاظت محیط‌زیست نیز هست که درسطوح بالا به شکل بین بخشی انجام می‌شود.»
منبع:ایانا
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۳۲
پیمان صاحبی


دانشمندان اعلام کردند: انتظار می‌رود با بارش‌های بیشتر و ذوب برف و یخ‌ها، مواد آلی سمی بیشتری به اکوسیستم‌های آبی در بخش بزرگی از نیمکره شمالی وارد شود و از این طریق به زنجیره غذایی آبزیان نفوذ کند. به این ترتیب خطر بیماری انسان‌ها نیز افزایش خواهد یافت.

دانشمندان اعلام کردند: انتظار می‌رود با بارش‌های بیشتر و ذوب برف و یخ‌ها، مواد آلی سمی بیشتری به اکوسیستم‌های آبی در بخش بزرگی از نیمکره شمالی وارد شود و از این طریق به زنجیره غذایی آبزیان نفوذ کند. به این ترتیب خطر بیماری انسان‌ها نیز افزایش خواهد یافت.

به گزارش ایانا از ایندیپندنت، براساس تحقیقات انجام شده در سوئد، پیش‌بینی می‌شود که جریان یافتن مواد آلی سمی از طریق ذوب شدن یخ و برف، می‌تواند باعث افزایش یک هفتم سطح جیوه در زئوپلانکتون‌ها و موجودات ریز دریایی در سطوح پایه زنجیره غذایی اقیانوس‌ها شود.

با تغذیه جانوران ریز توسط جانوران بزرگ‌تر، جیوه انباشته شده در بدن ماهیان در این زنجیره به قدری افزایش می‌یابد که می‌تواند برای انسان نیز خطرناک باشد. جیوه نوعی سم است که می‌تواند به بافت‌های عصبی آسیب برساند. این ماده یکی از ۱۰ ماده شیمیایی اصلی تهدید کننده سلامت انسانهاست. . کودکان و به‌خصوص جنین در رحم مادران، خیلی بیشتر در معرض آسیب‌های جیوه قرار دارند. این ماده سمی بیش از همه باعث اختلال در رشد سیستم عصبی جنین می‌شود. در ماهی و موجودات دریایی، جیوه در فرم آلی به نام متیل جیوه (methylmercury) ظاهر می‌شود.

بنا به گزارش سازمان بهداشت جهانی، ۱۷ کودک از هر هزار کودک جوامع امرار معاش کننده از طریق ماهیگیری در برزیل، کانادا، چین، کلمبیا و گرینلند از اختلالات سیستم روانی و عصبی به دلیل مصرف منابع غذایی دریایی آلوده به جیوه رنج می‌برد.

براساس مطالعه انجام شده، تخمین زده می‌شود از عصر صنعتی تا کنون، میزان جیوه در اکوسیستم افزایش ۲۰۰ تا ۵۰۰ درصدی داشته است. جیوه در ماهیان و صدف‌ها به شکل متیل جیوه تجمع یافته که می‌تواند به سیستم عصبی، گوارشی و سیستم ایمنی بدن آسیب برساند و همچنین ریه‌ها، کلیه، پوست و چشم را نیز تحت تاثیر قرار دهد.

تحقیقات جدید نشان می‌دهد که مواد آلی به دلیل گرم شدن کره زمین به احتمال زیاد باعث رشد بیشتر باکتری‌هایی می‌شوند که می‌توانند به شبکه غذایی دریایی وارد شوند. شبکه غذایی که پایه آن هتروترف است (موجوداتی که انرژی و نیاز غذایی خود از موجودات زنده دیگر و یا از بقایای آنها تأمین می‌کنند)، دارای سطوح متنوع بیشتری از ارگانیسم‌ها به نسبت شبکه غذایی اتوتروف (موجوداتی که از انرژی خورشید و یا انرژی موجود در مواد معدنی برای ساخت ترکیبات آلی استفاده می‌کنند، فتوسنتزکننده‌ها) می‌باشد که در فیتوپلانکتون‌ها و گیاهان میکروسکوپی در اقیانوس‌ها زندگی می‌کنند. این تحقیقات از افزایش سطوح جیوه با توجه به تغییرات آب و هوایی در نیمکره شکالی و دریای بالتیک خبر می‌دهند.

اریک بیورن در آزمایشگاه دانشگاه سوئد در حال تزریق مقدار کمی از ایزوتوپ جیوه در رسوبات برای آزمایش

کارشناسان معتقدند با تعداد بیشتری از این مراحل، یک شبکه غذایی هتروتروفیک ممکن است تحت تاثیر مقدار بیشتری جیوه قرار گیرد. مدیر تحقیقات انجام شده در دانشگاه اومئوی سوئد، دکتر اریک بیورن در این باره گفت: "مطالعه ما این فرضیه را تاکید کرده و نشان می‌دهد که افزایش ۱۵ تا ۲۰ درصدی ارگانیسم‌های ماده آلی در آب‌ها وجود دارد که می‌تواند ناشی از اتصال بین شبکه غذایی اتوتروف و هتروتروف باشد که این باعث افزایش میزان متیل جیوه بین دو تا هفت برابر در زئوپلانکتون‌ها می‌شود". یافته‌های این تیم تحقیقاتی که در مجله ساینس ادونس منتشر شده است از یک واقعه بحرانی یاد می‌کند.

به‌عنوان مثال از یک نمونه آلودگی جیوه در اقیانوس که به سلامت انسان ها نیز آسیب جدی وارد کرد، می‌توان به مورد مشاهده شده در میانماتای ژاپن اشاره کرد که هزاران نفر دچار اختلال عصبی به دلیل مصرف غذاهای دریایی آلوده به جیوه بین سال‌های ۱۹۳۲ تا ۱۹۶۸ شدند. این بیماری حتی نام میانماتا را نیز به خود گرفت که منجر به آسیب‌های شدید مغزی ، فلج و هذیان گویی می‌شود. علت بالا رفتن جیوه در منطقه میانماتای ژاپن تخلیه مقدار زیادی فاضلاب حاوی جیوه از یک کارخانه در این ناحیه بود که باعث افزایش سطح متیل جیوه در آبزیان شده بود. منبع غذایی مردم منطقه که عمدتا ماهی و سخت پوستان بود به شدت آلوده شده بود./

ترجمه: شهره صدری‌خانلو

منبع: ایندیپندنت

منبع مطلب:ایانا
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۳۲
پیمان صاحبی


بسیاری از مردم اصطلاح "کشاورزی پایدار" را شنیده‌اند، اما آنها ممکن است درباره این که چگونه کشاورزی پایدار روی اقتصاد جهانی تأثیر می‌گذارد، مطلبی ندانند.

بسیاری از مردم اصطلاح "کشاورزی پایدار" را شنیده‌اند، اما آنها ممکن است درباره این که چگونه کشاورزی پایدار روی اقتصاد جهانی تأثیر می‌گذارد، مطلبی ندانند.

به گزارش ایانا از وب‌سایت The Kansas State Collegian، به‌تازگی در مرکز(۱) در دانشگاه ایالتی کانزاس (Kansas State University)، آخیم دوبرمن "Achim Dobermann"، مدیر و مدیر اجرایی مرکز تحقیقات Rothamsted Research(۲) در هارپندن انگلستان، در مورد دیدگاه اش درباره پایداری آینده کشاورزی سخن گفت.

دوبرمن گفت: "۱۷ هدف باید برای توسعه پایدار و حمایت و هدایت کشورها مد نظر قرار بگیرد. با تقویت روی این بخش، تولیدکنندگان می‌توانند با کاهش تأثیر بر محیط زیست، تولید محصولات کشاورزی خود را افزایش دهند و جامعه هم باید با فناوری‌ها به روز شود."

دوبرمن گفت: "برخی مردم از این تغییرات ترس دارند، این مسئله باعث شده تا به سختی این تغییرات را بپذیرند این مورد به‌ویژه در فناوری‌های مورد استفاده در بخش تولید کشاورزی مشاهده می شود. تقریباً نیمی افراد از صنعت کشاورزی می‌ترسند."

با این حال، وی توضیح داد که چگونه بهره‌وری در بخش کشاورزی می‌تواند با به کار بردن چهار سناریو، به رشد کشورها در سراسر جهان و بهبود سیستم جهانی غذا کمک کند. این چهار سناریو شامل کارآمدبودن، فراگیر بودن، پایداری و محصولات مغذی و سالم است.

وی افزود: "من همیشه فکر می‌کردم که تنها راه برای بهبود تولید بخش کشاورزی با استفاده از شیوه‌های اصلاح ژنتیکی بذرها و دیگر موجودات و پذیرش آن از سوی مردم به دست می‌آید، اما با بهره‌وری می‌توان میزان عملکرد را بدون افزایش زمین‌های کشاورزی افزایش داد."

طیف گسترده‌ای از افراد در این سخنرانی شرکت، داشتند که از آنجمله دانش‌آموزان از دیگر بخش‌های زراعت دانشکده کشاورزی بودند.

جوزی ریلی، دانشجو آموزش کشاورزی، گفت: "بسیاری از فرصت‌های بزرگ در بخش کشاورزی جهانی وجود دارد، اما آنچه مهم است اینکه بتوان یک منطقه را به منطقه سودمند برای کشاورزان تبدیل و اینکه ما باید روی کشورهای در حال توسعه و درگیر شدن هرچه بیشتر آنها در سیستم‌های جهانی مواد غذایی تمرکز کنیم."/


ترجمه: فرحنازسپهری

پی‌نوشت:

۱- Chuck and Sue Rice International Agronomy Lecture: برای جذب دانشمندان برجسته برای تعامل با دانشجویان و استادان در ابعاد بین‌المللی زراعت، کشاورزی و محیط زیست تأسیس شد.

۲- Rothamsted Research: مؤسسه تحقیقات گیاهان زراعی، یکی از قدیمی‌ترین مؤسسه‌های تحقیقاتی کشاورزی در جهان است، که در سال ۱۸۴۳ تأسیس شده و مقر آن در انگلستان است.

منبع:ایانا
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۳۰
پیمان صاحبی


 

سدسازی روی رودخانه «زهره» عامل ریزگردهای اهواز است

 صدها سال بود که دشت‌های هندیجان خوزستان از طغیان رودخانه زهره مشروب می‌شد و در طول زمستان زیر آب می‌رفت اما ساخت سه سد روی زهره، طغیان آب رودخانه را از بین برد و این اراضی به کانون ریزگرد تبدیل شد.

به گزارش سلامت نیوز، روزنامه ایران نوشت: تپه‌های ماسه‌ای ابوهاون در نزدیکی شهرستان «باوی» در شمال اهواز، بیابان‌های شرق اهواز و بسیاری از محدوده‌های بیابانی شهرستان هندیجان، امیدیه و ماهشهر همان جایی است که در کنار بیابان هورالعظیم و مناطق بیابانی شمال و شرق خرمشهر در حال حاضر اصلی‌ترین کانون‌های داخلی تولید گرد و غبار در استان خوزستان است. محدوده‌ای به وسعت 350 هزار هکتار که تا همین 10 سال قبل، بیش از 80 درصد آن پوشیده از آب و رودخانه و تالاب بوده و حالا به بیابانی خشک و مملو از ماسه تبدیل شده است.


تا چشم کار می‌کند همه جا را ماسه بادی فراگرفته و نیروهای منابع طبیعی با بضاعت اندک و محدود در حال پاشیدن مالچی هستند که هر هکتارش برایشان 10 میلیون تومان آب خورده است! کار به کندی پیش می‌رود، منابع اعتباری محدود بوده و همین منابع اندک هم بموقع و کامل داده نمی‌شود. از سوی دیگر مالچی که به مدت 40 سال به‌عنوان مواد زائد پالایشگاهی دور ریخته می‌شد و بیابان‌های زیادی در سراسر ایران به مدد آن آباد شده بود حالا بیش از 10 سال است قیمت پیدا کرده و صادر می‌شود و در داخل کشور نیز گاه تا 2500 تومان و در حال حاضر لیتری 800 تومان به سازمان متولی حفظ منابع طبیعی فروخته می‌شود. به گفته پرویز گرشاسبی معاون سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور، در حال حاضر از مجموع 350 هزار هکتار تالاب و هور بیابانی شده در یک دهه گذشته در استان خوزستان، بیش از 50 هزار هکتار در نتیجه فعالیت‌های شرکت نفت در بستر تالاب هورالعظیم و توسعه میدان نفتی آزادگان ایجاد شده، اما مابقی این عرصه که حدود 70 تا 80درصد را شامل می‌شود در نتیجه مدیریت غلط منابع آب و سدسازی‌های گسترده در بالادست رودخانه‌های استان به بیابان تبدیل شده است. نتیجه این همه سد و کانال‌های متعدد انتقال آب که یکی از مهم‌ترین آنها روی رودخانه زهره ساخته شده حالا هزاران تن گرد و خاکی است که چند سالی است بر آسمان خوزستان باریدن گرفته و نفس ساکنان استان را به شماره انداخته است.


