منابع طبیعی سقز

بیان مسائل و مشکلات منابع طبیعی و محیط زیست

منابع طبیعی سقز

بیان مسائل و مشکلات منابع طبیعی و محیط زیست

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع می باشد.

پیوندهای روزانه

۸۰ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است


 

مرتع خواری!

بیش از 200 هکتار از مراتع "ریحان آباد" مازندران به دست اشخاصی که می گویند مراتع به آن‌ها واگذار شده، زیرورو شده و در حال تغییر کاربری، فروش و ساخت وساز هستند. این در حالی است که واگذاری تمام مراتع باید با مجوز سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور انجام شود.اهالی ریحان آباد در نزدیکی‌های بهشهر می‌گویند بارها با نامه نگاری و مراجعه های پی در پی، از مسئولان منابع طبیعی استان، درخواست رسیدگی کرده اند اما تاکنون به نتیجه نرسیده اند.

به گزارش سلامت نیوز، روزنامه قانون در ادامه می نویسد: مدیرکل منابع طبیعی مازندران مثل همیشه جواب نمی‌دهد. مراتع مازندران در حالی قربانی سودجویی افراد می شوند که این استان همه‌ساله درگیر رخداد سیلاب‌های مهیب و سهمگین است و علاوه بر خسارت های جانی به شهروندان، میلیاردها تومان خسارت در بخش کشاورزی و مسکن و راه و شهری وارد می آورد.

اداره منابع طبیعی پشت ما نیست

اهالی روستای ریحان آباد می گویند مراتعی که حالا دارد به چند نفر واگذار می شود و با بولدوزر زیر و رو شده جزو مراتع ملی است که تاکنون با هماهنگی جهادکشاورزی به عنوان چراگاه در اختیار آن‌ها بوده؛ اما حالا عده ای در صدد تصرف و تغییر کاربری آن هستند. یکی از اهالی در این باره به «قانون» می گوید: «چند نفر که از خوانین قبل از انقلاب اسلامی هستند و از همان سال های پیش از انقلاب تا کنون، بارها برای تصرف این مراتع ملی اقدام کرده اند، حالا دارند موفق می شوند. جالب اینجاست که الان اجاره نامه های همین افراد که این مرتع را از اهالی اجاره کرده اند وجود دارد. چطور حالا می خواهند به نام خودشان این مراتع را تصرف کنند؟».

مراتع غیرملی و نقشه دستکاری شده!

یک کارشناس جهادکشاورزی مازندران که نخواست نامش فاش شود در این باره به«قانون» گفت:«مراتع فوق، جزو مراتع غیرملی بوده که یک بار در سال 1349به عنوان اراضی ملی تشخیص داده شده و درباره آن‌ها رای صادر شد. بعد در سال 1350 با اعتراض جهادکشاورزی وقت، یک بار دیگر به تشخیص گذاشته و آن را به عنوان "مراتع غیرملی" شناختند و برای چرای دام در اختیار اهالی قرار دادند. البته عنوان "مراتع غیرملی" از اساس قانونی نیست و بر اساس تمامی قوانین منابع طبیعی، تمام مراتع کشور ملی هستند. اما یک بار اجرا شد و متاسفانه بخشی از مراتع جزئی ما را غیرملی شناختند و در اختیار وزارت جهاد کشاورزی وقت قرار دادند. باید بگویم مرتع غیرملی اگرچه عملا در اختیار فرد یا نهاد خاصی قرار می‌گیرد اما حق هیچ گونه تغییر کاربری را در آن ندارد. با این همه الان مراتع ریحان آباد در حال تغییر کاربری است».او تاکید کرد:«حتی اگر این مراتع ملی نبوده و جزو مراتع غیرملی هم باشد هیچ‌کس حق تغییر کاربری آن را ندارد و فقط می تواند در آنجا دام های خود را به چرا ببرد. اداره کل منابع طبیعی مازندران باید در این باره پاسخ بدهد که چگونه و چرا اجازه این تغییر کاربری و تصرف را به این شخص داده است؟ اگر ما اجرای قانون را درست انجام نداده ایم و مناطق بکر و ارزشمندمان را به عنوان مستثنیات ثبت کرده ایم، قانون اجازه نمی‌دهد که بگذاریم آن را تغییر کاربری دهند».این کارشناس از موضوع مهم دیگری خبر داد که باید از سوی مسئولان مورد توجه جدی قرار بگیرد. او گفت:« ما دو نقشه متفاوت در این باره داریم. یکی نقشه تفکیک اموال سال 1384 این مراتع که در منابع طبیعی شعبه گلوگاه هست، بانقشه ای که در استان است و ما از تهران گرفته ایم، همخوانی ندارد. به نظر می رسد نقشه تفکیک اموال سال 84 دست‌کاری شده باشد». بر اساس قوانین صریح کشور، هر گونه تغییر کاربری در مراتع باید با نظر و مجوز سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری صورت بگیرد. ضمن اینکه هر گونه تخریب در حوزه عرصه های طبیعی نیز باید با برخورد منابع طبیعی مواجه شود. اما در مورد مراتع ریحان آباد مسئولان اداره کل منابع طبیعی مازندران سکوت کرده اند.

مسئولان منابع طبیعی : برخورد می کنیم!

ابوالفضل یاوری، مدیرکل دفتر امور مراتع سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور درباره تخریب و تغییرکاربری مراتع ریحان آباد، به «قانون» گفت:«من اطلاعی از این مورد خاص ندارم اما به شما اطمینان می‌دهم که با هر گونه تصرف، تخریب و ... در عرصه های ملی برخورد می‌کنیم. پیشنهاد می‌دهم شورای روستایی و شاکیان، موضوع را مکتوب کرده و خطاب به مدیرکل منابع طبیعی استان مازندران ارسال کنند و اگر به نتیجه نرسیدند به سازمان بنویسند. یقینا ما پاسخ می‌دهیم و درخواست آن‌ها را مطابق با قانون رسیدگی می‌کنیم. اگر اینجایی که می‌گویید منابع ملی باشد، یگان حفاظت و دفتر حفاظت ما ساکت نمی‌نشینند».علی‌اصغر محمودی، عضو شورای اسلامی روستای “ریحان آباد” گلوگاه مازندران در توضیح ماجرا به« قانون» گفت:«این مرتع 200 هکتاری که الان در حال زیرورو شدن و فروش است، مرتعی است که ما از سال های قبل از انقلاب در حال استفاده از آن به عنوان چراگاه بوده ایم و بعد از انقلاب هم دادگاه انقلاب آن را به شورا سپرد تا مردم روستایی از آن استفاده کنند. خوانین هم همیشه به دنبال تصرف آن بودند که اخیرا با توجه به نفوذی که دارند، بیل مکانیکی به منطقه آورده و منطقه ای را که آن همه انار وحشی و گیاهان مرتعی مثل “سازیل” دارد، زیر ورو کرده اند. بعضی از انارهای وحشی منطقه بیش از 400 سال قدمت دارند که همه را کنده و قلع وقمع کرده اند».

محمودی تاکید کرد:«بروید و از 100 تا پیرمرد در روستا سوال کنید که این مرتع مال کیست؟ آیا مال این چند نفر بوده؟ مگر می شود مرتع مال این‌ها باشد. ما تمام اسناد لازم را داریم که اثبات می‌کند این مراتع از قبل از انقلاب تا امروز در دست روستاییان قرار گرفته تا از آن استفاده کنند». او یادآوری می‌کند که یک بار در سال های دهه 70، اهالی به قوه قضاییه شکایت برده‌اند و شخص آیت ا.. یزدی دستور رسیدگی به این پرونده را داده است. اما منابع طبیعی استان مازندران هیچ توجهی به این موضوع نکرده است. محمودی در ادامه می گوید:«علاوه بر اداره کل منابع طبیعی مازندارن، به اداره منابع طبیعی بهشهر هم مراجعه کرده ایم. خواهش می کنم صدای مردم روستای ما را به سازمان بازرسی کل کشور برسانید».عضو شورای اسلامی روستای ریحان آباد درباره میزان تخریب مراتع ریحان آباد می‌گوید:«این ها می‌گویند حکم برای تغییرکاربری این مرتع گرفته اند و دارند آن را زیر و رو می‌کنند؛ اما حتی بر فرض اینکه راست بگویند باز هم در متراژ مرتع، تخلف کرده اند. خودشان می گویند حکم را برای 170 هکتار گرفته اند ولی در عمل در 230 هکتار این حکم را پیاده کرده اند که در اصل 60 هکتار مرتع خواری کرده اند. یعنی چیزی حدود 600 هزار متر مرتع خواری دارد صورت می‌گیرد و هیچ‌کس هم پاسخگو نیست. جالب اینجاست که ما حتی پول کارشناس هم برای رسیدگی واریز کردیم اما موضوع از سوی متولیان پیگیری نشد و به حق مان نرسیدیم».

اهمیت اکوسیستمی مراتع

کارشناسان می‌گویند که مراتع، حافظان جنگل‌های پایین‌دست هستند و اگر به آن‌ها بی‌توجهی کنیم، راه را برای تخریب جنگل‌ها در پایین دست باز کرده‌ایم. علاوه بر آن مراتع، مانند سدی در برابر آب‌های جاری و باران عمل می‌کنند و مانع جاری شدن آب در زمین و خاک و در نتیجه رخ داد سیل می‌شوند.مرتضی شریفی عضو "شورای عالی جنگل و مرتع" در این باره به «قانون» گفت:«مراتع از نظر اکوسیستمی در حساس‌ترین بخش قرار گرفته‌اند. در واقع مراتع در بالادست، حافظ جنگل های پایین‌دست هستند و اگر مراتع را خوب و درست حفظ نکنیم و حفظ آب و خاک دربالادست درست صورت نگیرد، پایین‌دست قابل کنترل و حفاظت نیست».این دکترای جنگل در ادامه گفت:«خاطرم هست در یک مقطعی وزارت کشاورزی برنامه‌ای داده بود که بالادست را تبدیل به شهرک گردشگری کنند. همان زمان متخصصان منابع طبیعی اعتراض کردند و گفتند که آن بخش از مهم‌ترین و حساس‌ترین بخش‌هاست و شما گمان نکنید که اگر مرتع در بالادست از بین برود، جنگل در پایین‌دست زنده می‌ماند. مانند اینکه قلب آدمی از کار بیفتد و ما بگوییم معده‌اش هنوز سالم است. این ارتباط از نظر اکوسیستمی به این شکل است و در تمام دنیا یک سری مدل‌های شناخته شده وجود دارد که از بدیهیات است. به همین دلیل هر چقدر از جنگل بالاتر می‌رویم، ساخت و ساز وتبدیل کاربری حساس‌تر می‌شود. برخلاف اینکه برخی فکر می‌کنند که آنجا چون جنگل نیست به حفاظت کمتری احتیاج دارد و ارزش آن کمتر از جنگل است».شریفی تاکید کرد:«درباره شمال نیز نکته‌ای که اهمیت دارد "پوشش گیاهی هیرکان" است که در تمام دنیا مطرح است. هیرکان سه بخش می شود که متشکل از جنگل‌های جلگه‌ای، جنگل‌های کوهستانی و مراتع است و این هیرکان منحصر به فرد در جهان را تشکیل می‌دهند. با توجه به فشاری که به مراتع‌مان آمده، بسیاری از آن‌ها دیگر وجود خارجی ندارند. الان باید حفاظت در بخش‌های مرتعی مورد توجه سازمان‌های منابع طبیعی و محیط زیست قرار بگیرد». با آنکه سوالات ، ابهامات و اعتراض‌های زیادی درباره آنچه در ریحان آباد رخ داده مطرح است، خبرنگار «قانون» پیگیر پاسخ از مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری مازندران بود که با وجود پیگیری‌های فراوان، مدیرکل منابع طبیعی پاسخی در این باره ارائه نداد.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۳۶
پیمان صاحبی


ممکن است ۱۰۰ هزار نفر به‌دلیل آلودگی هوا در اندونزی فوت کرده باشند، بدون اینکه هیچ دادگاهی برای آن تشکیل شده باشد. این افراد به‌دلیل اثرات منفی ناشی از آتش‌سوزی‌های بزرگ و جنگل‌زدایی مستمر مربوط به تجارت محصولات کشاورزی، جان باخته‌اند.

