در 21 دی ماه 1394 سمیناری تحت عنوان "خرافات آب" در دانشگاه صنعتی شریف به سخنرانی دکتر کاوه مدنی برگزار شد.
دکتر کاوه مدنی یکی از جوانترین و سرشناسترین متخصصان مدیریت منابع آب در دنیا هستند. این دانشمند جوان دکترای خود را در رشتهی مدیریت آب و محیط زیست از دانشگاه دیویس آمریکا اخذ نموده است؛ از افتخارات اخیر ایشان اخذ جایزه دانشمند جوان علوم زمین در سال 2015 میباشد. همچنین ایشان، استاد مدیریت محیط زیست در دانشگاه امپریال کالج لندن است.
وی در این سمینار به باور های غلطی که در سیستم مدیریت منابع آب کشور وجود دارد و در بین مردم رسوخ نموده است، اشاره نمود.
استفاده اشتباه و نابهجا از کلماتی چون بحران
وی به عنوان اولین باور غلط، به استفاده نا به جا از "بحران آب" به جای "مشکل آب" در کشور اشاره نمود و در تکمیل سخنان خود گفت: بحران دورهی موقتی دارد و در یک مکانی رخ میدهد؛ در حالیکه در کشور ما در حدود 13 سال است که میگوییم با بحران آب مواجه هستیم! در واقع مسئلهای که وجود دارد استفاده اشتباه و نابهجا از کلمات است. با تکرار استفاده نابه جا از کلمات حساسیت موضوع را از بین بردهایم. بحران کلمهایست که باید آنقدر حساسیت برانگیز باشد که کل جامعه و کارشناسان برای حل آن متحد شوند. برای مثال، در کالیفرنیا که چهار سال است با مشکل خشکسالی بی سابقه در صد سال اخیر مواجه شده است به شدت در برابر استفاده از کلمه بحران در رسانهها و یا توسط کارشناسان مقابله شده است و به عنوان سالهای کم آب و یا خشک از این مشکل یاد میشود.
باور غلط به دانستن ریشههای مشکل
وی اشاره نمود: از آنجا که همیشه باورمان این است که با بحران مواجه شدهایم در نتیجه اظطرار به حل این بحران سبب میشود زمان کافی برای بررسی ریشههای مشکل در اختیار نخواهیم داشت؛ در نتیجه، بدون دانستن ریشههای مشکل با این باور که ریشهها را میدانیم اقدام به حل مشکل مینماییم! بنابراین با توجیه اینکه در مرحلهی بحران هستیم و زمانی برای مطالعه نداریم، وارد مرحلهی حل مشکل میشویم. در واقع مریضی را به اتاق عمل می بریم که نمیدانیم مشکل اصلیش چیست!
بنابر این لازم است قبل حل مشکل، بر سر ریشههای آن به زبان مشترک و فهم دقیق برسیم.
رجوع به حوزههای مربوط به آب چون مدیریت منابع آب برای حل مشکلات آب
وی شرح داد: همهی ما به این باور رسیده ایم و مدام تکرار مینماییم که این اتفاق به دلیل مدیریت غلط منابع آب اتفاق افتاده است. در حالیکه اگر شناخت دقیقی از سامانههای آبی داشته باشیم، خواهیم دانست که این سامانه به هیچ وجه از سامانه اجتماعی و سامانههای دیگر چون انرژی، غذا و ... جدا نخواهد بود. حتی در بسیاری از موارد ریشهها و راهحلهای این نوع مشکلات در خارج از حوزه مدیریت منابع آب نهفته است. این نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از کشورهای دنیا وجود دارد و سبب دامن زدن به مشکلها، عدم موفقیت در حل آنها و ایجاد مشکلات جدید خواهد شد.