از کشتیرانی در زهره تا خشکیدگی کامل
رودخانه «زهره» که از ارتفاعات استان فارس سرچشمه می‌گیرد با گذشتن از شهرستان گچساران به امیدیه و هندیجان در خوزستان رسیده و به خلیج فارس می‌پیوندد اما این رود پرخروش چند سالی است به دلیل سدسازی کاملاً خشک شده و دیگر نشانی از آب ندارد.


این در حالی است که تنها مروری کوتاه بر تاریخ نیز نشان می‌دهد تا همین یکصد سال پیش در این رودخانه حتی کشتیرانی هم انجام می‌شده است. کتاب «بریتانیا و گشایش جنوب غربی ایران» چاپ دانشگاه آکسفورد انگلیس، گواهی می‌دهد که در سال 1259 حتی تا محدوده روستای دهملا در رودخانه زهره کشتیرانی و داد و ستد تجاری صورت می‌گرفته است. اما آبگیری سدهای«آسک» و «کوثر» در بالادست این رودخانه در 11 سال گذشته عملاً تیر خلاص را به زهره وارد کرد و بسیاری از دشت‌های استان خوزستان خشکید. با این حال وزارت نیرو همچنان برای انتقال آب از اندک باقیمانده رودخانه‌‌های زهره، جراحی و مارون به دشت لیراوی بوشهر در حال برنامه‌ریزی است. در همین حال ساخت یک سد دیگر به نام گل بابکان در بالادست زهره در شهرستان گچساران هدف بعدی این وزارتخانه است که سازمان محیط زیست، اخیراً ارزیابی اثرات زیست محیطی این طرح را به دلیل امکان پذیر نبودن بارگذاری بیشتر بر رودخانه زهره فعلاً مردود اعلام کرده است. مدیر کل منابع طبیعی خوزستان در این باره به «ایران» می‌گوید: صدها سال بود که دشت‌های هندیجان خوزستان از طغیان رودخانه زهره مشروب می‌شد و در طول زمستان زیر آب می‌رفت. این منطقه فقط در هندیجان ۵۰ هزار هکتار وسعت دارد اما ساخت سه سد روی زهره، طغیان آب رودخانه را از بین برد و این اراضی به کانون ریزگرد تبدیل شد. شهریار بذرکار می‌افزاید: خاک‌های پفکی این اراضی سیلابی و هورهایی که همیشه در آن آب بوده، با بی‌خردی ما و ایجاد انحراف در منابع آب، امروز به معضلی برای مردم ساکن در منطقه تبدیل شده است. او همچنین مسدود کردن مسیل‌های طبیعی با انواع ساخت و سازها نظیر جاده‌سازی، ایجاد مسکن و اکتشاف نفت را عامل دیگری برای ایجاد کانون‌های بحرانی گرد و غبار در خوزستان معرفی و تأکید کرد: اگر طرح‌های توسعه‌ای ارزیابی زیست محیطی می‌شد، بسیاری از مشکلات کنونی پیش نمی‌آمد زیرا بخش وسیعی از کانون‌های بحران به دلیل اقدامات بدون ارزیابی طرح‌های توسعه‌ای ایجاد شده است. به اعتقاد این مقام «خشکسالی و سیاست‌هایی که مدیران در طبیعت اعمال می‌کنند، وضعیت امروز را برای خوزستان رقم زده است.» او همچنین کانون‌های بحرانی تولیدکننده ریزگرد در خوزستان را که بیشتر آنها در یکی دو دهه اخیر ایجاد شده در ۶ منطقه شامل شهرستان‌های باوی، اهواز، دشت آزادگان، شوش، امیدیه و هندیجان عنوان کرد و گفت: به ما می‌گویند برای کاهش ریزگردها بیابان‌ها را درختکاری کنید اما واقعیت این است که در بیشتر این مناطق نمی‌توان به دلیل بافت نامناسب خاک در بستر هورها درختکاری کرد بلکه تنها راهکار این است که با مدیریت درست، آب را به هورها برگردانند.


بودجه ندهند، گرد و خاک تشدید می‌شود
عبدالرضا دانایی معاون فنی اداره کل منابع طبیعی خوزستان نیز در حاشیه بازدید خبرنگاران از کانون‌های ریزگرد خوزستان در هندیجان، می‌گوید: بعد از وقوع ریزگرد شدید دو سال قبل در اهواز قرار شد 113 میلیارد تومان اعتبار به تثبیت کانون‌های گرد و غبار خوزستان اختصاص داده شود که سال گذشته، فقط حدود 15/5 میلیارد تومان، پرداخت شد. با این پول ما 3600 هکتار از بحرانی‌ترین کانون‌های ریزگرد اهواز را در باوی، گسوان و نگازه با مالچ پاشی، درختکاری، پخش سیلاب و قرق مدیریت کردیم. او افزود: نهال‌هایی که امروز می‌بینید کاشته شده و بیابان‌هایی که این چنین سبز شده نتیجه یکسال تلاش نیروهای منابع طبیعی است اما اگر تا سه ماه دیگر بودجه‌ای داده نشود همین نهال‌ها هم خشک می‌شود چون حتی برای تأمین آب درختان کاشته شده هم بودجه و اعتبار نداریم و این واقعاً دردناک است که نتیجه تلاش یکساله ما با آمدن فصل بهار و گرمای هوا خشک شده و از بین برود که در این صورت شاهد تشدید ریزگردهای اهواز خواهیم بود. در همین حال معاون آبخیزداری و بیابان سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور نیز به «ایران» می‌گوید: طرح‌هایی که می‌بینید برای کنترل ریزگردها در خوزستان انجام شده نتیجه مصوبات 23/9/93 هیأت دولت است که بر اساس آن قرار بود حدود 8000 هکتار نهال کاری، 3000 هکتارمالچ پاشی و 12 هزار هکتار هم پخش سیلاب و آبخوانداری در مناطق بحرانی صورت گیرد اما بعد از ماه‌ها تنها حدود 10 درصد این بودجه در سال 94 تخصیص داده شد و الان نیز بعد از گذشت بیش از 6 ماه از سال مالی، اعتبارات سال 95 سازمان هم هنوز داده نشده است برای همین به استان‌ها اعلام کردیم که از محل اسناد خزانه، قراردادهایشان را با پیمانکارها ببندند چون هوا که گرم شود دیگر کاری نمی‌توانیم بکنیم.


پرویز گرشاسبی با تأکید بر اینکه برای کنترل کانون ریزگردهای خوزستان در 80 درصد عرصه‌ها چاره‌ای جز مدیریت منابع آب نیست می‌گوید: همین عرصه‌هایی که الان می‌بینید این چنین خشکیده، دو سال پیش در زمستان زیر آب بود و حالا به این روز افتاده است. او افزود: «اگر ما در کشور مدیریت جامع آب و خاک داشتیم امروز نباید اصلاً تالاب خشکیده می‌داشتیم؛ اما این نمی‌شود که یک عده تالاب‌ها و هورها را خشکانده و بیابان کنند بعد ما بخواهیم با روش‌های سخت و پرهزینه احیایش کنیم. او خاطرنشان کرد: متأسفانه امسال در خوزستان کاهش اعتبارات هم داشتیم به طوری که اعتبار بیابان زدایی در سال گذشته حدود یک میلیارد و 200 و امسال به 800 میلیون تومان کاهش یافته که حتی همین اعتبار محدود هم تاکنون تخصیص نیافته و اعتبارات ملی هم که برای استان خوزستان یک و نیم میلیارد تومان بوده هنوز داده نشده و کار را برای مقابله با ریزگردها سخت‌تر کرده است.» با اینکه همچنان هیچ اقدامی برای کنترل 350 هزار هکتار کانون‌های داخلی تولید ریزگرد در خوزستان هنوز انجام نشده اما اگر بودجه لازم تأمین نشود همین اندک اراضی مالچ پاشی و نهال کاری شده نیز، با شروع فصل گرما از بین رفته و ریزگردهای اهواز بار دیگر تشدید می‌شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۵۱
پیمان صاحبی


 

6 تالاب ایران در لیست قرمز مونترو

معاون محیط زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست اظهار کرد: از بودجه سال 95، هنوز هیچ مبلغی دریافت نکرده‌ایم.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایسنا، فرهاد دبیری در نشست خبری به مناسبت روز جهانی تالاب‌ها با اشاره به اینکه کنوانسیون رامسر یکی از قدیمی‌ترین معاهدات زیست‌محیطی بین‌المللی است، گفت: کنوانسیون رامسر پس از کنفرانس استکهلم منعقد شد و به عنوان یکی از مهم‌ترین کنوانسیون‌های زیست‌محیطی جهان مطرح است که هدف از آن حفاظت از تالاب‌های بین‌المللی است.

وی با بیان اینکه شعار امسال روز جهانی «تالاب‌ها برای کاهش خطر بلایای طبیعی» است، اظهار کرد: مراسم روز جهانی تالاب‌ها هر ساله در تاریخ دوم فوریه برگزار می‌شود. کنوانسیون رامسر یا کنوانسیون تالاب‌ها حمایت از جوامع پیرامون تالاب‌ها و معیشت و اقتصاد ساکنان تالاب‌ها را مورد توجه قرار می‌دهد.

وی با اشاره به اینکه در ارزش‌گذار IUCN در مورد انواع تالاب‌ها بیشترین ارزشگذاری اقتصادی روی تالاب‌ها در قیاس با جنگل‌ها، اراضی کشاورزی و... گذاشته شده است، افزود: از مجموع 2800 تالاب کشور، 94 تالاب شناخته شده وجود دارد که از این تعداد 24 تالاب در کنوانسیون رامسر به عنوان تالاب بین‌المللی به ثبت رسیده است. طبق مفاد کنوانسیون، هر کشوری که عضو کنوانسیون است یک تالاب را در لیست تالاب‌های بین‌المللی قرار می‌دهد.

دبیری با اشاره به اینکه از میان 24 تالاب بین‌المللی برخی دارای مجموعه‌ای از تالاب‌ها هستند ولی تحت عنوان یک تالاب شناخته می‌شوند، گفت: بنابراین با احتساب مجموعه تالاب‌ها، 35 تالاب بین‌المللی در کشور داریم. تالاب‌هایی که به لحاظ حفاظت و شرایط زیست‌محیطی در وضعیت مطلوبی به سر نمی‌برند یا در معرض خشک شدن قرار دارند، در لیست مونترو قرار می‌گیرند که از 24 تالاب بین‌المللی ایران، 6 تالاب در این فهرست قرار دارد.

وی اظهار کرد: تالاب انزلی، تالاب هامون (دهانه جنوبی پوزک)، تالاب هامون (صابوری و هیرمند)، تالاب نیریز و کمجان و تالاب شورگل، یادگارلو و دورگه سنگی، 6 تالابی هستند که در لیست مونترو قرار دارند.

معاون محیط زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست تاکید کرد: از آنجا که کنوانسیون رامسر به عنوان یکی از شهرهای کشور ما به ثبت رسیده، ما یک موقعیت خاص در این کنوانسیون داریم. این موضوعی است که مرتبا مورد تاکید مقامات سایر کشورها قرار می‌گیرد. این توقع وجود دارد که کشور ما در زمینه حفاظت تالاب‌ها عملکرد بهتری داشته و فعالانه‌تر ورود کند. در حقیقت عنوان کنوانسیون رامسر یک نوع برند برای کشور ما محسوب می‌شود.

