منابع طبیعی سقز

بیان مسائل و مشکلات منابع طبیعی و محیط زیست

منابع طبیعی سقز

بیان مسائل و مشکلات منابع طبیعی و محیط زیست

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع می باشد.

پیوندهای روزانه

۸۰ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است


 

دشت جیرفت تا یک دهه دیگر بیابان خواهد شد

 تالاب جازموریان که روزگاری محل زمستان‌گذرانی پرندگان مهاجر بود امروز به مکانی برای مهاجرت ریزگردها به سمت سکونتگاه‌های مردم تبدیل شده‌است.

به گزارش سلامت نیوز، روزنامه صبح نو نوشت: جازموریان در معرض احتضار است و اگر نابود شود، برای مقابله با مهاجرت گسترده مردم ساکن در جنوب کرمان، باید میلیاردها تومان هزینه کنیم اما مسوولان استانی قصد دارند با هدف تأمین آب شرب مردم کرمان، در سرشاخه‌های هلیل‌رود در منطقه راور، سد احداث کرده و آب آن را به کرمان منتقل کنند. اجرای این پروژه انتقال آب، مانند تمام پروژه‌های دیگر انتقال آب، مشکل کرمان را حل نمی‌کند اما جازموریان را برای همیشه نابود خواهد کرد.

جازموریان هم مثل سایر تالاب‌های ایران از نگاه مسوولان قلک آب به حساب آمده‌است. چرا که مسوولان استان کرمان قصد دارند حق این تالاب را ندیده بگیرند. طرحی در کرمان در دست اجراست که بر اساس آن سد شهیدان امیرتیموری بر روی سرشاخه‌های هلیل‌رود در راور احداث خواهد شد. سپس با اجرای پروژه تأمین آب شرب کرمان، حق این تالاب به نقطه‌ای دیگر منتقل می‌شود. بر اساس مطالعات موجود، 80 درصد آب تالاب جازموریان از طریق رودخانه هلیل‌رود تأمین می‌شود و 20 درصد بقیه نیز توسط رودخانه بمپور سیستان‌و‌بلوچستان به این تالاب منتقل می‌شود.


از آنجا که حوضه راور یکی از حوضه‌های پرآب منطقه است و سهم آب انتقالی از سرشاخه‌های این حوضه، بسیار زیاد است، اگر پروژه ساخت سد تکمیل شده و آب آن به کرمان منتقل شود، تالاب جازموریان برای همیشه نابود خواهد شد.آقای ارسلان فاریابی عضو هیات علمی گروه علوم مهندسی آب دانشگاه جیرفت در گفت‌وگو با «صبح‌نو» می‌گوید: امیدوارم که این پروژه اجرایی نشود.


وی تاکید می‌کند: اجرای این پروژه تأثیر زیادی به روی تالاب جازموریان خواهد داشت و این تالاب را بیش از گذشته خشک می‌کند. به گفته فاریابی هلیل‌رود شاهرگ حیاتی منطقه است و به دلیل وقوع خشکسالی‌های پیاپی در سال‌های اخیر، ظرفیت کشاورزی منطقه به شدت تحلیل رفته و وضعیت منابع آب زیرزمینی حادتر شده‌است. وی اجرای پروژه اخیر انتقال آب هلیل‌رود را عاملی برای بیابان شدن منطقه جیرفت معرفی کرده و یاد‌آور می‌شود: این مساله نه فقط جازموریان و شهرستان رودبار جنوب بلکه شاید نیمه جنوبی استان کرمان را به طور کامل تبدیل به منطقه‌ای کویری و خشک و وضعیت این منطقه را مشابه سیستان یا حتی بدتر می‌کند.

مهاجرت گسترده مردم از جنوب کرمان
دشت جیرفت قرار است مشابه سیستان خالی از سکنه شود. در حال حاضر این منطقه دشت حاصلخیزی است که تأمین‌کننده هندوانه شب یلداست. قیمت پیاز و سیب‌زمینی در زمستان به طور کامل به شرایط آب و هوایی جیرفت بستگی دارد زیرا این گلخانه طبیعی در زمستان تأمین‌کننده نیازهای کشور است.آقای مهدی آزادآور عضو هیات علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی جنوب کرمان نیز در گفت‌وگو با «صبح‌نو» به پتانسیل‌های کشاورزی منطقه اشاره کرده و انتقال آب هلیل‌رود را عاملی برای تبدیل شدن جازموریان به کانون گرد و غبار معرفی می‌کند.


وی با استناد به سخنان خانم معصومه ابتکار رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست می‌گوید: تالاب جازموریان منشاء 25 درصد از گرد و غبارهای منطقه است. آزادآور ادامه می‌دهد: در آینده شرایط تالاب جازموریان وخیم‌تر خواهد شد اما اگر با همین منوال فعلی هم پیش برویم، طی 10 تا 15 سال آینده شاهد مهاجرت گسترده مردم از جنوب کرمان خواهیم بود و این مهاجرت‌ها مشکلات اقتصادی و اجتماعی برای کشور ایجاد کرده و ناامنی‌ها را توسعه می‌دهد. وی همچنین با اشاره به تحقیقات همکارانش از روند خطرناک افت سفره آب‌های زیرزمینی و انقراض گونه‌های گیاهی و جانوری در دشت جیرفت خبر می‌دهد.
گونه انار شیطان در دشت جیرفت به صورت لکه‌ای کوچک وجود دارد و این گونه بدون شک از اجرای پروژه‌های انتقال آب ناشی از دستکاری‌های بشر آسیب فراون می‌بیند. از آنجا که رویشگاه این گونه بسیار محدود است، حفظ لکه کوچک جیرفت به عنوان معروف‌ترین ذخیره‌گاه این گونه اهمیت بسیاری دارد اما آقای محمد حسین کردستانی مدیر کل منابع طبیعی و آبخیزداری جنوب کرمان ارائه هر گونه اطلاعات درباره تأثیرپذیری این گونه و سایر گیاهان منطقه از اجرای پروژه‌های انتقال آب را منوط به ارائه نامه کتبی از سوی روزنامه «صبح‌نو» می‌کند.

تشکیل کارگروه مدیریت جامع حوضه آبریز تالاب جازموریان
پروژه‌های انتقال آب به ظاهر نیازهای انسان را تأمین می‌کنند اما خسارات آنها جبران‌ناپذیر بوده و این رویه در هیچ جای دنیا پسندیده نیست. به همین دلیل برای اجرای پروژه‌های انتقال آب، قوانین سختگیرانه‌ای در نظر گرفته شده‌است. آقای ابوالفضل آبشت مدیر طرح حفاظت از تالاب‌های ایران نیز با اجرای پروژه‌های انتقال آب هلیل‌رود مخالف است زیرا این پروژه‌ نظام هیدرولوژیکی منطقه را به هم می‌زند. وی می‌گوید: گاهی مسائل امنیتی و معیشتی سبب می‌شود دولت‌ها پروژه‌های انتقال آب را اجرا کنند. آبشت خبر خوشی هم برای تالاب جازموریان دارد زیرا روز یکشنبه کارگروه مدیریت جامع حوضه آبریز این تالاب تشکیل جلسه خواهد داد و تمامی ذی‌نفعان و برنامه‌ریزان در این کارگروه گرد هم جمع می‌شوند تا بهترین برنامه را برای آن بریزند. وی اضافه می‌کند: فکر می‌کنم در این جلسه درباره مسائل مختلف صحبت شود اما در نهایت خروجی آن، اجماعی است که بین همه ذی‌نفعان تالاب به دست می‌آید. مدیر طرح حفاظت از تالاب‌های کشور عدم رعایت حق‌آبه‌های زیست‌محیطی را ناشی از تصمیم‌گیری‌های مجزای دستگاه‌های اجرایی می‌داند. به گفته وی این نخستین باری است که کشور تصمیم دارد برای مدیریت حوضه آبریز تالاب‌ها، برنامه مشترک بدهد به همین دلیل برای 15 تالاب کشور کارگروه مدیریت جامع حوضه آبریز تشکیل داده‌است.

