طبیعت نیازمند همیاری دولت، سازمانها و جامعه
چهارشنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۴، ۰۸:۵۱ ق.ظ
مهندس خدیجه جدا مشاور استراتژی سازمانها
با آغاز انقلاب صنعتی در اروپا از اواسط قرن هجدهم میلادی و افزایش بیرویه تقاضا برای کالاهای مختلف، نیروی ماشین که جایگزین قدرت انسان و حیوان شده بود، تولید سنتی را با سرعت خیرهکنندهای تصاحب کرد تا بهاینترتیب صنعت بتواند با بهرهگیری از این نیروی کار جدید پاسخگوی نیاز روزافزون بشر بوده به تولید ثروت برای سرمایهگذاران بپردازد. در این عصر، اصل و اولویت در هرگونه فعالیت اقتصادی با تولید بود و همهچیز اعم از انسان، زمین، موجودات زنده و... در اختیار افزایش تولید و فروش آن به مصرفکنندگان قرار گرفت. بهاینترتیب صاحبان سرمایه در دنیای صنعتی تمام تلاش خود را بر تولید و فروش بیشتر متمرکز کردند. به مرور و با پیشرفت صنایع مختلف، افزایش تنوع محصولات و ارتقای جایگاه انسانی در جوامع صنعتی، قدرت انتخاب بیشتر در بازار برای مشتریان فراهم شد. بهاینترتیب بود که تقریبا در دهه 1930 میلادی عرضه محصولات مختلف به صورت عام از تقاضای آنها پیشی گرفت بهگونهای که مفهوم مشتری و مشتری مداری در مرکز توجه سرمایهداران قرار گرفت. از این زمان بود که مفاهیم جدیدی همچون مدیریت بازار و بازاریابی به ادبیات مدیریت راه پیدا کرد. در این دوران اصالت از تولید به مشتری انتقال پیدا کرد، بهگونهای که بنگاههای تجاری به این نتیجه رسیدند به منظور موفقیت و سودآوری بیشتر علاوه بر توجه به تولید باید به مشتری نیز توجه خاصی داشته باشند. اندکی از ظهور این مفاهیم در جوامع پیشرفته نگذشته بود که کشورهای توسعهیافته و صنعتی با چالش جدیدی روبهرو شدند. چالشی که میتوانست بهشدت بر سوددهی طولانی مدت سازمانها و نهادهای اقتصادی و حتی جوامع بشری اثرگذار باشد. این چالش چیزی نبود جز محیط زیست. برایناساس سودآوری پایدار و اثربخش بنگاههای تجاری در طولانی مدت بدون توجه به محیط به صورت عام و محیط زیست بهطور خاص متصور نبود. بهاینترتیب بنگاههای تجاری از اوایل دهه 1970 میلادی به محیط و محیط زیست به عنوان یکی دیگر از بازیگران عرصه صنعت نگاه کردند. در این زمان نهادها و سازمانهای متنوعی به منظور حفظ محیط زیست در کشورهای توسعهیافته شکل گرفت تا ضمن حفاظت از محیط زیست، تضمینکننده توسعه پایدار در بخشهای مختلف صنعت باشند، اگرچه تا پیشازاین صنعتگران به منظور افزایش سوددهی خود به دو عامل تولید و مشتری توجه داشتند اما ازاینپس عامل سومی به عنوان محیط زیست نیز به کانون توجه صنعتگران اضافه شد. آنچه امروز دنیای توسعهیافته به آن رسیده، این است که انسان به منظور بهرهگیری پایدار و طولانی مدت از نتیجه پیشرفتها و فناوریهای کسب شده، ناچار است به محیط زیست به عنوان عامل تعیینکننده و حیاتی توجه ویژهای داشته باشد و صرفا منافع کوتاه مدت و آنی خود را در نظر نگیرد. بههمیندلیل است که امروزه در دنیا نهادها و سازمانهای تجاری یا غیرانتفاعی متنوعی با هدف حفاظت از محیط زیست و گونههای مختلف جانوری و گیاهی تشکیل شده و حمایتهای مالی فراوانی از آنها میشود. امروزه سازمانهای بزرگ و مطرح دنیا به دنبال توسعه و به کارگیری تکنولوژیهای به اصطلاح سبز هستند تا بهاینترتیب تا حد امکان، اثرات سوءناشی از صنعت بر روی محیط زیست را کاهش دهند. توسعه انرژیهای تجدیدپذیر (انرژی خورشیدی، بادی، آبی و ...) بهرهگیری از خودروهای هیبریدی، زیستتوده، استفاده از کالاهای تجدیدپذیر در طبیعت و... از این دست اقدامات هستند که هر روزه در دنیا در حال گسترش هستند.
واضح و آشکار است که امروزه با به کارگیری این مفاهیم، ابزارها و فناوریها در صورت وجودنداشتن آموزش و ضعف تکنولوژیک دارای هزینههای بالایی برای سازمانها و دولتها است. بااینحال و باوجود هزینههای فراوان، اقبال به استفاده از این فناوریهای سبز در کشورها و سازمانها روزبهروز بیشتر و بیشتر میشود.
متأسفانه باوجود تجربهها و آموختههای فراوان در سطح دنیا، درباره توجه به محیط زیست، این امر نه تنها در سطح تصمیمگیریهای کلان دولتی بلکه در سطح سازمانها و شرکتهای تجاری و همچنین در زندگی فردی و اجتماعی ما نیز بسیار مهجور مانده است. چنین بیتوجهیهایی منجر به آسیبهای جبران ناشدنی به محیط زیست شده که از آن دست میتوان به خشکشدن دریاچه ارومیه، خشکشدن تالابهای مختلف در سطح کشور، افزایش درجه حرارت، خشکسالیهای طولانی مدت، بارانها و سیلهای بیسابقه، گرد و غبار، آلودگی هوا و ... اشاره کرد؛ جبران اثرات ناشی از آنها (چه در شکل بحرانهای زیستمحیطی و چه در شکل بیماریهای صعب العلاج و مزمن) هزینههای فراوانی به جامعه تحمیل میکند.
متأسفانه نظام قانونگذاری، بودجهریزی و سیاستهای کلان حمایتی درباره حفظ و سرمایهگذاری بر روی محیط زیست در کشور ما از کمبود برنامهریزی کلان رنج میبرد. اگرچه زمزمههایی شنیده میشود که در برنامه ششم توسعه برای اولینبار به این مهم پرداخته شده است.
ازسویدیگر در سازمانها و شرکتهای خصوصی و دولتی نیز به دلیل وجودنداشتن چشمانداز بلندمدت به مقوله سودآوری و توسعه پایدار، این امر مورد غفلت مدیران ارشد قرار گرفته و سازمانها در بهترین حالت، به رعایت استانداردهای حداقلی اعمالشده در قانون اکتفا میکنند. کوتاه سخن اینکه فرهنگ توجه به محیط زیست باید در وجود تکتک افراد جامعه نهادینه شود و باور کنیم، برای رفع بخش زیادی از معضلات فراوان امروز که ناشی از قهر طبیعت با انسان است، تنها چاره کار، علاوهبر مدیریت کلان جامعه، گامهای کوچکی است که هر شهروند باید متناسب با توان و وظیفه خود بردارد. بیشک این تکتک قطرات باران هستند که دریایی عظیم را تشکیل میدهند و این بستر دریاست که حافظ آبهای خروشان است.
منبع : روزنامه وقایع اتفاقیه
۹۴/۱۰/۳۰