گزارش سمینار "خرافات آب" به سخنرانی دکتر کاوه مدنی
در 21 دی ماه 1394 سمیناری تحت عنوان "خرافات آب" در دانشگاه صنعتی شریف به سخنرانی دکتر کاوه مدنی برگزار شد.
دکتر کاوه مدنی یکی از جوانترین و سرشناسترین متخصصان مدیریت منابع آب در دنیا هستند. این دانشمند جوان دکترای خود را در رشتهی مدیریت آب و محیط زیست از دانشگاه دیویس آمریکا اخذ نموده است؛ از افتخارات اخیر ایشان اخذ جایزه دانشمند جوان علوم زمین در سال 2015 میباشد. همچنین ایشان، استاد مدیریت محیط زیست در دانشگاه امپریال کالج لندن است.
وی در این سمینار به باور های غلطی که در سیستم مدیریت منابع آب کشور وجود دارد و در بین مردم رسوخ نموده است، اشاره نمود.
استفاده اشتباه و نابهجا از کلماتی چون بحران
وی به عنوان اولین باور غلط، به استفاده نا به جا از "بحران آب" به جای "مشکل آب" در کشور اشاره نمود و در تکمیل سخنان خود گفت: بحران دورهی موقتی دارد و در یک مکانی رخ میدهد؛ در حالیکه در کشور ما در حدود 13 سال است که میگوییم با بحران آب مواجه هستیم! در واقع مسئلهای که وجود دارد استفاده اشتباه و نابهجا از کلمات است. با تکرار استفاده نابه جا از کلمات حساسیت موضوع را از بین بردهایم. بحران کلمهایست که باید آنقدر حساسیت برانگیز باشد که کل جامعه و کارشناسان برای حل آن متحد شوند. برای مثال، در کالیفرنیا که چهار سال است با مشکل خشکسالی بی سابقه در صد سال اخیر مواجه شده است به شدت در برابر استفاده از کلمه بحران در رسانهها و یا توسط کارشناسان مقابله شده است و به عنوان سالهای کم آب و یا خشک از این مشکل یاد میشود.
باور غلط به دانستن ریشههای مشکل
وی اشاره نمود: از آنجا که همیشه باورمان این است که با بحران مواجه شدهایم در نتیجه اظطرار به حل این بحران سبب میشود زمان کافی برای بررسی ریشههای مشکل در اختیار نخواهیم داشت؛ در نتیجه، بدون دانستن ریشههای مشکل با این باور که ریشهها را میدانیم اقدام به حل مشکل مینماییم! بنابراین با توجیه اینکه در مرحلهی بحران هستیم و زمانی برای مطالعه نداریم، وارد مرحلهی حل مشکل میشویم. در واقع مریضی را به اتاق عمل می بریم که نمیدانیم مشکل اصلیش چیست!
بنابر این لازم است قبل حل مشکل، بر سر ریشههای آن به زبان مشترک و فهم دقیق برسیم.
رجوع به حوزههای مربوط به آب چون مدیریت منابع آب برای حل مشکلات آب
وی شرح داد: همهی ما به این باور رسیده ایم و مدام تکرار مینماییم که این اتفاق به دلیل مدیریت غلط منابع آب اتفاق افتاده است. در حالیکه اگر شناخت دقیقی از سامانههای آبی داشته باشیم، خواهیم دانست که این سامانه به هیچ وجه از سامانه اجتماعی و سامانههای دیگر چون انرژی، غذا و ... جدا نخواهد بود. حتی در بسیاری از موارد ریشهها و راهحلهای این نوع مشکلات در خارج از حوزه مدیریت منابع آب نهفته است. این نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از کشورهای دنیا وجود دارد و سبب دامن زدن به مشکلها، عدم موفقیت در حل آنها و ایجاد مشکلات جدید خواهد شد.
تفکر حاکم در ارتباط با بحث جمعیت در کشور
وی در این زمینه گفت: سوالی مطرح است: آیا افزایش جمعیت بر مشکل آب تاثیر گذار است؟ تفکری میگوید افزایش جمعیت لازم است و دغدغههای منطقی خود را دارند و در مقابل نگاه دیگری وجود دارد که میگوید قطعا با افزایش جمعیت بسیاری از مشکلات شدیدتر خواهد شد. همانطور که قبلا هم گفته شد باید به دیدگاه مشترکی رسید. مشکل ما این است که توزیع جمعیتی ما چگونه خواهد بود؟! این جمعیت در کجا ساکن میشود؟ ما در کشوری زندگی مینماییم که برای مثال 5 کلانشهر دارد و همه تمایل به زندگی در این کلان شهرها را دارند. بدر نتیجه، در کشور شهرهای کوچک و متوسط به مقدار کافی نداریم. روستاییان ما تمایل به مهاجرت به شهرها و روی آوردن به مشاغل خدماتی و حاشیه نشینی دارند. حاشیه نشینی در تمام نقاط دنیا اتفاق خوبی نیست و مشکلات خود را خواهد داشت. پس، اگر توزیع جمعیتی مناسبی داشته باشیم و ایجاد اشتغال داشته باشیم، میتوان به شکوفایی صنعتی و اقتصادی دست یافت. بنابراین، اگر طرح آمایش سرزمین ازطرح افزایش جمعیت حذف شود، افزایش جمعیت بسیار بد است.
