منابع طبیعی سقز

بیان مسائل و مشکلات منابع طبیعی و محیط زیست

منابع طبیعی سقز

بیان مسائل و مشکلات منابع طبیعی و محیط زیست

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع می باشد.

پیوندهای روزانه

۸۰ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است


مطالعات گسترده بین‌المللی به روی دره‌های وسیع زیر دریاها نشان می‌دهد حدود ۱۰ هزار دره در سراسر جهان، توسط ماهیگیری، استخراج گاز و نفت، آلودگی و تغییرات آب و هوا در معرض تهدید هستند.

 مطالعات گسترده بین‌المللی به روی دره‌های وسیع زیر دریاها نشان می‌دهد حدود ۱۰ هزار دره در سراسر جهان، توسط ماهیگیری، استخراج گاز و نفت، آلودگی و تغییرات آب و هوا در معرض تهدید هستند.

به گزارش ایانا از لوموند، دره‌های پرشیب و عمیقی را که بر روی خشکی‌ها نیستند، بلکه در کف دریاها گسترده شده‌اند را تصور کنید. این دره‌های مرموز نهفته در زیر دریاها، نقش مهمی را در زندگی طیف وسیعی از اشکال مختلف حیات در زیر دریاها بازی می‌کنند و این درحالی است که این دره‌ها با فعالیت‌های انسانی تهدید می‌شوند.

در مجله مرز علوم و فنون دریایی، ۱۷ محقق روز دوشنبه، ۳۱ ژانویه، بزرگ ترین مطالعه انجام شده روی اکوسیستمی که تاکنون کمتر شناخته شده‌است را منتشر کردند. مطالعاتی که اهمیت برجسته این اکوسیستم و نیاز به حفاظت از آنها را بیان می‌کند.

از روزهای ابتدایی شکل‌گیری علم اقیانوس شنایی، دره‌های زیر دریا کنجکاوی و تخیل بسیاری از کاشفان اعماق دریاها را برانگیخته بود. تا اینکه در سال ۲۰۱۲ یک گروه تحقیقاتی برای این موضوع تشکیل شد: شبکه بین‌المللی برای مطالعه و تبادل علمی درباره دره‌های زیر دریاها، توسط مرکز ملی اقیانوس شناسی انگلستان تشکیل شد. این گروه تحقیقاتی شامل زیست‌شناسان، زمین‌شناسان، ژئوشیمیست‌ها، نقشه‌بردار و اقیانوس‌شناسان فیزیک بود.

با کمک داده‌های ماهواره‌ای، ارسال ربات‌ها به کف دریاها و اقیانوس‌ها و ابزارهای پیچیده دیگر، دانشمندان به تدریج قادر به تجزیه و تحلیل این اشکال برجسته توپوگرافی در اعماق دریاها و اقیانوس‌ها شدند.

 اندازه درهای بزرگ زیر دریاها

یکی از پژوهشگران این تیم تحقیقاتی از موسسه تحقیقات فرانسه، لناییک مینوت در این باره توضیح می‌دهد که دره‌ها قاره را می‌شکافند و بین ساحل و اعماق اقیانوس ارتباط برقرار می‌کنند. برخی از این دره‌ها از مسیر رودخانه‌ها یافت می‌شوند که تا اعماق دریاها امتداد پیدا کرده‌اند، در حالی‌که بقیه با پدیده ریزش و سقوط ناگهانی شکل گرفته‌اند.

نزدیک به ۱۰ هزار دره در زیر دریاها و در تمام اقیانوس‌های جهان وجود دارد که سطحی حدود ۴,۴ میلیون کیلومتر مربع را پوشانده‌اند. این دره‌ها از عمق چند صد متری  تا ۳ و ۴ کیلومتری دریاها و اقیانوس‌ها، با امتداد گاهی صدها کیلومتر قرار دارند.

در فرانسه، ۳۰۰ دره مختلف در حوالی اقیانوس اطلس در خلیج بیسکا کشف شده‌ است. ساختارهای زمین شناسی در دریای مدیترانه برای این دره‌ها گاهی تا ۵۰ کیلومتر نیز گزارش شده‌ است.

نقطه مشترک همه این دره‌های زیر دریاها، نقش برجسته این دره‌ها در فراوانی تنوع زیستی و گونه‌های متنوع آن است. مونیت در این باره می‌گوید: "به‌دلیل ناهمواری‌های موجود در این دره‌ها، شیب‌ها و وجود جریان‌های دریایی، بخشی از بستر این دره‌ها اجازه می‌دهد تا گونه‌های خاصی از جانوران رشد کنند. مانند نمونه‌ای از مرجان‌های دریایی که در دره‌های موجود در خلیج بیسکا (حدود ۶۰ گونه متفاوت) به همراه شقایق‌های دریایی، سخت‌پوستان دریایی و خیارهای دریایی یافت شد".

گودال Capbreton، دره‌ای زیر دریا در خلیج بسیکا. دامنه‌های پیچ در پیچ، فلات‌ها، دره‌ها و پرتگاه‌ها در یک فاصله کوتاه از ساحل دریا قرار دارند که یک پدیده زمین‌شناسی استثنایی است


ساختارهای کلیدی دره‌ها

از همه مهم تر، این دره‌ها در حمل مواد آلی از ساحل به بستر اعماق دریا، حفظ مواد مغذی زنجیره غذایی و تغذیه پلانکتون‌ها که به نوبه خود منبع تغذیه ماهیان ( مانند ساردین‌ها) هستند، نقش دارند. همچنین این دره‌ها در سطوح بالاتر زنجیره غذایی مانند ماهی تن، اره ماهی، دلفین‌ها و نهنگ‌ها و پرندگان آبزی نیز تاثیر دارند. به همین دلیل است که دره‌های زیر دریاها یک پناهگاه و زیستگاه مناسب برای پرورش بسیاری از گونه‌ها (مرجان‌های آب سرد، ماهیان و سخت پوستان ) معرفی شده‌اند.

خدمات این دره‌های زیر دریا برای انسان نیز حائز اهمیت است چون دانشمندان توانسته‌اند نقش آنها را در ذخیره‌سازی کربن نیز کشف کنند. علاوه بر آنکه این دره‌ها با ایجاد شرایط مناسب برای رشد گونه‌های جانوری به تقویت منابع غذایی دریاها برای انسان نیز کمک می‌کنند.

با وجود اینکه دسترسی به این مناطق بسیار دشوار است، ولی فعالیت‌های انسانی و بهره‌برداری‌های فراوان فشار متعددی را بر این عرصه‌ها وارد می‌سازد. به‌عنوان مثال در استرالیا، این دره‌ها محل تخلیه مواد زائد ناشی از معادن شده‌اند، در آفریقا و برزیل استخراج نفت و گاز آنها را تحت تاثیر قرار داده‌است، در حالی‌که در اروپا ماهیگیری با روش ترال و آلودگی ناشی از زباله‌های دریایی این نواحی را تهدید می‌کند.

 یک صخره کوچک پر از گونه‌ای از خارپوستان ستاره مانند (Comatulida) در دره عمیق زیر دریا در خلیج بسیکا.

 

حفاظت از این مناطق آسیب‌پذیر

اثرات تغییرات آب و هوایی نیز می‌تواند شدت جریان‌های ورودی به این دره‌ها را با تاثیر بر زندگی موجودات دریایی و مواد مغذی دریافتی از بستر دریا تغییر دهد.

دانشمندان یادآوری می‌کنند که حفاظت از این اکوسیستم‌ها، تنها حفاظت از گونه‌های ساکن در این اکوسیستم نیست. به عقیده یکی از محققین در این مطالعه، تنها ۱۰ درصد از دره‌های شناسایی شده در سراسر جهان در مناطق دریایی تحت حفاظت قرار گرفته‌اند.

به عقیده لناییک مینوت، تحقیقات بیشتری برای درک بهتر این اکوسیستم‌های ناشناخته لازم است، همان‌طور که شناسایی اهمیت این زیستگاه‌ها می‌تواند در برنامه‌های حفاظتی از این دره‌ها بسیار موثر باشد.

 ترجمه: شهره صدری خانلو

منبع: لوموند

منبع مطلب:ایانا
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۴۸
پیمان صاحبی


گزارش مفصل بنیاد «هاینریش بل» و «اسمال مدیا»، آن‌طور که نویسندگان آن اعلام کرده‌اند از طریق نظرسنجی‌ها و مصاحبه‌های متعدد با مسوولان ایرانی، فعالان و کارشناسان حوزه محیط زیست، تهیه و تدوین شده است. این گزارش نشان می‌دهد که بحران زیست محیطی فعلی ایران، ساخته دست انسان‌ها است. 





روند خشکسالی و وضعیت آب در کشورمان ، به پدیده ای قابل توجه در افکار عمومی ایران و جهان تبدیل شده است.برگزاری انواع نشست های کارشناسان و نخبگان و هشدارهای مستمر دست اندرکاران، این  موضوع را به یک دغدغه ملی و حتی جهانی تبدیل کرده است .

در این باره ، تازه‌ترین گزارش را دو بنیاد اروپاپی هاینریس بل در آلمان و اسمال مدیا در انگلستان منتشر کرده‌اند. خلاصه‌ای از این گزارش چندی پیش در آلمان برای کارشناسان اروپایی و ایرانی قرائت شد. خلاصه‌ای از این تحلیل را به نقل از رادیو فرانسه می‌خوانید:

دو بنیاد «هاینریش بل» و «اسمال مدیا» در آلمان و انگلستان با انتشار یک گزارش مشترک ١۶٠ صفحه‌ای هشدار دادند که بحران آب همواره مناطق بیشتری از ایران را غیرقابل سکونت می‌کند. در این گزارش، ریشه‌های بحران زیست محیطی ایران، نتایج آن در آینده و استراتژی لازم برای مقابله با آن بررسی شده است.