تفکر حاکم در ارتباط با بحث جمعیت در کشور
وی در این زمینه گفت: سوالی مطرح است: آیا افزایش جمعیت بر مشکل آب تاثیر گذار است؟ تفکری میگوید افزایش جمعیت لازم است و دغدغههای منطقی خود را دارند و در مقابل نگاه دیگری وجود دارد که میگوید قطعا با افزایش جمعیت بسیاری از مشکلات شدیدتر خواهد شد. همانطور که قبلا هم گفته شد باید به دیدگاه مشترکی رسید. مشکل ما این است که توزیع جمعیتی ما چگونه خواهد بود؟! این جمعیت در کجا ساکن میشود؟ ما در کشوری زندگی مینماییم که برای مثال 5 کلانشهر دارد و همه تمایل به زندگی در این کلان شهرها را دارند. بدر نتیجه، در کشور شهرهای کوچک و متوسط به مقدار کافی نداریم. روستاییان ما تمایل به مهاجرت به شهرها و روی آوردن به مشاغل خدماتی و حاشیه نشینی دارند. حاشیه نشینی در تمام نقاط دنیا اتفاق خوبی نیست و مشکلات خود را خواهد داشت. پس، اگر توزیع جمعیتی مناسبی داشته باشیم و ایجاد اشتغال داشته باشیم، میتوان به شکوفایی صنعتی و اقتصادی دست یافت. بنابراین، اگر طرح آمایش سرزمین ازطرح افزایش جمعیت حذف شود، افزایش جمعیت بسیار بد است.
برای حل مشکل آب کشاورزی باید تعطیل شود!
در ادامه اذعان داشت: وزارت نیرو همواره به علت اهداف سازمانیاش در تقابل با سازمان جهاد کشاورزی بوده است و بالعکس. کشاورزی در ایران نمیتواند تعطیل شود، زیرا در حدود 30 درصد جمعیت کشور به نوعی به این صنعت وابسته است. کشاورزی را باید با خلق مشاغل جدید در صنعت و خدمات به تدریج کوچکتر نماییم. همچنین، با توانمند سازی کشاورز و افزایش بهرهوری در این بخش، میتوان سطح زیر کشت در کشور را کاهش داد.
عده ای معتقدند باید کشاورزی دیمی را افرایش داد و به آمار جهانی نزدیک شد ( در دنیا به طور متوسط 60 درصد دیم و 40 درصد آبیاری در حالیکه متوسط ایران 89 درصد آبیاری و 11 درصد دیم است). باید توجه نماییم که نرخ میانگین بارندگی نیز در کشور ما نسبت به میانگین جهانی متفاوت است و این مقایسه صحیح نخواهد بود.
این بخش را باید با ایجاد بازار مناسب اقتصادی توانمند نمود و تشکلهای کشاورزی قدرتمند ایجاد نمود و از دیکته کردن سیاستها بدون توجیه این بخش خود داری نمود.
امنیت غذایی یا امنیت آبی؟
وی در ادامه ی صحبتهایش در ارتباط با باورهای اشتباه موجود گفت: همواره سوالی مطرح بوده است امنیت غذایی مهمتر است و یا امنیت آبی؟ مسئلهمهمی که وجود دارد این است: تمامی این امنیت ها زیر مجموعهای از امنیت انسانی است و باید به صورت یک مجموعهی پیوسته به این مسئله نگریست. این تفکر که هر المان به صورت مجزا به امنیت برسد به امنیت نهایی میتوان دست یافت، تفکر غلطی است و باید نگرشی پیوسته به این مسئله داشت. تمامی این تفکرها؛ امنیت غذایی، امنیت آبی، امنیت انرژی، امنیت اقتصادی و ... باید با تعامل با یکدیگر کار نمایند تا به هدف نهایی یعنی امنیت انسانی دست یافت.
هدف نهایی برای رفع مشکل چیست؟
وی بیان کرد: در بسیاری موارد باید پرسید چرا؟ هدف از رفع این مشکل چیست؟ زمانیکه که هدف مشترکی تعیین شود، هزینهها، راهکارها، و دستاوردها مشخص خواهد شد.
وضعیت ما در خاورمیانه از تمام کشورهای دیگر وخیمتر است!