دبیری با بیان اینکه کشورها به مناسبت روز جهانی تالاب‌ها مراسمی را برگزار می‌کنند، گفت: مراسم روز جهانی امسال در کشور ما در دو جا برگزار خواهد شد. در روز پنجشنبه 14 بهمن‌ماه، در سطح گسترده‌تر مراسمی را در شهر اهواز با حضور سفرای کشورها خواهیم داشت. همچنین در روز 16 بهمن نیز مراسمی در شهر رامسر به همین مناسبت برگزار خواهد شد. سعی داریم هر ساله در یکی از استان‌هایی که دارای تالاب مهم هستند، مراسم روز جهانی تالاب‌ها را برگزار کنیم.

وی با بیان اینکه در کنوانسیون رامسر 42 تیپ تالاب تعریف شده است، گفت: از این 42 تیپ ، 41 نوع آن در ایران وجود دارد.

معاون محیط زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست در مورد نبود ایستگاه‌های محیط‌بانی در برخی تالاب‌ها اظهار کرد: با وجود تنها سه هزار نیروی محیط‌بان و اعتبارات ناچیز سازمان حفاظت محیط زیست مدیریت کردن همه امور کار بسیار دشواری است.

دبیری در مورد وضعیت تالاب هامون و باز شدن دایک‌های مرزی گفت: مذاکرات مفصلی با معاونت امنیتی کشور در این موضوع داشتیم که علی‌رغم وجود مشکلات در بحث مرزبانی و کنترل قاچاقچیان و اهمیت دایک‌های مرزی، نهایتا قرار شد در 50 نقطه دایک‌ها باز شوند که اخیرا این اتفاق افتاد و حتی در این شرایط مرزبانی‌ها به ورود آب در هامون نیز کمک می‌کنند. 50 نقطه اصلی که مجاری اصلی ورود آب به تالاب هامون هستند، باز شده است. این موضوع در اثر فشار حفاظت محیط زیست و درخواست‌های مکرر ما تفاهم شد که از 50 نقطه آب وارد تالاب هامون شود.

وی در مورد حفر چاه‌های مجاز یا غیرمجاز در کنار تالاب‌ها اظهار کرد: براساس تصمیمات شورای عالی آب، اولویت اول در منابع آبی کشور تامین آب شرب، اولویت دوم کشاورزی و اولویت سوم صنعت بود. با توجه به این اولویت‌گذاری بود که مصرف آب کشاورزی بین 82 تا 92 درصد اعلام و دستور داده شد که برای مصارف کشاورزی نیز چاه‌های غیرمجاز، مجاز تلقی شوند.

معاون محیط زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به اینکه نزدیک به 40 هزار حلقه چاه غیرمجاز در اطراف دریاچه ارومیه وجود دارد، افزود: اخیرا شورای عالی آب تغییر سیاست داده و اولویت‌گذاری‌ها را جابه‌جا کرد. بدین ترتیب اولویت اول آب شرب، اولویت دوم محیط زیست و سهم طبیعت و اولویت سوم کشاورزی و اولویت چهارم صنعت گذاشته شد. در حال حاضر با توجه به اولویت‌بندی، طرف مذاکره ما وزارت نیرو است، چون این وزارتخانه اجرای قانون توزیع عادلانه آب را به عهده دارد. در حقیقت بعد از این اولویت‌بندی‌ها، مذاکرات ما با وزارت نیرو آغاز و سهم طبیعت یا سهم محیط زیست تعیین شد . براین اساس وزارت نیرو براساس مقدار و سهم مشخص شده برای هر تالاب، باید برنامه‌ریزی‌های لازم را داشته باشد.

معاون محیط زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست در مورد تعداد تالاب‌های ایران که در لیست مونترو قرار دارد، گفت: در یک دوره 6 تالاب از کشور ما در این لیست قرار داشت که بعد به هفت تالاب افزایش پیدا کرد اما در حال حاضر به 6 تالاب رسیده است که بخشی از آن ناشی از تغییرات اقلیمی است. بدیهی است تالاب‌ها در شرایط ثابتی قرار ندارند و نوسانات زیادی دارند. بنابراین تعداد تالاب‌های موجود در لیست مونترو می‌تواند با تغییرات اقلیمی افزایش یا کاهش پیدا کند که موضوع نگران‌کننده‌ای نیست و ما سعی داریم برنامه‌های خود را به منظور ایجاد تالاب‌ها اجرایی کنیم.

دبیری در مورد وضعیت تالاب هورالعظیم اظهار کرد: طی مذاکراتی که با وزارت نفت داشتیم، با وجود اختلاف‌نظرها در 5 قسمت، آب خوبی وارد این تالاب شد. در حال حاضر تالاب هورالعظیم در وضعیت خوبی به سر می‌برد. همچنین برای نجات دریاچه ارومیه اقدامات خوبی توسط ستاد احیای دریاچه ارومیه از جمله تغییر الگوی کشت صورت گرفته است.

معاون محیط زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست در مورد وضعیت بودجه‌ای تالاب‌ها گفت: قرار است تا آخر اسفندماه سال 95 بودجه‌ای را برای تالاب‌ها و سایر نیازها در اختیار ما قرار دهند، اما هنوز مشکلاتی در حوزه خزانه و تخصیص اعتبار وجود دارد. تا این لحظه از اعتبارات سال 95 هیچ مبلغی دریافت نکرده‌ایم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۴۶
پیمان صاحبی


 

آیا مشعل‌های افراشته در عسلویه خشکسالی به بار می‌آورند؟

 به طور کلی آب و هوا در عسلویه کویری است ومتوسط دما در آن 25.9 سانتی گراد است. اطلاعات مندرج در سایت سازمان هواشناسی کشور نشان می‌دهد که در بسیاری از ماه‌های سال هیچ بارندگی در عسلویه رخ نمی‌دهد. بیش از 7 ماه در سال در عسلویه بارندگی صفر است و در سال میانگین میزان بارش به 135 میلی متر می‌رسد. براساس همین آمار، ماه می با بارش صفر میلی‌متر خشک ترین ماه سال را عسلویه به خود اختصاص می‌دهد و بیشترین میزان بارش با میانگین 35 میلی‌متر در ژانویه در عسلویه اتفاق می‌افتد.

به گزارش سلامت نیوز، روزنامه ابتکار نوشت: بسیاری از جوانان دهه پنجاه و شصت در سال‌های پایانی دهه 80 به امید یافتن کار راهی آنجا می‌شدند، دور بود و گرم و کارش طاقت فرسا اما پول خوبی داشت. برای جوانان بومی جنوب هم فرصت مناسبی برای کار بود، هنوز هم کم و بیش هست اما نه به اندازه آن زمان. گرچه عسلویه و مجتمع گازی پارس جنوبی‌اش از سال 67 فعالیت خود را آغاز کرده بود اما بهره برداری ۱۰ فاز تولیدی در طول دوره دوم دولت اصلاحات (80-84) توانست دست بسیاری از جوانان را در پالایشگاه‌های گازی بند کند. هرچند این پالایشگاه‌ها در طول این سال‌ها توانست مردم بومی عسلویه را به خود وابسته کند اما چهارده پالایشگاه و 45 مشعل روشن گازی تبعات زیست محیطی بسیاری نیز برای این منطقه به وجود آورد. تا جایی که امروز پالایشگاه‌های عسلویه متهم به قتل ابرهای باران‌زاست.


سال‌های سال است که مناقشه بر سر خاموش شدن مشعل‌های گازی پارس جنوبی سبب شده تا این مشعل‌ها به صورت ساعتی و شیفتی فعال شوند اما همین فعالیت چند ساعت در روز در سال‌های اخیر باعث تولید گرما و حرارت، گوگرد و گازهای سمی شده است. به اعتقاد برخی کارشناسان این گرما و موادسمی در ده سال گذشته در فضای منطقه عسلویه رها شده و موجب تشکیل حباب بسیار بزرگ در آسمان منطقه در حوزه‌ای به وسعت کیلومترها و درحدود دویست تا چهار صد کیلومتری آسمان شده است و این هوای گرم و حباب دقیقا در مسیر جبهه‌های هوای باران‌زا و سامانه‌های بارشی که از روی کویت به سمت ایران می‌آیند قرار گرفته و باعث جلوگیری از بارور و تقویت شدن ابرها و توده هوا از روی خلیج فارس شده‌اند و قبل از رطوبت‌گیری از خلیج فارس بواسطه قرار گرفتن این حباب گرم پراکنده شده و ابری باقی نمی‌ماند تا بارور گشته و باران‌زایی رخ دهد. کلیه سامانه سودانی که از طرف دریای سرخ به سمت عربستان همیشه حرکت می‌کنند و از فضای عربستان عبور کرده و از سمت کویت بر روی خلیج فارس قرار می‌گیرند حتما باید از روی خلیج فارس رطوبت جذب کرده و تقویت شود تا در داخل کشور، باران به دنبال داشته باشد. اما وجود گرما در فضای گفته شده فاجعه زیست محیطی را به دنبال داشته که کاهش بارندگی و به دنبال آن فقر آبی در عسلویه، بوشهر و فارس و شهرهای همجوارش نمونه بارز این فاجعه زیست محیطی خواهد بود.


آمارها چه می‌گویند؟
اما آیا این تئوری واقعیت دارد؟ برای یافتن پاسخ این سوال شواهد و اطلاعات دقیق آماری در دسترس وجود ندارد. شواهدی که بتواند اثبات کند که از زمان ساخت اولین فاز پارس جنوبی میزان بارندگی در طول 28 سال چه تغییراتی نسبت به سال‌های قبل از ساخت آن کرده است. با این حال اطلاعات بارشی که از سال 2000 تا 2014 در دسترس است نشان می‌دهد که بیشترین بارش در عسلویه مربوط به ماه دسامبر (دی) سال 2004 با بارشی برابر با 137.8 میلی متر بوده است. بعد از آن 114.2 میلی متر بارش مربوط به ماه نوامبر (آذر) سال 2013 بوده است. ماه ژانویه (بهمن) سال 2002 نیز با میزان بارندگی 105.9میلی متر ماه‌ها و سال‌های پر بارش در عسلویه بوده‌اند.
اما به طور کلی آب و هوا در عسلویه کویری است ومتوسط دما در آن 25.9 سانتی گراد است. اطلاعات مندرج در سایت سازمان هواشناسی کشور نشان می‌دهد که در بسیاری از ماه‌های سال هیچ بارندگی در عسلویه رخ نمی‌دهد. بیش از 7 ماه در سال در عسلویه بارندگی صفر است و در سال میانگین میزان بارش به 135 میلی متر می‌رسد. براساس همین آمار، ماه می با بارش صفر میلی‌متر خشک ترین ماه سال را عسلویه به خود اختصاص می‌دهد و بیشترین میزان بارش با میانگین 35 میلی‌متر در ژانویه در عسلویه اتفاق می‌افتد.


گرچه بارندگی در عسلویه به خاطر شرایط آب و هوایی و مختصات جغرافیا بسیار اندک است اما آیا تشکیل جزیره گرمایی به خاطر فعالیت مجتمع‌های پتروشیمی در عسلویه صحت دارد؟
احد وظیفه، مدیرکل پیش‌بینی و هشدار سازمان هواشناسی می‌گوید: اصولا جزیره گرمایی به شهرهای بزرگی مثل تهران اطلاق می‌شود که وسعت زیاد و جمعیت زیادی دارند که در طول شبانه روز مقدار زیادی انرژی به عنوان سوخت منازل و سوخت خودرو تولید می‌کنند اما مجتمع‌های پتروشیمی هم ابعاد کوچک‌تری دارند و هم میزان مصرف سوختشان کمتر از شهرهایی چون تبریز، تهران یا مشهد است، مولد انرژی هستند و سوخت تولید می‌کنند اما مفهومش این نیست که مصرفی مشابه کلانشهرها را داشته باشند. بنابراین به این مناطق کوچک نمی‌توان جزیره گرمایی اطلاق کرد.