ممکن است ۱۰۰ هزار نفر به‌دلیل آلودگی هوا در اندونزی فوت کرده باشند، بدون اینکه هیچ دادگاهی برای آن تشکیل شده باشد. این افراد به‌دلیل اثرات منفی ناشی از آتش‌سوزی‌های بزرگ و جنگل‌زدایی مستمر مربوط به تجارت محصولات کشاورزی، جان باخته‌اند.

به گزارش ایانا از گاردین، بیماری ماهامانو دختر ۱۲ ساله اندونزیایی با یک سرفه خفیف آغاز شد. در عرض چند هفته سرفه‌ها تبدیل به حمله‌های شدید شد تا جایی که سرفه‌ها مایع زرد و سیاه رنگی را نیز به همراه آورد.

در اواخر سال گذشته، پدر ماهامانو به دادگاه اندونزی گفت که چطور دخترش به بیمارستان منتقل شد و تحت درمان با اکسیژن و شوک قرار گرفت، اما پس از یک هفته در بیمارستان درگذشت. ریه‌های کودک ۱۲ ساله تا آخرین لحظات هم پر از مخاط بود.

پدر ماهامانو معتقد است که کودکان بسیاری قربانی دود و آلودگی هوا شده‌اند. آلودگی هوای در اندونزی به‌طور منظم به‌دلیل آتش‌سوزی‌های بزرگ ناشی از جنگل‌زدایی‌های مستمر مربوط به درختان نخل و تجارت محصولات کشاورزی است. مبارزه برای دادخواهی در این مورد در جریان است، اما دادخواهی این پرونده بسیار سخت و نامناسب برای قربانیان است.

پایگاه داده‌های جهانی انتشار گازها، گزارش می‌دهد که در سال ۲۰۱۵، آتش‌سوزی جنگل‌ها در اندونزی حدود ۶۰۰ میلیون تن گاز گلخانه‌ای تولید کرد که تقریباً برابر با تولید یکسال این گازها در کشور آلمان است.

دود ناشی از آتش‌سوزی جنگل‌ها حاوی مواد شیمیایی خطرناک ازجمله مونوکسیدکربن، آمونیاک و سیانید است. بر اساس مطالعه انجام شده توسط دانشگاه‌های هاوارد و کلمبیا، در سال ۲۰۱۵ در جنوب شرق آسیا حدود ۹۱ هزار مرگ زود هنگام در اندونزی، شش‌هزار و ۵۰۰ مرگ در مالزی و دوهزار و ۲۰۰ مرگ در سنگاپور مشاهده شد که می‌تواند با آلودگی هوا در ارتباط باشد.

پدر کودک ۱۲ ساله فوت کرده ناشی از آلودگی هوا، یکی از معدود پدر و مادرانی است که شجاعت قدم برداشتن برای دادخواهی و طرح دعوای برای انجام تحقیقات علیه ۱۵ شرکت در سال ۲۰۱۵ را داشته است که در آتش‌سوزی گسترده جنگل‌ها نقش داشتند. دولت اندونزی همه نتایج مطالعات را رد کرده و تنها ۲۴ مرگ ناشی از آلودگی هوای سال ۲۰۱۵ را پذیرفته است.

وکلا و نمایندگان خانواده‌های قربانی آلودگی هوا در حال جمع‌آوری داده‌ها و اطلاعات در مورد آلودگی هوا و ارتباط با سوزاندن جنگل‌های برای کارهای تجاری و مرگ و میرهای رخ داده هستند.

در این پرونده، تصاویر ماهواره‌ای به‌عنوان مدرک از سوی دادگاه مورد پذیرش قرار نگرفت. قضات در مورد ارتباط مه دود ایجاد شده و اثر بر سلامتی دچار تردید بودند، حتی زمانی که پایه و اساس علمی برای اثبات آن وجود دارد. وکلا و مدافعان پرونده نیز محدودیت جدی در دسترسی به اطلاعات شرکت‌هایی دارند که نقشه‌ها نشان می‌دهد فعالیت آنها در اراضی جنگلی با وقوع آتش‌سوزی‌ها در آن سال همزمان بوده است.

نگران‌کننده‌تر تهدید مردم و وکلایی است که در حال پی‌گیری این پرونده هستند. در سال ۲۰۱۶ بنا به اعلام دولت اندونزی، یک تیم از محققان محیط زیستی توسط ۱۰۰ مرد مسلح گروگان گرفته شدند. گروگان‌ها بر این باور بودند که توسط یک شرکت تولید روغن پالم به گروگان گرفته شده‌اند. این خشونت‌ها و تهدیدها ناشی از پس زمینه‌های فساد در سیستم قضایی و اجرای قوانین است.

قانون فرامرزی آلودگی هوا (مه دود) ۲۰۱۴ سنگاپور صراحتاً برای ایجاد آلودگی هوا هر دو جرم کیفری و مدنی را اعلام می‌کند به این مضمون: "برای هر نهاد و یا هر شرکت در انجام فعل، و یا چشم پوشی از کار انجام شده، که باعث ایجاد مه دود در سنگاپور شود، اعلام جرم مدنی و کیفری می‌شود".

سال گذشته، آژانس محیط زیست سنگاپو در یک اعلامیه از اندونزی خواست تا اقدامات پیشگیرانه را در شش شرکت مظنون به آتش‌سوزی جنگل‌ها در نظر بگیرد. در تابستان سال ۲۰۱۶ نیز وزارت محیط زیست اندونزی گفت که در حال پیگیری شکایت از پنج شرکت به اتهام آتش‌سوزی جنگل‌هاست.

جوامع و سازمان‌های غیردولتی نیز در تلاش برای ترویج افزایش پاسخ‌گویی دولت هستند. سازمان‌های غیردولتی در حال توانمندسازی افراد جامعه برای مستندسازی تجارب خود مربوط به آلودگی هوا هستند تا بتوانند از آن در دادگاه استفاده کنند.

بنا به نظر فعالان محیط زیست، گروه‌های مدافع وکلا بهتر است در دادگاه‌ها و بخش‌های دادرسی فعال باشند. مقامات دولتی نیز تا حدی در این بخش با مردم همکاری کرده و نتایج خوبی نیز گاهی به‌دست آمده است. به‌عنوان مثال، دیوان‌عالی اندونزی در سال ۲۰۱۵ دستور داد تا یکی از شرکت‌های تولیدکننده روغن پالم، حدود ۲۶ میلیون دلار غرامت و جریمه برای شیوه‌های نامناسب خود در جنگل‌زدایی پرداخت کند.

اما این اقدامات باید در سطح جهان هماهنگ با هم پیش برود تا دولت‌ها در برابر اقدامات خود پاسخگو باشند. استفاده از ظرفیت دادگاه‌ها یک ابزار قوی برای ایجاد عدالت است. در تمام کشورهای متأثر از آلودگی هوا ناشی از آتش‌سوزی جنگل‌های اندونزی باید تا در یک اقدام جمعی از ظرفیت دادگاه‌ها برای بررسی پرونده‌های محیط زیستی استفاده کرد. مبارزه با فساد در اجرای قوانین و نیاز به شفاف‌سازی شرکت‌ها در دسترسی به اطلاعات و اطمینان از امنیت شهروندان در پیگیری پرونده‌های محیط زیستی از مهم‌ترین نیاز افراد برای احقاق حقوق خود و انجام عدالت است./

ترجمه: شهره صدری‌خانلو

منبع: گاردین

منبع:ایانا
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۲۹
پیمان صاحبی


تالاب باشکوه جازموریان که در سال‌های گذشته مقصد پرندگان مهاجر سیبری بود و در طی هزاران سال امکان حیات را برای مخلوقات خداوند در جوار خود فراهم می‌کرد، اما در این ایام دل آزرده از بی‌مهری‌ها به سختی نفس می‌کشد.

 محمدرضا سیفی، فعال محیط زیست:

مدت‌هاست که پژمردگی دریاچه ارومیه بر سر زبان‌ها افتاده و ‌فعالان محیط زیست در عرصه‌های مختلف به حمایت از آن برخواسته‌اند، اما درست در ضلع مقابل دریاچه ارومیه یعنی در جنوب شرق ایران، تالاب بسیار عظیم و گمنامی وجود دارد که شاید حتی هنوز نامی از آن به گوش بسیاری از هموطنان نرسیده باشد. تالاب باشکوه جازموریان که در سال‌های گذشته مقصد پرندگان مهاجر سیبری بود و در طی هزاران سال امکان حیات را برای مخلوقات خداوند در جوار خود فراهم می‌کرد، اما در این ایام دل آزرده از بی‌مهری‌ها به سختی نفس می‌کشد.

حوزه جغرافیایی جازموریان محل تلاقی سه استان کرمان، سیستان و بلوچستان و هرمزگان است که بخش‌هایی از این سه استان را در بر می‌گیرد. حوضه آبریز جازموریان به مساحتی برابر با ۹۶ هزار و ۶۰۰ مترمربع بین رشته کوه‌های بشاگرد در جنوب و بارز در شمال جای دارد. رودهای اصلی این حوضه یعنی بمپور در شرق و هلیل رود در غرب به عنوان شاهرگ حیاتی و زندگی بخش جازموریان، همراه با رودهای فصلی همگی به این تالاب سرازیر بودند و این منطقه را سیراب می‌کردند.

تالابی که در روزگاری نه چندان دور، پذیرای گله‌های پر شمار دام بود و از مراکز کوچ پرندگان مهاجری بود که از مناطق سردسیر سیبری و شمال اروپا به این نقطه می‌آمدند. حاشیه تالاب و حاشیه رودخانه هلیل رود مسکن دامداران و نخل کارانی بود که علوفه احشام و آب نخلستان‌های خود را از این راه تامین می‌کردند. با این وجود امروزه فاجعه‌ایی زیست محیطی و اجتماعی، تالاب جازموریان و صدها هزار خانوار ساکن اطراف آن در سه استان کرمان، هرمزگان و سیستان و بلوچستان را تهدید می‌کند. در سال‌های اخیر به دلایل مختلفی همچون تغییر اقلیم، احداث چندین سد و بند در بالادست رودخانه‌های هلیل رود و بمپور، حفر هزاران چاه مجاز و غیرمجاز در اطراف تالاب و عدم رعایت حقابه تالاب، دیگر رمقی برای جازموریان باقی نگذاشته است.