گزارش ٢ بنیاد روز چهارشنبه ٢۵ ژانویه در نشستی که به ابتکار بنیاد «هاینریش بل» در برلین برگزار شد، مورد بررسی قرار گرفت. در این نشست ٣٠ نفر از دانشگاهیان و کارشناسان محیط زیست آلمان و چند کارشناس ایرانی حضور داشتند. گزارش دو بنیاد اروپایی با این عبارت آغاز می‌شود که «همواره دریاچه‌ها و رودخانه‌های ایرانی بیشتری تهدید به خشکی می‌شوند. همچنین به گونه‌ای فزاینده از عمق آب‌های زیرزمینی این کشور کاسته می‌شوددر بخش دیگری از این گزارش اعلام شده که دریاچه ارومیه، به عنوان بزرگ‌ترین دریاچه خاورمیانه، در سال‌های اخیر ١٢ درصد مساحت خود را از دست داده که با مساحت Bodensee در جنوب آلمان برابر است؛ سواحل این دریاچه با محیط ٢۴٠ کیلومتر، میان ٣ کشور آلمان، سویس و اتریش تقیسم شده است.

 ریشه‌های بحران آب کجا است؟

گزارش مفصل بنیاد «هاینریش بل» و «اسمال مدیا»، آن‌طور که نویسندگان آن اعلام کرده‌اند از طریق نظرسنجی‌ها و مصاحبه‌های متعدد با مسوولان ایرانی، فعالان و کارشناسان حوزه محیط زیست، تهیه و تدوین شده است. این گزارش نشان می‌دهد که بحران زیست محیطی فعلی ایران، ساخته دست انسان‌ها است. نویسندگان گزارش، سکوت مسوولان در برابر بهره‌برداری نادرست از ذخائر آب را دلیل اصلی بحران فعلی می‌دانند. آنها می‌نویسند: «نزدیک به ٩٠ درصد آب ایران را بخش کشاورزی مصرف می‌کند. مسوولان ایرانی با دادن یارانه انرژِی و آب به کشاورزان و تحمل حفاری‌های غیرقانونی، بخش کشاورزی را به هدر دادن منابع آب تشویق کرده‌اند. علاوه بر این، تکنولوژی آبیاری در ایران نیز بسیار عقب‌مانده است. اکنون اما خود کشاورزان و دهقانان فقیر بیش از همه از کمبود آب رنج می‌برند».
«بنیاد هاینریش بل» و «اسمال مدیا» در ادامه گزارش خود از اینکه مسوولان ایرانی به تازگی متوجه ابعاد خطرناک کمبود آب کشور شده‌اند ابراز خرسندی می‌کنند، اما تاکید می‌ورزند که هنوز هم آنها به استراتژی‌های مناسب برای مقابله با این کمبود دست نیافته‌اند. از دید تهیه‌کنندگان گزارش، مشکل از یک سو به نامشخص بودن حوزه مسوولیت‌ها در سه وزارتخانه کشاورزی، نیرو  و محیط زیست مربوط است. اما هنوز روشن نیست که با «بهره‌برداری هدفمند»، بحران آب تا چه حد کاهش خواهد یافت؟ کارشناسان راه‌حل پایدار را در کاهش شدید مصرف آب به ویژه در بخش کشاورزی می‌دانند. اما چنین راه‌حلی به ویژه در روستاها با مخالفت دهقانان خرده پا روبرو خواهد شد.

 جنبش علیه هدردادن آب

  نظرسنجی‌هایی که برای تهیه گزارش دو بنیاد مهم آلمان و انگلستان انجام شده در عین حال این روند مثبت را تایید می‌کند که آگاهی مردم ایران نسبت به محیط زیست در سال‌های اخیر بسیار بیشتر شده است. حدود ٧٠ درصد ایرانی‌ها تایید می‌کنند که نگران وضعیت بد محیط زیست در ایران هستند. در نظرسنجی سال ٢٠٠۴ اکثریت مردم ایران برنامه‌های اقتصادی را بر چالش‌های زیست محیطی مقدم می‌شمردند، اما امروز همین اکثریت دست‌کم اقتصاد و محیط زیست را دارای ارزشی برابر می‌شناسد.
 در بخشی از گزارش، با تاکید بر افزایش پایدار فعالیت‌های مدنی برای برخورد مسوولانه مردم با منابع آب آمده است: «این فعالیت‌ها به ویژه در فضای آنلاین بسیار تقویت شده است. در «فیس‌بوک»، «تلگرام» و «اینستاگرام»، فعالان زن و مرد زیادی جنبشی را علیه آلودگی محیط زیست، نابودی جنگل‌ها و انواع حیوانات کمیاب، به راه انداخته اند؛ اعتراض به هدردادن ذخائر آب زیرزمینی نیز بخش مهمی از این جنبش را تشکیل می‌دهد».
منبع:ایانا
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۴۷
پیمان صاحبی

 

استراحت جنگل‌ها باید عملیاتی شود

 قانون توقف بهره‌برداری از جنگل‌های کشور به ویژه جنگل‌های شمال چندی پیش در مجلس به تصویب رسید؛ قانونی که اصلاحاتی هم در پی داشت و صدای اعتراض خیلی از فعالان حوزه محیط‌زیست را بلند کرد. بر اساس این مصوبه، برداشت چوب تا پایان برنامه ششم توسعه به علت برداشت‌های بی‌رویه چوب جنگل‌های شمال، ممنوع شد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه اعتماد، امکان بهره‌برداری از چوب‌های پوسیده و درختان شکسته و آسیب‌دیده، از مواردی بود که امکان سوءاستفاده از این قانون را ایجاد می‌کرد. در این مصوبه مجلس‌ آمده است: هرگونه بهره‌برداری تجاری و صنعتی از چوب جنگل‌های کشور از ابتدای سال چهارم اجرای قانون برنامه ممنوع است. دولت مجاز به تمدید قراردادهای طرح‌های جنگلداری مذکور که مدت اجرای آن به اتمام می‌رسد، نیست. دولت مکلف است نسبت به اصلاح آن دسته از طرح‌های جنگلداری که مدت اجرای آن تا پایان سال سوم اجرای قانون برنامه به اتمام نمی‌رسد، طبق ضوابط قانونی اقدام کند. جمع‌آوری و بهره‌برداری با هدف بهداشت، حفاظت و پرورش جنگل از درختان پیر، خشک سرپا، افتاده، لاپی، آفت‌زده غیرقابل احیا صرفا با مجوز سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور مجاز است.

معصومه ابتکار، رییس سازمان حفاظت محیط‌زیست اما تصویب این قانون را گامی بلند در راستای حفاظت از جنگل می‌داند. او روز تصویب این مصوبه را روز بزرگ محیط‌زیست ایران دانست و از مجلس برای تصویب این لایحه برنامه ششم قدردانی کرد. او از محدودیت‌های مدیریتی و حقوقی سازمان جنگل‌ها که مجری بی‌واسطه این مصوبه است می‌گوید و زمان ٣ ساله‌ای که برای رسیدگی به این محدودیت‌ها خواسته شد.



قانون ممنوعیت بهره‌برداری از جنگل‌های شمال کشور که طی رسیدگی به برنامه ششم در مجلس تصویب شد، ‌هم مورد تمجید قرار گرفت و هم مورد انتقاد بسیاری از فعالان حوزه محیط‌زیست. با همه این تفاسیر این قانون را چطور می‌بینید؟

این قانون از ابتدای سال چهارم برنامه باید کامل اجرا شود. برای اجرایی شدن این برنامه، نزدیک دو سال است محیط زیست به عنوان دستگاه ناظر دارد کار می‌کند که استراحت جنگل عملیاتی شود. خوشبختانه دولت از ابتدای کار، دستورالعملی مصوب کرد که برداشت از درختان سالم ممنوع شد. الان در هر صورت چه این قانون بیاید، چه نیاید در جنگل‌های طبیعی ممنوعیت برداشت از درختان سالم را داریم و قاعدتا باید اجرا هم شود. ما هم گزارش خواستیم و هم پیگیریم. موضوع واردات چوب هم در این مصوبه آمده است.

در مورد این قانون چند موضوع است که باهم مطرح می‌شود. یکی اینکه چرا شروع این ممنوعیت با سه سال تاخیر شروع می‌شود. پیشنهاد ابتدایی ما از سال اول برنامه بود، اما حرف سازمان جنگل‌ها این است که ما دو بحث مدیریتی و حقوقی داریم. در بحث حقوقی، قراردادهای طولانی در جنگل داریم که اگر بدون مقدمات لازم بخواهیم لغوش کنیم، دچار تبعات حقوقی می‌شویم و هزینه‌های سنگینی تحمیل می‌شود. از سوی دیگر اینکه باید برای بهره‌‌برداری که قرار است حذف شود، ‌جایگزین داشته باشیم. به هر حال این سازمان دارد مجموعه‌ای از جنگل را مدیریت می‌کند که برداشت و تخریب دارد. اینکه چگونه باید این سطح جدید از حفاظت را مدیریت کند، در حالی که نیروی کافی ندارد، قاچاق چوب، برداشت‌های غیرقانونی هم دارد. اینها در فاصله کم امکان‌پذیر نیست. باید بتواند گردشگری در جنگل و بهره‌مندی مردم از مواهب جنگل را در دستور کار خود داشته باشد. سازمان جنگل‌ها برای تحقق همه اینها زمان خواست، ‌این شد که قانون از ابتدای سال چهارم به اجرا در‌می‌آید یعنی ٣ سال دیگر.

در تبصره‌ای از این قانون به بهره‌برداری از درختان پیر، خشک سرپا، افتاده، آفت‌زده اشاره شده که مورد انتقاد کارشناسان حوزه قرار گفت و ممکن است مورد سوءاستفاده برخی بهره‌برداران هم قرار گیرد. در این خصوص چه پاسخی دارید؟

در مورد تبصره‌ای که اشاره کردید، باید بگویم سازمان جنگل‌ها اصرار داشت که اگر از تنه درخت بهره‌برداری نشود، از شاخه‌ها و تنه‌های افتاده استفاده شود. ما باز هم در این موضوع و در کلمات به کار برده شده ملاحظات جدی داشتیم، پیشنهادات خودمان را هم دادیم، ولی به هرحال مجلس به این لایحه رای داد. من فکر می‌کنم دستاورد خیلی بزرگی است چون تا به حال در قانون توقف طرح بهره‌برداری نداشتیم.