مزایای جزیره گرمایی
گرچه احد وظیفه معتقد است که به پالایشگاه‌های پتروشیمی و تولید گاز در عسلویه نمی‌توان جزیره گرمایی گفت اما او می‌گوید که بر فرض بودن آن می‌تواند مزایایی از جمله باروری ابرها داشته باشد. او در تشریح آن می‌گوید: گرما و افزایش دما باعث انبساط در سطوح زیرین جو در سطح زمین می‌شود. انبساط نیز باعث کاهش چگالی می‌شود. همیشه یک ماده سبک یا کم چگالی مایل است به ترازهای بالاتر صعود کند. لاجرم مطابق قوانین فیزیکی مجبور است جای خود را به جرم سنگین‌تر دهد و به سطح ‌آید. بنابراین هوایی که به سبب گرمایش و آزاد شدن گرما از سطوح زیرین جو انبساط پیدا کرده و با کاهش چگالی مواجه شده، متمایل است که به ترازهای بالاتر جو صعود کند. هر فرآیندی در هواشناسی با صعود هوا معنی پیدا می‌کند. به عبارت دیگر اگر هوا نتواند صعود پیدا کند برف و بارانی شکل نمی‌گیرد. پدیده‌هایی که مولد برف و باران هستند پدیده‌هایی هستند که بتوانند جریان هوا را به ترازهای بالاتر ببرند. بنابراین جزیره گرمایی فی نفسه چیز بدی نیست و می‌تواند حتی باعث تقویت ناپایداری شود.


آلاینده‌های مشعل‌ها قاتل ابرها هستند
اگرچه وظیفه می‌گوید تولید گرما به وسیله پالایشگاه می‌تواند برای تولید گرما موثر باشد اما بیان می‌کند که آلاینده‌هایی که از طریق مشعل‌ها به هوا منتقل می‌شود می‌تواند بر بارور نشدن ابرها موثر باشد. موضوعی که می‌تواند بخشی از فرضیه مطرح شده را تایید کند. او می‌گوید: در هر قطره باران هستک‌های به نام نوکلئوتید وجود دارد. درون این هستک‌ها ذره نمک یا گرد و خاک یا ذراتی از جو که اصطلاحا به آنها آئروسل‌ها یا هواویزها گفته می‌شود، وجود دارد. بنابراین ما برای اینکه فرآیند میعان یا مایع شدن بخار آب در جو و تبدیل شدن آن به باران را داشته باشیم باید نوکلئوتیدها یا هستک‌ها نیز در جو به طور طبیعی وجود داشته باشند. برای همین است که از روش‌های مصنوعی برای افزایش هستک‌ها و باروری ابرها استفاده می‌کنند. اگر ما بتوانیم ذراتی را در جو تولید کنیم که مجتمع‌های پتروشیمی و یا آلاینده‌های شهری به نوعی نقش نوکلئوتید یا هستک‌های باران را ایفا کنند می‌توانیم به فرایند بارش کمک کنیم ولی اگر مقدار این ذراتی که در واحد حجم هوا تولید می‌کنیم بیش از نیاز هوا باشد، می‌تواند اثر منفی بگذارد. چون قطره‌های بخار آب به اندازه کافی وجود ندارد که دور آنها جمع شوند و تبدیل به قطره باران شوند. اگر هم به قطره تبدیل می‌شوند قطرات کوچکی هستند که در فرآیند نزول یا سقوط تبخیر می‌شوند و ما اصلا آنها را به صورت باران در سطح زمین مشاهده نمی‌کنیم. وظیفه ادامه می‌دهد: با این حال اگر یک یا دو مجتمع پتروشیمی در منطقه فعال باشد، اثر زیادی را بر فرآیند بارشی که از حجم زیادی برخوردار است، نمی‌گذارد.


با این حال براساس آنچه وظیفه می‌گوید از یک چیز نباید گذشت و آن این است که مجتمع‌ها در مقیاس کوچک محلی حداقل آلودگی هوا را تشدید می‌کنند. مثلا پالایشگاه پارس جنوبی به صورت ناخواسته موادی را می‌سوزاند و از کوره‌های بلندش که گازهای سوخته از آنها خارج می‌شود می‌توانند ذراتی را تولید و به جو وارد کنند که باعث تعدیل بارندگی شوند.
او ادامه می‌دهد: مطالعاتی که در یکی از شهرهای چین انجام شده نشان داده است که در طول ۵۰ -۶۰ سال همبستگی مثبتی بین افزایش آلاینده‌ها و کاهش بارش وجود دارد. آنها از ۵۰ تا ۶۰ سال پیش مقدار آلاینده‌ها را با دید افقی مورد سنجش قرار داده‌اند و دریافتند که هر چه قدر شهر آلوده‌تر بوده و دید افقی منطقه کاهش پیدا کرده میزان بارش از حد مورد انتظار پایین‌ تر آمده است.


چه عسلویه باشد چه نباشد باران نمی‌آید
او در رابطه با از بین رفتن توده‌های سودانی به وسیله گرمای پالایشگاه نیز می‌گوید: بعید می بینم که این صحت داشته باشد. رطوبت سطوح زیرین جو همواره رطوبت خود را از عرضهای جنوبی می‌گیرد و وقتی به خلیج فارس می‌رسد به خاطر عمق کم آن و در زمستان هوا را زودتر سرد می‌کند در نتیجه سهم زیادی در تولید رطوبت ندارد. در نتیجه نمی توان بر روی خلیج فارس زیاد حساب کرد. ولی دریای سرخ، شرق دریای عمان و شمال شرق آفریقا مناطقی هستند که رطوبت ایجاد می‌کنند. همواره توده‌هایی که در عرض‌های میانی قرار دارد از غرب وارد کشور می‌شوند به هر حال مدیترانه بخشی از رطوبت شمال و غرب را تامین می‌کند. اما توده کم فشار سودانی بر روی دریای سرخ و جنوب عربستان شکل می‌گیرد و رطوبت را در سطوح زیرین جو در ایران ایجاد می‌کند. با توجه به اینکه سطوح بالای جو، انرژی لازم برای برهم زدن و تلاطم را ایجاد می‌کند و وقتی که هوای گرم در زیر و هوای سرد در بالا قرار گیرند این ناپایداری تشدید می‌شود، شرایط صعود مهیا می‌شود و می‌تواند فرایند بارش اتفاق افتد. با این تفاسیر اگر موجی که از غرب و در سطوح میانی جو وجود دارد توده‌های سودان را فعال کند این رطوبت به توده سودانی منتقل شده و بارش نیز صوررت می‌گیرد خواه عسلویه‌ای باشد یا نباشد. اما اگر نتواند این فرایند ایجاد شود هیچ بارشی رخ نمی‌دهد و هیچ ارتباطی با عسلویه ندارد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۴۴
پیمان صاحبی


 

زندگی در کنار بمب‌های عفونی

 آلودگی پسماندهای بیمارستانی مدت‌هاست که سر و صدای زیادی به راه انداخته است، چرا که هنوز مشخص نیست مسئولیت امحای آن با چه سازمانی است. از این رو به چالش زیست محیطی تبدیل شده و مشکلات زیادی به وجود آورده است.

به گزارش سلامت نیوز، روزنامه آرمان نوشت: کافی است عبارت دفع غیر اصولی زباله‌های عفونی را در اینترنت جست‌و‌جو کنید و تصاویر زیادی از میبد، اهواز، بندر لنگه، ماهنشان زنجان، فارس و فرخ‌شهر چهارمحال و بختیاری به دست آورید، آن‌چنان که طی سال گذشته و امسال انواع سرنگ‌ها، سوزن‌ها، تیغ جراحی، بانداژهای خونین و وسایل تیز و برنده باعث آلودگی محیط‌زیست شده و امکان انتقال بیماری‌ها به مردم و حیوانات را به وجود آورده است. گرچه خطرات این مساله بارها و بارها توسط رسانه‌ها و کارشناسان هشدار داده شده و هیات دولت نیز هشت سال پیش یعنی در اردیبهشت سال‌۸۷ در مصوبه‌ای تحت عنوان ضوابط و روش‌های مدیریت اجرایی پسماندهای پزشکی از بیمارستان‌ها خواسته که در مبدا زباله‌‌های عفونی، تیز و برنده خود را بی‌خطر سازی کنند، اما بدون ترتیب اثری همچنان این مساله در برخی شهرها دیده می‌شود. به عبارت دیگر مدیریت پسماندهای شهری قربانی بی‌توجهی و سهل‌انگاری مسئولانی شده که تنها سلامتی افراد جامعه و حیوانات را نشانه گرفته‌اند.

براساس قانون پسماندها زباله‌های بیمارستانی جزو زباله‌های خطرناک هستند و جمع‌آوری و امحای زباله‌های بیمارستانی برعهده تولیدکنندگان آن یعنی بیمارستان‌هاست. ماده ۲ قانون پسماندها، انواع و اقسام زباله‌ها را تعریف کرده و زباله‌های پزشکی را در زمره زباله‌های ویژه و خطرناک قرار داده است. در این قانون متولی جمع‌آوری زباله‌های بیمارستان خود تولیدکنندگان آن یعنی بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها هستند، به گونه ای که اوایل این هفته رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست با تاکید بر اینکه زباله بیمارستانی هرگز نمی‌تواند به عنوان زباله عادی محسوب شود، گفت: اطلاق عنوان زباله عادی به زباله بیمارستانی خلاف تعاریف و دستورالعمل‌های بین‌المللی در این حوزه است. معصومه ابتکار، در مورد استفاده از دستگاه‌های اتوکلاو در بیمارستان‌ها، اظهار کرد: این دستگاه‌ها تنها می‌توانند زباله‌ها را بی‌خطر کنند نه اینکه آنها را به زباله‌های عادی تبدیل کنند. او افزود: الزاما باید برنامه زمان‌بندی شده‌ای برای تعیین تکلیف پسماندهای بیمارستانی تعریف و بر اساس آن اقدامات اجرایی آغاز شود. زباله‌های بیمارستانی یکی از آلوده‌ترین پسماندها هستند که با دفع غیراصولی آنها نه تنها سلامتی شهروندان تهدید می‌شود، بلکه ضربه به محیط‌زیست وارد شده و حیوانات نیز به تبع آن با مشکل رو به رو می‌شوند. از این رو ضروری است هر چه زودتر اهمال کاری‌ها کنار گذشته شود و پس از گذشت چند سال بالاخره به مصوبه هیات دولت جامه عمل پوشانده شود.

چالش بر سر زباله‌های بیمارستانی در پایتخت

براساس آمارهای جهانی بین ۱۰ تا ۲۵ درصد زباله‌های بیمارستانی عفونی هستند؛ زباله‌هایی که بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت بسیار خطرناک هستند. این زباله‌ها حتی در صورت بازیافت نیز ممکن است باعث انتقال بیماری‌های واگیردار شوند. بر اساس آمارها حدود ۲۱ میلیون نفر دچار هپاتیت «ب»، دو میلیون نفر هپاتیت «سی» و حدود ۲۶۰ هزار بیمار دچار HIV بر اثر برخورد سهوی با زباله‌های عفونی بیمار شده‌اند. از این رو باید هر چه زودتر در راستای جمع‌آوری زباله‌های عفونی کوشید.