طرح انتقال آب "صفارود"

با این همه گویی ندبه‌های جازموریان به گوش مسئولین مربوطه نرسیده است و از سال ۱۳۸۶ طرحی با عنوان "صفارود" آغاز شده است که طی آن، آب از سرچشمه‌های هلیل رود به‌عنوان شاهرگ حیاتی جازموریان به سمت شمال کرمان منتقل خواهد شد و تاکنون نیز این طرح پیشرفت ۷۰ درصدی داشته است. اگر چه عده‌ای بر این باورند که این طرح ربطی به خشک شدن جازموریان ندارد و آب سد صفارود از رودخانه سرمشک است نه هلیل رود، اما این ادعا از لحاظ علمی کاملا مردود است. دکتر حمیده چوبک و دکتر محمد یوسف کیانی (دانشیار دانشگاه تهران و فارغ التحصیل از دانشگاه لندن) در مقاله‌ای با عنوان "حوزه جغرافیایی-فرهنگی جازموریان" که در مجله مدرس دانشگاه تربیت مدرس تهران منتشر شده است، به صورت دقیق و علمی حوزه جغرافیایی جازموریان را ترسیم کرده‌اند. در بخشی از این مقاله موقعیت جغرافیایی هلیل به عنوان آبریز اصلی و حیاتی جازموریان توصیف شده است .همچنین نقشه هوایی هلیل رود از دامنه‌های کوه‌های هزار و رودخانه سرمشک به‌عنوان سرچشمه اصلی هلیل رود تا تالاب جازموریان، با دقت ترسیم شده است. دکتر چوبک در توصیف هلیل رود و سرچشمه‌های آن چنین نوشته است: "رودخانه هلیل رود از کوهستان هزار در ۹۶ کیلومتری شمال باختری جیرفت - منطقه سرمشک - سرچشمه می‌گیرد و رو به سوی جنوب باختری سرازیر می‌شود؛ سپس به دهستان بهرآسمان وارد می‌شود..." بنابراین بر خلاف ادعای فوق که رودخانه سرمشک را بی‌ارتباط با هلیل رود می‌دانست، طبق مقاله علمی دکتر چوبک سرچشمه اصلی هلیل رود منطقه سرمشک است. لذا اگر سد صفارود مانع ارتباط آب سرمشک با هلیل رود شود، هلیل رود سرچشمه اصلی خود را از دست خواهد داد و اگر هلیل که شاهرگ حیاتی جازموریان است جان نگیرد، احیاء جازموریان بسیار مشکل خواهد بود.

علاوه بر مشکل مذکور، مشکلات حقوقی این طرح نادیده گرفته شده است و حقابه کشاورزان جنوب کرمان مخدوش شده است. در این زمینه یحیی کمالی پور نماینده شهرستان‌های جیرفت و عنبرآباد که پیش از این در منصب قضاوت مشغول به خدمت بود، در اعتراض به طرح صفارود بیان کرد: "نباید کاری انجام بدهیم که عده‌ای از آب متنعم شده و عده‌ای دیگر از آن بهره‌مند نشوند، در حالی که آب سهم آنهاست و ما اسناد مالکیتی مردم حوضه هلیل از آبریز بافت تا جازموریان را داریم که ۸۰ درصد مالکیت رسمی آنها، نوشته حقابه از هلیل است و امروز این اسناد عملا مخدوش شده و حقابه‌ای وجود ندارد". وی بیان کرد:"قریب به ۱۲۰ میلیون مترمکعب آب در آینده در سد صفارود و ۴۰ میلیون مترمکعب در سد بافت تجمیع می‌شود و اگر این حجم آب از هلیل گرفته شود، آبی برای هلیل می ماند؟".

در کنار مشکلات فوق، مشکلات شرعی این طرح نیز مورد اغفال قرار گرفته است. آیت الله کعبی نماینده مردم استان خوزستان در مجلس خبرگان رهبری پیرامون مشکلات شرعی طرح انتقال آب کارون به فلات مرکزی ایران گفت: "انتقال آب کارون به فلات مرکزی برای مصارف کشاورزی و صنعتی بر اساس آنچه در مسئله بیستم و نهم احیای موات تحریرالوسیله امام راحل(ره) و مسائل بعد از آن آمده است، حرام شرعی و ضمانت‌آور است، زیرا بر خلاف حق سبق و اولویت در موارد تزاحم حقوق و باعث ضرر فاحش به مردم شریف استان خوزستان، خشک شدن و مردن هزاران هزار هکتار نخلستان و زمین کشاورزی است". در این فتوا ملاک حرمت انتقال آب یکی حق سبق و دیگری حرمت اضرار است. حق سبق عبارت است از حق اولویت در استفاده از مکان‌های عمومی همچون مساجد، زیارتگاه‌ها، بوستان‌ها و ... که به سبب پیشی گرفتن بر دیگران برای سبقت گیرنده ثابت است. و کسی که در استفاده از مکان عمومی برای دیگران پیشی بگیرد، نسبت به آن مکان حق اولویت پیدا می‌کند و در نتیجه دیگری نمی‌تواند در استفاده از آن مکان مزاحم وی شود. نسبت به آب هلیل رود و سرچشمه‌های آن طبق اصل فقهی حق سبق، حقابه‌داران جنوب کرمان شرعاً نسبت به سایرین در اولویت هستند و هرگونه عملی که در جهت از بین بردن این حق باشد حرام است. از طرفی طبق قاعده فقهی (لا ضرر) ضرر رساندن به خود و دیگران حرام است. قاعده مزبور شامل طرح صفارود نیز می‌شود، چرا که با عملیاتی شدن آن، ضرر فاحشی به مردم جنوب شرق کشور و به خصوص مردم جنوب کرمان تحمیل خواهد شد و به زودی اثرات مخرّب زیست محیطی، امنیتی و اجتماعی این طرح به سراغ مردم این خطّه خواهد آمد. لذا طبق معیارهای فقهی، طرح صفارود حرام شرعی و ضمان‌ آور است.


پیامدها

طرح‌های انتقال آب که در بسیاری از نقاط کشور به اجرا در آمده است و یا در مرحله اجرا است، پیامدهای سوء و خطرناکی در پی خواهد داشت. لیکن در این سطور تنها درصدد بیان پیامدهای طرح انتقال آب از سرچشمه‌های هلیل رود به سمت شمال کرمان هستیم، امیدوارم که این دغدغه‌های دلسوزانه به گوش مسئولان برسد.

یکی از مهم‌ترین عواقب قطعی طرح صفارود، تاثیرات مخرب زیست محیطی بر جنوب و جنوب شرق کشور است. دکتر امینی فرد نماینده محترم ایرانشهر در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه ۲۳ درصد منشاء وقوع ریزگردها در سطح استان سیستان و بلوچستان خشکی تالاب جازموریان است، عنوان: "متاسفانه هیچ پژوهش مدونی در مورد این تالاب انجام نشده است". علاوه بر استان سیستان و بلوچستان، استان‌های کرمان و هرمزگان نیز با این ریزگردها دست و پنجه نرم می‌کنند. با سردتر شدن دمای هوا در عرصه‌های شمالی و مواجهه با جبهه هوای گرم در استان‌های جنوبی هر روز شاهد بادهای شدید هستیم و با وزش کوچکترین بادی بستر جازموریان که حالا به بیابانی بی‌آب و علف تبدیل شده، به کانون ریزگرد تبدیل می‌شود. نمونه این مسئله که در روزهای اخیر رسانه‌ای شد، وقوع ریزگردها در جنوب کرمان و هرمزگان بود که زندگی مردم را مختل کرد. اگرچه اخبار ریزگردهای هرمزگان رسانه‌ای شد اما کمتر به این موضوع پرداخته شده که دلیل این ریزگردها بادهای شمالی به جنوبی بود که خاک بستر جازموریان را کیلومترها آن سوتر بر سر مردم هرمزگان ریخت.

دکتر معصومه ابتکار رئیس سازمان محیط زیست طی بازدید از تالاب جازموریان در اردیبهشت ماه سال جاری، جازموریان را منشاء ۲۵ درصد از ریزگردهای کشور معرفی کرد. وی در مصاحبه‌ای با خبرگزاری ایسنا بیان کرد: "جازموریان موضوعی است که در سطح ملی برای دولت اهمیت بسیاری دارد و مقام معظم رهبری نیز به طور خاص و ویژه به بحث گرد و غبار و استان کرمان توجه دارند و این امر خط مشی کار ما را به خوبی روشن می‌کند". بنابراین، تأثیرات مخرّب خشکی تالاب جازموریان بر محیط زیست غیر قابل انکار است و چه بسا اگر امروز چاره‌ای برای این معضل اندیشیده نشود، فردا این ریزگردها دامن بسیاری از استان‌های کشور را بگیرد. با این توصیف‌ها اگر طرح صفارود به‌طور کامل عملیاتی شود، تالاب جازموریان شاهرگ حیاتی خود یعنی هلیل رود را از دست خواهد داد و دیگر احیاء این تالاب به عنوان منشا ریزگردهای کشور، بسیار مشکل و می‌توان گفت، غیرممکن خواهد بود.

پیامد خطرناک دیگری که در پی این طرح دامن جنوب شرق و به‌خصوص جنوب کرمان را خواهد گرفت، افزایش ناامنی‌ها خواهد بود. از دیر باز منطقه جنوب کرمان به عنوان یکی از قطب‌های کشاورزی کشور مطرح بوده است و عمده دلیل آن همجواری حدود یک میلیون جمعیت ساکن این منطقه با رودخانه هلیل رود و تالاب جازموریان است. مردمی که عمده درآمد و منبع ارتزاقشان از آب‌های خروشان هلیل رود بود اما این روزها به جای آب، خاک از جازموریان و هلیل بر سر سفره‌هایشان نشسته است. اگر جازموریان همچون تالاب هامون در سیستان و بلوچستان به فراموشی سپرده شود و مردم کشاورز جنوب کرمان درآمد خود را از دست رفته ببینند، به ناچار به سمت درآمدهای کاذب همچون قاچاق مواد مخدر روی خواهند آورد و این مسأله سبب گسترش بیش از پیش نا امنی‌ها در منطقه جنوب کرمان خواهد بود. این در حالی است که عمده دلیل خشکی تالاب هامون مربوط به خارج از مرزها است اما خشکی جازموریان کاملا منشأ داخلی دارد. با گسترش فقر و نبود درآمد کافی برای مردم این منطقه، زمینه فعالیت برای گروه‌های انحرافی فراهم شده است و این گروه‌ها با شدت هر چه بیشتر به ترویج افکار خود می‌پردازند. بنابراین طرح صفا رود را می‌توان به نوعی مخلّ امنیت جنوب شرق کشور دانست.

پیامدی دیگری که از قِبَل طرح صفارود دامن‌گیر مردم مظلوم جنوب شرق خواهد شد، از دست رفتن شغل و در پی آن مهاجرت‌های گسترده و افزایش حاشیه‌نشینی در کلانشهرها و در بسیاری موارد آوارگی مردم بی‌پناه خواهد بود. اساسا جابه‌جایی آب از یک حوضه آبریز به حوضه دیگر اشتباهی غیر قابل جبران است. سوالی که طرفداران طرح‌های انتقال آب باید به صورت جدی به آن پاسخ دهند، این است که چرا در مناطقی که کمبود آب احساس می‌شود، صنعت و کشاورزی را به شکلی گسترش می‌دهند که باعث تراکم جمعیت شود و پس از آن، مجبور به انتقال آب از منطقه‌ای دیگر شوند؟ در حالی‌که به جای صرف هزینه‌هایِ کلان و میلیاردی جهت انتقال آب، می‌توان به توسعه همان منطقه که هزاران سال مقصد آب بود، بپردازند. که در این صورت نه تنها مانع مهاجرت و گسترش حاشیه‌نشینی در کلانشهرهایی همچون کرمان خواهند شد، بلکه سیل مهاجرت به سمت این شهرها کاهش خواهد یافت و حتی بر عکس خواهد شد.