سیاست‌گذاران مهم‌تر از ذی‌نفعان
آبشت تنها کسی نیست که به جلسه مشترک مدیریت جامع حوضه آبریز تالاب جازموریان خوش‌بین است. ارسلان فاریابی عضو هیات علمی گروه علوم مهندسی آب دانشگاه جیرفت نیز در این رابطه می‌گوید: هر اقدامی که وضعیت جازموریان را از شرایط کنونی بدتر نکند، غنیمت است. وی تاکید می‌کند: احیای تالاب‌ها کار راحتی نیست. احیای دریاچه ارومیه با وجود هزینه‌های زیادی که برای آن شده چندان طرح موفقی نبوده‌است. درباره تالاب جازموریان نیز وضع به همان صورت است. شاید به‌دلیل کوچک‌تر بودن این تالاب اهمیت آن کمتر باشد اما خشک شدن جازموریان به مراتب خطرات بیشتری دارد زیرا معیشت مردم این منطقه کاملاً به کشاورزی و آورد رودخانه هلیل‌رود وابسته است. فاریابی تاکید می‌کند: سیاست‌های کلان برای نجات جازموریان بسیار تعیین کننده‌تر است؛ اما این کمیته‌ها یک گام کوچک است. به گفته وی شاید با یکی دو جلسه به خروجی مطلوب دست پیدا نکنیم اما قطعاً هرچه جلسات بیشتری برگزار شود و مسوولان و کسانی که حوزه کاری آنها مرتبط با جازموریان است، به همراه ذی‌نفعان در جلسات حضور یابند، قطعاً می‌تواند روی وضعیت این تالاب تاثیرگذار باشد. تبعات اقتصادی و اجتماعی خشک شدن تالاب جازموریان برای کشور بسیار سنگین است اما باید دید آیا باز هم شرکت‌هایی با ارائه توجیه اقتصادی برای اجرای پروژه انتقال آب به کرمان، حق حیات را از تالاب جازموریان سلب می‌کنند یا با خرد جمعی، تصمیمی گرفته می‌شود که منافع ملی در آن لحاظ شده باشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۵۴
پیمان صاحبی


حقوق شهروندی که اخیراً رئیس‌جمهور از آن رونمایی کرد چه می‌شود؟

چند نکته درباره تخریب باغ قدیمی تهران

 قوه قضائیه یا مجلس در بعضی مسائل باید ورود کند و قوانین مخل نظم اجتماعی را اصلاح کند. چه کسی گفته است که من اگر زمینی را دارم هر طور می‌خواهم می‌توانم بسازم؟ پس حقوق شهروندی که اخیراً رئیس‌جمهور از آن رونمایی کرد چه می‌شود؟

به گزارش سلامت نیوز، خبرآنلاین، می‌نویسد: این هفته به باغ خیابان‌ فرشته با بیل‌مکانیکی یورش برده‌اند و قرار است به جای درخت‌ها، برج ۱۵ طبقه بسازند. شهرداری اعلام کرده است که: قانونی است.

در این باره چند نکته قابل توجه است اول اینکه چه کسی می‌آید تحقیق کند قانونی است یا نه؟ قوه قضائیه با این حجم گرفتاری آیا این کار را می‌کند و آیا درست رسیدگی می‌کند؟

دوم اینکه به فرض قانونی باشد، توجه به مسائل انسانی، عاطفی، شهروندی و اجتماعی فرهنگی کجا می‌رود؟ وانگهی قانون را باید با شرایط و زمینه‌هایش در نظر گرفت، چه‌بسا مر قانون را اگر اجرا کنی مصیبت‌های فراوانی را برای دیگران ایجاد خواهد کرد.

سوم اینکه آنقدر قوانین جورواجور وجود دارد که هر کس از یک بندش به نفع خود استفاده می‌کند. متاسفانه هر سال بر حجم این قوانین افزوده می‌شود بدون اینکه تنقیحی صورت گیرد. من به بعضی نمایندگان پیشنهاد کردم دست‌کم یک سوم وقت کمیسون‌ها صرف بازنگری قوانین گذشته شود.

چهارم اینکه قوه قضائیه یا مجلس در بعضی مسائل باید ورود کند و قوانین مخل نظم اجتماعی را اصلاح کند. چه کسی گفته است که من اگر زمینی را دارم هر طور می‌خواهم می‌توانم بسازم؟ پس حقوق شهروندی که اخیراً رئیس‌جمهور از آن رونمایی کرد چه می‌شود؟ آیا فرد با پولی که دارد و شهرداری با پولی که می‌گیرد می‌تواند اجازه آسمانخراش بدهد و بعد در کنار آن بسیاری را به خاک سیاه بنشاند، یا این‌ها باید ضابطه داشته باشد؟

چه کسانی از این آسمانخراش‌ها بهره می‌برند و چه کسانی ضرر می‌بینند؟ کسانی که بهره می‌برند عبارتند از پولدارها و سرمایه‌دارها و سپس شهرداری که با فضا فروشی یا چیزهای دیگر به ادعای اینکه می‌خواهد هزینه خود را دربیاورد سود می‌برند.

اما کسانی که ضرر می‌بینند: ۱-مردم و خانه‌های مجاور و ۲- همه مردم شهر به خاطر تراکم جمعیت ۳- افزایش حجم تراکم ترافیک ۴- بدتر شدن وضعیت هوا ۵- از بین رفتن فضای سبز ۶- سرازیر شدن جمعیت‌های شهرستان‌ها به تهران برای کارهای کاذب و ۷- خریدهای بی‌رویه اجناس از خارج و افزایش واردات ۸- تغییر سبک زندگی به لحاظ فرهنگی ۹- افزایش نرخ‌ها به لحاظ اقتصادی ۱۰- تقویت فاصله طبقاتی ۱۱- افزایش فساد و تبهکاری و ... شما را به خدا آیا سود و زیان درباره کل جمعیت برابری می‌کند؟

آیا این نوعی خودزنی از جانب متولیان شهر نیست؟ شهردار و شهرداری یعنی حافظ منافع همه شهروندان و نه مالک همه امکانات شهر. مغز متفکر شهر کیست؟

شورای شهر یا شهردار یا ... آیا ما به جای درست کردن ابرو، چشم شهرها را کور نکرده‌ایم؟ آیا تهران شهر زندگی است؟ دست‌کم مثل خارجی‌ها باشیم که داون‌تاون که محل کسب و کار است از این برج‌ها فقط به قدر نیاز بسازیم و بگذاریم بقیه مردم زندگی کنند و اینقدر به فکر خواص نباشیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۵۳
پیمان صاحبی


 

هشدار درباره تولید کانون‌های جدید گرد و غبار در خوزستان

در ایامی که استان خوزستان به عنوان یکی از استان های استراتژیک کشور از وقوع طوفان های گرد غبار با منشاهای داخلی و خارجی رنج می برد، معاون امور تالاب ها در دفتر زیستگاه‌ها و امور مناطق سازمان حفاظت محیط زیست از تصویب بی مهابای پروژه های توسعه ای در خوزستان انتقاد کرده و نسبت به تولید کانون های جدید گرد و غبار در این استان هشدار داد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایسنا،مسعود باقرزاده کریمی با اشاره به اینکه اگر به رویکرد اکوسیستمی پایبند نباشیم طرح های توسعه ای که امروزه اجرا می شوند یا قرار است اجرا شوند، می توانند در آینده مشکل آفرین شده و کانون های جدید گرد و غبار ایجاد کنند، گفت: در حال حاضر طرح هایی در خوزستان تصویب شده که پتانسیل تولید کانون گرد و غبار را دارند. بنابراین در شرایطی که با صرف هزینه های بالا کانون های فعال گرد و غبار را تثبیت می کنیم باید همزمان بازنگری در برنامه های توسعه و مدیریت سرزمین داشته باشیم تا از ایجاد کانون های جدید جلوگیری کنیم.

