منبع:سلامت نیوز
منبع:سلامت نیوز
«نابودی ٤٠میلیون درخت شمشاد در جنگلهای شمال»، «خطر نابودی ذخیرهگاه شمشاد ایران»، «لزوم تشکیل ستاد بحران برای جنگلهای شمال»، «کمبود بودجه برای نجات جنگلهای هیرکانی» این تنها بخشی از تیترها و عناوینی است که در روزهای اخیر در رسانههای مختلف چاپی و آنلاین ایران درباره بروز یک آفت به نام «شبپره شمشاد» در جنگلهای شمال منتشر شده است. حشرهای که در بروشورهای سازمان جنگلها و مراتع کشور از آن با عنوان «یک آفت خطرناک و جدید» یاد شده است.
به گزارش سلامت نیوز، روزنامه شرق نوشت: در چنین شرایطی که همه به صورت قطعی از «نابودی جنگلها» صحبت میکنند، مسئولان سازمان جنگلها نیز از تشکیل «ستاد بحران» و نیاز به «مقابله سریع» و «لزوم تأمین بودجه کافی» برای رفتن به جنگ این مشکل سخن میگویند. راهکاری که براساس خبرها و بروشورهای منتشرشده در این زمینه، استفاده از سموم شیمیایی برای ازبینبردن این آفت بخش ثابتی از آن است. بهعنوان مثال در بروشوری که به همین منظور اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران تهیه کرده است، بهترین روش مهار این آفت به این شرح توصیه شده است:
کانونکوبی با تلفیق همزمان این روشها: کنترل مکانیکی: جمعآوری و انهدام برگها و سرشاخههای حاوی لارو و شفیره، هرس سرشاخهها و انهدام آنها. کنترل میکروبیولوژیکی: استفاده از فرآوردههای B.t و بوواریا به صورت محلولپاشی در سنین لاروی. کنترل هورمونی: استفاده از دیمیلین در سنین اولیه لاروی. کنترل شیمیایی: استفاده از سموم سیستمیک، تماس و گوارشی مناسب مانند سایپرمترین علیه لاروها.
در همین شرایط ٤٦ نفر از شناختهشدهترین و برجستهترین استادان دانشگاهی ایرانی، از حشرهشناس و بومشناس و گیاهشناس، دست به کار نوشتن نامهای شدهاند که جانمایه اصلی نامهشان این است: سمپاشی نهتنها راهکار مقابله با این معضل نیست، بلکه خود منجر به بروز مشکلاتی بسیار بزرگتر و خطرناکتر برای جنگلهای هیرکانی کشور میشود. طبق گفته این استادان تجربه دیگر کشورهای جهان -بهخصوص اروپا- نشان میدهد، بهکارگیری روشهای ایمن یا بیولوژیک بسیار مؤثرتر و سازگار با محیطزیست است. بهویژه آنکه این آفت فقط برگ و کمی از پوسته درختان را میخورد و نمیتوان فعالیت آن را برابر با مرگ و نابودی درختان دانست.
در بخشی از این نامه، به صراحت آمده است: «سمپاشی بیوقفه و گستردهای که در جنگلهای بکر و یگانه هیرکانی شروع شده است، در قدم نخست خاک را آلوده کرده و زیستمندان آن (بهویژه ویروسها و باکتریهای مفید) را از بین میبرد. علاوه بر آن بسیاری از پرندگان (مهاجر و بومی) و نیز حشرات به واسطه این سموم از بین رفته یا مهاجرت خواهند کرد. بسیاری از این پرندگان و حشرات، گونههایی بومی بوده و از دشمنان طبیعی سایر آفات محسوب میشوند و نقش مؤثری در کنترل بیولوژیک بسیاری از آفات ایفا میکنند و ازبینرفتن آنها سبب طغیان آفات متعدد گیاهخوار در سالهای آتی خواهد شد». نویسندگان این نامه که به صورت اختصاصی آن را در اختیار «شرق» قرار دادهاند، در حقیقت دست تمنای نگران خود را به سوی رئیسجمهور کشور دراز کرده و از او خواستهاند جلوی این اتفاق را بگیرد که میتواند خطراتی بزرگ را به دنبال داشته باشد. در بخش انتهایی این نامه، اینطور آمده است: «نویسندگان این نامه سرگشاده، به نمایندگی جمعی کثیر از زیستشناسان، بومشناسان و محققان حشرهشناس دانشگاهی و مراکز تحقیقاتی، از مدیران ارشد کشور و بهویژه دکتر حسن روحانی، رئیسجمهور کشور، تقاضا دارند قبل از اینکه مشکل پیچیدهتری به مشکلات زیست محیطی ایران عزیزمان تحمیل شود، بیدرنگ وارد صحنه شده و دستور توقف کاربرد ترکیبات و محلولهای شیمیایی (به هر شکل و با هر نام تجاری) را در جنگلهای بینظیر شمال ایران صادر فرمایند».
این نامه در حقیقت واکنشی بیپرده و جدی به اقداماتی است که مسئولان سازمان جنگلها و مراتع کشور و همچنین سازمان حفظ نباتات برای مقابله با این آفت در دستور کار قرار دادهاند.
نگاهی به سابقه اخبار درباره این آفت نشان میدهد حشره آفت شبپره شمشاد که یک آفت خارجی و جدید برای طبیعت ایران محسوب میشود، اولینبار در خردادماه امسال (٩٥) در پارک بنفشه چالوس و محوطه هتل هایت و نمکآبرود مشاهده شد، که در ادامه دامنه اثرگذاری این آفت از آستارا، در غرب استان گیلان تا شرق استان مازندران افزایش یافته است.