مسئول جمع‌آوری زباله‌های بیمارستانی کیست؟

هرچند مسئولان توپ جمع‌آوری زباله‌های بیمارستانی را به زمین همدیگر می‌اندازند، اما بر اساس ماده هفت قانون مدیریت پسماند، مدیریت اجرایی جمع‌آوری پسماندهای غیرصنعتی در شهرها و روستاها به عهده شهرداری همان شهر و روستا و پسماندهای صنعتی به عهده افراد تولیدکننده است. بنابراین، جمع‌آوری پسماند بیمارستانی به عهده شهرداری نیست. مدیران شهری، شهرداری را مسئول جمع‌آوری و تفکیک زباله‌های بیمارستانی نمی‌دانند و معتقدند باید برای جمع‌آوری و تفکیک زباله‌های بیمارستانی هزینه‌ای از سوی تولیدکننده‌ها به شهرداری پرداخت شود و از طرف دیگر مسئولان سازمان محیط‌زیست و وزارت بهداشت می‌گویند که بخشی از مسئولیت این حوزه بر اساس تفاهم و توافقات صورت گرفته بر عهده شهرداری است. اردیبهشت امسال، مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران، اظهار کرد: برخی بیمارستان‌ها زباله‌های خطرناک مانند شیشه و تیغ را در سطل‌ زباله‌های شهرداری قرار داده‌اند که این امر گلایه شهروندان را در پی داشته است. همزمان یکی از اعضای شورای شهر گفت: در سنوات گذشته شهرداری پذیرفته کار جمع‌آوری زباله‌های بیمارستانی را انجام دهد. رحمت‌ا... حافظی افزود: در بازدیدهایی کمیسیون سلامت در سال گذشته مشاهده کردیم که زباله‌های بیمارستانی در دل زباله‌های شهری دفن می‌شود و باید این روش تغییر کند. او درباره موضوع افزایش قیمت جمع‌آوری و دفع پسماندهای پزشکی عنوان کرد: شهرداری بحث افزایش قیمت را در رابطه با این موضوع مطرح کرده بود. همچنین خسرو صادق نیت، رئیس مرکز سلامت محیط و کار وزارت بهداشت گفت: شرایط انتقال زباله‌ها و پسماندهای بیمارستانی باید خاص باشد و وظیفه سه ارگان یعنی شهرداری، سازمان محیط‌زیست و وزارت بهداشت در بی خطرسازی و انتقال پسماندهای بیمارستانی اجتناب ناپذیر است و در حال حاضر همکاری بین این سه ارگان وجود دارد. همزمان عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس گفت: در شهر تهران کلیه بیمارستان‌های دولتی به دستگاه زباله‌سوز مجهز شده اند. البته مساله امحای زباله‌های بیمارستانی در حال پیگیری است و اقدامات خوبی نیز توسط وزارت بهداشت صورت گرفته است. به گزارش میزان، حسینعلی شهریاری ادامه داد: بخشی از مسئولیت امحای زباله بر عهده شهرداری تهران است و بر اساس قانون باید به وظایف خود عمل کند. همچنین تیر سال گذشته، رسول خضری، عضو کمیسیون بهداشت مجلس، با انتقاد از دفع غیراصولی پسماندهای بیمارستانی عنوان کرد: به رغم قراردادهایی که مراکز درمانی با شهرداری‌ها برای دفع اصولی پسماندهای بیمارستانی منعقد کرده‌اند، اما شهرداری اقدام به رهاسازی زباله‌های عفونی در طبیعت می‌کند. با وجود این، موضع سازمان حفاظت از محیط‌زیست مشخص است، ولی سوالی که پیش می‌آید این است که شهرداری و وزارت بهداشت، کدام یک مسئولیت جمع‌آوری زباله‌های بیمارستانی را بر عهده دارند؟ چرا که با شانه خالی کردن هر کدام از آنها تنها دود دفع غیر اصولی زباله‌های عفونی به چشم مردم و حیوانات می‌رود.

کاهش نظارت‌ها با افزایش متولی

یکی از اعضای کمیسیون بهداشت مجلس درباره دفع زباله‌های بیمارستانی به «آرمان» می‌گوید: چندین نوع زباله بیمارستانی داریم که باید از هم تفکیک شوند. یک قسمت از فاضلاب‌های بیمارستانی در بخش اداری هستند که با بقیه فاضلاب‌های شهری تفاوت معنی داری ندارد، اما یک قسمت فاضلاب‌های بیمارستانی است که آلودگی بسیار بالایی دارند. سیامک مره‌صدق با ذکر مثالی می‌افزاید: بخش‌های اتاق عمل، آی‌سی‌یو، آسیب‌شناسی، رادیولوژی، رادیوتراپی و طب هسته‌ای، آلودگی‌های میکروبی، شیمیایی و... دارند. او اظهار می‌کند: زباله‌هایی که با ترشحات بیماران مثل پانسمان یا قسمت غیر‌فلزی و غیر‌برند مثل سرنگ سر و کار دارند در بخش زباله‌های خطرناک قرار می‌گیرند. او خاطر‌نشان می‌کند: فاضلاب بیمارستانی قبل از اینکه وارد فاضلاب‌های شهری شود باید در مرحله بی‌خطری قرار گیرد تا آلودگی‌های شیمیایی و میکروبی از آنها جدا شده و از نظر میزان آلودگی شبیه فاضلاب‌های عادی شوند. مره‌صدق عنوان می‌کند: با تاکیدی که سازمان حفاظت محیط‌زیست در چند سال گذشته داشته در مراکز استان‌ها و شهرهای بزرگ اکثریت قریب به اتفاق بیمارستان‌ها استانداردها را تا حدودی رعایت می‌کنند، منتها رعایت استانداردها کامل نیست. نظارت‌هایی که به این منظور صورت می‌گیرد ایده آل نیست و به علت تداخل عمل سازمان حفاظت محیط‌زیست، شهرداری و وزارت بهداشت استاندارد واحدی در این مورد تدوین نشده که همه سیستم‌ها آن را قبول داشته باشند. این عضو کمیسیون بهداشت توضیح می‌دهد: به صورت قانونی تمام بیمارستان‌ها موظفند در مورد امحای زباله دو کار انجام دهند.

او تصریح می‌کند: یکی اینکه زباله‌های غیر خطرناک را به زباله‌های خطرناک تبدیل کنند و بعد آنها را در اختیار بخش خاص سیستم جمع‌آوری زباله شهرداری که مخصوص سیستم زباله‌های بیمارستانی است، قرار بدهند و مساله عمده دیگر در مورد زباله‌های برنده و تیز است. او با ذکر مثالی می‌افزاید: باقیمانده سوزن جراحی‌ها و سر سرنگ‌ها به علت تیزی ممکن است باعث آسیب در پزشکان و ماموران جمع‌آوری زباله شوند. مره صدق می‌گوید: بنابراین سیستم‌های ایمنی جمع‌آوری زباله‌های بیمارستانی الزامی است، اما برخی بیمارستان‌ها به دلیل گران بودن سیستم جمع‌آوری زباله‌ها استانداردها را رعایت نمی‌کنند. او اضافه می‌کند: از سوی دیگر، باید روی اندام‌هایی که از بدن جدا می‌شوند مثل جفت و تومور یا اندام‌هایی که قطع شده‌اند آزمایش پاتولوژی صورت گیرد. او توضیح می‌دهد: بر اساس مصوبات مجلس هر بافتی که از بدن انسان زنده جدا می‌شود باید مورد آسیب‌شناسی قرار گیرد و با آنها به صورت زباله‌های عفونی و خطرناک برخورد شود، چرا که این منابع خطرناک حامل ارگانیزم‌ها هستند و می‌توانند ایجاد بیماری‌ کنند. از او در مورد اقدام شهرداری به رهاسازی زباله‌های عفونی در طبیعت می‌پرسیم که می‌گوید: شهرداری این کار را نمی‌کند. بنده همچنین حرفی را با این شدت تا زمانی که مدرک مستندی نداشتم باشم، بیان نمی‌کنم. اگر واقعا شهرداری این کار را انجام دهد تخطی از وظایف اساسی است و با آن قاطعانه برخورد می‌شود. مره صدق ادامه می‌دهد: با شناختی که از سیستم شهرداری دارم خیلی این مورد را محتمل نمی‌دانم. او بیان می‌کند: پخش کردن این حرف‌ها در رسانه‌ها بدون ثابت شدن و پیگیری باعث می‌شود که سرمایه اجتماعی مردم آسیب ببیند و مردم اعتماد خود را از دست دهند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۴۳
پیمان صاحبی


آخرین وضعیت احیای دریاچه ارومیه

 پروژه انتقال آب به دریاچه ارومیه، یکی از پرسروصدا‌ترین طرح‌ها برای احیای این دریاچه بوده اما همزمان مسئولان محلی می‌گویند که از مجموع 36 کیلومتر از کل تونل انتقال آب حوضه جنوب استان به این دریاچه، هفت کیلومتر از آن حفاری شده است.

به گزارش سلامت نیوز، روزنامه وقایع اتفاقیه نوشت: در دولت گذشته، بحث انتقال آب بین‌حوضه‌ای، از اصلی‌ترین راهکارهای پیش پای دولتمردان شده بود؛ راهکاری که مخالفان زیادی داشت. اول قرار بود آب دریاچه خزر به فلات مرکزی ایران منتقل شود و کویر را سرسبز کند. سمنان، شهری بود که احمدی‌نژاد تأکید داشت به‌واسطه خزر هم که شده به شهری خوش آب‌وهوا تبدیل شود. کلنگ پروژه هم زده شد و کارها تا حدی پیش رفت، مخالفت‌ها از مجلس گرفته تا سازمان بازرسی کل کشور و کارشناسان محیط‌زیست ادامه داشت تا اینکه مانع از اجرای آن شدند و پروژه به حال خود رها شد اما طرح انتقال آب از سد کانی سیب، طرحی بود که به مذاق کارشناسان خوش آمد. این سد از بخش جنوبی دریاچه ارومیه به این دریاچه می‌آید و میکائیل بهادری، معاون اجرایی طرح انتقال آب سد کانی سیب به دریاچه دراین‌باره می‌گوید: کل تونل انتقال آب حوضه جنوب استان به دریاچه ارومیه، ۳۶ کیلومتر است.


او با بیان اینکه حفاری تونل به وسیله دستگاه‌های مدرن طبق برنامه زمانبندی ازپیش تعیین‌شده و به‌صورت سه شیفت کاری در حال انجام است، اظهار کرد: حفاری هفت کیلومتر از تونل انتقال آب به اتمام رسیده است. بهادری زمان پیش‌بینی‌شده برای اتمام کل این پروژه‌ها را سال ۹۸، عنوان کرد و گفت: امیدواریم با عنایت خداوند متعال و بارندگی‌های خوب در حوضه جنوب استان آذربایجان‌غربی پس از اتمام این پروژه، سالانه ۶۵۰ میلیون مترمکعب آب برای احیای دریاچه شور ارومیه در اختیار داشته باشیم. سیدهادی بهادری، نماینده مردم ارومیه در مجلس شورای اسلامی به‌همراه مهندس سرخوش، مدیر دفتر استانی ستاد احیای دریاچه ارومیه و هیأتی از استادان دانشگاهی از مراحل و روند حفاری تونل برای انتقال آب حوضه جنوب استان آذربایجان‌غربی به دریاچه ارومیه بازدید کردند. هادی بهادری، نماینده مردم ارومیه در مجلس شورای اسلامی نیز با اظهار امیدواری و رضایت از روند اجرای پروژه انتقال آب به دریاچه ارومیه، تسریع در عملیات اجرایی آن را خواستار شد. مدیر دفتر استانی ستاد احیای دریاچه ارومیه نیز در جریان این بازدید گفت: به‌زودی رهاسازی ۳۷۰‌میلیون مترمکعب آب از سدهای حوضه آبریز به‌سوی دریاچه ارومیه آغاز می‌شود. فرهاد سرخوش ادامه داد: در مرحله نخست رهاسازی که نیمه دوم بهمن سال جاری انجام می‌شود، ۲۵۰ میلیون مترمکعب آب از پشت سدهای موجود در حوضه آبریز دریاچه ارومیه به‌سوی این نگین فیروزه‌ای روانه خواهد شد. او اضافه کرد: مرحله بعدی رهاسازی آب برای احیای دریاچه ارومیه در اوایل سال ۹۶ انجام خواهد شد که میزان ۱۲۰ میلیون مترمکعب آب مازاد سدهای حوضه آبریز این دریاچه برای احیای آن رهاسازی شده و از مسیر رودخانه‌ها به بطن دریاچه وارد می‌شود. مدیر دفتر استانی ستاد احیای دریاچه ارومیه افزود: بر این اساس، با تکمیل این حجم از رهاسازی، مجموع آب رهاشده از سدها به‌سمت دریاچه ارومیه بالغ بر ۳۷۰ میلیون مترمکعب خواهد بود. در این بازدید که اعضای دفتر استانی ستاد احیای دریاچه ارومیه نیز حضور داشتند، بازدیدکنندگان از نزدیک در جریان چگونگی حفر تونل به‌وسیله دو دستگاه «تی‌بی‌ام» و مسائل مرتبط با این پروژه بزرگ و روند ساخت سد کانی سیب قرار گرفتند.