وی افزود: اجرای طرح های توسعه ای بدون توجه به ابعاد مختلف آن، باعث محدود شدن منابع آبی، از بین رفتن پوشش گیاهی، چرای بی رویه، شخم زدن های غلط و تخریب منابع طبیعی و در نهایت تبدیل منابع به کانون های گرد و غبار شده است و حالا ادعا می کنند سازمان حفاظت محیط زیست باید با این کانون ها مقابله کند. در مناطقی که کانون های گرد و غبار فعال شده مجبور هستیم اقدامات درمانی خودر ا شروع کنیم برای مثال در دریاچه ارومیه در حال حاضر هزینه و تاوان توسعه ناپایدار در گذشته را پرداخت می کنیم.

معاون امور تالاب ها در دفتر زیستگاه‌ها و امور مناطق سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به اینکه اینها بحث های پیچیده ای است که سازمان حفاظت محیط زیست به تنهایی نمی تواند پاسخگوی آن باشد، تاکید کرد: باید دوراندیشی داشته باشیم و از ابتدا سرانجام طرح ها را مد نظر قرار دهیم. این کار بسیار پرهزینه و غیر منطقی است که از انتها به ابتدا حرکت کنیم. منطقی نیست که اجازه بدهیم کانون ها فعال شوند و بعد بگوییم حالا باید کانون ها را تثبیت کنیم. بر همگان روشن است که پیشگیری بهتر و کم هزینه تر از درمان است.

باقرزاده کریمی با بیان اینکه توسعه 550 هزار هکتاری کشاورزی در خوزستان، از جمله طرح‌های توسعه‌ای است که طبیعتا محدود کردن آب‌ تالاب شادگان را به همراه خواهد داشت و در صورت عدم توجه به حق‌آبه این تالاب، آسیب هایی به دنبال خواهد داشت، گفت: وقتی برنامه های کلان توسعه ای در پیش است باید هماهنگی بین طرح ها وجود داشته باشد و ابعاد مختلف طرح ها در نظر گرفته شود. در حال حاضر در بالادست کارون تخصیص وسیع منابع آب در بخش های مختلف صورت گرفته است، این موضوع باید مورد بررسی قرار گیرد و مشخص شود که این تخصیص ها تا چه حد در آب پایین دست کارون اثرگذار خواهد بود.

مسائل کلان کشور را دولت ها به هم پاس می دهند

این مقام مسئول در سازمان حفاظت محیط زیست با بیان اینکه برای پایداری تمدن سرزمین خود باید فارغ از این دولت و آن دولت، برای حفظ سرزمین مان تلاش کنیم، گفت: اغلب آمارها در مورد پارامترهای هواشناسی و زیست محیطی در ایران منفی است. بارش ها کاهش، دماها افزایش، پوشش های گیاهی رو به تخریب، منابع آبی محدود و سطح آب زیرزمینی رو به کاهش رفته است و اکثر نمودارهای این پارامترها منفی شده است این طور نمی توان کشور را مدیریت کرد چون مسائل کشور از دامان این دولت به دامان دولت دیگر انداخته می شود.

به گفته باقرزاده کریمی، در استان خوزستان این نگرانی ها بارز است چون استانی است که علاوه بر خاک حاصلخیز، 30 درصد منابع آبی و 80 درصد نفت کشور را در خود دارد، بنابراین استانی است که به لحاظ ارزش و اعتبار به کلیه استان ها برتری می کند ولی نتوانسته ایم این استان را ساماندهی و توسعه و محیط زیست را با هم همگن کنیم. طی دهه ها اخیر بخاطر بی مبالاتی ها و اقدامات خودسرانه بخش های مختلف اعم از نفتی ها، کشاورزی ها و آبی ها چنین وضعیتی برای خوزستان و تالاب های این منطقه ایجاد شده است.

این کارشناس سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به اینکه من همواره تالاب را به عنوان شاخص پایداری توسعه عَلَم کرده ام، تاکید کرد: برای اینکه بدانیم توسعه در یک منطقه پایدار بوده یا نه، باید به وضعیت تالاب آن توجه کنیم اگر تالاب سرحال باشد توسعه منطقه پایدار بوده و اگر بیمار باشد توسعه ناپایدار بوده است. تالاب هم به لحاظ ذاتی ارزشمند است و هم از این جهت که معیار توسعه محسوب می شود ارزش دیگری پیدا می کند.

وی با تاکید بر اینکه باید در سیاست های توسعه ای خوزستان بازنگری و تکلیف دستگاه های مسئول مشخص شود، گفت: باید از تصمیمات پشت درهای بسته خودداری شود و ابعاد مختلف طرح های توسعه ای استان از جمله طرح توسعه 550 هزار هکتاری کشاورزی در این منطقه بررسی شود تا نحوه تامین منابع آبی، نحوه مدیریت آلودگی های حاصله از این طرح، مدیریت زه آب ها و ... مشخص شوند.



۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۵۱
پیمان صاحبی


 

مریم نورایی‌نژاد - پژوهشگر مسائل زنان

شرایط زیست‌محیطی سرزمین مادری‌مان ایران شرایط پایداری نیست و در اثبات این مدعا وضعیت دریاچه­ها و تالاب‌های کشور گواه اصلی است. جدا از کلیه آمارهای جهانی در روندهای تخریب زیست‌محیطی که به ایران لقب یکی از ۱۰ کشور تخریب‌کننده زیست‌محیط را داده، نگاهی گذرا به آلودگی‌های محیطی قابل لمس، مانند آنچه امروز در تهران و شهرهای بزرگ می‌گذرد، نیز نشانگر وضعیت تلخی است که برای چاره اندیشی اصلاح آن اگر دیر نشده باشد، وقت زیادی هم باقی نمانده است.

در میان روش‌های متعددی که بیشتر در اندازه‌های خرد و کلان جهت مبارزه با تخریب محیط زیست مدنظر دولت‌ها و سازمان‌های مستقل و مردم‌نهاد است، فرهنگ‌سازی ازجمله راه‌هایی است که توانمندی ایجاد تغییرات پایدار آن اثبات شده است. حفاظت از محیط زیست و از خود دانستن آن در صورتی جنبه عملیاتی می‌یابد که همه ما خود را جزئی از زمین و طبیعت بدانیم و این میسر نمی‌شود مگر با آموزش. خواندن کتاب شاید یکی از آسان‌ترین راه‌های فرهنگ‌سازی برای غلبه بر مسائل و مشکلات اجتماعی است. شرایطی را تصور کنید که در کتاب‌های درسی به کودکان‌مان بیاموزیم که زمین مادر ماست و شرط تکریم از مادر، آزار نرساندن و تخریب نکردن آن است. آن وقت است که دیگر ایران‌مان نه‌تنها در رأس کشورهای تخریب‌کننده زیست‌محیطش نخواهد بود، بلکه می‌تواند مدعی انتقال ارث سلامت طبیعت به نسل‌های بعدی هم باشد.

کتاب "زنان و محیط زیست" ازجمله آثار خواندنی دکتر عباس محمدی‌اصل؛ عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و جامعه‌شناس برجسته جنسیتی است که موفق شده برگزیده یازدهمین دوره کتاب فصل در سال ۸۸ نیز باشد. این کتاب که توسط نشر شیرازه و در ۱۹۶ صفحه منتشر شده، بنا بر گفته مؤلف در مصاحبه‌ای(۱)، به "بررسی زندگی مسالمت‌آمیز با طبیعت" در دنیای امروز پرداخته و در واقع با دست‌گذاری روی مبحث مهم محیط زیست، دو حوزه تعامل زن و طبیعت را مورد موشکافی قرار داده است.