تنها گیاهی که این آفت در جنگلهای هیرکانی شمال ایران به آن حمله کرده است، شمشاد خزری، یکی از گونههای پهنبرگ، همیشهسبز جنگلهای شمال ایران است که جزء ذخایر جنگلی محسوب میشود و براساس قانون حفظ و حمایت از منابع طبیعی و ذخایر جنگلی مصوب سال ١٣٧١ قطع آن ممنوع است.
سمپاشی و استفاده از ترکیبات شیمیایی برای مقابله با این آفت در شرایطی در شمال کشور در دستور کار قرار گرفته است که محققان حشرهشناس معتقدند: «اساسا زیستگاههای طبیعی را نباید با مزارع کشاورزی یا گلخانهها مقایسه کرد. در مزارع کشاورزی، تمام تلاش ما این است که سیستم را به قدری ساده کنیم که به آسانی بتوان آن را کنترل و مدیریت کرد؛ ولی درهمتنیدگی فوقِ پیچیده اکوسیستمی مانند جنگل امکان مدیریت آسان را (مثل آنچه در مزارع انجام میدهیم) از ما میگیرد. برای مدیریت اکوسیستمهای طبیعی باید نگاهی کلگرا و همهجانبه پیشه کرد؛ چراکه کوچکترین خطایی ممکن است سبب ازهمگسستگی حلقههای شبکه حیات در این اکوسیستمها شود و این اتفاقی جبرانناپذیر است. درحالحاضر جمعیت این حشره بیش از ٤ هزار هکتار از جنگلها را در بر گرفته، همین کار مبارزه شیمیایی را خطرناکتر و پیچیدهتر میکند. چرا باید در محدوده بسیار وسیعی سمپاشی صورت گیرد. ما هنوز تصویر روشن و دقیقی از گونههای ساکن جنگلهای شمال نداریم. تصور کنید در چنین محدودهای گونهای نایاب با پراکنش محدود زندگی کند که این سمپاشی آن گونه را نابود کند؛ بهعلاوه در چنین مقیاس وسیعی جمعیت بالایی از گونههای حشرات مفید را نیز به همراه حشره آفت از بین میبریم. همین موضوع میتواند دلیل انفجار گونههای آفت دیگری شود. از سویی نباید درختان برهنه را مرده دانست.
این درختان زندهاند و سال بعد سبز میشوند. این تجربهای است که در دیگر کشورها تأیید شده؛ یعنی جمعیت آفت در سالهای بعد اُفت کرده و با محیط سازگاری حاصل کرده است. حتی ما در کشور خودمان هم مثالهای فراوانی از شبپرههای آفت را داشتهایم که سمپاشی هیچ اثر چشمگیری بر جمعیتشان نداشته؛ درحالیکه با گذشت زمان با محیط به تعادل رسیدهاند (مثل شبپره ابریشمباف ناجور). حتی ممکن است دراینمیان از این ٤٠ میلیون درخت یک میلیون هم بمیرند؛ حتی در آن صورت هم کاشتن مجدد درختان هزینه کمتری از برهمزدن اکوسیستم دارد؛ چراکه دومی راهی است بازگشتناپذیر».
«متن کامل نامه نوشتهشده توسط ٤٦ استاد دانشگاه و اسامی آنها در این رابطه در ادامه آمده است:
هشدار محققان و دانشگاهیان درباره اثرات زیانبار شیوه مدیریت شبپره آفت شمشاد
شبپره آفت شمشاد با نام علمی
(Cydalima perspectalis WALKER, ١٨٥٩) شبپرهای متعلق به خانواده علفبیدان
(Crambidae) است. این شبپره که خاستگاه اولیهاش شرق آسیا گزارش شده است، در اوایل قرن حاضر به اروپا وارد شده و هماکنون در تمام کشورهای حوزه مدیترانه (از شرق تا غرب اروپا و تا مرزهای ایران) گسترش یافته است. در ماههای اخیر وجود این حشره روی درختان شمشاد در جنگل هیرکانی شمال ایران گزارش شده است. از آنجا که جمعیت حشره آفت در بعضی مناطق در حد بالایی است، طبعا میزان خسارت آن هم شدید ارزیابی شده است. به همین دلیل و در پی تشکیل ستاد بحران، سازمان حفظ نباتات و ادارات جنگلبانی شهرهای شمالی کشور برنامه سمپاشی گستردهای را بدون توجه به مخاطرات زیستمحیطی در این جنگلها شروع کردهاند. همچنین بسیاری از مسئولان، مردم را به سمپاشی محیط دعوت کردهاند. در این بین چند موضوع قابل توجه و تأمل است:
این شبپره تنها از گونههای شمشاد تغذیه میکند و به سایر گیاهان اعم از کشاورزی، جنگلی و مرتعی خسارتی وارد نمیکند. علاوه بر آن، این آفت عموما از برگ و به مقدار کم از پوسته ساقه شمشاد تغذیه میکند و این نحوه تغذیه سبب مرگ درختان نمیشود. درحالیکه بیبرگی موقت درختان شمشاد به کنترل طبیعی، متعادلسازی و کاهش جمعیت این حشره کمک میکند. این تجربه در کشورهای اروپایی درباره این آفت مشاهده و تأیید شده است. بهعلاوه بهکارگیری روشهای ایمن یا بیولوژیک (نظیر تلههای فرومونی و نوری برای شکار انبوه، بهکارگیری دشمنان طبیعی، کنترل میکروبی نظیر Bt) بسیار مؤثرتر و سازگار با محیط زیست در اختیار متخصصان و قابلاستفاده توسط کارشناسان است.