مدنی در ارتباط با این باور غلط گفت: آیا وضعیت ما در خاور میانه بسیار وخیم تر از سایر کشور هاست؟ خیر، زیرا ما مشکلاتی را ساختهایم که آن ها هنوز نساختهاند و ما هم اکنون به مرحلهی بیداری رسیده ایم! همچنین، ما در خاورمیانه در ارتباط با سرانه آب بعد از لبنان، دوم هستیم.
سد عامل تمامی مشکلات موجود بوده است، پس سد سازی بد است!
وی در ادامه اشاره نمود: در کشوری زندگی مینماییم که زمان پیک مصرف با زمان پیک بارش متفاوت است ( 75 درصد از بارندگی زمانی اتفاق می افتد که ما به آن نیاز چندانی نداریم) و75 درصد بارندگی در 25 درصد از سطح کشور میبارد. بنابرین برای ادامهی زندگی در این کشور با این وضعیت جغرافیایی به سد سازی نیاز داریم. اینکه چه تعداد سد در کجا؟ با چه ابعاد؟ به چه هدف؟ و چه طراحی ساخته ایم؟ مقوله ای جدا خواهد بود. سد چیز بدی نیست، سد زدگی بد است. در کل، سد سازی، انتقال آب، آب شیرین کن و یا چاه بد نیستند اما استفاده نامناسب از آنها میتواند مخرب باشد.
مکتب تفکر ما چه در سطح مدیران و چه در سطح اجتماع سازهای ست. در جامعه ما مسائل زیست محیطی دغدغهای برای جامعه نیست بلکه تنها مشکل مدیران است و در سطح جامعه تلاشی برای حل این گونه مشکلات صورت نمیگیرد! بنابراین تفکر سازه ای مدیران پاسخی به نیاز جامعه است. وی در راستای اتخاذ راه حلها گفت: ما همواره به دنبال پاک کردن صورت مسئله هستیم و تنها کاری که انجام میدهیم جا به جایی صورت مسئله از جایی به جای دیگر است.
ایجاد وحشت عمومی!
وی در پاسخ به این سوال که آیا صحبتهای مسئولین در ایجاد وحشت در جامعه دردی از مشکل را حل مینماید؟ گفت: نه تنها مشکلی را حل نمینماید بلکه باعث ایجاد بیاعتمادی در جامعه خواهد شد و در نهایت مردم نسبت به موضوع بیتفاوت خواهند شد. برای مثال، چهار سال است به مردم تهران گفته میشود آب امسال قطع خواهد شد! سال پنجم جامعه دیگر نسبت به این موضوع بیتفاوت میشود و خواهد گفت چهار سال است میگویند اما اتفاقی نمیافتد.
اینکه گاهی گفته میشود سی سال آینده خشکسالی 11 برابر میشود! و یا در ایران جنگ آب شروع شده است! صد درصد تغییر اقلیم در بروز مشکلات تاثیر گذاشته است! واقعا این مسائل قابل پیش بینی نیست. بنابراین، باید مراقب بود نسبت به حرفهایی که زده میشود.
خشکسالی نرمال جدید است!
وی یاد آور شد: باور غلط دیگر این است که باور کنیم خشکسالی ایجاد شده و کاری هم نمیتوان کرد! این بسیار خطرناک است و یعنی تسلیم شدن در برابر مشکل. در واقع کشور ما دچار خشکسالی اقتصادی-اجتماعی است؛ این یعنی کشور ما دچار ورشکستگی آبی است. یعنی آن مقدار آب که میخواهیم نداریم. از لحاظ سرانه وضعیت آبی ما بد نسیت؛ ما آب داریم اما به درستی از آ استفاده نمیکنیم. پس ما فقر آبی نداریم ورشکستگی آبی داریم.
ناسا گفته: ...
وی در ادامه به مثالهایی از نقل قولهایی نامعتبراز ناسا اشاره نمود و گفت: مدام در خبرها اشاره میشود: ناسا از خشکسالی 50 ساله خبر داده است. باید توجه نمود اینکه هر مطالعهای بیرون میآید لزوما ناسا نگفته است و اصلا این مقاله در کجا چاپ شده است. ناسا اگر میتوانست خشکسالی را پیشبینی نماید برای کالیفرنیا این کار را انجام میداد.