اما برخلاف حرف شما که می‌گویید مجلس گام بزرگی برداشت، محیط‌زیستی‌ها از تصویب چنین قانونی خوشحال نشدند.

نقد اشکال ندارد، اما ما در نقد هم واقعیت‌ها را ببینیم. واقعیت این است که ما هیچ قانون توقفی نداشتیم، قانون بهره‌برداری داشتیم، اما نخستین بار است که قانون ممنوعیت و توقف بهره‌برداری داریم. دوستان از دور می‌بینند. این موضوع خیلی در رفت و برگشت بود، ‌خیلی مقاومت شد تا به تصویب رسید.

تبصره ذکر شده انگار راه فراری برای بهره‌برداران گذاشته، ممکن است مشکل‌آفرین شود؟

بستگی به تلقی و اجرا از قانون دارد. تفسیر و اجرا مهم است. اگر دستگاه‌های دولتی نگاهی یکپارچه مثل نگاه امروز به حفاظت داشته‌باشند، کمتر امکان مشکل‌دار شدن پیش می‌آید. باید مراقب بود. مردم، تشکل‌ها، همه باید مراقب باشیم. مجموعه دولت باید این اطمینان خاطر را بدهد. همان دستگاهی که مجری این قانون است.

بحثی که در طرح تنفس مطرح شده بود چه تفاوتی با این قانون دارد؟

آن دستورالعمل داخلی وزارت جهاد است که خیلی هم خوب است و بر اساس مصوبه دولت است، اما این قانون است.

سازمان جنگل‌ها اعلام کرده دارند آن دستورالعمل را در بخش‌هایی پایلوت انجام می‌دهند.

بله اینها همراستا هستند.

این ممنوعیت و توقف دوره زمانی دارد؟

تا پایان برنامه ششم است که البته این یک سیاست است، برنامه‌های بعدی هم همین رویکرد را پیش می‌گیرند.

با عملی شدن این قانون، برای واردات چوب هم برنامه ریختید؟

برای واردات چوب خیلی برنامه ریخته شده، ‌دارد کار می‌شود. از دو سال پیش با سازمان جنگل‌ها و وزارت صنعت داریم روی واحدهای صنعتی کار می‌کنیم و پایش دقیق‌تری می‌کنیم. پایش‌ها را از روی چوبی که دارد مصرف می‌شود انجام می‌دهیم. کنترل می‌کنیم که دارند از طبیعت برداشت می‌کنند، واردات است یا زراعت چوب. زراعت چوب مورد حمایت واقع می‌شود، پایش این واحدهای صنعتی برای ما خیلی مهم است که چوب قاچاق مصرف نکنند و تخلف اتفاق نیفتد. تقاضا را هم باید کنترل کنیم، توسعه واردات، توسعه کاشت جنگل صنعتی برای مصارف چوب. از سوی دیگر مصرف‌کننده هم باید مسوول باشد. من در بازدیدی که از روزنامه اطلاعات داشتم که یکی از بزرگ‌ترین چاپخانه‌ها را دارد، خواهش کردم از کارخانه‌ای کاغذ تهیه کنند که تعهد بدهد کاغذ تولیدی‌شان از جنگل‌های طبیعی نباشد. مردم هم باید در این زمینه حواس‌شان باشد، وقتی می‌خواهند مبل بخرند، بپرسند که از چوب طبیعی نباشد. این کار در واقع نوعی برچسب‌گذاری است که با جدیت داریم، دنبالش می‌کنیم.

به چه شکل دنبال می‌کنید؟

سال‌هاست در دنیا روی جعبه‌های کاغذ، برچسبی است که نوشته «کاغذ وارداتی» یعنی از جنگل طبیعی برداشت نشده. چون تخریب آمازون زنگ خطری بود برای دنیا. آمازون، ریه دنیاست. ما آمازون را نابود می‌کنیم که کاغذ و دستمال توالت درست کنیم و به سطل زباله بریزیم. این دنیا را بیدار کرد. ما هم داریم روی موضوع لیبلینگ و علامت‌گذاری کالاهایی که از فرآورده‌های چوبی تولید می‌شود، کار می‌کنیم که معلوم شود منبع چوب چیست. روی بازیافت کاغذ هم باید کار کنیم. بازیافت، مصرف کاغذ را پایین می‌آورد. امروز صنایع جدید بازیافت می‌توانند تا ٧ بار یک کاغذ با کیفیت خوب را بازیافت کنند. ما باید به اینجا برسیم که کاغذ را در بازیافت اول تبدیل به مقوا نکنیم، حداقل بعد از ٧ بار استفاده به شکل A٤ آن را به مقوا و شانه تخم‌مرغ تبدیل کنیم. بحث کتاب‌های درسی ما هم که عددی نزدیک به ٨٠ تا ٩٠ میلیون صفحه کاغذ است، در میان است. می‌توانیم برای کتاب‌های درسی از کاغذهای بازیافتی استفاده کنیم. اگر می‌خواهیم جنگل را حفظ کنیم، باید مصرف را هم کنترل کنیم، تقاضا را کم کنیم تا بتوانیم بیشتر حفاظت کنیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۴۳
پیمان صاحبی


دکتر گاوین اشمیت، مدیر مؤسسه گودارد ناسا از بخش مطالعات فضایی، می‌گوید: "درباره اینکه تغییرات آب و هوایی سرعت آهسته‌ای دارد و می‌تواند متوقف شود، تنها یک "توهم" است."

دکتر گاوین اشمیت، مدیر مؤسسه گودارد ناسا از بخش مطالعات فضایی، می‌گوید: "درباره اینکه تغییرات آب و هوایی سرعت آهسته‌ای دارد و می‌تواند متوقف شود، تنها یک "توهم" است."

به گزارش ایانا از وب‌سایت ایندیپندنت، دانشمند برجسته ناسا هشدار داد، با توجه به رکود درجه حرارت طی سه سال گذشته ایده توقف گرم شدن کره زمین مردود است. سرعت افزایش دما به‌زودی می‌تواند بیشتر هم شود.

دکتر گاوین اشمیت گفت: "برخی از مردم اشتباه فکر می کنند که دما کمتر از نرخ متوسط ​​افزایش دارد، این اشتباه دریک روند طولانی مدت روی داده است. اما در سه سال گذشته، دمای زمین به‌طور متوسط ​​و پی‌درپی ثبت شده، با توجه به گزارش ناسا، بخشی از این روند مربوط به اثر ال‌نینو است که بیشتر به‌دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی فعالیت‌های انسانی است."

وی خاطرنشان کرد: "دانشمندان باور دارند که مقدار افزایش انرژی اتمسفر و اقیانوس مربوط به گازهای گلخانه‌ای باعث شده تا سرعت گرم شدن کره زمین، طی دهه‌های آینده سریع تر انجام شود."

اشمیت افزود: "سه سال گذشته به وضوح نشان از این دارد که هیچ تغییری در روند بلند مدت از ۱۹۹۸ وجود نداشته است. همچنین پیش بینی ۱۹۹۷ از ادامه خطی بودن این روند حکابت دارد که به‌طور قابل توجهی در دو سال گذشته مشخص است."

وی گفت: "درجه حرارت بالا در سال‌های اخیر، باعث شده تا آمار و مطالعات مربوط به میزان جذب انرژی اضافی توسط اتمسفر و به‌ویژه اقیانوس انجام شود و این موضوع حاکی از آن است که سرعت گرم شدن کره زمین طی ۲۰ سال آینده بیشتر خواهد شد."

دکتر اشمیت گفت: "این واقعیت وجود دارد که انرژی که جذب سیستم می‌شود نسبت به دفع آن بیشتر است و این میزان در طول زمان افزایش می‌یابد."

اشمیت یادآور شد، ما باید بدانیم که زمین با سرعت در حال گرم شدن است. ما پیش‌بینی می‌کنیم که شتاب تغییرات دما در مقیاس زمان طی چند دهه روی دهد."/

ترجمه: فرحناز سپهری

منبع:ایانا
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۴۶
پیمان صاحبی


تغییر آب وهوا، سدها و قوانین ضعیف آب، بین‌النهرین را یکبار دیگر بعد از صدام حسین به نابودی می‌کشد. به این ترتیب اکوسیستم‌های غنی و فرهنگ منحصر به فرد هور در عراق از دست خواهد رفت.

تغییر آب وهوا، سدها و قوانین ضعیف آب، بین‌النهرین را یکبار دیگر بعد از صدام حسین به نابودی می‌کشد. به این ترتیب اکوسیستم‌های غنی و فرهنگ منحصر به فرد هور در عراق از دست خواهد رفت.

 به گزارش ایانا از دویچه وله، این تالاب‌ها که برخی از آنها به‌عنوان مهد تمدن یاد می‌کنند، در جنوب عراق قرار دارند، جایی که دجله و فرات بهم می‌پیوندند و در کانال‌های متعددی قبل از اتصال به خلیج فارس، تقسیم می‌شوند.

این تالاب‌ها واحه‌ای در صحرا هستند، زادگاه فرهنگی که از محیط اطراف خود سرچشمه گرفته‌است. قبل از سقوط صدام حسین، در دهه ۱۹۹۰، رژیم بعث برای آزار شیعیان این ناحیه، آب را به روی تالاب بست.

بهشتی با وسعت ۲۰ هزار کیلومتر مربع، به جهنمی تبدیل شد: حیات وحش غنی منطقه نابود شد و مردم مجبور به ترک محل زندگی خود شدند.

احیای مجدد بهشت

از این واقعه به نام "فاجعه بزرگ محیط زیستی در حد و وسعت خشک شدن دریاچه آرال " یاد می‌شود. بنا به گزارش سازمان ملل در سال ۲۰۰۱،در مجموع، نیم میلیون نفر با خشک شدن هورها مجبور به ترک محل زندگی خود شدند.