سمپاشی بیوقفه و گستردهای که در جنگلهای بکر و یگانه هیرکانی شروع شده است، در قدم نخست خاک را آلوده میکند و زیستمندان آن (بهویژه ویروسها و باکتریهای مفید) را از بین میبرد. علاوه بر آن بسیاری از پرندگان (مهاجر و بومی) و نیز حشرات به واسطه این سموم از بین رفته یا مهاجرت خواهند کرد. بسیاری از این پرندگان و حشرات، گونههایی بومی بوده و از دشمنان طبیعی سایر آفات محسوب میشوند و نقش مؤثری در کنترل بیولوژیک بسیاری از آفات ایفا میکنند و ازبینرفتن آنها سبب طغیان آفات متعدد گیاهخوار در سالهای آتی خواهد شد.
علاوه بر آن، گسترش سموم کشاورزی در متراکمترین منطقه جمعیتی ایران بر سلامت انسانهای ساکن این مناطق اثرات مخربی دارد. سموم شیمیایی، آبهای جاری و زیرزمینی را آلوده میکنند و وارد سیستمهای آب شهری میشوند. در این صورت آیا باید از دیدن نرخ بالای سقط جنین حیرت کنیم؟ آیا میتوان سرطانهایی را که حاصل و اثر این سموم هستند نادیده گرفت؟ آیا کسی میتواند پاسخگوی برهمخوردن تعادل طبیعی و متعاقب آن نابودی گونههای جانوری باشد؟
در کنار همه این موارد، نمیتوان چشم بر تبعات اقتصادی سنگین این شیوه مبارزه بست. اگرچه سمپاشی فرایندی بهظاهر کمهزینه است ولی کاربرد این ترکیبات شیمیایی باعث آلودهکردن منطقهای خواهد شد که هیچ قیمتی نمیتوان برای آن متصور شد. منطقهای که جولانگاه پستانداران ارزشمندی مانند پلنگ و مرال بوده و تنها چند قدم با بزرگترین مخزن ماهیان خاویاری کشور فاصله دارد. آبهای سطحی این سموم را به دریا میریزند و این خود عاملی برای کاهش ذخایر ماهیان (و بهویژه ماهیان خاویاری) کشور خواهد بود.
همچنین یادمان باشد که طبیعت مرزهای جغرافیای سیاسی را تشخیص نمیدهد و هر حرکتی در جهت تولید آلایندههای زیستمحیطی از سوی ایران، اعتراض کشورهای همسایه را نیز به دنبال خواهد داشت.
موارد فوق تنها مجملی از قصیده مفصل پروژههای غیرکارشناسی است. نوار شمالی کشور و جنگلهای بکر و قدیمی هیرکانی مهمترین زیستگاه تنوع زیستی کشور محسوب میشود. زیستگاههایی که باید مانند جانمان در حفظ و حراست از آنها بکوشیم و تمام ظرفیت و توان علمی کشور را در این راستا بسیج کنیم. نویسندگان این نامه سرگشاده، به نمایندگی جمع کثیری از زیستشناسان، بومشناسان و محققان حشرهشناس دانشگاهی و مراکز تحقیقاتی، از مدیران ارشد کشور و بهویژه دکتر حسن روحانی، رئیسجمهور کشور، تقاضا دارند قبل از اینکه مشکل پیچیدهتری به مشکلات زیستمحیطی ایران عزیزمان تحمیل شود، بیدرنگ وارد صحنه شده و دستور توقف کاربرد ترکیبات و محلولهای شیمیایی (به هر شکل و با هر نام تجاری) را در جنگلهای بینظیر شمال ایران صادر فرمایند. بدیهی است تشکیل کمیتهای تخصصی متشکل از استادان دانشگاهی، پژوهشگران رشتههای بومشناسی، حشرهشناسی و جنگل قبل از هر اقدام بعدی ضروری است.
نویسندگان:
١. عبدالحسین وهابزاده (بومشناس)
٢. دکتر علیاصغر طالبی (حشرهشناس، عضو هیأتعلمی و ریاست دانشکده کشاورزی، دانشگاه تربیت مدرس)
٣. دکتر بهرام کیابی (بومشناس، عضو هیأتعلمی دانشکده علوم، دانشگاه شهید بهشتی)
٤. دکتر محمدسعید مصدق (حشرهشناس، عضو هیأتعلمی دانشکده کشاورزی، دانشگاه چمران اهواز)
٥. دکتر مهدی اسفندیاری (حشرهشناس، عضو هیأت علمی دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهید چمران اهواز)
٦. دکتر سیدابراهیم صادقی (حشرهشناس، عضو هیأتعلمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع)
٧. دکتر سمیرا فراهانی (حشرهشناس، عضو هیأتعلمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع)
٨. دکتر احسان رخشانی (حشرهشناس، عضو هیأت علمی دانشکده کشاورزی دانشگاه زابل)
٩. دکتر حسین رجائی (حشرهشناس، عضو هیأت علمی موزه تاریخ طبیعی اشتوتگارت-آلمان)
١٠. دکتر رضا طلایی (حشرهشناس، عضو هیأت علمی دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران)
١١. دکتر نجمه ابراهیمی (حشرهشناس، دانشگاه تربیت مدرس)
١٢. دکتر حمزه ایزدی (حشرهشناس، عضو هیأت علمی دانشکده کشاورزی دانشگاه ولی عصر رفسنجان)
١٣. دکتر حسین آخانی (گیاهشناس، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران)
١٤. سایه سری (حشرهشناس، عضو هیأت علمی مؤسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور)
١٥. دکتر عباسعلی زمانی (حشرهشناس، عضو هیأت علمی دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی کرمانشاه)
١٦. دکتر صراف معیری (رئیس پژوهشکده فناوریهای نوین زیستی دانشگاه زنجان)
١٧. دکتر اصغر شیروانی (حشرهشناس، عضو هیأت علمی گروه گیاهپزشکی، دانشگاه شهید باهنر کرمان)