کتاب با جمله­های شگفت‌انگیزی از "والت وایتمن" با مضمون ماهیت آلودگی‌زدا و تطهیرکننده خاک آغاز می­شود:

از این خاک در شگفتم

از این خاک آرام صبور

خاکی که از میان تباهی‌ها این همه شیرین می‌رویاند

خاکی که از میان کومه‌های پلشت، خوش‌ترین نسیم‌ها را می‌وزاند

بر این همه تباهکاری بی‌اعتنا می‌گذرد و هر سال از نو می‌رویاند

خاکی که برای آدمی ارمغان‌های بهشتی می‌آورد، اما سرانجام این‌چنین پاداش می‌گیرد.

پیشگفتار کتاب با چنین آغازی، سخن از تنظیم و کنترل محیط به دست انسان می‌گوید و به‌دنبال آن است تا رابطه جامعه و طبیعت را از منظر مناسبات جنسیتی مورد توجه قرار داده و روشن کند که دگرگونی‌هایی که توسط آدمی در محیط و طبیعت ایجاد شده چه نسبتی با فرهنگ دارد و مظاهر مردانه فرهنگ چگونه باعث نابرابری، تخریب و در نهایت نابودی محیط زیست انسانی شده است.

در بررسی دگرگونی‌های انسانی در محیط و مصادیق منفی این دگرگونی‌ها؛ کتاب در پنج بخش "طبیعت اسیر فرهنگ می‌شود"، "ماهیت آدمی، از خود بیگانه می‌شود"، "طبیعت راهی یافتن مادر خود می‌شود"، "محیط زیست در بی‌سالاری سبز می‌شود" و "آسمان آبی، جهانی می‌شود"؛ تنظیم شده است. مؤخره کتاب حاوی جمع‌بندی آماری از روال‌های تخریب محیط زیست انسانی به دست جوامع مختلف در حال توسعه و پیشرفته است و خاطرنشان می‌کند که تنها راه رهایی از شرایط نابسامان کنونی محیط زیست، بازگشت به خرد دوجنسیتی (همراهی دو جنس زن و مرد در کنار هم در مواجهه با مسائل) است.

مقدمه کتاب با طرح پرسش از میزان تطابق جنبش‌های زیست‌محیطی با هماهنگی خردمندانه با طبیعت، شروع می‌شود و نویسنده برای پاسخگویی به این پرسش به تشریح ویژگی‌های عصر روشنگری و دوره تاریخی مدرنیته پرداخته و جریان مدرنیته را همزمان با طرح مالکیت خصوصی و بهره‌برداری از منابع طبیعی توسط انسان می‌داند. بهره‌برداری که از توجهات خردمندانه انسانی به دور بوده و صرفاً به‌دنبال توسعه و رفاه بیشتر بوده و زمانی شکل مسئله و مشکل را می‌یابد که مرد مظهر فرهنگ شده، بر زن تسلط یافته و ادامه این روند به بحرانی به نام بحران محیط زیست انجامیده است. در واقع در عصر روشنگری، فرهنگ مردانگی شکل عقل و خرد محض به خود می‌گیرد و تمایلات پاک انسانی در تعامل انسان و محیط در فرهنگ مسلط مردانه به دست فراموشی سپرده شده و بحران محیط زیست را رقم می‌زند.

با چنین توجهی، کتاب ابتدا به بحث درباره مسئله بحران محیط زیست پرداخته و با مرور نظریه‌های مربوط به تعاملات انسان و محیط؛ تغییر و دگرگونی‌های انسانی در محیط را در کنار نگاه ناشی از حق مالکیت بر طبیعت، دو عامل تأثیرگذار در رسیدن به وضعیت کنونی می‌داند.

بخش نخست کتاب با عنوان "طبیعت اسیر فرهنگ می‌شود"؛ با شرح مسئله بحران محیط زیست و ارائه آمار و ارقامی از نحوه بهره‌برداری بشر از روزگار دیرین تا امروز، از مصادیق تکنولوژیکی سخن می‌گوید که با وجود همه دستاوردهای مثبت برای بشر، توازن پویای محیط زندگی او را برهم زده است. در این فصل کتاب از مالکیت خصوصی، از خود بیگانگی اجتماعی و افزایش تعارض‌های بشری به‌عنوان عواملی در راه جدایی انسان از طبیعت و به تبع آن ظرفیت‌های بالقوه انسانی - اجتماعی یاد می‌شود و تأکید می‌کند که تقسیم کار به‌عنوان محصول مستقیم سرمایه‌داری در مالکیت خصوصی و کالا انگاری طبیعت؛ انسان را در حالی که خود بخشی از طبیعت است، چنان از خود بیگانه کرده و در مناسبات پولی و خرید و فروش غرق می‌کند که آدمی نسبت خود با زمین و طبیعت را فراموش کرده و انگیزه‌های فردی برای تولید، رقابت و دستیابی به پیشرفت اقتصادی؛ همچنان تخریب بیشتر محیط زیست را باعث می‌شود.

بخش دوم کتاب با عنوان "ماهیت آدمی، از خود بیگانه می‌شود"؛ به شرح وضعیت تولید و مصرف در جامعه طبقاتی شده می‌پردازد و با اتکا به نظریه مصرف طبقاتی بوردیو؛ تأکید می‌کند که مصرف، عمدتاً پاسخی به جستجوی خودهای متمایز و مشخص توسط افراد و گروه‌ها از سایرین است. در واقع مصرف متمایز از دیگران به آنان هویتی طبقاتی می‌دهد که همه تلاش می‌کنند بالاترین آن را نصیب خود کنند. در چنین شرایطی است که فاصله محیط‌های شهری و روستایی از هم زیاد شده و ارزش افزوده ناشی از سرمایه و تقسیم کار به طبقه بورژوآی شهری می‌رسد، از خودبیگانگی شکل می‌گیرد و دستیابی به کالا و مادیات چون کعبه آمال بشری جلوه‌گر می‌شود. نگاه صرف مصرفی به زندگی، مردم را از طبیعت که خود جزئی از آن هستند دور می‌کند و آنان را مصرف‌کنندگانی منفعل و سوژه‌هایی در تسلط فرهنگ شکل می‌دهد. رقابت خصمانه در رسیدن به سود بیشتر و زندگی مصرف‌زده‌تر، سهم بزرگی در تخریب هرچه بیشتر محیط زیست ایفا می‌کند. انسان معاصر به ظاهر آزاد و مستقل و خودمختار می‌نماید، اما مصرف‌گرایی روزافزون او را دچار توهم قدرت کالای مصرفی می‌کند. کالایی که از راه فردگرایی، سودانگاری و رقابت خودشیفته به‌دست آمده و نه از تعامل و ارتباط با محیط و انسان‌های دیگر. انسان کنونی در چنین شرایطی دچار خودبرتربینی و خودپرستی شده و این حالات، بیش از پیش روح او را از طبیعت مادرانه زمین دور کرده است.

این همه آسیب‌های روحی انسان معاصر، در کنار صدمات جسمانی مطرح می‌شود که همه و همه ناشی از همین روحیه مصرف‌گرایی است. شیوع بیماری‌هایی چون چاقی مزمن، دیابت، فشارخون، سکته‌های قلبی و مغزی، ناکارآمدی سیستم دفاعی بدن و... همگی محصول استفاده "بت‌واره" از کالا در جامعه معاصر است. استفاده بت‌واره‌ای که در کشورهای در حال توسعه و فقیرتر با مصرف روزافزون موادی چون نوشابه‌های گازدار، چیپس، کنسروها، انواع ساندویچ‌ها و سوار شدن بر ماشین‌های فوق لوکس و گذران وقت در خیابان‌ها و مراکز خرید خود را نشان می‌دهد که تمام این مصادیق را می‌توانیم همین روزها در کشور خودمان هم شاهد باشیم. ایران از پرمصرف‌ترین کشورهای انواع نوشابه‌های گازدار و انرژی‌زا در دنیاست، نیمی از تولیدات شرکت خودروسازی فوق لوکس پورشه به ایران صادر می‌شود و... مصداق‌هایی از ارزش بت‌واره کالا هستند.