و اما سخن پایانی؛ اگر بتوان از مشکلات علمی، حقوقی و فقهی طرح انتقال آب صفارود گذر کرد، چگونه می‌توان اثرات مخرب زیست محیطی، امنیتی و اجتماعی این طرح بر جنوب شرق کشور را نادیده گرفت؟


منابع:

- حوزه جغرافیایی - فرهنگی جازموریان در بررسی‌های باستان‌شناسی ایران؛ چوبک، حمیده؛ کیانی، محمد یوسف؛ مدرس علوم انسانی؛ زمستان ۱۳۸۳؛ شماره ۳۵.

- گزارشی اجتماعی - اقتصادی از تالاب جازموریان؛ رستم‌پور، انوشیروان؛ تهران؛ لحظه؛ ۱۳۸۹.

- خبرگزاری مهر؛ سایه ریزگردها روی جنوب کرمان، خاک از آسمان جنوب کرمان می‌بارد/ ۴ استان متأثر از جازموریان.

- قواعد فقه؛ محقق داماد یزدی، سیدمصطفی؛ قم؛ مرکز نشر علوم اسلامی؛ ۱۳۹۲.

منبع:ایانا
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۲۶
پیمان صاحبی


 

اختلاف‌نظرها در مورد علت گرمایش جهانی

در سالهای اخیر گرمایش جهانی به یکی از پربحث‌ترین مسائل دنیا تبدیل شده، اما آنچه این موضوع را در معرض توجه قرار داده نظریه‌هایی است که در باب علت گرمایش مطرح شده است. لابد تاکنون در مورد تاثیر دی اکسید کربن در افزایش گرمایش جهانی شنیده و خوانده‌ایم اما آنچه حائز اهمیت است، آنست که بدانیم نظریه‌های دیگری نیز در مورد علت گرمایش جهانی وجود دارد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایسنا،نصیرالله دوستی مطلق استاد دانشگاه آزاد و پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع)، با اشاره به اینکه در بحث علت گرمایش جهانی اختلاف نظرهای بسیاری وجود دارد، گفت: نظریه تاثیر افزایش دی اکسید کربن در افزایش گرمایش جهانی موضوعی است که برای اولین بار در سال 1896 توسط دانشمندی به نام آرهنیوس مطرح شد البته در این مقطع بحث بر سر این بود که عصر یخبندان تحت چه شرایطی ایجاد شده است.

وی با بیان اینکه در این مقطع، نظریات مختلفی اعم از فاصله زمین از مدار، دور شدن خورشید از زمین، جابجایی قطب‌های مغناطیسی زمین، به هم خوردن ترکیبات گازی جو، کاهش دی اکسید کربن به عنوان علل رویداد عصر یخبندان مطرح شد، اظهار کرد: همه این نظریه‌ها وجود داشت تا اینکه آرهنیوس روی این نظریه بیشتر تمرکز کرد و دانشمند دیگری به نام لانگلی با ساخت یک بلومتر امواجی را که از سمت ماه به زمین می‌رسید اندازه گیری کرد و از طریق داده‌های دریافتی و فرمول‌ها به این نتیجه رسید که با کاهش غلظت دی اکسید کربن، کاهش دما رخ داده و عصر یخبندان ایجاد شده است.

این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه دانشمند دیگری به نام انگسترون به شدت با این نظریه مخالفت و تاکید کرد که دیتاهایی که لانگلی به دست آورده اشکال داشته‌ و دیتاهای حقیقی نبوده‌اند، گفت: چالش و اختلاف نظر بر سر علت وقوع عصر یخبندان ادامه داشت که نظریه لکه‌های خورشیدی و تاثیر آن در گرمایش زمین قوت پیدا کرد و هنوز هم طرفدارانی دارد.

دوستی مطلق با بیان اینکه در سال 1963 بحث گرمایش جهانی مطرح شد، اظهار کرد: در این مورد نظریه‌های متعددی ارائه شد همه نظریه‌های سابق نیز وجود داشت تا اینکه به تدریج نظریه دی اکسید کربن قوت گرفت و IPCC این نظریه را پذیرفت و پروتکل کیوتو را بر مبنای آن بنا نهاد اما آمریکا در ادامه به این پروتکل پایبند نماند.

وی با اشاره به مقاله‌ای که در سال 2007 در آمریکا در این مورد نوشته شد و مورد داوری و پذیرش رئیس وقت آکادمی علوم آمریکا قرار گرفت، گفت: بر اساس این مقاله، دادخواست عمومی صادر شد که 31 هزار و 470 دانشمند آن را تایید کردند که از این تعداد 9000 نفر مدرک دکتری داشتند، به دنبال این دادخواست سر و صدای بسیاری در آمریکا ایجاد شد و پس از آن فرانسه توانست با رایزنی‌ها توافق‌نامه پاریس را مطرح کند.

این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه دیتاهای بسیاری مبنی بر رد نظریه افزایش دی اکسید کربن به عنوان عامل گرمایش جهانی وجود دارد، افزود: هنوز دعواهای علمی بر سر گرمایش جهانی تمام نشده است؛ شواهد و قرائن قوی وجود دارد که دی اکسید کربن عامل افزایش گرمای زمین نیست، وجود لکه‌های خورشیدی و بخار آب ایده‌های رقیب نظریه دی اکسید کربن هستند.

به گفته دوستی مطلق، 95 درصد اثر گلخانه‌ای را بخار آب ایجاد می‌کند، 5 درصد نیز سهم بقیه گازها است. از این 5 درصد 4 درصد را دی اکسید کربن و یک درصد را بقیه گازها تشکیل می‌دهند. از 4 درصد دی اکسید کربن 95 تا 97 درصد آن توسط طبیعت و 3 تا 5 درصد آن بر اثر فعالیت‌های انسانی تولید می‌شوند، بنابراین دو هزارم درصد کل اثر گلخانه‌ای توسط انسان تولید می‌شود.

وی با بیان اینکه در برهه‌ای از تاریخ دی اکسید کربن افزایش پیدا کرده اما افزایش دما اتفاق نیفتاده است، گفت: این موضوع به حدود سال 1960 تا 1967 بر می‌گردد که نه تنها دما افزایش پیدا نکرده بلکه کاهش دما نیز وجود داشته است. اخیرا مقاله‌ای در نیچر چاپ شده که تایید می کند حتی اگر دی اکسید کربن تولیدی متوقف شود باز هم گرمایش جهانی وجود دارد.


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۲۲
پیمان صاحبی

 

ثابت کنید پارازیت خطرناک نیست

 جنجال‌های پیرامون خطرناک بودن یا نبودن پارازیت‌ها نمایندگان مجلس را نیز به واکنش وا داشته است. چند روز بعد از اینکه وزیر بهداشت گفت هر نوع پارازیتی خطرناک است، رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس خواستار شفاف‌سازی در این زمینه شد. علی نوبخت حقیقی گفت: «آنهایی که می‌گویند پارازیت‌ها برای سلامت مردم خطرناک است، ‌لازم نیست چیزی را اثبات کنند، بلکه آنهایی که می‌گویند خطری ندارد باید اثبات کنند.»

به گزارش سلامت نیوز، روزنامه آرمان در ادامه می نویسد: در حالی هنوز ابهامات زیادی درباره پارازیت‌ها وجود دارد که احتمال خطرناک بودن آنها نوعی نا امنی روانی در جامعه ایجاد کرده است. مردم خواستار شفاف‌سازی در این زمینه هستند.

ماجرای دنباله دار پارازیت‌ها همچنان ادامه دارد و اظهارنظرات متفاوتی در مورد خطرناک بودن یا نبودن آن بیان می‌شود، تا جایی که صحبت‌های ضدونقیض موجی از ناامنی روانی را به وجود آورده و موجب تشویش اذهان عمومی شده است. پارازیت‌ها از جنس آنتی ‌سیگنال‌‌های ماهواره‌ ای هستند. بر اساس استانداردهای کشور، انرژی میدان الکتریکی این پرتوها هیچ‌گاه نباید بیش از ۶۱ ولت بر سانتیمتر به مردم برسد. اکنون اغلب سیستم‌‌های رادیویی ما در محدوده قانونی قرار دارد و پارازیت‌ها در ایران که در محدوده استاندارد قرار گرفته است، به ‌ندرت انرژی میدان الکتریکی‌شان که یکی از معیارهای جهانی برای سنجش سلامت این‌ گونه انرژی‌‌هاست از ۱۵ بیشتر می‌شود. در اصل ماهواره‌های تجاری روی فرکانس ۱۰ تا ۱۲ گیگ هستند و آنتی‌سیگنال‌‌های آنها هم در همین محدوده‌‌اند. چندی پیش حسن قاضی‌زاده‌هاشمی، وزیر بهداشت اظهار کرد: پیش از این هم گفته‌ایم که هر نوع پارازیتی حتی آنچه به‌عنوان موبایلی شناخته می‌شود مضر است، اما درباره نسبت این ضرر جای بحث وجود دارد. همزمان وزیر ارتباطات بیان کرد: در دوره‌ای حجم پارازیت‌ها زیاد شده بود و ما با بعضی ‌از وزرا از جمله آقای‌هاشمی جلساتی را داشتیم. محمود واعظی ادامه داد: بر این اساس متنی تهیه و به ریاست جمهوری ارسال شد و پس از آن تا به حال درصد پارازیت‌ها در حد قابل قبولی است. به گزارش ایسنا، وزیر ارتباطات خاطرنشان کرد: حجم پارازیت‌ها نسبت به‌گذشته کاهش قابل توجهی پیدا کرده و اکنون شرایط به‌گونه‌ای است که اگر جایی به پارازیت برخورد کنیم، حتما بلافاصله اقدامات لازم انجام می‌شود. این در حالی است که ماه گذشته حسینعلی شهریاری، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی اعلام کرد: فکر نکنم پارازیت داشته باشیم. با وجود این، اظهارنظرات متفاوت در مورد پارازیت‌ها طی یک دهه تنها جو را متشنج کرده و عدم اطلاع رسانی دقیق، اعتماد مردم را به ارگان‌های مسئول سلب کرده است، چرا که هنوز برخی مسئولان نیز در این زمینه به وحدت نظر نرسیده و همچنان نسبت مضر بودن یا نبودن پارازیت‌ها اظهار بی اطلاعی می‌کنند.


اطلاع‌رسانی شفاف نهادهای قانونی درباره پارازیت‌ها
«موضوع پارازیت‌ها نیاز به یک فتوای علمی معتبر دارد و نهادهای قانونی و مسئول باید به صورت شفاف در این زمینه اطلاع رسانی کنند.» این اظهارنظر روز گذشته توسط رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس انجام شد. علی نوبخت حقیقی درباره اطلاع رسانی‌های متعدد در زمینه مساله پارازیت‌ها در کشور توضیح داد: به نظر من موضوع پارازیت به یک فتوای علمی معتبر در کشور نیاز دارد، نه اینکه افرادی بیایند و هر کس نظر خودش را مطرح کند. او ادامه داد: من هم مانند شما نکات مختلفی درباره اثرات پارازیت‌ها شنیده‌ایم، هم نکات مثبت در آ‌ن بوده است و هم نکات منفی، و به نظر می‌رسد در این مورد ابهام وجود دارد که نباید باشد. رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس عنوان کرد: آنهایی که می‌گویند پارازیت‌ها برای سلامت مردم خطرناک است، ‌لازم نیست چیزی را اثبات کنند، بلکه آنهایی که می‌گویند خطری ندارد باید اثبات کنند. او خاطرنشان کرد: برای این کار باید برخی تحقیقات جامع در کشور صورت گیرد و مشخص شود و دقیقا اعلام کنند که این تحقیقات مثلا در فلان منطقه ابتدا روی حیوان و بعد تعدادی از انسان‌ها انجام شده است و بی خطری و بی‌ضرری پارازیت‌ها اثبات شده است.
نوبخت بیان کرد: این موضوع را استفاده کنندگان از پارازیت که ابزارهای لازم را برای این کار در اختیار دارند باید انجام دهند و شفاف در این مورد اطلاع رسانی کنند، ما نباید چیزی را اثبات کنیم، زیرا ابزار بررسی آن را در اختیار نداریم. رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس اضافه کرد: من به عنوان نماینده مردم فقط می‌گویم،‌باید مراقب سلامت مردم باشیم و از سلامت مردم مراقبت کنیم، اگر بین مردم شیر توزیع می‌کنیم یا برنج وارد می‌کنیم یا به هر دلیل پارازیت ایجاد کنیم، باید از سالم بودن آن مطمئن باشیم و بی‌ضرر بودن آن را برای انسان‌ها قبل از اقدام ثابت کنیم. به گزارش ایرنا، نوبخت گفت: ما نمایندگان مجلس درباره هر چه به سلامت مردم مربوط است، حساس هستیم، بنابراین از نهادهای قانونی و مسئول می‌خواهیم که در مورد پارازیت‌ها نیز مانند هر مساله دیگر مثل غذا، تحقیقات لازم را انجام دهند و نتایج آن را به اطلاع مردم برسانند.