سوء مدیریت آب
وی در انتها اذعان داشت: مسئلهی سوء مدیریت باید بررسی شود؛ این سوء مدیریت از جانب کیست؟ اینکه مشکل سوء مدیریت داریم یعنی چه؟ بیاییم تعریف درستی از این مسائل داشته باشیم. همه مسائل گفته شده مربوط به سوء مدیریت نیست و حتی مربوط به سوء مدیریت آبی نیست و ریشهی بسیاری از این مشکلات خارج از حوزه مسایل آبی بوده است. نباید فراموش کنیم کنار سوء مدیریت همیشه عطش توسعه هم بیاوریم. مشکل ما عطش توسعه است! ما از زمان های بسیار دور با این مشکل رو به رو بودهایم و به یک دوره خاص محدود نمیشود.
متاسفانه دولتها در تمام دنیا به مشکلات و فجایا نیاز دارند تا تغییر رفتار دهند. در هلند باید سیلی اتفاق میافتاد تا امروز هلند شود مدیر سیل! ژاپن به زلزله نیاز داشت تا شود مدیر زلزله! و تنها در صورت بروز این مشکلات است که تغییر رویه میدهیم و کار آیی سیستم را بالا میبریم.
و در انتها اذعان داشت تنها نباید به دنبال این بود که مشکل را به گردن دولت انداخت باید بدانیم ما هم مسئولیم و خیلی میتوانیم خیلی تاثیرگذار باشیم و ببینیم چه فرصتهایی داریم. هر مقدار این سیستمها مطالعه میشود شود در مییابیم، پر هستند از عدم قطعیتها، پویایی و تعامل بین بخشهای مختلف، که هر مقدار هم مطالعه شوند به طور کامل قابل شناسایی نخواهند بود. دانستههای ما نسبت به وقایع بسیار محدود است.
منبع:ستاد احیای دریاچه ارومیه
منبع:سازمان جنگل ها،مراتع و آبخیزداری کشور
سدسازی خوب است یا بد؟ این سؤال که مدتها است در میان کارشناسان و حتی عوام مطرح است. جالب آن است که اغلب صاحبنظران این حوزه در یکی از دو قطب بد یا خوب قرار گرفتهاند. به عبارتی کمتر پیش میآید که به مزایا و معایب سدها همزمان توجه و برای کاهش آثار سوء آن برنامهریزی شود.
در این یادداشت تعدادی از معضلاتی که با احداث یک سد گریبانگیر محیط زیست خواهد شد، ارایه شده است. با این حال هدف قضاوت در مورد خوب یا بد سدسازی نیست. اعتقاد آن است که با ارایه معایب و مزایای هر پدیده و طرحی، خواننده میتواند قضاوت عادلانهتری در مورد ارزش و یا عدم ارزش آن داشته باشد. در سوی دیگر صاحبنظران و فعالان نیز امکان خواهند داشت تا با علم به زوایای مختلف اجرای یک طرح نسبت به بهینه کردن آن اندیشه کنند.
با این مقدمه اثرات مخرب زیست محیطی سدها عبارتند از:
1. عملیات خاکبرداری و خاکریزی در سد باعث ایراد خسارات جبرانناپذیری به بستر سد و اکوسیستم مربوطه میشود.
2. احداث سدها باعث انتقال رسوبات به پایین دست رودخانهها و یا دشتهای سیلابی خواهد شد.
3. این رویداد به تدریج نوعی مرداب و فساد تدریجی در مخزن سد ایجاد خواهد کرد. این رویداد در پایین دست نیز باعث محدودیت فضای مورد نیاز آبزیان برای تخمگذاری شود.
4. مناطق تاریخی و باستانی به همراه چشماندازهای طبیعی و زمینشناختی، که بعضاً در نوع خود استثنایی هستند، در زیر دهها متر آب جمعآوری شده در مخزن مدفون و ناپدید میشوند.