١٨. دکتر حسین اللهیاری (حشرهشناس، عضو هیأت علمی دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران)
١٩. دکتر شهروز کاظمی (حشرهشناس، عضو هیأت علمی دانشگاه تحصیلات تکمیلی صنعتی و فناوری پیشرفته کرمان)
٢٠. دکتر حسین لطفعلیزاده (حشرهشناس، دانشیار و رئیس مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی آذربایجان شرقی)
٢١. دکتر امید جوهرچی (حشرهشناس، عضو هیأت علمی گروه گیاهپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی)
٢٢. مهندس جلیل علوی (حشرهشناس، عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی خراسان شمالی)
٢٣. دکتر سیدمحمد تبادکانی (حشرهشناس، دانشگاه تهران)
٢٤. دکتر عبدالحسین طاهری (عضو هیأت علمی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان و مشاور مرکز هیأتهای امنا و ممیزه وزارت علوم)
٢٥. مهندس معصومه مقدم (حشرهشناس، عضو هیأت علمی مؤسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور)
٢٦. دکتر حبیب عباسیپور (حشرهشناس، عضو هیأت علمی دانشکده کشاورزی، دانشگاه شاهد)
٢٧. دکتر حاجیمحمد تکلوزاده (عضو هیأت علمی دانشکده کشاورزی شهید باهنر کرمان و مشاور استاندار استان کرمان)
٢٨. دکتر شایان شامحمدی (عضو هیأت علمی و رئیس دانشگاه شهرکرد)
٢٩. دکتر علیرضا صبوری (حشرهشناس، عضو هیأت علمی دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران)
٣٠. دکتر کامبیز مینایی (حشرهشناس، عضو هیأت علمی دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز)
٣١. دکتر سعید عشقی (متخصص میوههای ریز، هیأت علمی دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز)
٣٢. دکتر حسن صالحی (متخصص گیاهان زینتی هیأت علمی دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز)
٣٣. دکتر جواد کریمزاده (حشرهشناس، عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی اصفهان)
٣٤. دکتر حسین مددی (حشرهشناس، عضو هیأت علمی دانشکده کشاورزی دانشگاه بوعلی سینا همدان)
٣٥. دکتر ولیالله بنیآمری (حشرهشناس، عضو هیأت علمی مؤسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور)
٣٦. دکتر کتایون خردمند (حشرهشناس، عضو هیأت علمی پردیس ابوریحان دانشگاه تهران)
٣٧. دکتر سیدمحسن تقوی (بیماریشناس گیاهان، عضو هیأت علمی دانشکده کشاورزی و معاون آموزشی دانشگاه شیراز)
٣٨. دکتر پرویز شیشهبر (حشرهشناس، عضو هیأت علمی دانشکده کشاورزی دانشگاه چمران اهواز)
٣٩. دکتر محمد مهرآبادی (حشرهشناس، عضو هیأت علمی دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس)
٤٠. دکتر آرش راسخ (حشرهشناس، عضو هیأت علمی دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید چمران اهواز)
٤١. دکتر علی افشاری (حشرهشناس، عضو هیأت علمی دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی گرگان)
٤٢. دکتر علیرضا منفرد (حشرهشناس، عضو هیأت علمی دانشکده کشاورزی دانشگاه یاسوج)
٤٣. دکتر محمدرضا نعمتاللهی (حشرهشناس، عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی اصفهان)
٤٤. دکتر محمدسعید امامی (حشرهشناس، عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی اصفهان)
٤٥. دکتر علیرضا حقشناس (حشرهشناس، عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی اصفهان)
٤٦. دکتر محمدحسن بشارتنژاد (حشرهشناس، عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی اصفهان)
منبع:سلامت نیوز
وزیر نیرو بر این باور است که از دو سال پیش روی ایده واردات آب فکر شده و ممکن است در آینده عملیاتی شود.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایسنا، گرچه ایران تا چند سال پیش صادر کننده آب مجازی به وفور بود و اکنون نیز این اتفاق کم و بیش رخ می دهد، اما به دلیل خشکسالیهای پیدرپی بحث واردات آب نیز مطرح است و جزو طرحهای در دست مطالعه وزارت نیرو است.
ترس از بی آبی و خشکی ایران وزارت نیرو را وادار کرده که به واردات آب نیز فکر کند، درست است که این ایده هنوز به مرحله اجرا گذاشته نشده اما وزیر نیرو بر این باور است که از دو سال پیش روی این ایده فکر شده و ممکن است در آینده عملیاتی شود.
این مساله نشان از عمق فاجعه بحران آب در کشور دارد و شاید در حال حاضر که آب در دسترس همگان است این موضوع درک نشود، اما قطعا زمانی که دیگر آبی برای نوشیدن نباشد درک بیآبی و بحران آب ملموس تر خواهد شد.
ایران کشوری در منطقه خشک و نیمه خشک است، علاوه بر این به دلیل ازدیاد برداشت از آب های زیرزمینی و کاهش آبهای سطحی هر روز به مرز خشکسالی واقعی نزدیک تر میشود. مصلحت کشور اینگونه طلب می کند که از هماکنون به فکر آینده و نیامدن فرجام بی آبی ایران باشیم.