بی‌اعتمادی مردم به مسئولان
یک روانشناس درباره ابهامات تاثیرگذاری پارازیت‌ها و ناامنی‌های روانی حاصل از آنها می‌گوید: ما در حال حاضر آن‌قدر مسائل مختلفی در جامعه داریم که نظرات ضد و نقیضی در مورد آنها مطرح می‌شود و این موارد موجب ناامنی شده و افکار عمومی را متشنج می‌کنند. بهروز بیرشک می‌افزاید: بحث پارازیت‌ها مدت‌هاست به میان آمده است و مسلما پارازیت‌ها مشکلاتی را برای افراد جامعه ایجاد می‌کنند. او اظهار می‌کند: حداقل افراد از نظر روانی تحت استرس و فشارهای زیادی هستند که به دلیل وجود پارازیت‌هاست و مسلما پارازیت‌ها چیزی نیستند که بگوییم مشکلی را ایجاد نمی‌کنند. این روانشناس توضیح می‌دهد: بی شک پارازیت‌ها عوامل خارجی هستند که بر جسم تاثیر گذاشته و از نظر بهداشت روانی مشکلاتی را ایجاد کرده است، اما هیچ یک از مسئولان قبول مسئولیت نمی‌کنند که با مردم صادقانه حرف بزنند. او بیان می‌کند: حتی وزارت بهداشت بارها تاکید کرده که پارازیت‌ها می‌توانند برای مردم خطراتی را ایجاد کنند، ولی برخی مسئولان توجهی به این مساله ندارند. بیرشک تاکید می‌کند: این دوگانه گویی‌ها جو را خیلی متشنج کرده است، طوری که مردم اعتماد خود را نسبت به مسئولان و دستگاه‌ها از دست داده و می‌دهند. او خاطرنشان می‌کند: اگر ما به فکر سلامت جامعه هستیم باید اقداماتی را مدنظر قرار دهیم تا سلامت جسمی و روانی جامعه حفظ شود. در ضمن باید طوری رفتار کنیم که حس اعتماد به مسئولان و نهادهای دولتی در بین مردم تقویت شود و آنها بتوانند حرف مسئولان را بپذیرند. این روانشناس می‌افزاید: اما اکنون اعتمادی وجود ندارد و هنوز معلوم نیست کدام ارگان مسئولیت پارازیت‌ها را بر عهده دارد. بیرشک می‌گوید: ظاهرا کانون‌های مختلفی به دلیل کنترلی که احیانا می‌توانند روی امواج و ماهواره‌ها داشته باشند اقدام به پخش پارازیت‌ها می‌کنند. او ادامه می‌دهد: به طبع این پارازیت‌ها اثرات منفی زیادی را برای افراد جامعه به وجود آورده و از نظر سلامت جسمانی تاثیراتی نامطلوبی دارند که خیلی از متخصصان در وزارت بهداشت روی آن تاکید کرده‌اند. این روانشناس اظهار می‌کند: باید مسئولان جلو این اقدامات را بگیرند و تصمیم جدی در مورد پارازیت‌ها داشته باشند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۲۱
پیمان صاحبی

 

یورش به باغ فرشته با بیل مکانیکی

 در ادامه داستان تکراری تخریب باغات تهران، شب ١٢ بهمن ماه جاری و پس از پیگیری‌های بسیار همسایگان خانه‌باغی مصادره‌ای در منطقه یک تهران متعلق به بنیاد مستضعفان مبنی‌بر توقف تخریب باغ و درختان آن، سازنده با بیل مکانیکی شبانه به جان درختان باغ افتاد و تعداد زیادی از درختان آن را قطع کرد. فیلمی که یکی از همسایگان از روند تخریب باغ و ریشه‌کن‌کردن درختان آن گرفته نشان می‌دهد درختان موجود در باغ با بیل مکانیکی به شیوه‌ای عجیب و بی‌رحمانه در حال شکستن و قطع شدن هستند.


به گزارش سلامت نیوز، روزنامه شرق در ادامه می نویسد: داستان خانه‌های مصادره‌ای در نقاط مختلف شهر و به‌خصوص در شمال تهران از سه دهه قبل تا به حال به شکلی کشدار ادامه دارد و هرروز در پرونده‌ای جدید هر کدام سرنوشتی پیدا می‌کنند. اگر عاقبت پلاسکو به‌عنوان یکی از اموال مصادره‌ای پس از نزدیک به چهار دهه بی‌توجهی و عدم رسیدگی، بر سر کسبه و آتش‌نشانان آوار شد، حالا عاقبت خانه‌باغی با بیش از چهار ‌هزار و ٧٠٠ متر مساحت و دارابودن بیش از ٣٠٠ اصله درخت کهن‌سال در محیط داخلی و بَرِ این ملک، ویرانی و تبدیل‌شدن به برج و نابودی درختان به وسیله بیل مکانیکی و خشکیده‌شدن تدریجی است.


اگرچه نوشتن گزارش از تخریب باغات تهران تبدیل به یکی از اصلی‌ترین خبرها و گزارش‌های رسانه‌ها در چند سال اخیر شده است و گویا قرار نیست تب باغ‌خواری و درخت‌خواری در شمال تهران آرام بگیرد، سرنوشت باغ‌های تهران تکراری و ناگزیر به سمت سقوط می‌رود و عاقبتی دلخراش جایش را می‌گیرد که راهی به نور ندارد؛ به‌گونه‌ای که به گفته اعضای شورای شهر، در سال‌های اخیر حداقل پنج‌هزار هکتار از باغ‌های تهران به صورت کامل تخریب شده است. در یکی دیگر از تخریب‌های باغات شمال تهران فارغ از اینکه این‌بار مالک، یک ارگان رسمی است، باز هم شهروندان و همسایگان که بیش از همه دلسوز و نگران وضع خودشان و باغ همسایه‌شان هستند پس از دادن انواع نامه به مراجع مسئول، دست‌به‌دامن رسانه‌ها شدند و با ارسال مدارک و مستندات و آخرین فیلم‌ها و عکس‌ها از تجاوز مالک با بیل مکانیکی و انداختن آتش به جان درختان سرمازده، سعی در جلوگیری و توقف این روند داشتند.


همسایگان خانه‌باغ خیابان حسابی در خیابان فرشته تهران معتقدند که در پروانه صادرشده برای این ملک اطلاعات غلط ثبت شده است به‌این‌ترتیب که در نامه شماره ص ا ٨٣ م ١٣/٥/٩٢ مبنی‌بر عدم وجود درخت در محل احداث بنا و مسیر رمپ، که منجر به صدور جواز با شماره پرونده ١٠٠٥٧٨٨٥ و شماره پروانه ١٠٠٢٤١٤٠ در مورخ ٢٥/٨/٩٥ واقع در باغ مشجر و سرسبز پلاک سی‌وسه خیابان دکتر حسابی مقابل کوی اربابی شده است، تعداد زیادی درخت قدیمی وجود دارد. همسایگان با ارائه مستندات و تصاویر قبل و بعد از عملیات تخریبی در این باغ این ادعای خود را ثبت می‌کنند. در پروانه این ملک آمده است: «این ملک دارای نامه فضای سبز در مرداد سال ٩٢ مبنی‌بر عدم وجود درخت در محل احداث بنا و مسیر رمپ و لزوما حفظ ٢٩٢ اصله درخت در فضای باز و ١٩ اصله درخت در بر و تعهد کاشت در پایان کار می‌باشد»، اما این موضوع از نظر بیش از ١٨ پلاک همسایه این خانه‌باغ که نامه اعتراض به سازمان بوستان‌ها و فضای سبز شهر تهران نوشته‌اند دروغ محض است و آنها در نامه اعتراضی خود که با امضای اهالی جمع و ارسال شده است، اسناد خود مبنی‌بر تلاش مالک برای ریختن آهک و گچ پای درختان و سوزاندن آنها را ارائه کرده‌اند.


همسایگان از این ملک به دلیل گرفته‌شدن نور پس از ساخت ساختمان ٣٧ متری (برج ١٥ طبقه) دیواربه‌دیوار ملکشان و ازبین‌رفتن درختان شکایت کرده و برای پیگیری شکایت، یکی از وکلای دادگستری مسئول ارائه نظر کارشناسی می‌شود، او هم در ادامه گزارشی را در صحت و سقم این ادعای همسایگان به دادگاه محل رسیدگی پرونده ارائه می‌دهد. در بخشی از این گزارش ضمن تأیید بریده، قطع و خشک‌شدن تعدادی از درختان این باغ، آمده است: «با توجه به فاصله کمتر از دو متر بین ملک خواهان و خوانده، موجب انسداد نور مستقیم خورشید و صدمات جبران‌ناپذیر به درختان و گیاهان این محدوده می‌شود و از ارزش ملک‌های اطراف می‌کاهد».


در نامه پیگیری همسایگان این خانه‌باغ به چند عضو شورای شهر تهران، کمیسیون شهرسازی شورای شهر در دی ماه ٩٥ در پاسخی که به شهرداری منطقه یک هم ارسال می‌شود، ضمن تأیید خسارت و ضرر این ملک جدید برای همسایگان و رعایت‌نکردن حقوق مکتسبه آنها، اعلام می‌کند: «این موضوع قابلیت پیگیری و طرح در مراجع قانونی همچون دیوان عدالت اداری را دارد و قطعا می‌توان با درایت ارکان شهرداری و پیگیری آن از این موضوع جلوگیری کرد». همچنین در بند دیگری تأکید شده است که «فاصله قسمت جنوبی ساختمان‌های موجود در ضلع شمالی باغ تا دیوار شمالی حداکثر ١١ متر بوده با توجه به اسناد ارائه‌شده از سوی شهرداری مغایر با اصل مشرفیت است و متأسفانه الزام رعایت ضوابط مربوط به حریم اشراف بنا از سوی شهرداری منطقه یک رعایت نشده است».