5. کاهش سطح آب در پایین دست آب باعث میشود تا تحت تأثیر کوچکترین بارشی بستر رودخانه، که محل تخمگذاری ماهیهای مهاجر است، تخریب شود. در مواردی نیز کاهش سرعت جریان آب باعث پوشیدگی بستر از ذرات ریزدانه و خارج از دسترس شدن بخش درشتدانه رسوبات، به عنوان مکان مناسب تخمگذاری ماهیها میشود.
6. ایجاد پهنههایی عمودی متفاوت از نظر دما، شوری و میزان اکسیژن انحلال یافته در آب، درون مخزن سد باعث ایجاد محیطی متفاوت از اکوسیستم رودخانهای خواهد شد. این رویداد ضمن محدود کردن امکان زیست موجودات و ساکنین پیشین این اکوسیستم عامل ایجاد و توسعه زیستبومهای جدید در منطقه خواهد شد. ورود آب زهکش شده از لجنزارها و مردابهای جانبی به مخزن، به دلیل سکون آن، این پدیده را تشدید میکند.
7. سدها باعث محدودیت جدی در تردد حیوانات هستند. این محدودیت در هر دو مورد حیوانات خشکی و دریایی، به ویژه ماهیها مؤثر است. تجربه نشان میدهد جمعیت ماهیها در بخشهای پایین سدها به شدت کاهش مییابد. به علاوه عبور ماهیها از دریچههای سد، توربینها و پمپها باعث نابودی آنها خواهد شد.
8. توسعه کشاورزی، همزمان با بهرهبرداری سد در بالا دست باعث ورود آلایندههای بیشتر به مخزن و ایجاد مسمومیت، تغییر تعادل زیستی و یا توسعهی انگلها و موجودات زیان بخش در مخزن شود. عدم پویایی اکوسیستم و در نتیجه عدم توان در بهبود این شرایط میتواند در نهایت منجر به نابودی زیستبوم شود.
9. ورود فضولات انسانی و یا تشدید فرسایش در نتیجه فعالیتهای مدنی باعث کدورت آب و کاهش کیفیت آن میشود.
10. رژیم هیدرولیکی رودخانه و حوضه آبریز آن ممکن است به دلیل تخریب وسیع محیط زیست تغییر کند. ایجاد سیلابهای گسترده از نتایج این تحول منفی است. اتفاقی که به نوبه خود تخریب پوشش گیاهی و حتی سازههای انسانی را تشدید خواهد کرد.
11. بر اساس تئوری تقریباً اثبات شده، سدها باعث افزایش احتمال رخداد زلزله میشود.
12. با توجه به افزایش سطح آب در معرض هوا، میزان تبخیر افزایش و ضمن از دست رفتن بخشی از منابع آب باعث تغییر نسبی اقلیم خواهد شد. این تغییرات اقلیمی، و یا به بیان بهتر میکرواقلیم، میتواند در نتیجه تغییرات جزیی دما، جنبشهای بادی و موارد مشابه نیز ایجاد و یا تشدید شود.
13. روابط آب و خاک، مواد مغذی، در طول سالهای متمادی ایجاد شده است. این تعادل با احداث سد در مدت کوتاهی دستخوش تغییر شده و باعث تغییر رژیم حاکم بر اکوسیستم گیاهی و در نهایت حیوانی و انسانی، به ویژه در پایین دست خواهد شد.
. سدها در زمان همهگیری بیماریهایی همچون تیفوس، تب حصبه، مالاریا و وبا نقشی بسیار منفی دارند و باعث آلوادگی ثانویه محیط بسیار وسیعی میشوند.
علاوه بر مشکلات زیست محیطی، سدها تغییرات عظیمی بر ساختار اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی منطقه نیز تحمیل خواهند کرد. اجبار ساکنین به مهاجرت از جمله این مشکلات است.