علاوه بر این آمار گویای این است که میزان روانآبهای کل کشور در سال جاری ۵۴ میلیارد و ۶۰۳ میلیون مترمکعب بوده که نسبت به میانگین بلندمدت با ۸۰ میلیارد و ۵۹۵ میلیون مترمکعب، ۳۲ درصد کاهش داشته همچنین طبق آخرین داده ها ۴۲ درصد مخزن سدهای کشور خالی است.
همچنین در سال های گذشته ۱۳۰ میلیارد مترمکعب آب استحصالی در کشور وجود داشته اما در شرایط فعلی این رقم به ۸۸ میلیارد مترمکعب کاهش یافته که این موضوع بیانگر کاهش ۲۵ درصدی میزان آب استحصالی کشوراست.
از سوی دیگر در شرایط فعلی ۱۲۰ میلیارد مترمکعب کسری مخزن در کشور وجود دارد که قرار است طی برنامه ۲۰ ساله این عدد به صفر برسد و برنامه های متعددی برای آن در نظر گرفته شده اما باتوجه به این مساله که ایران در بین ۱۸۰ کشور دنیا از لحاظ برخورداری از منابع آب در رتبه ۵۰ و در بین این کشورها از لحاظ سرانه منابع آب در جایگاه ۱۱۲ دنیا قرار دارد نمی توان خیلی به رفع این بحران در آینده نزدیک در کشور امید داشت.
با همه این تفاسیر در مورد واردات آب و عملی شدن این ایده نیز انتقاد های زیادی وجود دارد و بسیاری از کارشناسان و دستاندرکاران حوزه آبی بر این باورند که باتوجه به هزینههای زیاد این کار دولت نمیتواند از عهده این کار برآید اما شاید چاره ای جز این کار برای ایران وجود نداشته باشد در مجموع به نظر می رسد که بهترین راهکار در شرایط فعلی بسیج همگانی برای گذر از بحران آبی است.
منبع:سلامت نیوز
شهره اقبالزاده: آمار نشان میدهد از زمانی که محصولات تراریخته بهطور وسیع کشت شدهاند، مصرف سموم افزایش پیدا کرده، علت چیست؟
به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه فرهیختگان، میدانید کشاورزان خیلی به علفکش رانداپ (گلیفوزات) علاقه دارند، هرچند اثرات بد آن بر سلامت و محیطزیست شناخته شده است. بسیاری از محصولات تراریخته را به رانداپ مقاوم کردهاند، هنگامی که کشاورز سویا یا هر محصول تراریخته مقاوم به رانداپ را کاشته است، میتواند از این علفکش استفاده کند، بدون اینکه محصولش صدمه اقتصادی ببیند. در حالی که قبلا کشاورز نمیتوانست در هنگام رویش محصولات علفی از علفکش استفاده کند. خوب خیال کشاورز را «راحت» کردند. این مساله منجر به استفاده بیشتر از رانداپ شد. بعد چه شد؟ مثل استفاده زیاد از آنتیبیوتیک که منجر به پیدایش میکروبهای مقاوم میشود، علفهای هرز مقاوم پیدا شدند که به آنها super weed میگویند، علفهای هرز مقاوم به رانداپ.
کشاورز برای نابودی آنها مقدار رانداپ را زیاد کرد و نتیجه نگرفت و دست به دامان علفکشهای قویتر و پرعارضهتر شد؛ مثلا در نقاطی از دنیا که علفکش 2-4D از رده خارج شده بود، مجددا برای مقابله با علف هرزهای مقاوم به کار گرفته شد و از چند علفکش استفاده و منجر به افزایش خطرات زیستمحیطی سموم شد.
در پنبه و ذرت آمدند ژن یک باکتری به نام bacillus Thuringiensis یا به اختصار BT را قرار دادند. این باکتری از خود سمی ترشح میکند که کرمی را که آفت ذرت و پنبه است، از بین میبرد. توکسین این باکتری سبب متلاشی شدن معده و مرگ کرم میشود. ذرت یا پنبهای که حاوی این ژن است خود تولیدکننده سم است! گفتند این توکسین برای انسان خطر ندارد. ولی آزمایشها نشان داده که دادن چنین غذایی به موشها سبب پاسخ شدید سیستم ایمنی و صدمه به رودهها شده است. هزاران گوسفند، گاومیش و بز در هند با چرا در مزارع پنبه BT مردند، آنها که زنده ماندند با بیمار شدند یا مشکلات باروری پیدا کردند.
19 درصد محصولات تراریخته در درون شان آفتکش دارند، 13 درصد این محصولات، هم آفتکش دارند و هم به علفکش مقاومند.
از سوی دیگر در مطالعهای به موشها ذرت تراریخته داده شد و به آب آشامیدنی آنها مقدار ناچیزی رانداپ اضافه شد که این وضعیت منجر به ایجاد تومورهای بزرگ و متعدد، بهخصوص تومورهای پستان، صدمه به کبد و کلیه و مرگ زودرس در 70 درصد از موشهای ماده و 50 درصد از موشهای نر شد. در حالی که این درصد در موشهای شاهد 30 و 20 درصد بوده است. این مطالعه به وسیلهGilles-EricSeralini در دانشگاه Caen صورت گرفته و در مجله The Food and Toxicology Journal چاپ شده است و در مطالعهای هم که توسط Michael Antonio در King College of London صورت گرفته، نتایج مشابهی به دست آمده است.