در سال ۲۰۰۳، هنگامی که رژیم صدام سقوط کرد، مردم هورهای بین‌النهرین به خانه‌های خود بازگشتند و دایک‌های احداث شده بر روی رودخانه‌ها را شکستند.

یکی از مهندسین محلی، جاسم الاسدی در این مورد می‌گوید: هیچ برنامه‌ای برای احیا و بازگرداندن هور وجود نداشت. مردم محلی با شکستن دایک‌ها، جریان آب را خیلی سریع وارد تالاب کردند. این مسئله می‌توانست یک شادی پس از پایان دوران سخت حکومت بعث عراق باشد، ولی امروز، دوباره تالاب در معرض خظر نابودی قرار گرفته‌است.

شوری بیش از حد آب

مردم محلی می‌گویند که یک مشکل جدی هم از نظر کیفیت و کمیت آب وجود دارد. به گفته مدیر یک سازمان غیردولتی در منطقه هورهای بین النهرین، تغییر آب و هوا، توزیع آب در عراق و سدهای ساخته شده در بالادست رودخانه، به طرز چشمگیری حجم آب ورودی به تالاب را کاهش داده‌است. تا جایی که نیمی از وسعت هور خشک شده و آب بیش از حد شور شده‌است. با کاهش جریان آب، افزایش دما و تبخیر و همچنین نفوذ آب شور از خلیج فارس، سطح شوری آب در هور بسیار بالا رفته‌است.

الاسدی می‌گوید قبل از آنکه صدام هور را خشک کند، سطح شوری آب به بیش از ۲۰۰ ppm هم نمی‌رسید و آب قابل نوشیدن بود. میانگین شوری آب در حال حاضر حدود ۲۵۰۰ppm  است و گاهی به ۷۰۰۰ ppm نیز می‌رسد. ولی در سال ۲۰۱۵ این میزان شوری در برخی از نقاط هور به ۲۰۰۰۰  ppmرسید.

یکی از اهالی روستاهای اطراف هور می‌گوید: گاومیش‌ها با نوشیدن این آب، مسموم شده و می‌میرند. من ۱۵ گاومیش خود را از دست دادم. همه گیاهان در حال از بین رفتن هستند.

آب به‌عنوان یک سلاح

وضعیت سیاسی و امنیتی عراق مشکل آب را بدتر کرده‌است. داعش در منطقه با کنترل سدهای فرات در رمادی و فلوجه از آب به‌عنوان یک سلاح استفاده می‌کند.

در سال ۲۰۱۵، داعش با بستن دریچه‌های سد رمادی، سبب کاهش شدید سطح آب رودخانه شد. کنترل رمادی و فلوجه از دست داعش خارج شده‌است ولی هنوز هم آنها کنترل بزرگترین سد سوریه، فرات یا الطبقه را روی رودخانه فرات در دست دارند.

این کم شدن جریان آب باعث می‌شود تا ادامه بقا در تالاب سخت شود. سید علی یکی از اهالی هور می‌گوید: "آب در حال حاضر خوب است، اما در برخی از ماه‌ها بسیار کم می‌شود و از کمبود آب رنج می‌بریم" او ادامه می‌دهد که اگر کاهش آب همیشگی باشد، مجبور به ترک منطقه خواهند شد.

علاوه بر این سد ایلسو در ترکیه نیز در دست ساخت است. یک سد برق‌آبی بر روی رودخانه دجله که تا پایان سال ۲۰۱۷ به اتمام خواهد رسید و بیشتر جریان آب را کاهش خواهد داد.

چه کسی به حیات هور بین النهرین اهمیت می دهد؟

در هرج و مرج امروز عراق- با بحران‌های سیاسی و فساد و جنگ حفاظت از طبیعت منحصر به فرد بین‌النهرین چندان جدی گرفته نمی‌شود. در حال حاضر کشاورزی بر حفاظت از این تالاب اولویت دارد. در سال ۲۰۱۶، هور بین‌النهرین به فهرست میراث طبیعی جهانی یونسکو اضافه شد. به عقیده یکی از اعضای طرح همبستگی جامعه مدنی عراق، گنجاندن هور در فهرست میراث طبیعی جهان در واقع یک فرصت برای مدیریت پایدار این تالاب است.

ترجمه : شهره صدری خانلو

منبع: دویچه وله

منبع مطلب:ایانا
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۴۶
پیمان صاحبی


 

هامون؛ دریاچه‌ای که زندگی را با خود برد

 بر شوره‌زار به جا مانده از هامون، روستایی از خانه‌های افتاده‌ و توسری خورده‌ نشسته که نامش «آزادی» است. هیچ یک از ساکنان این روستا شغلی ندارند.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از مهر، از اتوبوس که پیاده می‌شوم، زمین شوره‌بسته زیر پایم می‌شکند. پیش رویم، بر شوره‌زار به جا مانده از هامون، روستایی از خانه‌های افتاده‌ و توسری خورده‌ نشسته که نامش «آزادی» است، از توابع شهرستان هامون در اطراف زابل.


«آزادی»؟! این را از اولین مرد روستا که به پیشواز آمده می پرسم؛ به تأکید می‌گوید: اسم قدیم این روستا «دیوانه» بود و بعد عوضش کردند به «آزادی» و حالا هم قرار است بشود هامون‌کنار. نام خانوادگی همه اما هنوز هم «دیوانه» است. می‌پرسم: «دیوانه؟» توضیح می‌دهد: سال‌ها پیش دو مامور ثبت احوال به روستا آمدند. مردم برایشان قربانی کردند و به هر خانه‌ای که رفتند از سر مهمان‌نوازی برایشان ناهار آماده کردند. ماموران پیش خود می‌گویند این‌ها دیوانه‌اندمجنونند چرا در همه خانه‌ها به ما ناهار می‌دهند و اسم روستا می‌شود دیوانه.


پیش‌تر که می‌رویم در مسیرمان زنی نشسته و به دیواری تکیه داده است. جعبه میوه و نوشیدنی را که پیش می‌آوریم، قد خمیده‌اش نیم‌خیز می‌شود. نگاهش تا میوه‌های درون جعبه کشیده می‌شود اما توان حرکتش نه. بچه‌ها به سویمان سرازیر می‌شوند و یکی یکی به خانه‌ها می‌رویم. قاسم، یا اگر کامل بنویسیم «قاسم دیوانه»، با چهره مردی پخته که سن واقعیش ۳۰ بیشتر نیست می‌گوید: در این روستا همه خانه‌ها تا قبل از خشکسالی دو سه گاو داشتند که شیر و گوشت و همه چیز خانواده از همان تأمین می‌شد. حالا در کل روستا یک گاو نیست چون کسی هزینه نگهداری آن را ندارد. در بعضی خانه‌ها چند مرغ داریم که آن هم فقط به اندازه مصرف گاه گاه خودمان است.

تنها درآمد قاسم یارانه‌ای است که ماه به ماه دریافت می‌کند. دو بچه دارد، جمعا چهار نفر، ۱۸۰ هزار تومان: از وقتی یادم است بیکار بوده‌ام. چه کاری بکنم؟ زمانی اینجا کشاورزی می‌شد. همه این زمین‌ها کشت گندم و جو بود. حالا آب نیست. گاو هم نیست. درآمدمان فقط یارانه است و ۲۰ هزار تومانی از همان را هم پول آب و برق می‌دهم.


در پاسخ به اینکه چطور این خانه را برای زن و بچه ساخته می‌گوید: اینجا خانه پدری من بود. ۱۴ سال پیش پدرم مرد و من در این خانه ماندم. پنج سال پیش ازدواج کردم و حالا هم یک بچه سه سال و نیمه دارم که اسمش هداست و یک بچه ۹ ماهه که اسمش ساجده است.
همسرش در پاسخ به اینکه آیا مرغ‌هایتان زیاد نمی‌شود تا برای فروش به شهر ببرید و درآمدی فراهم شود می‌گوید: همین‌ها هم بماند خوب است.
«حسین دیوانه» همین‌ها را هم ندارد. تمام اثاث خانه‌اش در یک قاب عکس کوچک جای می‌گیرد. با پول یارانه ۵۰۰ بلوک خریده و همان‌ها را روی هم چیده تا خانه‌ای درست کند. سرویس بهداشتی خانه را یک فرد خیر هزینه کرده و تمام دار و ندارش سبزی‌های حیاطش است که آب ندارند. حسین می‌گوید: اگر دو میلیون تومان داشتم می‌توانستم تکثیر و پرورش مرغ راه بیاندازم که ندارم.

حسین که ۳۵ سال سن و سه فرزند دارد یک یخچال فروشگاهی در خانه دارد که قرض کرده و همین روزها باید پس بدهد، یک تلویزیون شکسته هم دارد و یک جدول ضرب بر دیوار که پسرش «محمد» از روی آن تمرین می‌کند. «هفت‌خوان رستم» و «رستم و سهراب» هم گوشه خانه افتاده که محمد خوانده است. چراغ نفتی سرخی هم وسط اتاق است که مدت‌هاست نفت ندارد.
همسر حسین دست فرزند چند ماهه‌اش علی را پیش رویم می‌آورد و می‌گوید: این بچه زود و نارس به دنیا آمده، دستش را ببین، چیزی بخواهد بردارد دادش هوا می‌رود، قلبش هم سوراخ است، این چند روزه سرما هم خورده اما پول درمانش را نداریم. خودم از سال ۸۹ میگرن عصبی دارم اما با ۲۲۰ هزار تومان یارانه، دکتر نمی‌توانم بروم.

او در پاسخ به اینکه چرا از نهادهای حمایتی کمک نمی‌گیرند می‌گوید: شوهرم ۳۵ سالش است. جوان است. قانون نمی‌گذارد از کمیته امداد کمک بگیرد. بعضی گوسفند دارند، مرغ دارند، ما آب هم نداریم.