برای حل مشکل آب کشاورزی باید تعطیل شود!
در ادامه اذعان داشت: وزارت نیرو همواره به علت اهداف سازمانیاش در تقابل با سازمان جهاد کشاورزی بوده است و بالعکس. کشاورزی در ایران نمیتواند تعطیل شود، زیرا در حدود 30 درصد جمعیت کشور به نوعی به این صنعت وابسته است. کشاورزی را باید با خلق مشاغل جدید در صنعت و خدمات به تدریج کوچکتر نماییم. همچنین، با توانمند سازی کشاورز و افزایش بهرهوری در این بخش، میتوان سطح زیر کشت در کشور را کاهش داد.
عده ای معتقدند باید کشاورزی دیمی را افرایش داد و به آمار جهانی نزدیک شد ( در دنیا به طور متوسط 60 درصد دیم و 40 درصد آبیاری در حالیکه متوسط ایران 89 درصد آبیاری و 11 درصد دیم است). باید توجه نماییم که نرخ میانگین بارندگی نیز در کشور ما نسبت به میانگین جهانی متفاوت است و این مقایسه صحیح نخواهد بود.
این بخش را باید با ایجاد بازار مناسب اقتصادی توانمند نمود و تشکلهای کشاورزی قدرتمند ایجاد نمود و از دیکته کردن سیاستها بدون توجیه این بخش خود داری نمود.
امنیت غذایی یا امنیت آبی؟
وی در ادامه ی صحبتهایش در ارتباط با باورهای اشتباه موجود گفت: همواره سوالی مطرح بوده است امنیت غذایی مهمتر است و یا امنیت آبی؟ مسئلهمهمی که وجود دارد این است: تمامی این امنیت ها زیر مجموعهای از امنیت انسانی است و باید به صورت یک مجموعهی پیوسته به این مسئله نگریست. این تفکر که هر المان به صورت مجزا به امنیت برسد به امنیت نهایی میتوان دست یافت، تفکر غلطی است و باید نگرشی پیوسته به این مسئله داشت. تمامی این تفکرها؛ امنیت غذایی، امنیت آبی، امنیت انرژی، امنیت اقتصادی و ... باید با تعامل با یکدیگر کار نمایند تا به هدف نهایی یعنی امنیت انسانی دست یافت.
هدف نهایی برای رفع مشکل چیست؟
وی بیان کرد: در بسیاری موارد باید پرسید چرا؟ هدف از رفع این مشکل چیست؟ زمانیکه که هدف مشترکی تعیین شود، هزینهها، راهکارها، و دستاوردها مشخص خواهد شد.
وضعیت ما در خاورمیانه از تمام کشورهای دیگر وخیمتر است!
مدنی در ارتباط با این باور غلط گفت: آیا وضعیت ما در خاور میانه بسیار وخیم تر از سایر کشور هاست؟ خیر، زیرا ما مشکلاتی را ساختهایم که آن ها هنوز نساختهاند و ما هم اکنون به مرحلهی بیداری رسیده ایم! همچنین، ما در خاورمیانه در ارتباط با سرانه آب بعد از لبنان، دوم هستیم.
سد عامل تمامی مشکلات موجود بوده است، پس سد سازی بد است!
وی در ادامه اشاره نمود: در کشوری زندگی مینماییم که زمان پیک مصرف با زمان پیک بارش متفاوت است ( 75 درصد از بارندگی زمانی اتفاق می افتد که ما به آن نیاز چندانی نداریم) و75 درصد بارندگی در 25 درصد از سطح کشور میبارد. بنابرین برای ادامهی زندگی در این کشور با این وضعیت جغرافیایی به سد سازی نیاز داریم. اینکه چه تعداد سد در کجا؟ با چه ابعاد؟ به چه هدف؟ و چه طراحی ساخته ایم؟ مقوله ای جدا خواهد بود. سد چیز بدی نیست، سد زدگی بد است. در کل، سد سازی، انتقال آب، آب شیرین کن و یا چاه بد نیستند اما استفاده نامناسب از آنها میتواند مخرب باشد.