اثرات منفی متعدد دیگر را میتوان به احداث سدها نسبت داد. البته در میان این مضرات برخی موقت و گروهی بلند مدت هستند. هم چنین بازگشتپذیری و یا عدم بازگشتپذیری این خسارات باید مطالعات محیطزیستی احداث سدها توجه جدی در مباحث سدسازی باشد.
این مسئله با سازماندهی گروهی از محققان زیستی، مهندسین هیدرولوژیست، زمینشناسان زیستمحیطی، صاحبنظران علوم اجتماعی و متخصصان مرتبط دیگر قابل بررسی و ممیزی است.
منبع:پول نیوز
از زمان کشف زغالسنگ در اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19 و رویآوردن به استفاده از نفت، گاز و باقی سوختهای فسیلی تا امروز، انسان به حدی به این منابع وابسته شد که بیتوجه به تجدیدناپذیر بودنشان از آن استفاده کردند. دراینمدت برای به دستآوردن سوختهای فسیلی آنقدر هزینه کردیم و جنگیدیم که بیتوجه به نابودی جهان، گالنگالن گازهای گلخانهای تولید شد، زمین گرمتر شد و سوختها رو به اتمام رفت تا درنهایت معدود کسانی به فکر نجات جهان بیفتند.
بااینوجود40 سال پیش، طرحی جایگزین برای رویآوردن به سوختهای تجدیدپذیر پیشنهاد شد. هرچند کسانی که از نابودی زمین سود میبرند، از مخالفان سرسخت این طرح بودهاند. براساس این طرح که بهطور دقیق برنامهای را برای 139 کشور پیشنهاد کرده تا سال 2050 استفاده از سوختهای فسیلی در تمام کشورها متوقف خواهد شد و انرژی بادی و خورشیدی منبع اصلی تأمین سوخت خواهد بود. خبرآنلاین دیروز در گزارشی نوشت: در سال 1975 یک فیزیکدان دانمارکی به نام بنت سورنسن، در مقاله علمی خود حرف از ممکنبودن رؤیایی زد که در آن صددرصد انرژیهای مصرفی در زمین از انرژیهای تجدیدپذیر تأمین شود. این رؤیا شاید همان راهحلی باشد که انسان را نجات میدهد. حدود 40 سال بعد از مقاله علمی بنت سورنسن، استاد دانشگاه استنفورد مارک جیکوبسون، به همراه همکارانش طرحی را ارائه داده است که رؤیای استفاده صددرصدی از انرژیهای تجدیدپذیر را به حقیقت نزدیک میکند. تا آن زمان در بعضی مناطق از انرژیهای تجدیدپذیر استفاده میشد اما به فکر کسی هم نمیرسید روزی دیگر از سوختهای فسیلی استفاده نشود.
این طرح که برای 50 ایالات متحده آمریکا هم بهطور جزئی اجرا میشود، ایران را نیز شامل میشود. باتوجه به رتبه هشتم ایران در تولید گازهای گلخانهای در جهان، سرزمین ما سهمی1,6 درصدی از گازهای گلخانهای کره زمین را دارد. بهطوریکه حتی معصومه ابتکار، رئیس سازمان محیط زیست ایران بهتازگی دراینباره گفت: «رد پای اکولوژیک ایران، 3,5 برابر ظرفیت اکولوژیک کشور است». این طرح برای کشور ما چه نقشهای دارد؟ براساس این گزارش اگر این طرح اجرا شود، هر سال 175,1میلیارد دلار از هزینههای سلامت ایرانیان کم میشود. همچنین میزان مرگومیر بهعلت آلودگی هوا به29850 نفر کاهش مییابد. با اجرای این طرح پس از سال 2050 در ایران هر نفر سالانه ۵۰۵۱ دلار سود میکند. ۱۸میلیون و ۶۸۸ هزارو ۷۰۰ تومان در سال و یکمیلیون و ۵۵۷ هزارو ۳۹۱ تومان در ماه سود میکند. البته با دلار ۳۷۰۰تومانی سال ۱۳۹۴. اگرچه مقرر شده طرح پروفسور جیکوبسون ابتدا در نیویورک، بعد در تمام ایالات آمریکا و در آخر شاید در کل جهان اجرا شود اما احتمال همهگیرشدن این طرح بسیارکم است؛ چون افرادی که از سوختهای فسیلی و نابودی زمین سود میبرند، بهشدت با این طرح مخالفت خواهند کرد. خروج سوختهای فسیلی از جهان منجر به ضررکردن عده زیادی میشود و شاید دشمن اصلی اینگونه طرحها، نظام سرمایهداری باشد. این موضوع را بهراحتی میتوان در اتفاقی که برای فولکس واگن افتاد توضیح داد. فولکس واگن دومین شرکت تولیدکننده خودرو در جهان آزمایشهای محیط زیستی برای خودروهایش را به شکلی فریب داده بود تا بیشتر سود ببرد. مثالهای اینچنینی زیادی وجود دارد، مثلا در آمریکا از سال 2008 تا 2015 صنایع سوختهای فسیلی سالانه20 میلیارد دلار کمک مالی گرفتهاند. سرمایهگذاریهای زیادی در کشورهای مختلف درباره سوختهای فسیلی انجام میشود و بدون شک این سرمایهگذارها هستند که با طرح صددرصد انرژی تجدیدپذیر مخالف هستند. با اینکه بسیاری از متخصصان میگویند، انرژیهای تجدیدپذیر میتواند زندگی انسان در جهان را نجات دهند اما اگر چنین اتفاقی بیفتند، نظام سرمایهداری هم آسیب خواهد دید. باوجوداین و رؤیاگونهبودن استفاده صددرصدی از منابع تجدیدپذیر اما درحالحاضر بعضی شهرها و کشورها ازجمله ایسلند، نروژ و پاراگوئه بهطورکامل از انرژیهای سبز استفاده میکنند.
منبع:وقایع اتفاقیه
مهتاب جودکی: کشف آثاری از دوران پارینه سنگی جدید و فراپارینه سنگی در روستای هورامان کردستان و روستای هجیج کرمانشاه، اگرچه در سایتهای شناختهشده نشنال جئوگرافیک، مؤسسه باستانشناسی آمریکا و همچنین وبگاه تاریخ نوین بازتاب پیدا کرد اما سد داریان که نیمی از این روستا را نابود کرده، بعد از آبگیری رد تاریخ را در این منطقه محو خواهد کرد.
بهجز چشمه «کانی بل» که برای مردمان کردستان و کرمانشاه ارزش بسیاری دارد و تاکنون برای نجاتش از غرقشدن در داریان دست به اعتصاب غذازده، طومارها امضاکرده و نامهها نوشتهاند، روستای پلکانی هجیج که باوجود معماری خاص «روستای نمونه گردشگری» شده بود و هر سال گردشگران را به کردستان میکشاند، حالا کشف آثاری از دوران پارینه سنگی، فراپارینه سنگی و اولین مکان فعالیت انسان توجهها را به این منطقه جلب کرده است.
بااینهمه ساخت سد داریان روی روخانه سیروان که از میان رفتن هزار هکتار جنگل و مرتع را رقم زد، علاوهبر نابودی چند روستا و تهدید روستای هورامان، بخش پایینی روستای هجیج را تخریب کرد و نیمی از اهالی را از منطقه کوچاند.
باستانشناسان علاوهبر کشف آثاری به جامانده از دورههای پارینه سنگی جدید و فراپارینهسنگی 12 تا 40 هزارساله، با آثار معماری سنگچین از دوره اسلامی نیز در اورامان روبهرو شــدهاند. عملیــــات کاوش نجات بخشی در مکانهای پارینه سنگی هجیج و سد داریان که با مجوز رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری انجام شده، همچنین به کشف دست ساختههای سنگی با قدمت 40 هزار سال در روستای هجیج نیز انجامیده است.