این دو بخش کتاب مشخصاً به شرح وضعیت موجود و بحران محیط زیست می‌پردازد، اما راه چاره این وضعیت در چیست؟ آیا می‌توان از همین حالا شرایط را به‌گونه‌ای تغییر داد که سرعت زمین به‌عنوان مادر انسان، در سراشیبی حاضر، تخریب کمتر شود؟ پاسخ به این پرسش از بخش سوم کتاب با عنوان "طبیعت، راهی یافتن مادر خود می‌شود"؛ وارد وادی نقد سیاستگزاری‌های حمایت از محیط زیست همین جامعه سرمایه‌دار و مردسالار می‌شود و تأکید می‌کند برنامه‌ریزی‌ها و سیاستگزاری‌های جدید حامیانه محیط زیست نیز محصول همان عصر روشنگری و مدرنیته است. در شرایطی که انسان متوجه میزان تأثیرات مخرب خود بر محیط زندگی‌اش شده و در جستجوی راهی برای کم کردن این تخریب است؛ جنبش‌های جدید اجتماعی مطرح می‌شود که هویت انتقادی - اعتراضی دارند و بر بی‌سالاری تأکید دارند و با کمک دانش، از خودبیگانگی هویت را پس می‌زنند و با اعتلای آموزش، دخل و تصرف در دانش را باعث شده و بر محیط زیست، حقوق بشر و خرد دوجنسیتی تأکید دارند.

"اکوفمینیسم" ازجمله این جنبش‌های جدید اجتماعی است که با آگاهی از روند سریع تخریب محیط زیست از یک‌سو و شرایط غیرانسانی زندگی زنان در جامعه مردسالار از سویی دیگر، خواهان قرار گرفتن رهایی زن و توقف تخریب اکولوژی در یک جبهه است (ص ۱۰۶). در چشم‌انداز اکوفمینیسم، زنده کردن طبیعت، محتاج احیای ارزش‌های مادرانه آن در چشم‌انداز فرهنگ عقل مذکر است. هرچند این رویکرد در ابتدا از سوی نظام مردسالار با برچسب شرارت و فرصت‌طلبی، سرکوب و با مخالفت روبه‌رو شد؛ اما دیری نگذشت که مشکلات مبتلابه محیط زیست و جامعه بشری، مردان را هم متوجه نقش خرد دوجنسیتی در جهت غلبه بر چنین نابسامانی‌هایی کرد. بخش چهارم کتاب با عنوان "محیط زیست در بی‌سالاری سبز می‌شود"، به تشریح تأثیر حذف نابرابری‌ها در زندگی انسانی و رابطه مستقیم آن با حفظ محیط زیست می‌پردازد و جنبش حفظ محیط زیست را پاسخی مناسب برای تمام آلایندگی‌های عقل جزئی نگر مذکر دانسته و طبیعت را مادری شایسته دوست داشتن و پشتیبانی کردن معرفی می‌کند و تأکید می‌کند: "رفع دوگانه بینی طبیعت و فرهنگ در نظام مردسالاری به‌عنوان گام نخست و نفی سلسله مراتب اعمال سلطه به‌عنوان گام دوم باید با تغییر معنای سنتی فرهنگ و طبیعت که اشاره به دو جنس انسانی دارد، همراه شود. بخشیدن شکلی سیال و منعطف به هر دو مفهوم فرهنگ و طبیعت آن را از نگاه سلسله مراتبی دور کرده و زمینه‌ساز راهیابی آگاهی و خرد و به تبع آن توسعه پایدار جنسیتی در محیط زیست می‌شود.

نویسنده در ارائه شواهدی از تعاریف مردسالارانه "مادر" در این فصل، به‌دنبال ترسیم تجربه مردسالارانه مادری است. در این تعریف مادر همان کسی است که عشق و پشتیبانی او نامشروط و نامحدود است و اگر طبیعت نیز مادر باشد؛ همین انتظارات بی‌شائبه و تعریف‌شده توسط جامعه مردسالار را می‌توان نسبت به طبیعت هم روا داشت. چه‌بسا که این آرمان، توهمی از مادر و مادری است که سرکوب زن در جامعه را سرپوش نهاده و می‌تواند توجیه‌گر انتظار دم برنیاوردن طبیعت در مقابل تمام صدمات ما نیز باشد، اما شواهد غیرقابل اغماضی چون وضعیت لایه اوزون و افزایش دمای زمین، نشانگر رقم زدن هویتی کاذب و شناختی ناروا از طبیعت است. ما تنها گمان می‌کنیم که طبیعت همچون مادر، خزانه ثروتی بی‌دریغ است که با وجود هزاران آزاررسانی به او، بازهم می‌توانیم از خشم و قهرش در امان بمانیم، غافل از این که اینک زمان آن فرارسیده که آدمیان، رفتار کودکانه خود با طبیعت را متوقف کنند (ص ۱۴۱).

اینجاست که خرد دوجنسیتی از افق منافع عقل مذکر پدیدار می‌شود و بلوغ معرفتی آن با توجه به توسعه پایدار جنسیتی در پس اندیشه زنانه بروز می‌کند. چنین اصلی در بخش پنجم کتاب با عنوان "آسمان آبی، جهانی می‌شود"؛ مورد بحث قرار گرفته است. حل بحران محیط زیست درگرو نگرشی سیستمی به الگوهای زندگی و مناسبات اجتماعی که نافی نابرابرسالاری جنسی از طریق اصلاح آموزش‌های علمی و معرفتی است، رخ می‌نماید. خرد حکم می‌کند تا انسان امروز به علم و تکنولوژی به مثابه ابزار صرف پیشرفت اقتصادی ننگرد و به آن نگاهی ارگانیک‌تر، حیاتی‌تر، غیرخشن‌تر و زیباتر داشته باشد. در این نوع بینش، انسان بی‌روح و قطعه‌قطعه نیست و تندرستی‌اش زمانی حاصل می‌شود که عضوی از تمامیت یکپارچه و به هم پیوسته آفرینش جلوه کند و تعادل را در هماهنگی روح و جسم همراه با نیروی شفابخش طبیعت بجوید.

از نگرش سیستمی برمی‌آید که مسئله محیط زیست فقط، ناشی از تکنولوژی نیست، بلکه محصول سیاست‌های زیست‌محیطی است که اصلاح آن به مدد جنبش‌های مردمی و تحول آموزش ممکن خواهد بود. جنبش زنان به‌عنوان نهضتی در پی احیای ارزش‌های انسانی؛ در همه حیطه‌های زندگی به‌دنبال برقراری آرامش، سلامت و آشتی با طبیعت است و نشان داده که خرد دوجنسیتی به‌عنوان هستی به بار نشسته در بطن طبیعت و از سرگذرانده انواع و اقسام شیطنت‌های کودکانه مردانه، نویددهنده عصر بی‌سالاری است که یکی از دستاوردهای آن حل آلودگی محیط زیست است.

کتاب با مؤخره‌ای شیوا و تأکید دوباره بر به‌کارگیری خرد دوجنسیتی برای غلبه بر بحران محیط زیست به پایان می‌رسد. خواندن چنین کتاب مفیدی را می‌توان به هر دوستدار محیط زیست و انسان آزاده‌ای توصیه کرد. این کتاب علاوه بر همه امتیازات یک کتاب خوب و خواندنی و در رأس آن بهره‌مندی از منابع روزآمد و متنوع؛ گزارشگر تلاش شیرین آدمی در غلبه بر نابرابری‌هایی است که مصداق‌هایش را هم می‌توان در زندگی محیطی پیدا کرد و هم در روابط انسانی تجربه کرد. زنان و محیط زیست دو عرصه‌ای هستند که انسان امروز نیاز دارد به آنها نگاهی دوباره از سر خرد دوجنسیتی انداخته و این‌چنین دستاوردهای عقل مذکر را به چالش بکشد.