مکتب تفکر ما چه در سطح مدیران و چه در سطح اجتماع سازهای ست. در جامعه ما مسائل زیست محیطی دغدغهای برای جامعه نیست بلکه تنها مشکل مدیران است و در سطح جامعه تلاشی برای حل این گونه مشکلات صورت نمیگیرد! بنابراین تفکر سازه ای مدیران پاسخی به نیاز جامعه است. وی در راستای اتخاذ راه حلها گفت: ما همواره به دنبال پاک کردن صورت مسئله هستیم و تنها کاری که انجام میدهیم جا به جایی صورت مسئله از جایی به جای دیگر است.
ایجاد وحشت عمومی!
وی در پاسخ به این سوال که آیا صحبتهای مسئولین در ایجاد وحشت در جامعه دردی از مشکل را حل مینماید؟ گفت: نه تنها مشکلی را حل نمینماید بلکه باعث ایجاد بیاعتمادی در جامعه خواهد شد و در نهایت مردم نسبت به موضوع بیتفاوت خواهند شد. برای مثال، چهار سال است به مردم تهران گفته میشود آب امسال قطع خواهد شد! سال پنجم جامعه دیگر نسبت به این موضوع بیتفاوت میشود و خواهد گفت چهار سال است میگویند اما اتفاقی نمیافتد.
اینکه گاهی گفته میشود سی سال آینده خشکسالی 11 برابر میشود! و یا در ایران جنگ آب شروع شده است! صد درصد تغییر اقلیم در بروز مشکلات تاثیر گذاشته است! واقعا این مسائل قابل پیش بینی نیست. بنابراین، باید مراقب بود نسبت به حرفهایی که زده میشود.
خشکسالی نرمال جدید است!
وی یاد آور شد: باور غلط دیگر این است که باور کنیم خشکسالی ایجاد شده و کاری هم نمیتوان کرد! این بسیار خطرناک است و یعنی تسلیم شدن در برابر مشکل. در واقع کشور ما دچار خشکسالی اقتصادی-اجتماعی است؛ این یعنی کشور ما دچار ورشکستگی آبی است. یعنی آن مقدار آب که میخواهیم نداریم. از لحاظ سرانه وضعیت آبی ما بد نسیت؛ ما آب داریم اما به درستی از آ استفاده نمیکنیم. پس ما فقر آبی نداریم ورشکستگی آبی داریم.
ناسا گفته: ...
وی در ادامه به مثالهایی از نقل قولهایی نامعتبراز ناسا اشاره نمود و گفت: مدام در خبرها اشاره میشود: ناسا از خشکسالی 50 ساله خبر داده است. باید توجه نمود اینکه هر مطالعهای بیرون میآید لزوما ناسا نگفته است و اصلا این مقاله در کجا چاپ شده است. ناسا اگر میتوانست خشکسالی را پیشبینی نماید برای کالیفرنیا این کار را انجام میداد.
سوء مدیریت آب
وی در انتها اذعان داشت: مسئلهی سوء مدیریت باید بررسی شود؛ این سوء مدیریت از جانب کیست؟ اینکه مشکل سوء مدیریت داریم یعنی چه؟ بیاییم تعریف درستی از این مسائل داشته باشیم. همه مسائل گفته شده مربوط به سوء مدیریت نیست و حتی مربوط به سوء مدیریت آبی نیست و ریشهی بسیاری از این مشکلات خارج از حوزه مسایل آبی بوده است. نباید فراموش کنیم کنار سوء مدیریت همیشه عطش توسعه هم بیاوریم. مشکل ما عطش توسعه است! ما از زمان های بسیار دور با این مشکل رو به رو بودهایم و به یک دوره خاص محدود نمیشود.
متاسفانه دولتها در تمام دنیا به مشکلات و فجایا نیاز دارند تا تغییر رفتار دهند. در هلند باید سیلی اتفاق میافتاد تا امروز هلند شود مدیر سیل! ژاپن به زلزله نیاز داشت تا شود مدیر زلزله! و تنها در صورت بروز این مشکلات است که تغییر رویه میدهیم و کار آیی سیستم را بالا میبریم.
و در انتها اذعان داشت تنها نباید به دنبال این بود که مشکل را به گردن دولت انداخت باید بدانیم ما هم مسئولیم و خیلی میتوانیم خیلی تاثیرگذار باشیم و ببینیم چه فرصتهایی داریم. هر مقدار این سیستمها مطالعه میشود شود در مییابیم، پر هستند از عدم قطعیتها، پویایی و تعامل بین بخشهای مختلف، که هر مقدار هم مطالعه شوند به طور کامل قابل شناسایی نخواهند بود. دانستههای ما نسبت به وقایع بسیار محدود است.
منبع:ستاد احیای دریاچه ارومیه