آخرین وضعیت دریاچه ارومیه
درحال‌حاضر، آخرین بررسی‌ها از وضعیت دریاچه ارومیه نشان می‌دهد که این دریاچه با افزایش تراز آبی مواجه شده اما کاهش بودجه ستاد احیای دریاچه، چالش‌های زیادی برای پروژه احیای آن ایجاد کرده است؛ همزمان، تجریشی درباره مقایسه وضعیت کنونی دریاچه ارومیه با مدت مشابه در سال گذشته گفت: حجم آب نسبت به سال گذشته، دو برابر بیشتر شده و از ‌لحاظ سطح نیز ۵۰ درصد افزایش داشته‌ایم و تراز آب هم ۴۰ سانتی‌متر بیشتر شده‌‌ اما وضعیت، خیلی امیدوارکننده نیست. او توضیح داد: قرار است از مهر امسال تا شهریور سال آینده، ۴۰ سانتی‌متر به تراز آب دریاچه اضافه کنیم که این مسئله در گروی اجرایی‌شدن برخی پروژه‌ها و تأمین بودجه است اما با توجه به شرایط اقتصادی دولت، مجبور شده‌ایم سال گذشته، بودجه ستاد احیای دریاچه ارومیه را در سه مرحله کاهش دهیم و به هزار و ۷۰۰ میلیارد تومان برسانیم. مدیر دفتر برنامه‌ریزی و تلفیق ستاد احیای دریاچه ارومیه، اظهار کرد: این هزار و ۷۰۰ میلیارد تومان بودجه باید از سه منبع مالی تأمین شود؛ یکی از این منابع، صندوق توسعه ملی است که حدود 340میلیارد تومان از این بودجه را تأمین می‌کند و در مورد آن با مشکل روبه‌رو نیستیم؛ بخش بعدی، بودجه سنواتی دستگاه‌های اجرایی است که حدود ۳۰۰ میلیارد تومان بوده و در تأمین آن نیز مشکلی وجود ندارد. او ادامه داد: اما حدود هزار و صد میلیارد تومان از بودجه قرار بود از محل ماده «۱۰» و «۱۲» قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت و قانون تشکیل سازمان مدیریت بحران کشور تأمین شود که پروژه‌های زیادی نیز شامل می‌شد که ۴۵ روز پیش در هیأت‌دولت مصوب شد، حدود ۳۰۰ میلیارد تومان از آن در اختیار ستاد احیا قرار بگیرد که درباره آن، نشست‌های زیادی با سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی داشتیم و در نهایت به فهرستی رسیدیم که مجبور شدیم تعدادی از پروژه‌هایمان را در این مرحله حذف کنیم و پروژه‌هایی را که به زمان و مبالغ کمتری نیاز دارند و از اثربخشی بیشتری برخوردار هستند، به‌عنوان اولویت اول برای تخصیص قرار دهیم که متأسفانه تاکنون، هیچ منبع مالی‌ای از این بخش تزریق نشده است. تجریشی درباره پروژه‌هایی که به‌دلیل تخصیص‌نیافتنِ بودجه، دچار مشکل شده‌اند، اظهار کرد: برخی از این پروژه‌ها برای ما بسیار حساس هستند؛ برای نمونه، نیاز به کاشت گیاه قره‌داغ به وسعت بسیار زیاد داشتیم که این کار، خود نیاز به آبیاری داشت و در فصل تابستان، سازمان جنگل‌ها و مراتع در‌این‌زمینه با ما همکاری کرد اما هنوز نتوانسته‌ایم هیچ پولی به این سازمان بدهیم که آنها هزینه پیمانکاران را پرداخت کنند؛ برای برخی پروژه‌ها نیز مانند کنترل غبار، هنوز هیچ هزینه‌ای نشده است و پروژه‌های لایروبی هم هنوز به اتمام نرسیده‌اند.


کمک‌های جهانی
علاوه بر طرح‌های ملی، مانند انتقال آب سد کانی، مشاورانی از نهاد‌های بین‌المللی نیز برای احیای دریاچه کمک می‌کنند. دراین‌باره عیسی کلانتری درباره اهداف تفاهم فائو برای نجات دریاچه ارومیه می‌گوید: فائو برای توسعه اجتماعی در ایران و معاش جایگزین کشاورزان اطراف دریاچه برنامه‌ریزی می‌کند. مسعود تجریشی هم در این‌باره گفت: این پروژه‌ای مطالعاتی است و آنچه از نتایج آن به دست می‌آید، باید ازسوی دستگاه‌های اجرایی انجام شود. او ادامه داد: ما مطالعات خود را از جنوب دریاچه شروع می‌کنیم و این کار‌ها را در پنج محوری که در برنامه وجود دارد، انجام می‌دهیم. سرج ناکوزی، نماینده فائو در ایران، هم در این‌باره گفت: من می‌خواهم همه را مطمئن کنم که در رابطه با مشکلات محیط‌زیست همکاری می‌کنیم. سفیر ژاپن در ایران هم درباره همکاری‌های ژاپن با ایران گفت: بیشتر توجه ما در ایران به مشکلات زیست‌محیطی است. چندی پیش بازدیدی از دریاچه ارومیه داشتم، شرایط آنجا نامطلوب است و به‌همین‌دلیل، ژاپن به کمک‌هایش ادامه می‌دهد. او همچنین عنوان کرد که همه تلاش خود را می‌کنند تا بعد از چهار سال به کمک‌های خود ادامه دهند. کلانتری درباره شرایط کشاورز‌های اطراف دریاچه گفت: حدود 16 واحد درصد از آب رودخانه زرینه‌رود که 50 درصد از آب دریاچه ارومیه را تأمین می‌کند، کم کردیم که با این کار نه‌تنها درآمد کشاورزان کم نشد بلکه بررسی‌ها نشان می‌دهند 18 درصد افزایش تولید داشته‌اند. دبیر ستاد احیای دریاچه ارومیه در ادامه گفت: چون در آن منطقه، آب به‌شدت هدر داده می‌شود و به‌جای 0,8 ضریب تبخیر و تعریق که باید آبیاری کنند، 1,4 واحد تبخیر و تعریق آب مصرف می‌کنند؛ یعنی حدود 45 درصد آب اضافه مصرف می‌شود که این مسئله، خود کاهش محصول را به دنبال دارد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۴۱
پیمان صاحبی

 

حقابه‌های زیست محیطی دریاچه نمک محقق نشد

مدیر کل حفاظت محیط زیست استان قم با اشاره به بحران دریاچه نمک از محقق نشدن وعده وزیر نیرو در رابطه با اختصاص حقابه‌های زیست محیطی به دریاچه نمک خبر داد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از مهر، سید رحمان دانیالی پیش از ظهر یکشنبه در دیدار با آیت الله نوری همدانی، با اشاره به اینکه از سال گذشته تا به امسال چند اتفاق مبارک در عرصه محیط زیست رخ داده است، اظهار کرد: ابلاغ سیاست‌های کلی محیط زیست توسط مقام معظم رهبری مبارک‌ترین اتفاق در حوزه محیط زیست بوده است که در سال گذشته اتفاق افتاده است.


وی با اشاره به برگزاری دومین همایش بین المللی دین، فرهنگ و محیط زیست به عنوان اقدامی ارزنده در راستای پیشبرد اهداف حفاظت از محیط زیست، تأکید کرد: پیشنهاد دبیری همایش «اسلام و محیط زیست» را مطرح کرده‌ایم که استان قم دبیری این همایش را برعهده بگیرد.


مدیر کل حفاظت محیط زیست قم از انجام آموزش‌های محیط زیست در بسترهای مختلف خبر داد و افزود: با همکاری‌هایی که با آموزش و پرورش حاصل شد بحث‌های آموزشی در این رابطه در مدارس به دانش آموزان داده می‌شود و علاوه بر این در حوزه علما و مبلغان دینی مراوداتی صورت گرفته است که در عرصه تبلیغ دین به مباحث زیست محیطی نیز پرداخته شود.


بحران دریاچه نمک بحران مغفولی است
وی با اشاره به عقد تفاهم نامه همکاری با حوزه علمیه خواهران، اظهار کرد: بحران دریاچه نمک بحران مغفولی است که در سال‌های اخیر شاهد افزایش تعداد روزهای گرد و غبار بوده‌ایم و این بحران روز به روز شدت پیدا می‌کرد که زیبنده شهر کریمه اهل بیت(ع) نیست.
دانیالی با تأکید بر اینکه حقابه‌های زیست محیطی استان قم محقق نشده است، تصریح کرد: به رغم اعلام وزیر نیرو هنوز قطره‌ای آب از این حقابه زیست محیطی به دریاچه نمکی که ۹۰ درصد اثرگذاری آن بر استان قم است اختصاص نیافته است.
وی با انتقاد از عدم توجه به مسائل زیست محیطی و شأنیت شهر کریمه اهل بیت(ع)، افزود: در حال حاضر کمک به استقرار برخی واحدهای صنعتی آلاینده‌ شکل می‌گیرد که می‌تواند در آینده نزدیک اثرگذاری منفی بر کیفیت هوا و آلودگی‌های آب و خاک داشته باشد.
مدیر کل حفاظت محیط زیست استان قم افزود: از نمونه این واحدها می‌توان به واحدهای هیدورکربی اشاره کرد که در چند روز گذشته یکی از همین واحدها طعمه حریق شد و همچنین واحدهای ذوب سرب که به استحصال سرب از باطری‌های فرسوده می‌پردازند.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ بهمن ۹۵ ، ۱۰:۰۲
پیمان صاحبی

آوارگان آب

 «لوت می‌دونی یعنی چی؟ یعنی دیگه هیچی وجود نداره» لوت یعنی تشنگی، یعنی خانه‌های خالی، روستاهای خالی، درخت‌هایی که اره شدند، چاه‌هایی که پر شده‌اند، لوت یعنی کوچیدن، آوارگی. آب از دست شان رفته، می‌کوچند به دنبالش. آنها از جهرم آمده‌اند و از فسا، فیروزآباد و کوار و کازرون به دنبال آب و آبادی. دسته‌ای رسیده‌اند به روستای قلعه‌های هزارساله، سلطان‌آباد، پشت کمربندی شیراز. خانه‌‌های شان را در شیب زمین‌هایی ساختند که روی دست مالکان مانده بود، اما فروختند و اجاره دادند به آوارگان آب. آب هنوز از این مردم فرار می‌کند. نشانش، منبع‌های آب بر بام خانه‌ها.


به گزارش سلامت نیوز، روزنامه شهروند در ادامه نوشت: جمعیت روستای سلطان‌آباد در ٧-٦‌سال گذشته به نسبت شهر شیراز ١٣برابر افزایش داشته، شده‌اند ١٢‌هزار نفر: احمد مرد ٤٠-٣٠ ساله در مغازه میوه‌فروشی، سبزی‌ها را دسته می‌کند و با دسته‌ای از آنها سمت بندر را نشان می‌دهد: «از این طرف جهرم و فسا و داراب و از فیروزآباد- که برنجش معروف بود- همه آمدند به این روستا. یکی کشاورز بود و گندم و جو می‌کاشت، یکی باغ انار داشت، یکی دامدار بود. اما زمین‌هاشون خشک شد. دام‌ها کجا می‌چریدن؟ فروختن. خودم بنگاه هم دارم این‌جا، زمین‌هاشونو به من سپردن برای فروش.» چه چیزی آن‌قدر جان‌شان را به لب رساند که حالا طاقت‌های‌شان تنگ است و چوب تاراج زده‌اند به زمین‌ها و باغ‌ها. شاید همان‌طور که مدیرکل امور اجتماعی استان فارس می‌گوید، این مردم حاصل سیاست‌هایی هستند که ترازوی سنجش‌شان رشد اقتصادی بود، نه عدالت اجتماعی. از وقتی که طرح‌های آمایش سرزمین از روی میزها برداشته شد این بلا سرشان ‌آمد.


احمد می‌گوید ٥-٤ سالی می‌شود که سلطان‌آباد با ورود مهاجرها شلوغ شده، هرچند برای آنها که زمین داشتند خوب شد: «توی این شیب‌ها کسی به‌راحتی نمیره خونه بسازه اما مهاجرهای خشکسالی اومدن، یه پولی دادن زمین‌هارو خریدن و خونه ساختن. اوایل حتی زمین‌ها رو مفتی هم می‌دادن، ارزون بود. بعد یواش‌یواش دیدن تقاضا زیاده، گرون شد.» زمین از متری ٧٠‌هزار تومان رسید به ٥٠٠‌هزار تومان. قبل از این‌که به سلطان‌آباد بیاید، در جرسقان، روستای چسبیده به سلطان‌آباد دامدار بود: «به‌خاطر وضع آب، گرونی آذوقه، دیگه اون کار حاصل نداشت، مجبور شدم جمع کنم. عده‌ای کوچ‌کردن رفتن شیراز و به کارهای دیگه مشغول شدن. به قولی کارهایی که «به شغل» نیست، همه کاذب. یا دستفروش شدن یا وانت خریدن و با وانت کار می‌کنن.» مسیر اصلی کوچه‌ها را نشان می‌دهد: «از هر کی بپرسی نشانتون میده چه کسایی از شهرستان‌ها اومدن.»