همه ما برای مبارزه با روند رو به رشد تخریب زیست محیطمان نیازمند تغییراتی در نگرشمان نسبت به زمین هستیم. اگر در شرایطی زندگی می‌کنیم که این مهم توسط سیاستگزاران و برنامه‌ریزان کلان به اندازه‌ای که باید مورد درک و فهم قرار نگرفته، مسئولیت از دوش تک‌تک ما سلب نمی‌شود. هریک از ما به‌عنوان جزیی از زمین و عضوی از طبیعت مسئولیم تا جای ممکن حرکت سقوط‌گونه تخریب زمین را کند و کندتر کنیم و در این راه شایسته است علاوه بر خواندن و دانستن از این موضوع مهم، دیگران را نیز به خواندن و البته خواندن چنین کتاب ارزشمندی رهنمون شویم./


پی نوشت:

۱- سایت خبرگزاری کتاب ایران در آدرس اینترنتی: http://www.ibna.ir/vdciwqaq.t۱a۵v۲bcct.html

منبع:ایانا
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۴۸
پیمان صاحبی


پوشش گیاهی حومه برخی از شهرهای جهان با خطر رو به رشد آتش‌سوزی‌های ویرانگر روبرو هستند. مطالعه جدید انجام‌شده روی نقشه جهان، نشان داد که در یک دهه گذشته ۲۳ میلیون آتش‌سوزی مختلف رخ داده است. محققان می‌گویند ما به این نتیجه رسیده‌ایم که برخی از شهرهای ما به‌دلیل پوشش گیاهی بسیار اشتعال‌پذیر در اطراف خود به سطح جدی از یک فاجعه نزدیک شده‌اند.

پوشش گیاهی حومه برخی از شهرهای جهان با خطر رو به رشد آتش‌سوزی‌های ویرانگر روبرو هستند. مطالعه جدید انجام‌شده روی نقشه جهان، نشان داد که در یک دهه گذشته ۲۳ میلیون آتش‌سوزی مختلف رخ داده است. محققان می‌گویند ما به این نتیجه رسیده‌ایم که برخی از شهرهای ما به‌دلیل پوشش گیاهی بسیار اشتعال‌پذیر در اطراف خود به سطح جدی از یک فاجعه نزدیک شده‌اند.

با توجه به مقاله‌ای که در مجله اکولوژی طبیعی و تکامل چاپ شده است، جنوب غرب ابالات متحده امریکا، مکزیک، ساحل اقیانوس اطلس در برزیل، کشورهای اروپایی ساحل مدیترانه، آفریقای جنوبی و سواحل شرق استرالیا در میان مکان‌هایی با احتمال خطر بالای آتش‌سوزی قرار دارند. طول دوره فصل آتش‌سوزی به‌طور متوسط تقریبا به اندازه یک پنجم در طول ۳۰ سال گذشته افزایش یافته است. این روند افزایش طول دوره آتش‌سوزی‌ها در چندین دهه قبل با گرم شدن کره زمین هم مرتبط است. کارشناسان براساس مطالعات انجام شده خود هشدار می‌دهند که ۳۵ درصد از افزایش تعداد روزهای آتش‌سوزی می‌تواند از "خطرناک‌ترین آتش‌سوزی‌های رخ داده" از اواسط قرن تاکنون باشد.

شهرهایی با تراکم کم ساختمان، پوشش بالای درختی و برگ‌هایی با قابلیت اشتعال بالا، بسیار آسیب‌پذیرتر هستند. این مقاله عنوان می‌کند: پایگاه داده‌های جهانی ما از آتش‌سوزی‌های شدید، نشان می‌دهد که گزارش‌های اقتصادی و اجتماعی تهیه شده از حوادث مصیبت‌بار طبیعی مرتبط با آتش‌سوزی جنگل ‌در این قسمت‌های جهان متمرکز شده است.

پروفسور دیوید بومن، از دانشگاه تاسمانی که در این مطالعه شرکت داشته است، می‌گوید: حوادث ناشی از آتش‌سوزی‌های شدید یک پدیده جهانی و طبیعی است. ولی این مطالعه نشان می‌دهد که آتش‌سوزی‌های بسیار شدید با تغییرات غیر عادی آب و هوا – مانند خشکسالی، باد و طوفان– همراه است. سال‌های مرطوب به رشد گیاهان سرعت می‌بخشد اما در یک دوره آب و هوای خشک در همین مناطق با کوچکترین جرقه‌ای، آتش‌سوزی‌های گسترده رخ می‌دهد. محققان در ۴۷۸ آتش‌سوزی مهیب رخ داده که از بین ۲۳ میلیون آتش‌سوزی در سراسر جهان بین سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۳ استخراج کرده‌اند، ۱۴۴ آتش‌سوزی را به‌عنوان حادثه مصیبت بار اقتصادی و اجتماعی شناسایی کرده‌اند.

شکل: توزیع جهانی ۴۷۸ حادثه شدید آتش‌سوزی رخ داده در جهان، طبقه‌بندی براساس فاجعه مصیبت‌بار ‌شناسایی شده‌اند (نقطه‌های قرمز) و به‌عنوان فاجعه مصیبت‌بار شناسایی نشده‌اند (نقطه‌های آبی)


نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که حدود ۶۵ درصد از آتش‌سوزی‌ها در روز رخ داده است وشاخص خطر رخداد آتش‌سوزی در روز خیلی بالاست. ۴۵ درصد از آتش‌سوزی‌های مهیب همزمان با خشکسالی‌های طولانی با درجه متوسط تا شدید بر اساس شاخص شدت خشکسالی پالمر بوده‌اند. این آتش‌سوزی‌ها در مقیاس‌های محلی با وزش بادهای محلی، به سرعت گسترش یافته و به مرحله غیرقابل کنترل رسیده‌اند (تقریباً ۳۷ درصد از آتش‌سوزی‌های رخ داده را شامل می‌شود).

پروفسور بومن اضافه می‌کند: ما در حال حاضر به این واقعیت رسیده‌ایم که برخی از پوشش گیاهی اطراف شهرهای حومه‌ای ما بسیار مستعد برای آتش گرفتن هستند، در نوار مدیترانه این آتش‌سوزی‌های مهیب به نسبت کمتر است زیرا مردم نوع پوشش گیاهی را با توجه به قدرت اشتعال‌پذیری مدیریت کرده‌اند. در واقع ما باید مانند پیشگیری از زلزله در شهرسازی‌هایمان، از وقوع آتش‌سوزی‌ها در اطراف شهرها نیز جلوگیری کنیم. در واقع استراتژی‌های کاهش خطرات و انطباق هدفمند با شرایط تغییرات آب و هوایی می‌تواند انعطاف‌پذیری جامعه را با حوادث شدید ناشی از آتش‌سوزی‌ها کاهش داده و نوعی همزیستی مسالمت آمیز را با طبیعت شکل دهد./


ترجمه: شهره صدری‌خانلو

منبع: ایندیپندنت

منبع:ایانا
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۴۷
پیمان صاحبی


 

داستان مکرر جنگل

*شاهرخ جباری ارفعی:ما هنوز به رمز و راز جنگل های طبیعی شمال کشور پی نبرده ایم و علاوه بر آن با وجود موانعی چون چرای دام، آینده جنگل در اثر بهره برداری به خطر می‌افتد. پس باید برای مدتی به جنگل‌ها استراحت بدهیم تا هم موانع برطرف شود و هم دانسته هایمان بومی‌تر و افزون‌تر گردد. اما این دو تن، تنها نقش‌آفرینان سیاست جنگل ایران نیستند. این دوگانگی در واقع جامعه جنگل کشور را به دو بخش تقسیم کرده است ویادآوری می‌کند این مشکل آن‌چنان که نشان داده شده بی‌راه حل نیست.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه قانون، «جنگل ها همواره و در همه جای جهان مورد بهره برداری قرار گرفته و می‌گیرند». این جمله‌ایست که ارسطو سعید، استاد اقتصاد جنگل در کتابش آورده است اما همکارش مروی مهاجر، استاد پرورش جنگل معتقد است ما هنوز به رمز و راز جنگل های طبیعی شمال کشور پی نبرده ایم و علاوه بر آن با وجود موانعی چون چرای دام، آینده جنگل در اثر بهره برداری به خطر می‌افتد. پس باید برای مدتی به جنگل‌ها استراحت بدهیم تا هم موانع برطرف شود و هم دانسته هایمان بومی‌تر و افزون‌تر گردد. اما این دو تن، تنها نقش‌آفرینان سیاست جنگل ایران نیستند. این دوگانگی در واقع جامعه جنگل کشور را به دو بخش تقسیم کرده است ویادآوری می‌کند این مشکل آن‌چنان که نشان داده شده بی‌راه حل نیست. جامعه جنگلداری کشور که 55 سال سابقه مدیریت طرح‌های جنگلداری با اسناد مکتوب را دارد، قاعدتا باید از دانش و تجربه لازم و کافی برای حل این مشکل برخوردار باشد.