بنیامین، پسر دیگر حسین، وقتی می‌پرسی ناهار خورده یا نه سرش را پایین می‌گیرد. مادرش می گوید: شام هم اگر چیزی نباشد نمی‌خوریم.
.به خانه بعدی که می‌روم اول می‌پرسم: اینجا کسی برای رفع مشکل شما نیامده؟ از استانداری، فرمانداری، یا جایی؟ «شنبه»، پیرمرد هشتاد ساله، پیرِ روستا، می‌گوید: همه جوانهایمان از صبح تا شب بیکارند، کسی بیاید چه کار؟ هیچ‌کس غیر از شما نیامده. نه وقتی که هر خانه سه تا گاو داشتیم و این زمین‌ها دورتادور گندم بود و آب هامون اینجا را می‌گرفت، نه از هیجده سال پیش تا حالا که خشکسالی آمده و همه چیزمان را برده است.

به خانه بعدی که می‌رسم، خانم خانه دم در ایستاده است. سلام می‌کنم و پس از احوالپرسی از درآمدشان می‌پرسم. پاسخ می‌دهد: «فقط یارانه» می‌پرسم: «همسرتان؟» و همان حرف‌های قبلی بار دیگر تکرار می‌شود. غروب نزدیک است و از روستا بیرون می‌زنم. جایی که داد و فریاد بچه‌ها یک زمین خالی را گرفته و توپی این طرف و آن طرف می‌افتد. به «محمد» می‌گویم: تو بازی نمی‌کنی؟ می‌گوید: بازی هم می‌کنم. کتاب داستان هم می‌خوانم.
با هم می‌رویم روی «گوره»؛ دیواره خاکریز به ارتفاع چند متر که سال‌ها پیش ساخته شده تا جلوی آب دریاچه را بگیرد که سیل روستا را برندارد. دیواره‌ دوم هم ساخته شده تا اگر آب خاکریز اول را خراب کرد یا از حفره‌ای راه پیدا کرد، دیوار دوم جلوی آن را بگیرد. نور سرخ غروب روی صورت بچه‌ها و خانه‌های روستا و بستر خشک هامون افتاده است. دوربین را در می‌آورم و بچه‌ها برای عکس ژست می‌گیرند. پشت بچه‌ها در افق، کوه خواجه یا اوشیدا پیداست، نماد قدمت «هامون‌کنار» با بازمانده‌های تمدنی از دوران اشکانی، که قرن‌ها سبز و پربار و آبادان همینجا بوده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۴۲
پیمان صاحبی


بستر خشک تالاب‌ها عاملی برای افزایش ریزگردها در ایران

 ریزگردها نفس مردمانی را که در حاشیه آن زندگی می‌کنند، بند آورده و آنها را راهی بیمارستان‌ها می‌کند. درحاشیه تالاب‌ها میزان ابتلا به بیماری‌های تنفسی رو به افزایش است و راه حل ساده این بحران، رساندن آب به لب‌های تشنه تالاب‌هاست.

به گزارش سلامت نیوز، روزنامه صبح نو نوشت: تالاب‌ها که روزگاری تنوع زیستی بالایی داشتند، امروز به فرورفتگی‌هایی خشک و دردسرساز تبدیل شده‌اند. سال‌ها پیش تنوع زیستی تالاب‌ها زبانزد بود اما امروز با حذف آب از این پهنه‌ها، اثری از این تنوع زیستی نمی‌توان یافت. به تبع تغییرشرایط، مردم محلی دیگر قادر نیستند از آبزیان تالاب‌ها و مزایای بیشمار آن استفاده کنند و به جای آن همه نعمت، بستر خشک تالاب به کانونی برای تولیدریزگردها تبدیل شده‌است. ریزگردها نفس مردمانی را که در حاشیه آن زندگی می‌کنند، بند آورده و آنها را راهی بیمارستان‌ها می‌کند. درحاشیه تالاب‌ها میزان ابتلا به بیماری‌های تنفسی رو به افزایش است و راه حل ساده این بحران، رساندن آب به لب‌های تشنه تالاب‌هاست.

تالاب‌ها با نقش بی‌نظیری که در زندگی بشر دارند، درکانون توجه مجامع جهانی قرار دارند. دوم فوریه هر سال،(مصادف با چهاردهم بهمن‌ماه) روز جهانی تالاب نامیده شده‌است تا به خاطر بیاوریم که چه خدمات ارزشمندی ازتالاب‌ها دریافت می‌کنیم. به گفته آقای ابوالفضل آبشت، مدیر طرح حفاظت از تالاب‌های سازمان حفاظت محیط‌زیست، امسال روز جهانی تالاب‌ها با شعار «تالاب‌ها برای کاهش خطرپذیری بحران‌های طبیعی» گرامی داشته خواهد شد. وی به «صبح‌نو» می‌گوید: تالاب‌ها نقش مؤثری درکاهش بلایای طبیعی دارند. آبشت در تشریح سخن خودبیان می‌کند: بحران‌های طبیعی درکره زمین دارای منشأ ژئومورفولوژیک و اقلیمی‌اند. بحران‌های اقلیمی شامل سیل و خشکسالی است که در سال‌های اخیر میزان وقوع آنها دو برابر شده‌است.

وی اضافه می‌کند: کارشناسان محیط‌زیست براین باورند که تخریب محیط‌زیست عامل تشدید وقوع بحران‌های اقلیمی و کوتاه‌تر شدن دوره بازگشت آن شده‌است. یعنی اگر پدیده خشکسالی هر 10 سال یک‌بار رخ می‌داد، در دهه‌های اخیر هر پنج سال یکبار شاهد آن هستیم و شدت این پدیده هم افزایش یافته‌است. به گفته مدیر طرح حفاظت از تالاب‌ها، این اکوسیستم آبی مانند یک اسفنج عمل می‌کند که در سال‌های مرطوب آب را در خود نگه داشته و در سال‌های خشک، این آب را به تدریج رها می‌کند. وقتی تالاب‌ها خشک می‌شوند، سیل رخ می‌دهد. یعنی با خشک شدن تالاب‌ها، کارکردهای طبیعی آن نیز از دست می‌رود.


بستر خشک تالاب، کانون ریزگردها
افزایش شدت وقوع سیل فقط بلای ناشی از خشک شدن تالاب‌ها نیست. به گفته آقای پرویز گرشاسبی، معاون آبخیزداری، امور مراتع و بیابان سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری، بستر خشک تالاب‌ها در بسیاری از مناطق کشور عامل وقوع پدیده ریزگرد شده‌اند. گرشاسبی بیان می‌کند: سدسازی‌های مختلف روی رودخانه‌های زهره، کارون و غیره با هدف کشاورزی، سیلاب‌های طبیعی منطقه را مهار کرده و تالاب‌ها را خشکانده‌است. بسترخشک تالاب‌ها با ذرات بسیار ریزی که دارند، زمینه وقوع پدیده ریزگرد را در کشور تشدید کرده‌است. تالاب‌های خشکی که حاصل مدیریت غلط انسان بر سرزمین بوده، این روزها بلای جان مردم شده‌است. کافی است بدانیم که در ایران بیش از 270 تا 280 تالاب دائمی و فصلی وجود دارد که حال اغلب آنها به خاطر بی‌توجهی به اصول گردش طبیعی آب، خوب نیست. این تالاب‌ها با دستان خودمان، به کانون بلا برای جامعه محلی تبدیل شده‌اند. ابوالفضل آبشت مدیر طرح حفاظت از تالاب‌ها، 35 تالاب ایران را دارای اهمیت بین‌المللی اعلام می‌کند.

به گفته وی این 35 تالاب در قالب 24 عنوان در فهرست کنوانسیون رامسر ثبت شده‌اند زیرا برخی از آنها -نظیر آلاگل، آلماگل و آجی گل یا سه تالاب هامون که به صورت مجموعه تالابی‌اند- تحت یک عنوان درکنوانسیون رامسر به ثبت رسیده‌اند. وی می‌گوید: مدیریت منابع آب در بخش شرب، صنعت و کشاورزی یک حوضه آبریز خوب نیست به همین دلیل تالاب‌های کشور دچار بحران شده‌اند. آبشت بیان می‌کند: در سال‌های اخیر با افزایش جمعیت و بهبود سطح زندگی مردم، برداشت‌های ما از منابع آب افزایش یافته و متأسفانه بیشتر از ظرفیت حوضه آبریز آب برداشت کرده‌ایم.


وی ادامه می‌دهد: هرقدر به سال‌های جدید نزدیک‌تر می‌شویم، وضعیت مدیریت منابع آب وخیم‌تر می‌شود. به نحوی که اگر روند برداشت نامناسب از 50 سال پیش شروع شده باشد، به تدریج در یکی دو دهه اخیر این وضعیت شدت یافته‌است. بنابراین شاهد هستیم که در این دو دهه شدت بحران‌های زیست محیطی هم خیلی بیشتر شده‌است. به همین دلیل در روز جهانی تالاب امسال به نقش تالاب‌ها در حل بحران‌های زیست محیطی تأکید شده‌است.


خشک شدن تالاب‌ها معضلی جهانی
ریزگردها در ایران یکی از بلایای با منشأ اقلیمی‌اند که جوامع محلی حاشیه تالاب‌ها را درگیر می‌کند. راه حل ساده‌ای هم توسط معاون آبخیزداری سازمان جنگل‌ها برای حل این معضل پیشنهاد می‌شود. به رسمیت شناختن حق‌آبه طبیعی تالاب‌ها تا حدی که بستر تالاب مرطوب نگه داشته شود، راه حل کم هزینه‌ای است که متولیان سازمان جنگل‌ها برای حل این معضل زیست محیطی ارائه می‌کنند. آقای هدایت فهمی، معاون دفتر برنامه‌ریزی کلان آب و آبفای وزارت نیرو، درباره این راهکار، به «صبح‌نو» می‌گوید: تا حدامکان وزارت نیرو حق‌آبه تالاب‌ها را رهاسازی می‌کند. امسال آب پشت سدهای کرخه، زاینده رود و برخی سدهای حوضه آبریز ارومیه را برای تأمین نیازهای آبی تالاب‌های هورالعظیم، گاوخونی و دریاچه ارومیه رهاسازی کرده‌ایم. وی بیان می‌کند: عدد دقیقی از میزان آب رها شده از این سدها نمی‌توانم ارائه دهم زیرا باید در طول یک سال آبی اندازه‌گیری حجم آب رهاسازی شده انجام و منحنی‌های مرتبط با آن رسم شود. سپس میزان آبی که از آخرین ایستگاه اندازه‌گیری ما که درمجاورت تالاب واقع شده، محاسبه و آمار آن ارائه شود. به گفته فهمی تالاب‌های ایران به دو دسته تقسیم می‌شوند. تالاب‌هایی مثل هامون و جازموریان که عمق آنها کم بوده و حدود نیم متر است، از منابع آب زیرزمینی تغذیه می‌شوند و بخش دیگری از تالاب‌ها، حق‌آبه خود را از منابع آب سطحی دریافت می‌کنند.