در کنار مناطق مسحورکننده این نقطه از سرزمینمان، یافتههای باستان شناختی کهنترین بقایای فرهنگی این منطقه را به دوره آشوری نسبت دادهاند. سد داریان که بخشی از آن نیز آبگیری شده، یکی از سدهای پرمناقشه در حوزه میراث طبیعی و تاریخی کشورمان است که پس از ساخت و آبگیری چشمه تاریخی کانی بل و همینطور روستای تاریخی هجیج را نابود خواهد کرد.
«نشنال جئوگرافیک» از هورامان نوشت
تاریخ این منطقه اگرچه از چشم سدسازان دور مانده اما رسانهها به کاوشها و کشفیات تازه در این روستا بیتوجه نبودند. در روزهای اخیر، وبسایت «نشنال جئوگرافیک» در مطلبی با عنوان «آثار وجود شکارچیان دوران پارینه سنگی در کردستان» اینطور نوشت: «باستانشناسان در کردستان، منطقهای واقع در غرب ایران، با مدارک و شواهدی مواجه شدهاند که گویای زندگی شکارچیان پارینه سنگی است. شکارچیانی که زمانی در این منطقه از ایران زندگی میکردند: رودخانه سیروان واقع در مرز ایران و عراق است که در منطقهای به نام هورامان واقع است»
این سایت شنـــاخته شده، با استناد به گفتـــههای فریدون بیگلــری، مجـــری این طرح در گزارش خود آورده: «مهمترین یافته ما در این منطقه یک پناهگاه سنگی در نزدیکی روستای «ناو» بود. این پناهگاه مربوط به اواسط دوران پارینـــه سنگــــی است و احتمالا یکی از اولین مکانهایی است که انسان در آن شروع به فعالیت کرده است».
آنطور که بیگلری گفته، بررسی وسایل و ابزارآلات مورد استفاده برای شکار توسط این گروه نشان داد، این ابزار برای شکار بزهای وحشی است که در کوههای صعبالعبور این منطقه زندگی میکردهاند. همچنین استفاده از سنگ چخماق بیانگر این نکته است که شکارچیانی که در عصر پارینه در این منطقه زندگی میکردند احتملا انسانهای نئاندرتال (انسانهای اولیه) بودند. ازسویدیگر سنگهای مشابه به انواع کشفشده در کردستان در مرکز ایران بهویژه در رشته کوه زاگرس نیز کشف شده است.
در این گزارش با توجه به گفتههای مسئولان سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ایران نوشته شده که این کشف جدید تنها یافته محققان درباره محل زندگی شکارچیان عصر یخی در این منطقه نیست و درواقع گروهی از محققان نیز اثراتی از زندگی در عصر آهن را در این منطقه یافتهاند. همچنین یک گور سنگی بزرگ که به شکل یک گنبد بود و تاریخچه آن مربوط به سه هزار سال پیش بود نیز در این منطقه پیدا شده است. این خبر از چشم رسانههای دیگر ازجمله وبسایت مؤسسه باستانشناسی آمریکا و همچنین نیوهیستورین (تاریخ نوین) هم دور نماند. «نیوهیستورین» در مطلبی با عنوان «رد پای شکارچیان پارینه سنگی در کردستان» درباره محوطه باستانی که با سد داریان زیر آب میرود چنین نوشت: «باستانشناسان با حفاری و کاوش بخشی از زمین درکردستان، با آثار مربوط به عصر سنگی و استخوان حیوانات سوخته روبهرو شدند. پناهگاه این موجودات در غارها و پناهگاهای سنگی واقع در امتداد رودخانه سیروان بود».در این گزارش به این مسئله اشاره شده که یافتههای جدید، محققان را در کسب اطلاعات ارزشمندی درباره نحوه زندگی، نحوه شکار و ابزارهای اولیه مورد استفاده برای جمعآوری غذا کمک میکند. نیوهیستورین در ادامه درباره کشفیات روستای هجیج نیز نوشته است: «با بررسی تاریخ این منطقه میتوان دریافت که بیش از 40 هزار سال پیش تا پایان عصر یخبندان اثراتی از فعالیت و زندگی انسانها در این شهر وجود داشته است».
منبع:وقایع اتفاقیه