گرچه به هر دلیل فرصت‌های زیادی را سوزانده یا دست‌کم از سرعت لازم در پاسخگویی مناسب برخوردار نبوده است.به عنوان نمونه این جامعه، نسبت به مصوبه درخشان «برنامه جامع صیانت از جنگل های شمال کشور»(حفظ، نگهداری و توسعه جنگل های شمال) که در سال 1382 به تصویب هیات وزیران رسید، کم توجهی نموده و خواسته های قانونی آن را از سایر دستگاه های موظف، مطالبه جدی نکرده است.استراحت جنگل اما داستانی قدیمی است. از سه دهه قبل عده ای از کارشناسان محیط زیست و منابع طبیعی بر این باور بودند که جنگل‌های شمال ایران پتانسیل و توان تولید چوب را ندارند و باید به عنوان پارک‌های ملی و جنگلی تحت مدیریت قرار گیرند. اما این دیدگاه نه طنین زیادی داشته و نه موافقان فراوانی. در سال های اخیر همراه با موج جهانی توجه به جنگل، افزایش مخاطرات محیط زیستی و کاهش سطح جنگل‌ها، بخشی از مسئولان، استادان دانشگاه و کارشناسان نیز با این دیدگاه همراه شده و خواهان سیاست‌گذاری بر آن اساس شده‌اند.موج جدید استراحت جنگل‌های شمال به طور جدی از سال 1386 کلید خورده است.

در این سال گزارش راهبردی "تخریب جنگل‌ها؛ هدر دادن سرمایه ملی" از مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت به ریاست جمهوری ارسال شد. در پاسخ به این گزارش، سازمان حفاظت محیط زیست، توقف بهره‌برداری ده ساله از جنگل‌های شمال کشور را پیشنهاد داد. این موضوع در دستگاه متولی و کمیسیون زیربنایی دولت در دست بررسی بود که ماده 148 برنامه پنجم توسعه نیز از راه رسید. بر اساس تبصره ذیل این ماده، بهره‌برداری از جنگل‌ها فقط در چارچوب مصوبات هیات وزیران ممکن است.حاصل موج سه‌گانه فوق، مصوبه پرحاشیه سال 1392 هیات وزیران با عنوان "برنامه بهینه‌سازی، پایش، حفظ، بهره‌برداری و مدیریت جنگل‌های کشور" بود که از مواد ده‌گانه آن بیشتر ماده شش مصوبه که ناظر به بهره‌برداری از درختان بود، مورد چالش قرار گرفت؛ ماده‌ای که از نظر اکولوژی جنگل نیز نادرست بوده و تنها برای زمان کوتاه دو تا سه ساله قابل توصیه است.متاسفانه این مصوبه هم به سرنوشت مصوبه سال 1382 دچار شد و مهلت یک ساله آن برای تهیه بسته‌های اجرایی جدید در راستای معیارها و شاخص‌های مدیریت پایدار جنگل نیز، پس از گذشت سه سال به نتیجه نرسید.ظرف سه سال پس از مصوبه بهینه‌سازی، بحث‌های فراوانی در همایش‌ها، رسانه‌ها، دانشگاه‌ها و حتی هیات دولت انجام شد. حتی سازمان حفاظت محیط زیست کارگروه سیاست‌گذاری برای مدیریت این جنگل‌ها تشکیل و نسبت به تهیه لایحه پیشنهادی نیز اقدام کرد اما بازهم به نتیجه نرسید.

از آنجایی که مصوبه سال 1392 با استناد به برنامه پنج‌ساله پنجم تدوین شده است، همه نگاه‌ها معطوف به مجلس و برنامه ششم توسعه شد.متن اولیه ماده 48 اسباب خاطر طرفداران استراحت را فراهم کرد اما تلاش‌های گسترده مخالفان این دیدگاه و سایر ذی‌نفعان سبب چرخش 180 درجه‌ای شد و متن نهایی به ضوابط پیش از سال 1392 برگشت! گرچه متن مبهم و متناقص ماده 48 مکرر مشکل گشای مسائل مدیریت جنگل نیست و تعیین ارتباط آن با مصوبه هیات محترم وزیران و فرمان ده‌بندی وزیر محترم جهادکشاورزی مستلزم مباحث حقوقی است ولی با توجه به وظایفی که بر عهده سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور نهاده، حجت را بر این سازمان تمام کرده است.اینک وظیفه سازمان متولی جنگل های کشور است که با استفاده از موج همراهی افکار عمومی، تاکیدات قانونی برنامه ششم و دانش و تجربه موجود در کشور، نسبت به اجتهاد در این ماده قانونی از طریق تدوین ضوابط کوتاه مدت و هم چنین سیاست‌گذاری بلندمدت برای مدیریت جنگل‌های شمال کشور اقدام کند. وجود شورای عالی جنگل با بیش از 60 سال سابقه، امکانی مناسب و دارای جایگاه قانونی در این زمینه است که با کمک نمایندگان مجامع علمی دانشگاهی و تحقیقاتی، انجمن‌های تخصصی، سازمان‌های مردم نهاد، متخصصان مستقل و کارشناسان بدنه اجرایی نسبت به تدوین این ضوابط و سیاست‌گذاری اقدام نماید، مشروط بر آن که از همه سلایق و دیدگاه‌ها استفاده کرده و ساز و کار لازم را برای استفاده از خرد جمعی فراهم کند.

*عضو شورای عالی جنگل

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۴۲
پیمان صاحبی


قطع شبانه درختان و 2 واکنش

در روزهایی که حال هوای تهران ثابت نیست و آسمان تهران یک روز خوب و یک روز ناسالم و روز دیگر در شرایط اضطرار قرار می‌گیرد، انتشار فیلمی از "قطع شبانه درختان باغی در خیابان فرشته با لودر " با واکنش‌ها مختلفی مواجه شد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایسنا، حقانی عضو کمیسیون سلامت و محیط زیست شورای شهر تهران روز سه شنبه در جلسه علنی شورای شهر تهران، این باغ را متعلق به بنیاد مستضعفان خواند که در منطقه یک واقع شده است.

وی گفت: سازمان بوستان‌ها و فضای سبز شهر تهران در 4 نوبت قطع این درختان را گزارش کرده و حتی این باغ را مشمول تبصره یک کرده و به دادستانی نیز قطع درختان اعلام شده است. سازمان بوستان‌ها و فضای سبز شهر تهران اعلام کرده که صدور پروانه برای ساخت و ساز در این باغ نباید انجام شود. این در حالی است که پروانه ساخت و ساز در این باغ یک بار در سال 92 صادر شده و از سال 92 تا سال 95 به رغم اعلام سازمان بوستان‌ها بار دیگر تمدید شده است. البته در خود پروانه نیز مغایرت‌هایی وجود دارد.