درحالی‌که پیگیری‌های همسایگان و تنها مدافعان خانه‌باغ خیابان حسابی تا ١٢ بهمن به نتیجه‌ای نرسیده بود، در شب ١٢ بهمن ماه جاری همسایگان شاهد ورود یک بیل مکانیکی به این باغ و شروع ریشه‌کنی تعداد زیادی از درختان بودند. (تصاویر این اقدام در «شرق» موجود است) در این تصاویر که تلاش شبانه و سریع مالک (بنیاد مستضعفان) برای تخریب و ریشه‌کنی تعدادی از درختان این باغ ثبت شده است، به‌خوبی می‌توان برعکس ادعای مالک و آنچه در پروانه ثبت‌شده در شهرداری منطقه یک آمده، تعداد درختان را در قسمت‌های مختلف باغ دید. همسایگان پس از این اقدام باز هم ساکت نمانده و نامه‌ای را به حراست شهرداری تهران و البته دفتر مقام معظم رهبری ارسال می‌کنند. در نامه اهالی محل به حراست شهرداری تهران ضمن تشریح و شهادت به آنچه در چند روز اخیر در خانه‌باغ فوق رخ داده است، تأکید شده: «در جواز صادرشده، به‌صراحت اعلام شده که در محل احداث بنا درختی وجود ندارد درصورتی‌که نامه مدیرعامل سازمان بوستان‌ها و فضای سبز شهر تهران مبنی‌بر وجود تعدد درختان در پیوست این نامه وجود دارد که به‌روشنی این تخلف را نشان می‌دهد و لذا این تخلف بزرگ از سوی شهرداری منطقه یک که جواز را صادر کرده است جای پیگیری حقوقی دارد و از آن مقام قضائی تقاضای رسیدگی داریم. از سوی دیگر ورود بیل مکانیکی و یورش به سمت درختان و نابودکردن آنها مستحق برخوردهای قانونی و مجازات نقدی و کیفری است و می‌باید شهرداری منطقه یک تا تعیین‌تکلیف این اعمال نادرست و اقدامات بزهکاری سازنده، جلوی هرگونه اقدام مجدد در باغ را می‌گرفت اما اقدامی صورت نگرفته است».


اهالی همسایه باغ خیابان فرشته در ادامه نامه خود به تهدیدات سازنده این ملک اشاره کرده و در نامه خود آورده‌اند: «سازنده اعلام کرده که همه اقدامات خود را با هماهنگی مالک که بنیاد مستضعفان است انجام داده و این مجموعه هم در هماهنگی با شهرداری کارش را انجام داده و در نتیجه امروز و فردا مجوز ادامه کارشان را می‌گیرند و نگران نیستند و از این به‌بعد هم با گونی جلوی دید آنها را می‌گیرند تا داخل باغ دیگر قابل‌رؤیت نباشد». همسایگان همچنین با ارسال تصاویر جدیدی از داخل باغ اعلام کردند که «سازنده با ایجاد اتاقکی در داخل باغ در حال سوزاندن تنه درختان است و تماس‌های آنها به ١٣٧ و ١٨٨٨ شهرداری تهران در این مدت بی‌پاسخ بوده است».


دراین‌میان شهرداری منطقه یک در پاسخ برخلاف مستندات و تصاویر و فیلم‌هایی که اهالی در اختیار روزنامه قرار دادند، تأکید داشت که مجوزها قانونی است و توضیح بیشتری ندارند.

منبع:سلامت نیوز

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۲۰
پیمان صاحبی


 

مرجان‌ها تا سال 2100 می‌میرند

 محققان دانشگاه گریفیث استرالیا دریافتند افزایش دی اکسید کربن موجب افزایش رشد نوعی جلبک علف مانند در بستر اقیانوس‌ها می‌شود که علاوه بر کاهش فضای رشد مرجان‌ها، ترشحات سمی این جلبک ها مرجان‌ها را نیز می‌کشد.


به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایرنا ، این جلبک‌ها مانند هر گیاه دیگری برای رشد خود به دی اکسید کربن و نور نیاز دارند. با افزایش میزان دی اکسید کربن محلول در آب رشد آن‌ها نیز سرعت بیشتری می‌یابد. به‌گونه‌ای که به سرعت گسترش می‌یابد و پاک‌سازی این جلبک از کف دریاها امکانپذیر نیست.


با توجه به این مزیت رقابتی جلبک در کنار ناکارآمدی روش‌های فعلی برای نابودکردن این گیاه، تنها راه ممکن برای اجتناب از مرگ مرجان‌ها، کاهش میزان دی اکسید کربن است.


به گزارش نیچر،این تحقیقات گام بزرگی به سوی درک بهتر نحوه نابودی مرجان‌ها توسط جلبک و پیامدهای ناگوار افزایش دی اکسید کربن بر سلامت صخره‌های مرجانی است.


محققان در تحقیقات قبلی دریافتند که افزایش میزان دی اکسید کربن در جو موجب حل شدن مقادیر زیادی از آن در آب دریاها شده و در نتیجه آب‌ها اسیدی می‌شوند و این تغییر در ترکیبات شیمیایی آب‌ها موجب تغییر رفتار جلبک می‌شود. بر اساس این تحقیقات ادامه رویه فعلی تا سال 2050 میلادی موجب ورود آسیب جدی به زیستگاه‌های مرجانی می‌شود و تا سال 2100 به‌طور کامل این زیستگاه‌ها را از بین می‌برد.


گزارش کامل این تحقیقات در نشریه Nature منتشر شده است.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۴۱
پیمان صاحبی

 

بحران آب و کلاف سردرگم دریاچه ارومیه

بحران دیرینه ایران در حوزه آب در برخی از منابع آبی همچون دریاچه ارومیه بسیار خودنمایی کرده اما آنچه قابل توجه است، توجه ویژه دولت یازدهم و اقدامات صورت گرفته درباره موضوع آب است.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایسنا، از سال ۱۳۷۳ تا سال ۱۳۹۳ حدود هشت متر تراز آب دریاچه پایین کاهش یافت و با این که دولت دهم برنامه ریزی کرده بود اقداماتی را برای تثبیت آب دریاچه انجام دهد، اما با پایان یافتن دوره دولت عملاً هیچ اقدامی صورت نپذیرفت و وضعیت دریاچه به مراتب بدتر شد.

با روی کارآمدن دولت یازدهم، عملیات نجات دریاچه وارد فاز اجرایی شد به طوری که در طول ماه‌های اولیه سعی شد تمام اطلاعات مربوط به میزان آب دریاچه، سطح زیرکشت و پتانسیل‌های موجود برای احیای دریاچه با آمار دقیق استخراج شود. مجموعه اقدام‌های انجام شده و استفاده از تجربیات جهانی باعث شد تا در سه سال اول تراز آب دریاچه که قرار بود تا کاهش ۱۲۰ سانتی‌متری قرار گیرد، ۲۰ سانتی‌متر نیز بالاتر آمد و عملاً آب دریاچه ارومیه تثبیت شد.

مرحله دوم بسیار سخت تر بود، چرا که این مرحله باید همراه با صرفه‌جویی آب در بخش کشاورزی باشد. مطالعات نشان می‌داد با کاهش ۴۰ درصد از مصرف آب در بخش کشاورزی می‌توان هم آب دریاچه را احیا کرد و هم اینکه از سطح تولید کشاورزی در منطقه کاسته نشود.

از آنجا که در طول زمان سیاست و یا نظارت خاصی روی مصرف آب کشاورزی در این منطقه اعمال نشده بود، این امر باعث شده بود تا اگر گیاهی به طور مثال به یک واحد آب در طول شبانه روز نیاز دارد بیش از ۲ واحد آب مصرف کند.

این در حالی بود که به لحاظ فنی به‌دلیل آب دادن بیش از حد به گیاه، بهره‌وری کشاورزی نیز پایین آمده بود و کشاورز نیز از این مسأله چندان اطلاعی نداشت. با بررسی‌های ماهواره ای و مطالعات انجام شده و استحصال نوع و نحوه کشت در منطقه برنامه ریزی شد تا روی بهره‌وری مصرف آب در بخش کشاورزی در این منطقه کار شود و جالب اینکه بعد از اجرای این عملیات با اینکه از مصرف آب کشاورزی منطقه کاسته شده بود، اما میزان برداشت محصول افزایش یافته بود. این امر نشان می‌دهد که نوع کشاورزی منطقه برای سالیان متوالی به صورت سنتی بوده است.

بنابراین بسیاری از کارشناسان آبی معتقدند که احیای دریاچه ارومیه به لحاظ فنی، شدنی است. اما شاید مهم‌ترین مشکل موجود در این امر، وجود مشکلات ساختاری موجود در منطقه باشد. به این معنا که شاید در میان نهادهای موجود در منطقه هنوز بر سر راه‌های احیای دریاچه ارومیه اختلاف نظر دارند و به یک اجماع کامل نرسیده‌اند.

به طور عمده دو کار مشخص برای تثبیت اولیه آب دریاچه انجام شد؛ اول اینکه؛ سعی شد آب موجود ناشی از وقوع سیل یا آب‌های زرینه رود و سمینه رود به یکدیگر متصل شده و به دریاچه ارومیه بریزد. با این کار حدود یک میلیارد مترمکعب به ورودی آب دریاچه نسبت به سال‌های گذشته افزوده شد.

در مرحله دوم؛ سردهانه ها کنترل شد و از تحویل آب اضافی به بخش کشاورزی که عمدتاً هدر می‌رفت، ممانعت به عمل آمد. به طور کلی با انجام اقدامات انجام شده و کاهش تلفات مسیر از ۳۶ درصد در سال ۹۴-۹۳ به ۱۵ درصد در سال ۹۵-۹۴، حدود ۱۹۰۰ میلیون مترمکعب آب به صورت خالص وارد دریاچه ارومیه شد.

برنامه این بود که در طی سه سال اول وضعیت دریاچه ارومیه تثبیت و در هفت سال آتی این دریاچه به نوعی پایداری در منابع و مصارف آب برسد. زمین شناسان اعتقاد داشتند اگر نتوانیم در سه سال اول دریاچه را تثبیت کنیم، دریاچه کاملاً از بین خواهد رفت. بنابراین هدف اول تثبیت آب دریاچه در طی سه سال اول و هدف بعدی احیای دریاچه در هفت سال آتی قرار گرفت. در شهریور سال ۹۵ آب دریاچه تثبیت شد.

به نظر می‌رسد حل این بحران نیازمند یک اجماع کلی در میان مجموعه حاکمیت و ایجاد اراده در کلیت آن برای حل این بحران است. یعنی اگرچه شاهد ابلاغ سیاست‌های کلان زیست محیطی از سوی رهبری و توجه ویژه قوه مجریه به مسأله آب و قراردادن آن در اولویت اول برنامه ششم توسعه هستیم، اما زمانی که این سیاست‌ها و برنامه‌ها به اختصاص اعتبار و همکاری بین دستگاهی می‌رسد با مباحث دیگر خلط شده و از اولویت اول بودن خارج شده و به رتبه‌های پایین تر تنزل می‌کند.

این است که امروز ما شاهد این هستیم که بحران آب، خود را به سایر بخش‌های کشور تحمیل می‌کند. این امر نشان می‌دهد که ما «ریسک مدیریت بحران» را قبل از اینکه بحران آب به‌وجود آید انجام ندادیم. شاید اگر به موقع در بسیاری از دشت‌های کشور با هزینه‌های اندک مدیریت ریسک- به عنوان مرحله ماقبل مدیریت بحران- را انجام می‌دادیم، امروز در زمان وقوع بحران و خشک شدن بسیاری از این دشت‌ها و تلاب ها مجبور نبودیم برای «مدیریت بحران» به فکر انجام هزینه‌های میلیاردی، نه برای حل، بلکه تسکین درد ناشی از بحران آب در بسیاری از دشت‌های کشور باشیم.