بیشتر خانه‌های خیابان اصلی روستا، خانه ساکنان قدیمی‌اند. کوچه‌های پرشیب، خانه‌های ٧٠-٦٠ متری حیاط‌دار با یک یا دو منبع‌ آب روی پشت‌بام، خانه مهاجران. کوچه‌ها بالا می‌روند و می‌رسند به زمین‌ خاکی مسطحی که چند خانه تک‌وتوک بالایش نشسته، روستا کش آمده و در این چند‌سال بزرگ شده. زن‌ها با چادرهای سیاه و سفید گلدار دست بچه‌ها را گرفته یا دست خالی از شیب کوچه سرازیر می‌شوند سمت خانه‌ها. هزینه رفت‌و‌آمد مدرسه با سرویس به شیراز، برای بچه‌هایی که پشت درهای مدرسه ٥٠ساله سلطان‌آباد ماندند زیاد است و مادرها خودشان بچه‌ها را می‌برند و می‌آورند. زن‌ها می‌گویند امان از سگ‌های ولگرد و می‌پرند توی حرف هم که زودتر ماجرای چند ماه قبل روستا را تعریف کنند: «همین چند ماه پیش بود که سگ‌ها یه بچه‌رو کشتن.» یک کودک ٥ساله افغانستانی.


طاهره لاغر و قدبلند شال ‌آبی‌اش را زیر چادر گلدار مرتب می‌کند. از خفر آمده، منطقه شرقی، آن‌جا که بعد از کوچ کشاورزها، چند هفته قبل بیل‌های مکانیکی چاه‌هایش را پر کرده‌اند و درخت‌های انار خشک‌‌شده را اره‌ها بریدند. شوهرش در خفر کار نداشت، حالا در یکی از ٧٠٠کارگاه کابینت‌سازی (ام‌دی‌اف) سلطان‌آباد مشغول است. خواهر و برادرش هم کوچ کرده‌اند، بالای روستا، مشرف به زمین‌های خاکی و خشک سلطان‌آباد ایستاده: «باغ مرکبات داشتیم، لیموترش و لیموشیرین، انار، سرسبز بود روستامون. الان همه خشک شده، یک تکه برهوت، دیگه هیچی وجود نداره. شده مثل همین‌جا.» باد غروب اوایل زمستان، باد سرماهای خشک و سرفه‌های خشک‌تر، می‌وزد بر صورت‌های آفتاب سوخته.


مهاجرت شدت می‌گیرد
مردم در کوچه‌های روستا، دمپایی به پا راه می‌روند و بچه‌های کوچک جلوی در خانه‌ها پابرهنه‌اند. پسرکی سوار بر دوچرخه با لباس‌هایی بی‌رنگ‌ورو، سرازیری تند و پر دست‌انداز کوچه را به انتها می‌رساند. خواهر ١١-١٠ ساله طاهره سر به زیر، چانه‌اش را با گره درشت روسری می‌پوشاند و دنبال حرف را می‌گیرد که «دیگه کسی هم نمونده، همه مردم هجوم آوردن شیراز. شاید فقط قدیمی‌ها مونده باشن. دیگه مردم نمی‌تونن کشاورزی کنن. آب نیست.»

به‌گفته مدیرکل امور اجتماعی استان فارس، طبق مطالعات و آمارهایی که در ١٠سال گذشته انجام شده، در ٣کلان‌شهر شیراز و کازرون و مرودشت ٣٠٠‌هزار نفر حاشیه‌نشین زندگی می‌کنند: «آمار سرشماری‌ سال ٩٥ هنوز به دست‌مان نرسیده اما قطعا این آمار افزایش داشته است و در ماه‌های آینده نیز به دلیل شدت خشکسالی‌، افزایش شدید خواهد داشت. اکثر مردم از روستاهایی می‌آیند که دچار کم‌آبی و بی‌آبی هستند. در این ٣کلان‌شهر دست‌کم برای آشامیدن آب وجود دارد.»
فرماندار شیراز هم آبان‌ماه امسال در ستاد فرهنگی و اجتماعی مدیریت و ساماندهی آسیب‌های اجتماعی، جمعیت این روستا را تا ١٦‌هزار نفر برآورد کرد و گفت سلطان‌آباد با این تعداد جمعیت هنوز روستاست اما باید به شیراز ملحق شود. آمار رئیس شورای روستای سلطان‌آباد از سکونت ١٢‌هزار نفر در این روستا خبر می‌دهد. ٥‌هزار خانواده باید از امکاناتی استفاده کنند که پاسخگوی‌شان نیست. زیرساخت‌هایی مثل اشتراک آب را فقط برای ٧٥٠ خانوار تدارک دیده بودند، چه می‌دانستند روزی مهاجران می‌آیند و روستا از این حجم جمعیت به تنگ می‌آید. همین امسال ٣٠٠کودک پایه اول دبستان پشت‌ در مدرسه روستا ماندند. سعید فرمانی رئیس شورای روستا به «شهروند» می‌گوید: «اکثر این کودکان در سطح شهر شیراز پراکنده شدند. سالانه یک‌میلیون تومان هزینه ایاب و ذهاب برای خانواده‌های قشر پایین و کشاورز و کارگر مشکل‌زا شده است. ما ٧‌هزار مهاجر از شهرستان‌های اطراف داریم که از نظر فرهنگی با هم تناسب ندارند و مشکلات زیادی ایجاد شده است. مثلا برای این‌که زباله‌های‌شان را چه ساعتی بیرون بگذارند، مصیبت داریم. اگر یک روز پس و پیش کنند، سگ‌های ولگرد به زباله‌ها حمله می‌کنند. این زباله‌ها را اداره پسماند جمع نمی‌کند و ما برای این کار پیمانکار خصوصی گرفتیم.»


در خانه‌ای را می‌زنند، زن با بلوز و دامن و روسری پشت در می‌آید. می‌گوید تابستان‌های سلطان‌آباد جگرشان از غصه آب، خون است: «تابستان پارسال آب جیره‌بندی شد. پایینی‌ها آب داشتن، ما نداشتیم. تانکرهای آب که می‌اومدن، راه نبود برسن این‌جا، آسفالت نبود، ساعت ٤صبح بلند می‌شدیم، دبه‌های ٢٠لیتری پر می‌کردیم و می‌آوردیم بالا. آن‌قدر بدبختی‌ها کشیدیم. امسال یکم بهتر شده آب گیر ما میاد. جیگرمون خون بود. پارسال روزنامه‌ها هم نوشتن که سلطون‌آباد بی‌آبی شده، مردم آب می‌خرن به قیمت طلا. امسال هم که بارون نمیاد‌ سال دیگه باید ببینی...»
طاهره می‌گوید هر بار تانکر آب می‌آمد، همسایه‌ها هجوم می‌بردند و «بالای آب جَر می‌شد و بزن و بکوب.»
به‌گفته علی‌محمد موسوی، مدیرکل امور اجتماعی استان فارس، برای حاشیه‌ کلان‌شهرها بعد از ابلاغ موارد آسیب‌های اولویت‌دار، برنامه‌ریزی‌هایی با افق ٥ و ١٠ساله انجام شده‌ است: «در نخستین قدم نیازهای این مناطق را در افق‌های ١٠و ٥ساله مشخص و برنامه‌هایی طراحی کردیم که چه اقدامات سخت و چه اقدامات نرمی باید صورت بگیرد. این اقدامات باید از سوی ارگان‌های مختلف اجرایی شوند. در بحث توانمندی شغلی سازمان فنی‌وحرفه‌ای، در بخش آسیب‌های اجتماعی سازمان بهزیستی، در مورد سواد سازمان آموزش‌وپرورش و در بخش دسترسی به خدمات شهری وزارت مسکن و شهرسازی تکالیفی دارند که معین شده است. در نظر داریم به تدریج امکانات و زندگی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی‌ حاشیه‌ها را در شهر همجوار ادغام کنیم و نرخ شاخص‌های‌شان را به نرخ شاخص‌های شهر شیراز برسانیم.»


شیراز مقصد ٥٠‌درصد مهاجران استان
موسوی ‌سال ٩٣ هم در گفت‌وگویی با روزنامه افسانه نگرانی خود را از تداوم خشکسالی و افزایش مهاجرت به شهرهای بزرگ استان اعلام کرده بود. او با استناد به آمارها گفت: در ١٠‌سال گذشته، مقصد بیش از ٥٠‌درصد مهاجرت‌های استان، شهر شیراز بوده است.
در روستای سی‌مکان جهرم، صادق بعد از ٢٥‌سال کشاورزی می‌دید که هرچه بیشتر زمین را می‌کنند، کمتر به آب می‌رسند. آب پایین و پایین‌تر رفت تا رسید به عمق ٤٨٠ متری. زمین‌های خشکی با خاطره گندم، جو و ذرت را رها کرد و آمدند سلطان‌آباد: «مردم ما یونجه می‌کاشتن و گندم و جو و سبزیجات. برنج‌کاری هم بود.» دیگر سال‌هایی که هفت شب و هفت روز باران می‌آمد و مردم دعا می‌کردند خانه‌های کاهگلی‌شان فرو نریزد گذشته است. سال‌های اول دهه ٦٠. «دیگه کار تو آبادی‌مون ضرر بود، الان هم هرچی آب هست، لب‌شور و تلخه. ما خیلی برای ‌آب، چوب خوردیم.»


بوی سبزی‌ و میوه در مغازه‌اش پیچیده، می‌گوید فروشندگی از کشاورزی سخت‌تر است: «دست مردم خالیه. طرف میاد ٥٠٠تومن سبزی می‌خواد، یا ١٠٠٠تومن خیار، می‌شه ندی؟ ٢٥٠تومن اجاره می‌دیم و آب‌وبرق هم هست، درآمدمون نمی‌رسه.» گوجه‌ها، بادمجان‌ها و پیازها را نشان می‌دهد: «همین‌ها آب نباشه رشد نمی‌کنه.» روی صندلی نشسته و دست‌ را تکیه داده به میز سبزی‌ها، چشم‌ها را دوخته به خیابان، به امید شلوغی‌های غروب که مشتری‌ها را بکشاند به مغازه.


سلطان‌آباد یکی از قطب‌های ام‌دی‌اف‌سازی است. اما از میان مهاجران آب، تعداد کمی در حدود یک‌پنجم در کارگاه‌های ام‌دی‌اف و مبل‌سازی و درودگری کار می‌کنند. بقیه در شیراز کارگرند یا در خیابان‌ها فروشندگی می‌کنند: «بعد از کمربندی که به سمت ده‌پیاله می‌رسه، یک‌دفعه می‌بینین ٥٠ تا وانت وایستاده دستفروشی می‌کنه.» یا آن‌طور که مسئول بنگاه معاملات ملکی می‌گوید: «تعدادیشون تو شهرک صنعتی کار می‌کنند ولی بقیه که میان این‌جا کار درست حسابی ندارند.» می‌گوید جمعیت روستا در چند ‌سال اخیر ٧٠-٦٠‌درصد رشد داشته. مهاجرانی که بیشترشان نمی‌توانند خانه بخرند و ماهی ٢٥٠ تا ٤٠٠‌هزار تومان اجاره می‌دهند.


رشد اقتصادی بدون عدالت اجتماعی
در خیابان اصلی، کنار مغازه صادق، مرد ٤٠-٣٥ ساله‌ای را نشان می‌دهند و می‌گویند او هم مهاجرت کرده. کت و شلوار سورمه‌ای پوشیده و می‌گوید قبلا دامدار و کشاورز بود. زمینداری که گندم و جو می‌کاشت. حالا که مزرعه جو منتظر باران است، رو آورده به ساخت‌وساز و خریدوفروش: «الان فقط جو دیم می‌کاریم، بارون بیاد برداشت می‌کنیم، نیاد هم که نداریم و الا چشمه‌ها که خشک‌شدن، چاه‌ها هم همین‌طور. تا همین ٥-٤‌سال قبل، کشاورزی خوب بود.» خانه‌هایی که او می‌سازد را کسی نمی‌خرد، دو‌سال است معامله‌هایش گفتن ندارند: «اکثر محلی‌ها اومدن این‌جا، اما کسی کارگر ساخت‌وساز نمی‌شه چون بازار کساده. هرچی از ده داشتیم رو آوردیم این‌جا خرج ساخت‌وساز کردیم، کسی نمی‌خره.»