*فعال محیطزیست
منبع:سلامت نیوز
امید باتو*: این یادداشت در پاسخ به سوال آقای دکتر محمد درویش مدیر کل محترم دفتر مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت محیط زیست می باشد که اخیراً در کانال تلگرامی درویشنامه طی مطلبی تحت عنوان شور و انفعال در کردستان پرسیده بود کسی دلیل عدم همراهی با پویش سه شنبه های بدون خودرو را می داند؟
دبیر ستاد احیای دریاچه ارومیه با اشاره به اینکه امکان احیای دریاچه ارومیه ثابت شده است، از انجام مطالعات انتقال آب دریاچه وان به دریاچه ارومیه خبر داد.
مدیرعامل شرکت مدیریت منابع آب ایران گفت: انسداد 11 هزار و 921 چاه غیرمجاز، بهره برداری از 14 سد مخزنی و آبگیری پنج سد، از جمله اقدامات شاخص شرکت مدیریت منابع آب ایران در سه سال فعالیت دولت یازدهم است.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایرنا،«محمد حاج رسولیها» با اشاره به فرا رسیدن هفته دولت، به ارایه عملکرد شرکت مدیریت منابع آب ایران در طرح احیا و تعادل بخشی آب های زیرزمینی و همچنین حوزه طرح و توسعه این شرکت در دولت یازدهم پرداخت.
وی گفت: طرح احیا و تعادل بخشی آب های زیرزمینی با توجه به مصوبه شورای عالی آب به اقدامات مشترک وزارتخانه های کشور، جهاد کشاورزی، راه و شهرسازی، صنعت، معدن و تجارت و سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور نیاز دارد که با همراهی وزارت نیرو باید درخصوص مدیریت مصرف آب پیاده شود.
وی افزود: براساس این طرح، سال گذشته 475 میلیون مترمکعب، در چهار سال آینده 11 میلیارد مترمکعب و پس از 20 سال 110 میلیارد مترمکعب اضافه برداشت از منابع آب زیرزمینی کنترل خواهد شد.
حاج رسولیها یادآورشد: پیش از دولت یازدهم، متوسط سالیانه انسداد چاه های غیرمجاز برای اجرایی شدن این طرح، 2 هزار و 283 حلقه بود اما در دولت یازدهم پنج هزار و 853 حلقه چاه غیرمجاز مسدود و مسلوب المنفعه شد.
وی خاطرنشان ساخت: متوسط سالیانه نصب کنتور روی چاه ها پیش از روی کار آمدن دولت تدبیر و امید 2 هزار و 105 دستگاه بود اما در طول سه سال عملکرد دولت یازدهم، این رقم به 13 هزار و 918 دستگاه افزایش یافته است.
مدیرعامل شرکت مدیریت منابع آب ایران افزود: در حالی که متوسط سالیانه حجم آب صرفه جویی شده ناشی از انسداد چاه ها پیش از دولت یازدهم 152 میلیون مترمکعب بوده اما اینک این به 304 میلیون مترمکعب افزایش یافته است.
** جلوگیری از برداشت بیش از 844 میلیون مترمکعب آب از چاه های غیرمجاز
مشاور وزیر نیرو ادامه داد: تشکیل گروه های گشت و بازرسی در اجرای طرح احیا و تعادل بخشی آب های زیرزمینی عملکرد درخشان 98 درصدی داشته است.
وی گفت: تعداد 11 هزار و 921 حلقه چاه غیرمجاز در سه سال گذشته مسدود شد که کنترل اضافه برداشت آب به میزان 844 میلیون و 300 هزار مترمکعب را به دنبال داشت.
حاج رسولیها افزود: در این مدت، نصب جی.پی.اس(سیستم موقعیت یاب جهانی) روی دستگاه های حفاری از عملکرد 64 درصدی (مطابق برنامه) برخوردار و 15 هزار پرونده اصلاح و تعدیل پروانه های برداشت آب تشکیل شد و 12 هزار و 405 متر چاه پیزومتری* نیز حفر شد.
* پیزومتر چاهی است به قطر ۱۰ تا ۲۰ سانتیمتر که در داخل آن جدار فلزی یا پلاستیکی به قطر ۵ تا ۱۵ سانتیمتر قرار داده شده است. حفر و تجهیز پیزومترها مشابه دیگر چاه هاست و از آنها به دلیل مخارج کمترشان بیشتر و در مرحله اکتشاف استفاده می شود.
** عملکرد دولت یازدهم در حوزه طرح و توسعه
مدیرعامل شرکت مدیریت منابع آب ایران در ادامه به بهره برداری از 14 سد مخزنی با ظرفیت حجم آب قابل تنظیم سالیانه یک میلیارد و 541 میلیون مترمکعب و حجم مخزن سه میلیارد و 409 میلیون مترمکعبی در طول سه سال فعالیت دولت یازدهم اشاره کرد.
به گفته این مقام مسئول، سدهای ذکر شده شامل سد فرخی قاین در خراسان جنوبی، سد ماشکید1 (علیا) در سیستان و بلوچستان، سد رودبال داراب (بردنو) در استان فارس، سد سرابی تویسرکان در همدان، سد شهر بیجار (آیت الله بهجت) در گیلان، سد مروک در لرستان، سد ایوشان در لرستان، سد سورک (دهنو) در چهارمحال و بختیاری، سد زیویه در کردستان، سد سررود (قره تیکان) در خراسان رضوی، سد سیمره (هینی مینی) در ایلام، سد سراب گیلانغرب در کرمانشاه، سد تنگ حمام (شهدای گمنام) در کرمانشاه و سد حوضیان در لرستان است.