وی ادامه می‌دهد: برای نجات این دو دسته تالاب باید برداشت آب از منابع زیرزمینی و سطحی کنترل شود اما متأسفانه میزان برداشت‌ها در پایین دست سدها به حدی زیاد است که وقتی حق‌آبه تالاب توسط وزارت نیرو از پشت سد رهاسازی می‌شود، عملاً هیچ آبی به تالاب نمی‌رسد.


معاون دفتر برنامه‌ریزی کلان آب و آبفا تأکید می‌کند: برای نجات تالاب‌ها و جلوگیری از برداشت بی‌رویه، نمی‌توانیم در همه جا پلیس مستقر کنیم بلکه مردم باید حفظ تالاب را در راستای حفظ منافع ملی جزء اولویت‌های خود بدانند.


وی نیز مانند مسوولان سازمان جنگل‌ها، تأمین حق‌آبه تالاب‌ها را مطمئن‌ترین و پایدارترین راه برای مقابله با ریزگردها می‌داند. زیرا استفاده از مالچ‌های نفتی و نانو، به دلیل هزینه‌های بالا و نیاز به تجدید شوندگی، نمی‌توانند ریزگردهای ناشی از بستر تالاب‌ها را به خوبی مهار کنند.


فهمی البته روند خشک شدن تالاب‌ها را پدیده‌ای جهانی دانسته و می‌گوید: تغییر اقلیم اثر منفی زیادی بر تالاب‌های واقع در عرض‌های جغرافیایی بین 20 تا 40 درجه شمالی و جنوبی کره زمین داشته است. در این عرض‌های جغرافیایی بیشترین بیابان‌های جهان وجود دارند و این سرزمین‌ها خشک‌تر از سایر نواحی کره زمین هستند. به همین دلیل تالاب‌های آنها از پدیده تغییر اقلیم، بیشتر از سایر نواحی متأثر شده و تأثیر منفی گرفته‌اند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۴۰
پیمان صاحبی

 

احیای کامل دریاچه ارومیه در 1402 محقق نمی‌شود

دبیر و مجری کارگروه ملی نجات احیای دریاچه ارومیه اعلام کرد:" زمان احیای دریاچه ارومیه، به دلیل پرداخت نشدن بودجه‌ای برای احیای دریاچه ارومیه، طبق برنامه اولیه در سال 1402 محقق نخواهد شد."

به گزارش سلامت نیوز به نقل از پانا، سی و هشتمین کمیته هماهنگی ستاد احیای دریاچه ارومیه برگزار شد . در این جلسه که به ریاست دبیر کارگروه و مجری طرح نجات دریاچه ارومیه بود، پس از ارائه گزارش های گروه های فنی و بودجه دفتر برنامه ریزی و تلفیق ستاد احیای دریاچه ارومیه؛ مسعود تجریشی، مدیر دفتر برنامه‌ریزی و تلفیق ستاد احیای دریاچه ارومیه در خصوص وضعیت پرداخت‌های دولت توضیح داد: از ابتدای سال جاری تاکنون خزانه پولی به دستگاه‌های اجرایی ستاد نداده است؛ یعنی به رغم تخصیص بودجه 300 میلیارد تومانی از سوی سازمان برنامه و بودجه در اواخر دی ماه، تاکنون از سوی خزانه مبلغی در اختیار وزارتخانه‌ها برای انجام وظایف خود در ستاد از محل ماده ١٠ و ١٢ قرار نگرفته است.

کلانتری نیز با اشاره به اینکه ما طبق وظیفه‌ای که دولت به ما داده است، وظایف خود را دنبال می کنیم؛ گفت: وقتی به جای پرداخت منابع مالی طبق برنامه، هیچ بودجه‌ای در اختیار دستگاه‌های زیرمجموعه ستاد قرار نمی‌گیرد؛ ما نمی‌توانیم کار زیادی از پیش ببریم. البته خبر خوشی باید بدهم، طبق مصوبه هشتمین جلسه کارگروه ملی و دستور معاون اول رییس جمهور قرار است خزانه تا پایان سال ٦٠٠ میلیاردتومان از بودجه موردنیاز پروژه‌ها را در اختیار سازمان‌های مجری مصوبات ستاد قرار دهد.

البته وی اذعان کرد: زمان احیای دریاچه ارومیه، به دلیل پرداخت نشدن به موقع بودجه برای احیای، طبق برنامه اولیه در سال 1402 محقق نخواهد شد. باید به مردم و رییس‌جمهور اعلام کنیم، اگر سال آینده نیز روند پرداخت بودجه بدین شکل پیش رود، ما نیز شاهد تاخیر مجدد خواهیم بود.

دبیر کارگروه ملی نجات دریاچه ارومیه تاکید کرد: اعلام این وضعیت به معنای شکست احیای دریاچه ارومیه نیست. بلکه به معنای این است که ما قصد داریم، بیش از پیش به صورت دینامیک حرکت کنیم. ما نمی خواهیم مردم را فریب دهیم به همین دلیل صادقانه اعلام می‌کنیم به دلیل تامین نشدن منابع مالی مورد نیاز طبق برنامه مدون برنامه 10 ساله اجرا نخواهد شد . اگرچه دریاچه را طبق برنامه در شهریورماه 1395 به حالت تثبیت رساندیم ولی اگر ما بتوانیم از سال آینده همچون سال‌های قبل با تامین به موقع منابع مالی مواجه شویم و مشکل خاصی پیش نیاید؛ احیای کامل در سال 1403 خواهد بود.

وی تاکید کرد: ما با دینامیک کردن برنامه می‌توانیم هرساله وضعیت خود را بررسی و براساس آن به درستی قدم برداریم تا به احیای قطعی برسیم.

وی افزود: بدین ترتیب اگر سال آینده نیز همچون سال جاری دولت با کمبود منابع روبرو باشد، این برنامه به جای یکسال تاخیر به دوسال تاخیر می‌رسد و البته اگر این روند در سال‌‌‌های بعد هم اتفاق بیفتد امکان عدم احیای قطعی نیز امکان‌پذیر است البته ما اکنون نمی‌خواهیم پیش از هر اتفاقی سخنی قطعی بزنیم. اما این احتمالات را بیان می‌کنیم مردم و رییس‌جمهور بدانند ما تمام تلاش خود را خواهیم کرد، ولی اگر تمهیدات این برنامه تامین نشود؛ ما نمی‌توانیم کار زیادی از پیش ببریم.

کلانتری در بخش دیگری از سخنانش گفت: ما قصد نداریم دولت را تحت فشار قرار دهیم چون می دانیم آنها نیز با محدودیت مواجه هستند. ولی ما موظف هستیم به مردم و بویژه رییس‌جمهور اطلاع دهیم شرایط کنونی چندان مناسب نیست و سال آینده در بهترین وضعیت شرایط کنونی را خواهیم داشت.

ستاد خواهان همکاری بهتر با وزارت نیرو است

در ادامه جلسه تجریشی درباره وضعیت رهاسازی آب پشت سدها به دریاچه ارومیه توضیح داد: در دومین جلسه شورای هماهنگی مدیریت بهم پیوسته منابع آب حوضه آبریز دریاچه ارومیه به ریاست وزیر محترم نیرو مقرر شده 357 میلیون متر مکعب آب از سدها به سمت دریاچه از سوی شرکت مدیریت منابع آب رها شود؛ طبق برنامه این رها‌سازی در ماه‌های بهمن و اسفند و فروردین خواهد بود؛ که امیدواریم این اتفاق بیفتد.

گفتنی است، شورای هماهنگی مدیریت بهم پیوسته منابع آب حوضه آبریز دریاچه ارومیه ، شورایی است که به ریاست وزیر نیرو و با حضور اعضاء دستگاه‌‌‌های اجرای مرتبط با احیای دریاچه ارومیه و حضور دبیر کارگروه ملی نجات دریاچه ارومیه به عنوان ناظر با هدف هم‌افزایی و همکاری دستگاه ها در کمک به وزارت نیرو در انجام به تکالیف خود تشکیل می‌شود.

با توجه به مصوبه دوم شورای هماهنگی، کلانتری درباره آینده وضعیت رهاسازی آب پشت سدها از سوی شرکت مدیریت منابع آب ایران گفت: ما خوش بین هستیم در سال جاری حداقل رهاسازی آب پشت سدها همچون گذشته طبق مصوبات شورای هماهنگی پیش برود. ما همیشه گفتیم ستاد خواهان همراهی و همکاری با وزارتخانه های مرتبط با احیای دریاچه است؛ در این زمینه هم برای درست اجرا شدن این مصوبه و سایر مصوبات ، تمام تلاش خود را خواهیم کرد.

دبیر و مجری کارگروه ملی نجات دریاچه ارومیه، سپس از مسولین شرکت مدیریت منابع آب خواست به وظایف خود در خصوص رها سازی به خوبی عمل کنند و افزود: خوشبختانه مدیران وزارت نیرو به خوبی بر وظایف خود واقف هستند و اگر رهاسازی به موقع آب برای تامین نیاز دریاچه انجام نشود؛ این آب برخلاف برنامه، صرف کشاورزی خواهد شد.اتفاقی که قطعا به برنامه کاهش 40 درصدی مصرف آب کشاورزی لطمه خواهد زد.