امسال چشم‌ها نگران ٤٠٠-٣٠٠هکتاری است که مردم سلطان‌آباد گندم و جو کاشته‌اند. باران نیست. نگران تابستان پیش رویند. مهاجرها یادشان نیست وقتی که در این روستا شالیزار بود و می‌گویند این‌جا برهوت است. فرمانی می‌گوید تا ٢٠‌سال قبل روستایی‌ها شالیزار داشتند و تا ٧-٦سال قبل هم سبزی‌کاری می‌کردند. اوایل دهه ٩٠ بود که همه چیز خشک شد. ٨٠‌درصد باغ‌ها خشک شده‌اند و ٩٠٠ هکتار زمین کشاورزی، «بیابان لم‌یزرع». می‌گوید این‌جا ٣٠٠٠‌سال قدمت دارد، زادگاه فرمانفرما حاکم فارس در دوره قاجار بوده و در گلخانه‌هایش گل‌های رز آبی طبیعی می‌رویید.


به‌گفته موسوی، اگرچه در استان فارس تلاش بر کنترل مهاجرت به حاشیه‌ها بوده اما بخشی از مهاجرت‌ها نیز اجتناب‌ناپذیرند و کنترل آنها نیازمند ارایه خدماتی در مبدأ است که «این مسأله زمان خواهد برد زیرا باید امکانات شغلی و معیشتی را در مبدأ قرار دهیم تا مردم مهاجرت نکنند. اما در مقصد هم باید به این افراد خدمات بدهیم، این افراد محصول سیاست‌ها و برنامه‌ریزی‌‌هایی بودند که ترازوی سنجش‌شان رشد اقتصادی بود، نه عدالت اجتماعی. وقتی رشد اقتصادی ملاک باشد، عدالت محقق نمی‌شود. برنامه‌ریزی‌هایی که منابع را به کلان‌شهر سرازیر کنند، عدم تعادلی را به وجود می‌آورند که نتیجه آن تشدید مهاجرت است. ما باید منابع و ثروتی را که در گذشته داشتیم، براساس طرح آمایش سرزمین توزیع کرده و عدالت سرزمینی را از طریق بردن امکانات متناسب با جغرافیا محقق می‌کردیم. متاسفانه در دولت قبل آمایش سرزمین تعطیل شد و در این دولت دوباره روی میز آمده تا منابع را بر این اساس تقسیم کنیم. کیفیت رشد برای‌مان مهم است.»


١٥ خشکسالی د ر٥٠ سال گذشته
آمنه در اتاق ٢٠متری‌اش در روستای جرسقان که نزدیک سلطان‌آباد است، با دختربچه ٣ساله تنهاست. شوهرش یکی از کارگرهای ساختمانی است که ١٠روز، ١٠روز بیکاری می‌کشند: «وضع زندگی ما رو بنویس، پدرم بچه فسا بود، دار و ندارش رو فروخت آمدیم این‌جا. این‌جا هم که اصلا بهداشتی وجود نداره، شهرداری نمیاد آشغال ببره، تو خاکی مجبوریم آتیش بزنیم که بیماری به وجود نیاره.» گوشه‌ای از اتاق، یک توالت کوچک با پرده جدا شده و کنار آجرهای روی هم چیده تا نیمه دیوار، آشپزخانه است. چشم به خانه تاریک آمنه عادت نمی‌کند. برق خانه‌های جرسقان به بادهایی بند است که گاه‌به‌گاه سیم‌های‌شان را از ستون جدا می‌کنند. آب خانه‌های‌شان به تانکرها. از عمر خانه بهداشت روستا یک‌سال می‌گذرد.


زنی در کوچه‌های جرسقان نیست و زمین‌های خالی روبه‌روی خانه‌ها جای آتش‌های هر روزه‌ای است که زباله‌ هر خانه را دود کرده‌اند. گوسفندها در بیابان بی‌علف می‌چرند، نزدیک زمین اسب‌سواری و دامداری. دامدارها از جرسقان کوچیدند اما این روستای نزدیک به سلطان‌آباد هنوز «گله‌داری» بزرگی دارد که صاحبش، همان صاحب زمین اسب‌سواری در شیراز زندگی می‌کند.


پیرمردی با کلاه بافتنی به سر و عینک ته‌استکانی در گله‌داری را باز می‌کند. بوی آغل است و چند مرد جوان رفته‌اند بالای تپه‌های طلایی کاه‌ و یونجه. جوان‌های جرسقان، بچه‌های پیرمرد همه به جز یکی که پیکان دارد، بیکارند. در کوچه‌های منتهی به خیابان اصلی روستا که اتوبوسی مردم را به شیراز می‌رساند، بوی فاضلاب است و آبراهه‌هایی که مرد نشان می‌دهد، فاضلاب خانه‌ها: «وضع ما اینه، پشه و سالک امان نذاشته برامون.»
در مقاله‌ «ارزیابی پدیده خشکسالی کشاورزی شهر شیراز به روش تورنت ویت» که‌ سال ٩٠ در فصلنامه‌ برنامه‌ریزی منطقه‌ای منتشر شده، آمده است: «طی دوره ٥٨ ساله شهر شیراز، در هر دهه حداقل ٣ بار با پدیده خشکسالی سخت و شدید مواجه شده است که یک علت وقوع آن توزیع نامناسب بارندگی در این منطقه است.»


جمعیت مهدی‌آباد ٣ برابر شد
مدیر طرح ملی تغییر آب‌وهوا، محسن ناصری به‌تازگی از سرعت بالای افزایش خشکسالی در شهرهای پرجمعیت ایران مثل تهران، اصفهان، شیراز و... خبر داده ‌است. زابل و بخشی‌هایی از فارس، کرمان، یزد و سمنان نمونه‌های تغییر الگوی جمعیت بر اثر خشکسالی هستند. در جنوب شیراز، با فاصله کمی از سلطان‌آباد، مهاجرانی که وضع مالی بهتری داشتند به مهدی‌آباد کوچیدند. قدیمی‌ها می‌گویند اسم اصلی‌اش «کََتَس بِس» بود. کوچه‌ها و خیابان‌ها آسفالتند و شکل و شمایل خانه‌ها، شهری. جایی که سلطان‌آباد می‌خواهد لنگان‌لنگان خودش را به آن برساند، به شهرک‌شدن که آرزوی رئیس شورای شهر سلطان‌آباد است.


جمعیت مهدی‌آباد در ١٠سال اخیر از ٥‌هزار خانوار، به ١٥‌هزار رسیده و به‌طور میانگین ٣٠ تا ٤٠‌هزار نفر در آن زندگی می‌کنند. مسئول یاوران شوراى شهرک مهدى‌آباد می‌گوید شیراز روستاهای اقماری زیاد دارد که بعضی از آنها در این سال‌ها گسترش پیدا کرده و شهر و شهرک شده‌اند. کوشکک، نصرآباد دستغیب، مهرگان، قصر قمشه و دوکوهک: «حتی از کهگیلویه‌وبویراحمد هم مهاجر داریم. مخصوصا از جهرم و خفر که منطقه باغات مرکبات بود، خیلی‌ها به شهر هجوم آوردند. از اطراف دریاچه نمک، طرف و مهارلو هم که زمانی مرکزیت پسته و بادام بود، دیگر عملا کشاورزی نمی‌شود. از بعضی روستاهای نزدیک، مردم صبح‌ها می‌آیند شیراز کرایه‌کشی (مسافرکشی) و شب برمی‌گردند روستای خودشان.»


بعضی‌ از کشاورزهای شهرستان‌های دیگر در مهدی‌آباد خانه خریدند. مثل خانواده علی که یکی دو‌سال است هرچه در روستای فخرآباد داشتند فروختند، یک هکتار باغ و زمین و خانه‌شان را. جمعیت فخر‌آباد در این چند‌سال کمتر از نصف شده است. مادر می‌گوید این‌جا هم کسی کار ندارد، علی کارگری می‌کند. یک روز کار هست و ١٠روز نیست: «مجبور شدیم از خشکسالی فرار کنیم. شوهر و پسرم کارگری می‌کنن. ٨٠‌درصد مردم بیرون شدن. رفتن شیراز و یزد. روستا خالی‌خالی شد. جوان‌ها پناه بردن به شهر.» اما در مهدی‌آباد هم بی‌آبی دنبال‌شان آمد: «پارسال با تانکر آب می‌گرفتیم، ‌آب نداشتیم. نه آن‌جا راه داریم برگردیم نه این‌جا بمانیم.»


زنهار از این بیابان
حال‌وروز شهرباغ‌های بهشتی زیرورو شده، شهرباغ‌ ایرانی پاسارگاد، شهری که وصف صدای آب و آواز پرندگان باغ‌هایش از شعرهای شاعران سرریز می‌شد. شهرباغ عفیف‌آباد، باغ قصر‌الدشت، باغ ارم و ... که حکایت‌ سرو‌هایش در سفرنامه‌ها مانده. نوروزی می‌گوید دو‌سال پیش حتی در مرکزیت شهر شیراز و منطقه باغات قطرالدشت هم برای آبیاری با تانکر آب می‌بردند، چه برسد به مهدی‌آباد و حاشیه‌های دیگر.


شیراز یک‌میلیون و ٨٠٠‌هزار نفر جمعیت دارد. شهری که امکانات آن برای جمعیت ٥٠٠‌هزار نفری تدارک دیده شده است و موسوی می‌گوید یعنی تمام برنامه‌ریزی‌هایی که برای آینده این شهر انجام شده، بهم می‌ریزد: «مهاجرت فی‌نفسه بد نیست ولی اگر بی‌رویه باشد می‌تواند مشکل‌زا باشد. در ١٠سال گذشته غالب مهاجران این شهر برای دستیابی به شغل، امکان تحصیل یا خدمت سربازی آمده‌اند. مهاجرت‌ها می‌توانند باعث تغییر کاربری اراضی، مشکلات زیست‌محیطی و مسائل اجتماعی شوند. مناطق حاشیه‌ای دچار فقر شدید شهری هستند، استانداردهای خدمات شهری پایینی دارند و توانمندی شغلی ندارند. همچنین دارای خرده‌فرهنگ‌هایی هستند که می‌تواند در برخورد با فرهنگ شهر آسیب‌هایی به وجود آورد.»


شب در کوچه‌های مهدی‌آباد، فروشنده بقالی آدرس خانه‌های مهاجران را می‌دهد. مردمی که آب از دست‌شان درمی‌رود. مثل زنی که روبه‌روی مغازه، در آهنی حیاط را تا نیمه باز می‌کند. آرام حرف می‌زند و پشت در پنهان است. زن سی‌ساله از روستای برج مرکزی کازرون آمده، در مهدی‌آباد خانه اجاره کرده‌اند. ماهی ٣٠٠‌هزار تومان. شوهرش این‌جا کارگر است: «خشکسالی که شد، هر کسی یک جایی رفت. دیگه برداشت خوب نبود. خیلی‌ها رفتند خود کازرون، بقیه هم شهرهای دیگه.» زن می‌رود در فکر. لابد به خاطره زمین‌های اجاره‌ای گوجه و سیب‌زمینی‌اش فکر می‌کند و به فامیل‌هایی که هر کدام رفتند یک سو که ساکت می‌شود. مثل طاهره که در سلطان‌آباد یاد روزهایی افتاد که پدرش بود و باغ‌ها پر از انار و لیمو. یا صادق که یاد لوله‌های آبیاری زمین‌های گندم و ذرت. پشت در خانه‌های آوارگان دیگر هم خاطره‌های آب، خاک می‌خورد. روی زمین‌ها آب نبود، زیر زمین‌ها نبود، از چاه‌ها فرار کرده بود، از باغ‌ها و مزرعه‌های سبز کوچیده بود. پشت‌سرش خشکی مانده بود و برهوت، لوت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ بهمن ۹۵ ، ۱۰:۰۱
پیمان صاحبی