وی افزود: همچنین در این مدت، آبگیری از پنج سد مخزنی شامل سدهای کوچری (دستگاه اجرایی آب تهران)، چهچهه (دستگاه اجرایی آب خراسان رضوی)، عباس آباد کیله (دستگاه اجرایی آب کردستان)، داریان (دستگاه اجرایی شرکت آب نیرو) و ایوان (کنگیر) (دستگاه اجرایی آب ایلام) با ظرفیت مجموع حجم آب قابل تنظیم سالیانه یک میلیارد و 470 میلیون مترمکعب و حجم مخزن 600 میلیون مترمکعب اجرایی شد.
حاج رسولیها همچنین گفت: در سه سال دولت یازدهم 125 هزار و 626 هکتار شبکه آبیاری و زهکشی اصلی و 21 هزار و 988 هکتار شبکه آبیاری و زهکشی فرعی در این شرکت به بهره برداری رسید.
منبع:سلامت نیوز
کاهش ماهیان خاویاری، کاهش تراز آب، انقراض فوکها، آلودگی، نابودی نسل ماهیان، ساخت و سازهای بیرویه ساحلی، ویلاسازیهای بیضابطه و صدمات ناشی از گردشگران ساحلی سلامت و حیات بزرگترین دریاچه جهان را تهدید میکند و همه اینها به دلیل دخالتهای نسنجیده انسان پدید آمده است.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه ایران نگین آبی ایران در کنار جنگلهای زمردین شمال ویژهترین موهبتی است که خداوند در دل کشورمان نهاده است. موهبتی که دوست داریم پربگشاییم و چون پرندگان مهاجر به سمتش برویم، اما از اعماق این دریای مواج خبرهای دیگری به گوش میرسد
دریاچهای که سطل زباله مسافران شده و از ماهیان یک تنی خاویاری آن اثری نمانده است. خزری که نسل کیلکا در تور صیادانش روز به روز کمتر شده و اگر به داد فوکهایش نرسند غزل خداحافظی را سر میدهند. کاهش ماهیان خاویاری نخستین آسیبی بود که زنگ خطر مشکلات خزر را به صدا درآورد. ماهیان خاویاری که هر روز کمتر و کمتر میشود و به حال و روز انقراض افتاده؛ خاویاری که چند سالی است اجازه صید آن لغو شده، اما باوجود ممنوعیت صید هم خبرهای خوشی به گوش نمیرسد.
«سیدمهدی میرصالحی» مدیرکل دفتر حمایت از مالکیت وزارت صنعت، معدن و تجارت دو هفته پیش از مطالعات اولیه ثبت جهانی خاویار خبرداد که این مطالعات هم جواب خوبی نداشته، به طوری که صادرات خاویار از 200 تن در دو دهه قبل به 2 تن کاهش یافته است. این میزان در سال 94 به 1.5 تن تنزل پیدا کرده که نشان میدهد خاویار شرایط خوبی ندارد. انقراض ماهیان خاویار تا آنجا پیش رفته که برای نخستین بار به پرورش خاویار روی آوردهاند.
اکنون در گلستان که زمانی بزرگترین مرکز صید ماهیان خاویاری ایران بود تولید خاویار در مزارع پرورشی به یکی از بزرگترین سرمایه گذاریهای این استان تبدیل شده است. براساس اعلام شیلات گلستان، این استان در افق 1404 به دنبال پرورش این ماهیان در مزارع منفرد و مجتمعهای پرورشی است.
خلیج گرگان خشک میشود؟
یکی دیگر از مشکلاتی که دریای خزر در سالهای اخیر با آن رو به رو شده، پسروی شدید آب است. کاهش سطح آب و بخصوص عقب نشینی در خلیج گرگان درچند سال گذشته بقدری شدید بوده که در برخی نقاط ساحلی این استان آب یک کیلومتر پسروی کرده است.
اداره کل محیط زیست گلستان هشدار داده اگر این روند ادامه یابد خلیج به منطقهای بحرانی تبدیل میشود. مسئولان استانی در این رابطه چند ماه است که از تشکیل کارگروه نجات خلیج گرگان خبر میدهند، اما کار آن به کندی پیش میرود و در انتظارتعیین مسئول است. این در حالی است که خلیج گرگان بیتوجه به تشکیل این کمیته به پسروی خود طی ماههای گذشته ادامه داده است.
«الله یار اسعدی» رئیس بنادر و دریانوردی گلستان در این باره گفت: این خلیج زمانی دو کانال داشت که راه اتصال به دریا بود. اکنون این دو کانال مسدود شده و رودخانههای استان هم که آب چندانی ندارد از اینرو خلیج گرگان پسروی چشمگیری داشته است. از طرفی، سطح آب خلیج از آب خزر بالاتر رفته به طوری که دیگر آب دریا به سمت خلیج سرازیر نمیشود. بسته شدن کانالهای خلیج که این مسئول به آن اشاره کرد، موضوعی است که زودتر از همه باید به آن رسیدگی شود زیرا در این مورد یک مسئول استانداری گلستان که نخواست اسمش ذکر شود، تأکید کرد: هرگونه دستاندازی در ساحل دریا موجب میشود رسوبات به اطراف پخش شود و لایروبی بندر امیرآباد و موج شکن این بندر بر پخش شدن رسوبات به سمت خلیج گرگان و بر بسته شدن دو کانال بیتأثیر نبوده و موضوع باید بررسی شود.
فکها آینه مشکلات خزر
بسته شدن کانالهای «خزینی» و «چپ اوقلی» جزیره آشوراده دسترسی فکهای خزری به این حیاط خلوت حیات وحش را نیز کمتر کرده است. «امیر صیاد شیرازی» مسئول مرکز تحقیقاتی فک خزری در مورد عوامل کاهش جمعیت فکها، اظهارداشت: شکارغیرمجاز، تلفات در تورهای ماهیگیری، آلودگی، تغییرات اقلیمی، کمبود موادغذایی، گونههای مهاجم و انواع بیماریها موجب شده تا نسل تنها پستاندار دریای خزر بشدت در خطر باشد.