این مسأله را می توان در نبود یا در نظر نگرفتن «زنجیره ارزش» در اجرای کارها یا تدوین پروژه‌های علمی در زمینه مدیریت بحران آب جستجو کرد. به این معنا که برای حل بحران آب بایستی به مسائلی چون «بازار آب»، «نحوه تأمین بودجه‌های خُرد» در زمانی که دولت توانایی تأمین مالی پروژه‌ها را ندارد، تحقیقات و مطالعات دانشگاهی و... به صورت یک پکیج و در راستای تقویت و هماهنگی با یکدیگر نگاه کرد.

این در حالی است که قبل از این هر کدام از بخش‌های کشاورزی، برنامه و بودجه یا دانشگاه‌ها به صورت بخشی صرفاً به دنبال انتفاع خود بودند. بنابراین از طرف پایین یعنی از طرف نهادهای مدنی، دانشگاهی، اصناف و اتحادیه‌های کشاورزی و سایر نهادهای ذی‌نفع در مسأله بحران آب در ایران باید در قالب یک زنجیره ارزش و هماهنگ با یکدیگر اقدامات موردنظر صورت گیرد.

در برنامه ششم توسعه نیز در موضوع آب چند چالش مهم وجود دارد. به طور مثال در این برنامه پیش‌بینی شده که کشور تا پایان برنامه در چندین محصول بایستی خودکفا شود. این امر نشان می‌دهد که چیزی حدود ۲۲.۵ میلیارد مترمکعب تعهد آبی جدید برای کشور در این برنامه ایجاد شده است.

مسعود تجریشی مدیر دفتر برنامه‌ریزی و تلفیق ستاد احیای دریاچه ارومیه در این باره می گوید که متاسفانه ما در طول این سال‌ها با مسأله آب به صورت مدیریت بحران برخورد کردیم، این در حالی است که می‌بایست قبل از مدیریت بحران، در این حوزه «مدیریت ریسک» انجام می‌شد. فراموش نکنیم که مسأله بحران آب، تقریباً یک امر جهانی است، اما از آنجا که در بسیاری از این کشورها از سال‌ها قبل روی آن برنامه ریزی کرده‌اند و به اصلاح با «مدیریت ریسک» با آن برخورد کرده‌اند، امروز بسیار راحت تر و کم‌هزینه‌تر با این بحران روبرو خواهند شد.

وی گفت: در یکی از این جلساتی که با یک هیأت استرالیایی داشتم، مسئول این هیأت اشاره می‌کرد که ما در طول ۲۰ سال حدود ۳۰ میلیارد دلار هزینه کردیم تا توانستیم میزان بهره‌وری آب و تناسب میان بهره‌برداری از آب، محیط زیست و کشاورزی را به یک پایداری و تعادل برسانیم. این در حالی است که ما در طول سالیان گذشته در حوضه‌های آبریز نتوانستیم به صورت کامل و نهادینه تمام بخش‌های ذی‌نفع را به صورت هماهنگ پای کار آورده و نوعی تعادل در مصرف و بهره وری آب ایجاد کرده باشد.

وی با بیان اینکه در سال‌های گذشته در هیچ برنامه توسعه ای که مرتبط با موضوعات آب باشد، بند یا ماده مربوط به آب وجود ندارد که به صورت تمام و کمال اجرا شده باشد، اظهار کرد: این امر نشان می‌دهد که عموماً در کشور خشک و نیمه خشک ما، پیش از این مسأله آب چندان در اولویت برنامه‌های توسعه نبوده است.

این مقام مسئول ادامه داد:متاسفانه هنوز برای بسیاری از برنامه ریزی‌های انجام شده در زمینه‌های زیست محیطی نگرش علمی وجود ندارد و تعریف دقیقی از مفاهیم و برنامه‌های زمان‌بندی تدوین شده ارائه نمی‌شود. به طور مثال زمانی که نیاز به رهاسازی آب در یک بازه زمانی است، در دنیا روی ثانیه‌های زمان رها سازی مطالعات جامعی صورت می‌گیرد به این معنا که اگر آن‌ها به نتیجه برسند که رهاسازی آب در شامگاه روز ۱۵ بهمن ماه بایستی انجام شود، این تصمیم براساس یک سری مطالعات جامع انجام شده و امکان اینکه این امر به دخالت یا پیشنهاد یک نفر چندساعت به تأخیر بیفتد ندارد، مگر در زمانی یک اضطرار خاص پیش بیاید. اما در کشور ما از آنجا که برای این امر مطالعات جانبی و تأثیر و تأثر آن در بازه‌های زمانی و با توجه به اقلیم و یا سایر مسائل بررسی نمی‌شود چندان فرقی نمی‌کند که این رها سازی چند روز جلوتر یا عقب تر اتفاق بیفتد.

به گفته تجریشی وقتی برنامه‌ریزی می‌شود که حدود ۴۰ درصد از میزان مصرف آب کشاورزی باید کاسته شود تا شاهد احیای دریاچه ارومیه باشیم. همه باید پای کار بیایند و کسی که در حوزه امنیتی کار می‌کند بایستی گزارش امنیتی از پیامدهای آن ارائه دهد، و کسی که مسئول آب منطقه‌ای است در حوزه خودش یک گزارش مبسوط در این زمینه ارائه دهد و الی آخر. بنابراین اینکه اشاره می‌شود که کل حاکمیت بایستی برای حل مسأله آب وارد شود، به این معناست که بتوان با قاطعیت ضمانت اجرایی تصمیمات گرفته شده در سطح کلان در زمینه آب را تضمین کرده و در نهایت به حل مسأله و یا کاهش پیامدهای آن پرداخت.

اگر به عوامل درگیر در مسأله آب و بحث آگاهی این عوامل نسبت به مسأله آب در کشور نگاه کنیم می‌فهمیم که یک آگاهی عمومی نسبت به آن وجود دارد. به طور مثال، اگر از «مردم» به عنوان یک طرف درگیر مسأله آب، شروع کنیم می‌فهمیم که عمده مردم از طریق تغییرات در حال وقوع در شیوه زیست خود و یا آگاهی ای که از رسانه‌های مختلف کسب کرده‌اند، مسأله بحران آب را به خوبی درک کرده‌اند.

اخیراً یک مجله معتبر بین المللی یک نظرسنجی از میزان حساسیت مردم دنیا نسبت به تغییر اقلیم انجام داده بود که نتایج آن بیانگر میزان حساسیت بیش از ۸۰ درصدی مردم نسبت به تغییر اقلیم بود، این در حالی است که آمارهای مربوط به جامعه آمریکا یا کشورهای عربی حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد است. بنابراین مردم، تغییراقلیم و کمبود آب را با پوست و گوشت خود احساس کرده‌اند.

از منظر تاریخی و جغرافیایی ما با این گزاره که «ایران یک کشور کم آب است» و یا «ایران در یک منطقه خشک و نیمه خشک دنیا قرار دارد» برخورد کرده‌ایم، دولتمردان ما نیز نسبت به مسأله آب و پدید آمدن این مسأله در بسیاری از نقاط کشور اذعان دارد و حتی در برنامه ششم توسعه آب و آب و فاضلاب را جزو اولویت‌های چهارگانه کشور قلمداد کرده است

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۴۰
پیمان صاحبی


 

بلندمرتبه‌سازی‌ ربطی به آلودگی تهران دارد؟

رئیس سازمان هواشناسی کشور با تاکید بر تاثیر منفی ساختمان‌های بلندمرتبه در تهویه هوای شهری، گفت: تحقیقات نشان می‌دهد ساختمان‌ها در آلودگی هوا تاثیر دارند، بنابراین در کلانشهرها باید قبل از هر نوع بلندمرتبه‌سازی مطالعات گردش‌های جوی در سطح شهر انجام شود.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایسنا،داود پرهیزکار با اشاره به اینکه در هر محلی یک سری از بادها با عنوان بادهای محلی وجود دارد، گفت: این بادها ناشی از شرایط منطقه است. در بخش‌های کوهستانی بادهای محلی که به بادهای کوه دشت و دشت کوه مشهور است در طول شبانه روز شکل می‌گیرند.

وی با بیان اینکه سرعت بادهای محلی پایین است، اظهار کرد: از آنجا که این بادها به طور محلی شکل می‌گیرند، سرعت بالایی ندارند، بنابراین اگر ساختمان‌سازی‌ها به شکلی باشد که جلوی بادهای محلی را بگیرد؛ بدیهی است که در تهویه طبیعی شهر اثر منفی می‌گذارد.

رئیس سازمان هواشناسی کشور افزود: بادهای کوه به دشت معمولا در شب هنگام و از سمت کوه به سمت دشت شکل می‌گیرند؛ اما بادهای دشت به کوه در روز شکل گرفته و از سوی دشت به سمت کوه حرکت می‌کنند. از آنجا که تهران منطقه کوهستانی است این جریانات باد در این شهر شکل می‌گیرند و اگر ساختمان‌سازی‌های تهران مانع جریان‌های محلی شوند طبیعی است که انباشت آلاینده‌ها را خواهیم داشت.

پرهیزکار با تاکید بر اینکه باید طراحی و چیدمان ساختمان‌های بلندمرتبه به شکلی باشد که روی بادهای محلی اثر منفی نگذارد، گفت: تحقیقات ما نشان می‌دهد که ساختمان‌ها در آلودگی هوا تاثیر دارند، بنابراین در کلانشهرها قبل از هر نوع ساخت و ساز بلندمرتبه نیاز داریم که مطالعات گردش‌های جوی در سطح شهر انجام شود.

وی با بیان اینکه ارتفاع جریانات باد محلی بیشتر از 10 تا 100 متر نیست، اظهار کرد: به همین خاطر وقتی قرار است بلندمرتبه‌سازی کنیم نیاز است قبل از آن مطالعات مربوط به هواشناسی شهری را انجام دهیم و بدانیم که به چه نوع و چه شیوه‌ای ساختمان‌ها را طراحی و چیدمان کنیم تا روی تهویه طبیعی اثر منفی نگذارد.

تاثیر بلندمرتبه‌سازی بر کیفیت هوای کلانشهرها و تشدید آلودگی هوا موضوعی است که به محل اختلاف نظر دستگاه‌ها و نهادهای مختلف کشور به ویژه دولت و شهرداری تبدیل شده است و در حالیکه دولت از جمله سازمان حفاظت محیط زیست و وزارت راه و شهرسازی به تاثیر ساختمان‌های بلند در آلودگی هوا تاکید دارند، شهرداری تهران و شرکت کنترل کیفیت هوا این ادعا را غیرعلمی دانسته و معتقد است؛ اگرچه ساختمان‌سازی‌های بلند حواشی اطراف خود را تحت تأثیر قرار می‌دهد و الگوی باد اعم از سرعت و شدت باد را تغییر می‌دهد اما این تاثیرگذاری‌ها در محدوده اطراف ساختمان‌هاست و با قاطعیت می‌گویند بلندمرتبه‌سازی‌ها ربطی به موضوع آلودگی تهران ندارد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۳۹
پیمان صاحبی


 

روایت بنیان‌گذار سازمان محیط زیست از دلایل مصیبت گرد و خاک این‌روزها و مرگ تلخ تالاب‌ها

حالا بعد از گذشت 46 سال از این رخداد، دیگر کمتر نشانی از تالاب‌های بین‌المللی ایران حتی روی نقشه جغرافیایی باقی مانده است؛ در تمام 40 سال گذشته و در حالی که ایران پرچمدار حفاظت ازتالاب‌های جهان بود شمار کشورهای عضو این کنوانسیون از 18 کشور اکنون به 169 کشور و تعداد تالاب‌های بین‌المللی ثبت شده در این کنوانسیون از 85 تالاب در سراسر جهان اکنون به 2253 تالاب به وسعت 215 میلیون هکتار افزایش یافته است اما در نهایت شگفتی در تمام 40 سال گذشته تنها 6 تالاب که آن هم نفس‌های آخرشان رامی کشیدند به مجموع تالاب‌های بین‌المللی ایران افزوده شده و در عوض شمار عرصه‌های زنده تالابی ایران هر سال کمتر و کمتر و برخی از مهم‌ترین تالاب‌ها حتی کلاً نابود شدند.