گفتنی است، آب رهاسازی پشت سدهای حوضه آبریز، طبق قانون مصوبه کارگروه ملی نجات دریاچه ارومیه ، بخشی از آب تامین کننده، دریاچه است که سالانه در دی، بهمن و اسفند رهاسازی می شود. پس از این دوره آب مورد نیاز کشاورزان برای آبیاری مزارع و باغات رها خواهد شد.

بازبینی مجدد برنامه احیای دریاچه ارومیه

در سی و هشتمین کمیته هماهنگی ستاد احیای دریاچه ارومیه، پیرو گفته های کلانتری در خصوص پویا تر شدن برنامه احیای دریاچه ارومیه، مدیر دفتر برنامه ریزی و تلفیق ستاد احیای دریاچه ارومیه تاکید کرد: از این پس سالانه در این دفتر باتوجه به محدویت ها و از سویی فرصت ها تجربیات خود را در اختیار برنامه نویسان اولیه ستاد قرار می دهیم و آنها ضمن تحلیل میزان عملکرد دستگاه ها نسبت به برنامه با راهکارهای جدید برای بهبود وضعیت منطبق بر واقعیات ارائه خواهند کرد. از سویی برنامه جدید در اختیار دولت و مردم قرار می دهیم تا آنها به طور شفاف نسبت به آخرین وضعیت قطعی دریاچه مطلع شوند. یعنی بدانند به دلیل چه مشکلاتی از برنامه اولیه یکسال یا دو سال عقب هستیم . در مقابل اگر منابع بیش از انتظار تزریق شود و مشکلی نباشد؛ از پیشرفت احیا جلوتر از برنامه خبر دهیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۳۸
پیمان صاحبی


کارتون/کشته شدن کولبران در ریزش بهمن

 

 

ریزش بهمن و کشته شدن کولبران


نعیم تد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ین/کارتونیست/روزنامه شهروند

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۴۷
پیمان صاحبی


 

١٤ساعت عملیات برای نجات کولبران

 وضعیت کولبرانی که زیر آوار بهمن گیر کرده بودند و زنده ماندند، به گفته اهالی منطقه چندان مساعد نیست و یخ‌زدگی جان برخی از آنها را تهدید می‌کند.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه شرق، ریزش بهمن شنبه‌شب از طریق بلندگوی مسجد به اهالی محل گزارش و از آنها خواسته شد برای کمک به منطقه بروند. آن‌طور که اهالی گفته‌اند، بعد از دیدن حجم عظیم بهمن و برفی که روی کولبران را گرفته بود، همه از پیداکردن کولبرانی که زیر بهمن مانده بودند ناامید شدند تا اینکه بعد از ساعت‌ها جست‌وجو پای یکی از آنها در سفیدی برف پیدا شد.


آمار دقیقی از کولبرهای گرفتار نداشتیم
براساس گزارش‌های رسیده، بیش از دو هزار نفر از اهالی منطقه برای نجات به محل حادثه رفته بودند، همچنین گزارش شده از میان ١٦ کولبری که در بهمن گرفتار بودند، چهار نفر کشته شدند؛ دو نفر در کما هستند و مابقی، زخمی‌هایی هستند که در بیمارستان بستری شده‌اند.


هر لحظه امکان داشت دوباره بهمن بیاید
خضر مولایی، یکی از اهالی روستای بیوران که در عملیات امداد که به صورت خودجوش به راه افتاده بود شرکت داشت، دراین‌باره می‌گوید: حدود ساعت ٨:٣٠ شب در خانه نشسته بودم که از بلندگوی مسجد اعلام کردند کولبران زیر بهمن‌ گیر افتاده‌اند. به‌سرعت لباس‌هایم را پوشیدم تا به کمکشان بروم. پایم را که از خانه بیرون گذاشتم با تعداد زیادی از مردم روستا روبه‌رو شدم، درِ خانه‌ها یکی پس از دیگری باز و به جمعیت حاضر افزوده می‌شد. به سمت محل حادثه رفتیم.
از همه روستاهای اطراف آمده بودند. نیشکولان، کانی زرد، دوله‌گرم، درمان‌آباد، باوی، کونه‌مشکه، زوران، بیوران سفلی و بیوران علیا اینها روستاهای نزدیک به محل حادثه بودند که مردم زودتر از بقیه توانسته بودند خود را به آنجا برسانند، بعد از آن مردم دهستان آلان، دولکان، سنجوی، بیتوش و شهرهای سردشت و خود سردشت نیز به ما پیوستند. تعداد زیادی از مردم آمده بودند؛ شاید بتوان گفت نزدیک دو هزار نفر بودیم. لحظه اول که خودمان را به کوه رساندیم نمی‌دانستیم دقیقا کجا این اتفاق افتاده است. نزدیک به هشت الی ١٠ بار در آن مکان بهمن ریزش کرده بود. هوا بسیار سرد بود و باد سردی می‌وزید تمام صورتم یخ زده بود. برف ریش و سبیل مردهایی را که برای کمک آمده بودند پوشانده بود. دو ساعت از جست‌وجو در برف و بوران گذشته بود تا آن زمان نتوانستیم کسی را پیدا کنیم. کم‌کم داشتیم ناامید می‌شدیم که چشممان به پای یکی از کولبران افتاد که از برف بیرون زده بود. تمام بدنش در برف مدفون شده بود. با تمام قدرت برف‌ها را از رویش کنار زدیم و جسم بی‌جانش را از لابه‌لای برف‌ها بیرون کشیدیم. تلاش کردیم جسم یخ‌بسته‌اش را با ماساژدادن گرم کنیم، اما مرده بود. کمی پس از آن یکی دیگر از کولبران زیر لایه قطور و سفیدی از برف و یخ پیدا کردیم که خوشبختانه نفس می‌کشید و توانستیم او را زنده از زیر برف بیرون بکشیم.

آمار دقیقی از کولبران‌گیر‌افتاده زیر بهمن در دستمان نبود. مردم روستای ما تا ساعت دو صبح توانستند سه نفر دیگر را از زیر برف بیرون بکشند که فقط یک نفر از آنها زنده مانده بود. تقریبا تا ساعت سه صبح در حال برف‌کوبی بودیم. تلفن‌های همراه آنتن نمی‌دادند با بیسیم به ما خبر دادند دیگر کسی زیر برف نیست و همه را بیرون آورده‌اند. به سمت خانه به راه افتادیم در میان راه بودیم که خبر رسید دو نفر دیگر از خانواده‌ها اعلام مفقودی کرده‌اند. به محل برگشتیم تا آنها را پیدا کنیم. نزدیک‌ ساعت ٥:٣٠ صبح بود. هیچ آمار دقیقی در دست نبود. یکی از بچه‌های مهاباد خبر آورد که یکی دیگر از خانواده‌های مهاباد نیز اعلام مفقودی کرده ‌است. صبح باز هم به بالای کوه رفتیم. این آماری است که من دارم اما الان هم به ما اعلام کردند بازم هم دو نفر دیگر مفقود هستند. می‌ترسیدیم دوباره بهمن بیاید اما مجبور بودیم نمی‌توانستیم آنها را همین‌طور رها کنیم. همه آمده بودند؛ پیر و جوان حتی مردانی در جمع حضور داشتند که ٧٠ سال داشتند، جوانان‌ها همه آمده بودند.


میلگرد، چوب و هر چیزی که دم دستمان بود را در برف‌ها فرو می‌کردیم اگر به جسمی برخورد می‌کرد با بیل برف‌ها را کنار می‌زدیم. او می‌گوید: تقریبا همه مردم اینجا کولبری می‌کنند تقریبا ١٥٠ کولبر از ١٢٠خانه‌ای که در اینجا زندگی می‌کنند از این راه امرار معاش می‌کنند. درست است که راه خطرناک است اما وقتی نانی برای خوردن نداشته باشیم از اجبار رو به کولبری می‌آوریم. شش ماه از سال برف و بوران جانمان را تهدید می‌کند و شش ماه دیگر انفجار مین و سایر اتفاقات.
او که خودش هم کولبر است، می‌گوید: ریزش بهمن خیلی بد است. وقتی کولبری در این سرما و برف بیرون می‌رود با توجه به شرایط آب‌وهوایی می‌داند حتما بهمنی ریزش خواهد کرد. مثل ویرانی محض می‌ماند اما چاره‌ای نیست. راستش این اولین‌بار نیست که این‌طور ما کولبرها به داد هم می‌رسیم همیشه همین‌طور بوده است. بلندگوی مسجد برای ما حکم اخبار را دارد. وقتی اعلام می‌کند اتفاقی افتاده است همه می‌آیند. در زمستان می‌توان گفت همه مردها همیشه منتظر چنین اتفاقاتی هستند. وقتی بهمن روی فردی ریزش می‌کند زیر برف و یخ‌ماندن یک‌طرف، سرمازدگی یک طرف دیگر. خیلی‌ها از سرمازدگی می‌میرند، الان هم تعدادی در بیمارستان بستری شده‌اند که گفته می‌شود سرمازده شده‌اند و حال خوبی ندارند. نجات از سرمازدگی خیلی سخت است. امیدوارم خداوند آنها را به خانواده‌هایشان ببخشد. خضر مولایی درباره اینکه نگران نبود برای خودش هم مشکلی به وجود بیاید، می‌گوید: راستش نگران که بودم چون هر لحظه امکان داشت بهمن دوباره ریزش کند و ما هم زیر بهمن بمانیم. برف هنوز تازه و سبک و احتمال اینکه حرکت کند زیاد بود. خدا کمکمان کرد که بهمن دوباره‌ای نیامد. اما نمی‌شد کولبرهایی که زیر آوار مانده بودند، را هم رها کنیم. آنها هم زن و بچه داشتند. مجبور بودیم خطر را به جان بخریم. ضمن اینکه ما خودمان کولبر هستیم، مسیر را خوب می‌شناسیم و پیچ‌وخم‌ها را می‌دانیم؛ اینکه زمستان کولبر از کدام سمت می‌رود و تابستان از کدام مسیر، بنابراین ما خودمان باید کار را دستمان می‌گرفتیم.