براساس آخرین سرشماری فک خزری در سال 2008 میلادی، جمعیت یک میلیون قطعهای این پستاندار به 100 هزار کاهش یافته و اگر اقدامهایی برای حفاظت آنها انجام نگیرد در آیندهای نه چندان دور از بین خواهند رفت.
وی از نخستین همکاری مشترک گروه علمی ایران و روسیه در طرح تحقیقاتی فک خزری خبر داد که سه سال به طول خواهد انجامید و امید میرود نتایج آن باعث جلوگیری از شکار این گونه با ارزش شود.
کاهش ماهیان
«رضا هاشم نژاد» از دوستداران محیط زیست که با قایقش مسافران را به جزیره متروک آشوراده میبرد، از انباشت رسوب در خلیج گرگان خبر داده و گفت: با یک تلاطم کوچک آب گل آلود میشود و گردشگران کمتر تمایل پیدا میکنند که به این منطقه بیایند، در حالی که گردشگری از منابع درآمدی اهالی است.
همچنین به دلیل قطع شدن ارتباط خلیج گرگان با دریا راه ورود ماهی بسته شده و فقط همان دسته از ماهیان باقیمانده به زاد و ولد ادامه میدهند که از اینرو تعداد ماهیان کم شده و صیادی از رونق افتاده است.
هاشمنژاد با اشاره به اینکه هفته پیش از سواحل بندرترکمن 300 کیلو زباله جمعآوری شد، افزود: بجز زبالهای که مسافران میریزند رودخانهها هم زبالهها را به سمت سواحل میآورد. مشکلات خزر بیشتر از اینکه گردابی خودساخته باشد از دست اندازیهای بشر پدید آمده، مشکلاتی که جبران پذیرهم اگر باشد به زمان و برنامه نیاز دارد.
منبع:سلامت نیوز
مدیرکل منابع طبیعی استان مازندران با اشاره به انتقال مالکیت 5 هزار هکتار از جنگلهای هیرکانی به اوقاف گفت: بر اساس وضعیت پیش آمده اوقاف میتواند؛ هرکاری که بخواهد در این جنگلها انجام دهد.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایلنا، ستار بابایی در ارتباط با انتقال مالکیت حدود ۵ هزار هکتار از جنگلهای هیرکانی به اوقاف گفت: وقف نامهای متعلق به سال ۱۳۲۶ قمری وجود دارد که فردی؛ دو روستا، درختان مثمر و غیرمثمر و مراتع آن را وقف کرده است، البته حدود ثغور این وقف مشخص نیست، اما در این وقفنامه حرفی از جنگل نیست، بلکه در مورد روستا صحبت شده است و بحث روستا هم به ما ارتباطی ندارد، اما کارشناسان دادگستری در آخرین نظر خود عنوان کردهاند که حدود ۵ هزار هکتار از این جنگلهای هیرکانی نیز به این وقف مربوط است.
وی ادامه داد: این درحالی است که حدود ۱۰ الی ۱۲ سال پیش زمانی که این مساله طرح موضوع شده بود؛ رای بدوی و تجدید نظر به نفع سازمان جنگلها صادر شد، اما پس از آنکه دیوان عدالت اداری به این موضوع ورود کرد، نظر کارشناسان دادگستری نیز تغییر کرد و نظر آنها در آخرین رای در تاریخ ۸ / ۳/ ۹۲ بر وقفی بودن این جنگلها بود.
مدیر کل منابع طبیعی استان مازنداران با اشاره به اینکه در تلاش هستیم تا دوباره این پرونده حقوقی را به جریان بیاندازیم، افزود: از من با عنوان فروش مال غیر، شکایت کردهاند، زیرا آنجا در حال اجرای طرح جنگلداری هستیم و ۲ مجری ما که با آنها قرار داد ۱۰ ساله داریم؛ در این جنگلها مشغول کار بودند، هر دو مجری نیز شرکتهای دولتی چوب، کاغذ و راهآهن هستند، اوقاف حتی خرده محصولاتی که از جنگل به بیرون برده میشود را نیز ضبط کرده، بنابراین فعلا دستور توقف کار صادر شده است.
بابایی گفت: تنها راه خروج از این وضعیت رای محاکم قضایی است، در غیر این صورت این جنگلها برای اوقاف است و هر کاری بخواهد میتواند در آن انجام دهد و دیگر به کسی ربطی ندارد و در واقع مدیریت این جنگلها از سازمان جنگلها گرفته شده و به نهادی غیرتخصصی واگذار میشود.
منبع:سلامت نیوز
شادی توکلی مهر*: ردپای آب، مقدار آبی است که به صورت مستقیم و غیر مستقیم در فرآیند تولید محصول، (که شامل مصرف آب و آلودگیهای آن در سراسر چرخه تولید است) مصرف میشود. ردپای آب میتواند برای یک فرآیند مانند رشد برنج، برای یک محصول مثل یک شلوار، برای سوختی که در ماشینهایمان میریزیم یا برای یک کارخانه بینالمللی اندازهگیری شود. ردپای آب میتواند به ما بگوید چه مقدار آب در کشورها، در جهان، در حوضه یک رودخانه یا یک آبخوان مصرف میشود. همچنین میتواند در مقیاس هر تن از محصول، هر هکتار از زمین، هر واحد از ارز و واحدهای عملیاتی اندازهگیری شود.