به گزارش سلامت نیوز، روزنامه ایران نوشت: جشن روز جهانی تالاب‌ها و سالروز انعقاد نخستین کنوانسیون محیط زیستی جهان موسوم به رامسر که به نام ایران و ایرانی پیوند خورده، روز پنجشنبه گذشته در حالی در شهر اهواز برگزار شد که این شهر پنجشنبه گذشته شاهد وقوع شدید‌ترین ریزگردها در چند سال اخیر بوده است.

بسیاری از مدیران سازمان حفاظت محیط زیست و جمعی از سفرای کشورهای اروپایی و آسیایی همچون سفیران آلمان، افغانستان و عراق و... در شهر اهواز گرد هم جمع شدند تا بعد از گذشت نزدیک به نیم قرن از انعقاد نخستین معاهده بین‌المللی جهان که زمانی نه چندان دور به میزبانی ایران و با تلاش شبانه روزی اسکندر فیروز، بنیانگذار سازمان حفاظت محیط زیست به سرانجام رسیده بود، دوم فوریه را در کنار تالاب بین‌المللی شادگان جشن بگیرند، تالابی که این روزها همچون بسیاری از تالاب‌های بین‌المللی ایران و خوزستان نفس‌های آخرش را می‌کشد و از پهنه 400 هزار هکتاری آن جز بیابانی خشک و لم یزرع و باتلاقی که مملو از« زهاب‌های» آلوده به سموم مزارع نیشکر خوزستان و آلودگی‌های نفتی شده چیز دیگری باقی نمانده است.

46 سال پیش در چنین روزی سند کنوانسیون حفاظت از تالاب‌های جهان موسوم به کنوانسیون رامسر با حضور سران محیط زیستی 18 کشور مترقی و پیشرفته جهان و جمعی از نمایندگان سازمان‌های بین‌المللی، به میزبانی دولت ایران و اسکندرفیروز که ریاست کنفرانس را بر عهده داشت در شهر رامسر و در محل هتل قدیم رامسر به امضا رسید و 18 تالاب از مجموع 270 تالاب ایران به‌عنوان نخستین تالاب‌های بین‌المللی ایران در فهرست کنوانسیون رامسر به ثبت رسید.

همچنین به پیشنهاد فیروز، اکوسیستم تالابی ارژن و پریشان در استان فارس به‌عنوان مهم‌ترین تالاب‌ بین‌المللی جهان معرفی شد تا از آن پس با سرپرستی مشترک سازمان ملل و دولت ایران برای کارهای پژوهشی در حوزه تالاب برای آیندگان حفاظت شود. یک سال بعد از این رخداد مهم و جهانی، سازمان محیط زیست ایران با تلاش فیروز در روز 12 بهمن ماه 1350 تأسیس شد تا ایران بعد از ژاپن دومین کشور آسیایی باشد که صاحب سازمان محیط زیست می‌شود.

اما حالا بعد از گذشت 46 سال از این رخداد، دیگر کمتر نشانی از تالاب‌های بین‌المللی ایران حتی روی نقشه جغرافیایی باقی مانده است؛ در تمام 40 سال گذشته و در حالی که ایران پرچمدار حفاظت ازتالاب‌های جهان بود شمار کشورهای عضو این کنوانسیون از 18 کشور اکنون به 169 کشور و تعداد تالاب‌های بین‌المللی ثبت شده در این کنوانسیون از 85 تالاب در سراسر جهان اکنون به 2253 تالاب به وسعت 215 میلیون هکتار افزایش یافته است اما در نهایت شگفتی در تمام 40 سال گذشته تنها 6 تالاب که آن هم نفس‌های آخرشان رامی کشیدند به مجموع تالاب‌های بین‌المللی ایران افزوده شده و در عوض شمار عرصه‌های زنده تالابی ایران هر سال کمتر و کمتر و برخی از مهم‌ترین تالاب‌ها حتی کلاً نابود شدند.

اسکندر فیروز در یک سخنرانی منتشر نشده در حاشیه مراسم اکران خصوصی مستند «یک ساعت از یک عمر» ساخته رخشان بنی اعتماد که گوشه‌ای از زندگی او را به صورت تاریخ شفاهی به تصویر کشیده- سال گذشته - گفت: داشتن برخی از بهترین تالاب‌های آسیای غربی و خاورمیانه یکی از افتخارات ایران بود که متأسفانه در سه دهه اخیر تغییرات اسفبار و فاجعه‌آمیز و نابودی‌های کامل را در این تالاب‌ها شاهد بودیم.

فیروز با صدایی گرفته و اندوهبار و چشمانی که هر از گاهی مملو از اشک می‌شد یادآور شد: من بختگان و ارومیه و هامون را اینچنین تحویل ندادم، باور کنید وقتی تصاویر این تالاب‌ها را می‌بینم از شدت غصه شب تا صبح خواب به چشمانم نمی‌آید و همه امیدم را به آینده از دست می‌دهم. ببینید سدسازی چه کرده با بهترین تالاب هایمان.

فیروز در مورد دریاچه 500 هزار هکتاری ارومیه که امروز بیش از 70 درصد آن نابود شده و حتی با بودجه های چند میلیاردی هم هنوز احیا نشده می‌گوید: ارومیه ازنظر اکولوژی و نقش اقلیمی و به سبب چشم اندازهایی که با بیش از یکصد جزیره کوچک و بزرگ مملو از هزاران فلامینگو و پلیکان بود در سال 1346 به‌عنوان منطقه حفاظت شده و در سال 1354 به‌عنوان پارک ملی معرفی شد و بعدها به‌عنوان ذخیره گاه زیستکره ثبت شده در یونسکو و تالاب بین‌المللی هم شهرت یافت. این دریچه که می توانست به‌عنوان جالب توجه‌ترین مرکز توریستی ایران باشد به دلیل اقدامات زیانبخش و سدسازی‌های گسترده لجن زار و شوره زاری بیش نیست؛سدسازی تمامی رودخانه‌ها را به خشکی کامل برده تا ارومیه محکوم به نابودی شود.

بنیانگذار سازمان محیط زیست درباره پهنه 170 هزار هکتاری هامون صابری و هامون هیرمند نیز که در دهه 80 خشک شد می‌گوید: زندگی عده زیادی از مردم سیستان وابستگی کامل به تالاب‌های بسیار ارزنده هامون داشت چه از نظر ماهیگیری و چه از نظر چرای دام. شمار پرندگان آبزی نیز در هامون در برخی سال ها به 600 هزار می‌رسید،اما امروز هیچ چیز از هامون باقی نمانده است. اگر علت خشک شدن هامون را کم بودن جریان آب رودخانه‌های هیرمند و فراح می‌دانیم و این معضل را به افغانستان و سدهایی که ساخته منتسب می‌دانیم باید پرسید چطور رابطه سیاسی با این همسایه به مدت 60 سال پس از ساخت این سد به نحوی بود که دریاچه هامون - هر چند با کمی تغییر در سطح دریاچه به دلیل خشکسالی- در بیشتر سال ها برای مردم و اکولوژی آن با هزاران هزار پرنده مهاجر و تخمگذار ثمربخش بوده است؟ باز می‌پرسم چرا در دهه 80 مبادرت به طرحی شد که دریاچه‌های هامون به طور برگشت‌ناپذیر خشکانده شود آن هم اکوسیستمی با این درجه اهمیت که هزاران سال بود این منطقه را آباد کرده و زینت بخش سیستان بود؟

طرحی که فیروز از آن یاد می‌کند ساخت چاه نیمه‌ها و انحراف جریان آب رودخانه هیرمند به جای تالاب هامون به سمت چاه نیمه‌ها بود تا هامون کاملاً خشک شده و در عوض آب به چاه نیمه‌ها هدایت شد تا مصرف شرب شهرنشینان رو به افزایش نهد و در کنارآن نیز بسیاری از زمین‌های کشاورزی زیر کشت محصولات آب بر همچون برنج و هندوانه و گندم و سیب برود و در عوض سهم حاشیه نشینان هامون و زابلی‌ها توده‌های خاک بستر هامون شد.

فیروز همچنین روایت تلخی را از تالاب‌های فارس بیان می‌کند: از مجموع 16 تالاب استان فارس امروز بیش از 10 تالاب حتی نام‌شان هم در کتاب‌ها دیگر موجود نیست! و تالاب‌های باقی مانده نیز فقط اسمی از آنها مانده است. تالاب بین‌المللی ارژن که تحت حمایت و سرپرستی مشترک ایران و سازمان ملل بود کلاً نابود شده و از بختگان و طشک و پریشان و مهارلو و کمجان نیز دیگر چیزی جز شوره زار باقی نمانده است.

او درباره بختگان می‌گوید: طبق توافقی که بین سازمان محیط زیست و وزارت نیرو در سال 1350 صورت گرفت آب رودخانه کر به میزان دو متر مکعب در ثانیه وارد بختگان و سپس طشک می‌شد اما این ضابطه از بین رفت و امروز 136 هزار هکتار دریاچه بختگان کلاً خشک شده است و از روی نقشه ایران پاک شده است. سایر تالاب‌های ایران نیز به دلیل همین اقدامات تخریب شده و از بین رفته‌اند یا مملو از پسماندها و فاضلاب های نفتی و سمی و شیمیایی شده‌اند همچون شادگان که البته ساخت سد مارون نیز به نابودی شادگان بیش از پیش کمک کرد. متأسفانه تا سال 1389 حدود 75 درصد تالاب‌های ایران مشمول کنوانسیون رامسر در حالی که ایران به استقبال جشن چهلمین سالگرد کنوانسیون رامسر می‌رفت نابود شدند.

آنچه امروز بر سر تالاب‌های ایران و پهنه‌های آبی ایران آمده موجب شده حالا همه روزه شاهد وقوع ریزگردهای مهیب از چهارگوشه کشور به داخل سرزمین‌مان باشیم؛خوزستان، سیستان و آذربایجان حالا بزرگترین کانون‌های تولید گرد و غبار و نمک هستند در کنار اینها نابودی جازموریان و گاوخونی نیز کرمان و سیستان و هرمزگان و اصفهان و تهران و... را هم تهدید می‌کند. فارس نیز با بحران عظیمی در فرونشست زمین و کمبود آب مواجه شده و حتی میانکاله و انزلی تنها نگین انگشتری محیط زیست ایران نیز چند سالی است که به دلیل تخریب‌های گسترده جنگل ها و مراتع در بالادست و حجم عظیم رسوبات به سمت خشک شدن پیش رفته و نفس‌های آخرشان را می‌کشند و نابودی جزیره آشوراده در پناهگاه حیات وحش میانکاله نیز که دوسال قبل اتفاق افتاد حالا این نابودی را سرعت بخشیده است. فیروز می‌گوید: در طول تاریخ این تالاب‌ها پیوستگی تفکیک‌ناپذیری با مرزهای فرهنگی ملی جغرافیایی کشور ایران داشته‌اند و امروز و با هیچ توجیهی نمی‌توان حذف آنها را از نقشه جغرافیایی کشور پذیرفت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۳۸
پیمان صاحبی