کولبر نجات یافته:
هرچه جلوتر می‌رفتیم کولاک سنگین‌تر می‌شد
همچنین رزگار علیزاده، یکی از نجات‌یافتگان حادثه بهمن سردشت که شغل خودش هم کولبری است و ٢٥ سال دارد، برای خبرنگار ما آن لحظات را که روی خط مرگ یا زندگی قرار داشت، توضیح داد: تقریبا ساعت چهار عصر بود، سه دسته از کولبران دور هم جمع شده بودند و درباره بار پارچه و سیگاری که آن طرف مرز بود حرف می‌زدند. گفتند برویم و آن را بیاوریم؛ چند روزی است که کار نکرده‌ایم و دستمان خالی است. هوا خیلی بد بود؛ اما در نهایت کولبران تصمیم گرفتند برای کار به برف و بوران تن بدهند. از روستای بیوران علیا، پیاده به طرف کوه و دره‌های مرز ایران و عراق به حرکت درآمدیم. یکی از دسته‌ها در میان راه پشیمان شدند و تصمیم گرفتند به روستا برگردند. به ما هم گفتند برگردیم؛ اما بسیاری از کولبران گفتند ما آمده‌ایم برای زن و بچه‌هایمان پول دربیاوریم و کار کنیم، نمی‌توانیم دست خالی به خانه برگردیم. تعدادی از کولبران به روستا بازگشتند؛ اما بقیه به راه خود ادامه دادند.

کولبرانی که باقی مانده بودند اهل روستاهای اطراف بودند و با راه کامل آشنا نبودند. تنها کسی که با راه آشنایی داشت، من بودم. به آنها گفتم هوا بد است؛ هنوز بالای کوه نرسیده‌ایم هوا این‌طور است، به بالای کوه برسیم دیگر نمی‌توانیم جلوی پایمان را هم ببینیم. از آنها خواستم به روستاهایشان برگردند. در پاسخ گفتند مجبوریم؛ اگر این کار را نکنیم چه کسی نان زن و بچه ما را می‌دهد. نمی‌دانستم چه کار کنم می‌دانستم هرچه جلوتر برویم، باد و کولاک سنگین‌تر می‌شود؛ اما نتوانستم آنها را تنها بگذارم و به خانه برگردم. به خودم گفتم تنها کسی که راه را بلد است، من هستم؛ بهتر است با آنها بروم، هر اتفاقی هم افتاد اشکال ندارد بگذار سر من هم بیاید. به راه ادامه دادیم. تقریبا به آخرین نقطه مرزی رسیده بودیم. برف و کولاک شدت پیدا کرده بود. باد بعضی از کولبران را به زمین زد. به‌سختی جلوی پایمان را می‌دیدیم. ناگهان صدای دسته‌ای دیگر از کولبران به گوشم رسید، آنها متوجه ما شده بودند و فریاد زدند که به آنها کمک کنیم. چراغ‌ قوه را روشن کردم، به دسته کولبرانی که با من بودند، گفتم شما اینجا بمانید من به کمکشان می‌روم. خودم را به دسته‌ای ٤٠ نفری از کولبران رساندم. راهشان را گم‌کرده بودند و ساعت‌ها در برف و کولاک دنبال راه بازگشت بودند. وی ادامه داد: راه را به آنها نشان دادم و به گروه خودمان پیوستم. ١٢ نفر از کولبران به روستا برگشته بودند، هشت نفر دیگر هم مانده بودند تا با من به روستا برگردند. تنها راه رسیدن به روستا، گذشتن از دره «نه ق لقه» بود.

سه نفر از پشت سر از کنار من به‌سرعت به طرف پایین حرکت کردند. از آنها خواستم یواش‌تر حرکت کنند؛ چون احتمال بهمن وجود دارد. چند ثانیه از حرف من نگذشته بود که بهمن آمد و آنها را بلعید. به‌سرعت به طرف آنها حرکت کردم؛ فقط دستشان از برف بیرون مانده بود. با دست، برف‌ها را کنار زدیم تا آنها را بیرون بیاوریم. دست‌هایمان یخ زده بود و تقریبا دیگر حس نداشت؛ اما توانستیم آنها را نجات دهیم. به راه خود ادامه دادیم که ناگهان صدایی آمد، سرم را که برگرداندم، دیگر نفهمیدم چه شد فقط سرم از برف بیرون مانده بود. نمی‌توانستم حرکت کنم. دو نفر از کولبران توانسته بودند خود را نجات دهند، از آنها خواستم جلو نیایند، ممکن است باز هم بهمن بیاید؛ اما نتوانستند تحمل کنند و من را نجات دادند. خوشبختانه بهمن هم نیامد. پاها و قفسه سینه‌ام آسیب دیده بود، نمی‌توانستم نفس بکشم، دو تا از کولبران من را تا پایین همراهی کردند. چندین بهمن دره را پوشانده بود. تقریبا به پایین دره رسیدیم؛ اما هیچ‌کس را در راه ندیدیم. پاهایم سست شده با برادر بزرگم تماس گرفتم و از او خواستم به دادمان برسد، کولبران زیر بهمن‌گیر افتاده‌اند. این نجات یافته ادامه می‌دهد: او هم به بقیه خبر داد تا برای کمک خود را به ما برسانند. آنهایی که با ما بودند، هیچ‌کدام بالای ٣٠ سال نداشتند. یکی از کولبرانی که جان خود را از دست داد، فقط ١٨ سال داشت. شیرزاد یک فرزند فلج در خانه داشت. از سر نداری زن و بچه‌اش را رها کرد و خودش را به برف و کولاک زد. در نهایت جانش را در این راه از دست داد.


رئیس هلال‌احمر سردشت: مردم راهنمای ما بودند
فایق عبداله‌زاده، رئیس جمعیت هلال‌احمر شهرستان سردشت می‌گوید: روز شنبه ساعت ٢٠:٤٠ سقوط بهمن در کوه و دره‌های سردشت اتفاق می‌افتد که ساعت ٢٠:٥٨ به ما اطلاع داده شد و در فراخوانی که به ما اعلام شد دو تیم امدادی به منطقه اعزام کردیم تعدادی از کوه‌نوردان داوطلب نیز برای کمک به تیم ما پیوستند. ساعت ٢١:١٠ نیروها خود را به محل رساندند و عملیات امدادی اول از آن ساعت تا ٥:٣٠ ادامه پیدا کرد. در مرحله دوم طی جلسه‌ای که شورای هماهنگی بحران برگزار کرد باز نیرو‌ها به محل اعزام شدند و تا ساعت ١٢:٤٠ عملیات ادامه داشت. درکل ١٦ نفر حادثه‌دیده داشت که سه نفر از آنها سالم بودند. سه نفر دیگر نیز به صورت سرپایی مداوا شدند و چهار نفر فوتی داشتیم و شش نفر دیگر به بیمارستان امام‌خمینی انتقال داده شدند و تحت درمان هستند. سرچمه‌قردان به سمت مرز در محدوده روستای بیوران علیا است. فراخوانی داده شد که اگر فردی از خانواده‌ای به خانه بازنگشته و مفقود شده به ما اعلام کنند. با پلیس ١١٠ تماس بگیرند یا به شورای هماهنگی بحران مراجعه کنند. تاکنون شخصی مراجعه نکرده فقط یکی از کولبران یافت نشده بود که صبح او را پیدا کردند که متأسفانه جان خود را از دست داد. عملیات ساعت ١٢:٤٠ ظهر یکشنبه پایان یافت. باز عوامل خود را نیز به محل فرستادیم که به برای اطمینان بیشتر به محل بروند. تیم پشتیبانی که از نقده به محل اعزام شده‌اند به صورت تخصصی این کار را انجام می‌دهند و درحال‌حاضر در محل هستند. احتمال اینکه شخص دیگری زیر برف مانده باشد بسیار ضعیف است. بیش از‌ هزار نفر از مردم برای جست‌وجو در محل حضور پیدا کردند. حضور مردم هم کارساز بود هم مشکل‌ساز. حضور مردم بسیار به سرعت عملیات و نجات کولبران کمک کرد اما چون مردم امکانات و تجهیزات لازم در شرایط ریزش بهمن را نداشتند و هر لحظه امکان سقوط بهمن وجود داشت، این ترس را در ما ایجاد کرد که خوشبختانه این اتفاق نیفتاد. مردم هم راهنمای ما بودند چون با منطقه کاملا آشنا بودند، راهی که می‌رفتیم راه اصلی نبود یک راه فرعی بود. اکثر حادثه‌دیده‌ها جوان بودند کم‌سن‌ترینشان ١٧ سال داشت و مسن‌ترینشان ٣٧. سن افرادی که جان خود را در این حادثه از دست دادند بین ١٨تا ٢٧ سال بود. شهرهای مرزی همه مطلع شده‌اند اگر کسی باشد به ما اعلام می‌کنند. باز اگر به ما اعلام شود، عملیات را شروع خواهیم کرد. اما حالا نیز افراد ما در آنجا مستقر هستند. تا پایان عملیات تیم سردشت بود بعد از آن تیم تخصصی از نقده اعزام شد. براساس آخرین گزارش‌ها، علی محمدنژاد، ۱۹ساله، شیرزاد عبدالهی ۲۷ساله و اهل سردشت، هیوا ابراهیمی‌نیا، ۲۲ساله و اهل بانه و محمد حمزه‌زاده، ۲۱ساله و اهل مهاباد در ریزش این بهمن کشته شده‌اند و احتمال می‌رود افراد دیگری نیز زیر بهمن باشند.


اسامی مجروحان حادثه ریزش بهمن
- جعفر احمدیان ۲۷ساله،
- غریب علیزاده ۳۷‌ساله،
- آریا شیخ‌پور ۱۷‌ساله،
- رزگار علیزاده ۲٥‌ساله،
- قاسم محمدخدر ۳۱‌ساله،
- هِدی ظاهری ۲۴‌ساله،

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۴۵
پیمان صاحبی