این عضو کمیسیون سلامت شورای شهر تهران تاکید کرد: مردم منطقه به شدت به قطع این درختان معترض هستند و حتی نامه‌ای به دفتر مقام معظم رهبری نیز نامه‌ای ارسال کرده‌اند. متاسفانه باغات شهر تهران در بسیاری از مناطق این کلانشهر در معرض تهدید هستند. چرا باید به طور شبانه و در بارش برف درختان قطع شوند، سرشاخه‌ها در محل سوزانده و کنده‌ها از این باغ منتقل شوند؟

محمدحسین بازگیر رییس اداره محیط زیست شهر تهران نیز با ابراز بی‌اطلاعی از این حادثه و فیلمی که در شبکه های اجتماعی درباره آن منتشر شده، به ایسنا گفت: درختان، باغ های سطح شهر و فضای سبز جزو زیرساخت های اصلی محیط زیست هستند، ما درمورد موضوع تخریب فضای سبز شهری از شهرداری توضیح می خواهیم، اگر دلایل قانع کننده نداشته باشند این موضوع را به مراجع ذی صلاح قانونی مرتبط ارجاع می دهیم.

به گفته وی، براساس قانون حفظ توسعه فضاهای سبز شهری، متولی و مسئول حفظ فضاهای سبز شهری شهرداری ها هستند و شورای شهر تهران نیز به نمایندگی از مردم ناظر بر عملکرد شهرداری است.

بازگیر با اشاره به نقش درختان در بهبود کیفیت هوای پایتخت اظهار کرد: انتظار و توقع ما از همکارانمان در شهرداری این است که با توجه به نیاز شهر به فضای سبز، زیرساخت های محیط زیستی را حفظ کنند.

وی با بیان اینکه ما درختان را برای ادامه زندگی در کنار خود نیاز داریم گفت: مسئولیت حفظ درختان در سطح شهر برعهده شهرداری است و اداره محیط زیست نیز برای حفظ فضای سبز اهمیت و حساسیت خاصی قائل است. چنانچه شهروندان در رابطه با قطع درختان به اداره محیط زیست شهر تهران گزارش دهند، ما حتما پیگیری های لازم را انجام داده و اگر لازم شود از حوزه حفظ بیت المال و مراجع قضایی این موضوع را پیگیری می کنیم.

بازگیر با اشاره به اینکه قانونگذار در حوزه قطع درختان به محیط زیست مسئولیت مستقیم نداده است، خاطر نشان کرد: اگر درختی در منطقه حفاظت شده قطع شود محیط زیست می تواند مستقیم وارد شود و از طریق مراجع قضایی این موضوع را پیگیری کند حتی در زمینه تغییر کاربری برای فضای سبز نیز محیط زیست باید رای مستقیم دهد ولی مسئولیت قطع درختان شهری برعهده شهرداری است.

منبع:سلامت نیوز

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۴۲
پیمان صاحبی


 

پلنگ و مرگ های خاموش

پلنگ گونه ای ارزشمند و درخطر انقراض است؛آمارها نشان می دهد حدود 500 قلاده از این گربه سان در ایران باقیمانده است که همین تعداد نیز به دلایل مختلف از جمله زیاده خواهی انسان ها در حال نابودی هستند.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایرنا، اواخر دی ماه سال 92 اولین مرگ خاموش این گونه ارزشمند رقم خورد.درآن سال پلنگ زخمی تنکابن که به علت تیراندازی دچار ضایعه نخاعی شده بود به روش مرگ آسان و با تزریق دوز بالای داروی بیهوشی از درد خلاص شد.


این پلنگ نر هشت ساله ۱۳ دی‌ ماه 92 در منطقه شکار ممنوع ارتفاعات 2هزار تنکابن مورد اصابت گلوله قرار گرفت و از ناحیه پا فلج شده بود. منطقه 2هزار یکی از مناطق شکار ممنوع است که گونه‌ های ارزشمند کل، بز، شوکا و پلنگ در آن زیست می‌ کنند و دارای جمعیت گراز است که طعمه پلنگ محسوب می ‌شود.
حالا تاریخ در حال تکرار شدن است و بعد از گذشت سه سال دوباره مرگ خاموش در انتظار پلنگ دیگری است که آنهم از خطه شمال و منطقه رودسر است.


چند روز پیش ماده پلنگ آسیب ‌دیده‌ای توسط اداره کل حفاظت محیط زیست استان گیلان در حاشیه روستای سجیدان منطقه سیاهکلرود شهرستان رودسر، زنده ‌گیری و دو روز پیش به تهران منتقل شد تا مورد مداوا قرار گیرد اما شواهد نشان می دهد که امیدی به روی پا ماندن مجدد این گربه سان ارزشمند وجود ندارد.


استفاده از تله های سیمی ضخیم برای به دام انداختن معمولا گراز با هدف حفاظت از مزارع در منطقه شمال کشور معمول است، این تله ها طوری طراحی شده اند که وقتی حیوانی در آن گرفتار شود هر چه بیشتر تقلا کند گرفتارتر و تله تنگ تر می شود که در این صورت صدمات زیادی به حیوان وارد می شود.
پلنگ رودسر نیز در این تله گرفتار شده و بنا به غریزه طبیعی سعی در خلاصی خود داشت، غافل از اینکه در اینجا تقلا دیگر معنایی ندارد و هرچه بیشتر تلاش کند بیشتر به مرگ نزدیک می شود.


ایمان معماریان، دامپزشک کلینیک حیات وحش پردیسان روز سه شنبه در گفت و گو با خبرنگار علمی ایرنا گفت: در مورد پلنگ رودسر هنوز تصمیمی گرفته نشده است اما وضعیت این حیوان نسبت به پلنگ تنکابن که سال 92 با مرگ خاموش مرد، وخیم تر است، بنابراین ممکن است چنین آینده ای در انتظار این پلنگ نیز باشد.
وی افزود: گزارش های رادیولوژی را تهیه و ارائه کرده ایم، یک جراح نیز آنها را دیده و اکنون قرار است در یک نشست گروهی در مورد حیوان تصمیم گیری شود.
معماریان گفت: عکس ها نشان می دهد که ستون فقرات حیوان آسیب بسیار جدی دیده، تعدادی از مهره ها شکسته، عضلات پاها و مفاصل از بین رفته است.


دامپزشک کلینیک حیات وحش پردیسان اظهار کرد: از زمانی که این پلنگ درتله گرفتار شده تا آمدن به تهران حدود 20 روز می گذرد بنابراین در این مدت آسیب های جدی به حیوان وارد شده است.


وی گفت: قرار است گزارش نهایی به دفتر شکار و صید سازمان حفاظت محیط زیست ارسال شود و بعد از بررسی، تصمیم نهایی اتخاذ شود اما احتمال اینکه مرگ خاموش در انتظار این حیوان باشد زیاد است.


معماریان اظهار کرد: در چند سال گذشته سه پلنگ با ضایعه نخاعی به تهران منتقل شد که یکی از آنها پلنگ تنکابن بود که به علت وخامت اوضاع با تزریق دوزبالای داروی بیهوشی به روش مرگ خاموش مرد، دیگری لورا پلنگی از لرستان بود که با توجه به اینکه امیدی به درمان آن نبود مورد عمل جراحی قرار گرفت و بعد از مدتی تلف شد و اکنون این سومین پلنگ با ضایعه نخاعی است.


وی گفت: در سه تا چهار سال گذشته حدود 20 پلنگ تلف شده است، این آماری است که مشاهده کرده ایم و قطعا آمار بیشتر از این تعداد است.
در ابتدای سال 94 با مصوبه شورای عالی محیط زیست، جریمه شکار پلنگ به 80 میلیون تومان رسید، در واقع با هدف اینکه جریمه ها بازدارنده شوند این افزایش صورت گرفت اما به نظر می رسد مساله مهم فرهنگ سازی و ارتقای آگاهی عمومی است که باید با جدیت دنبال شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۴۱
پیمان صاحبی


 

حال ناخوش ریه های شمال کشور

جنگل های هیرکانی ریه های شمال کشور و میراث طبیعی بازمانده از دوران سوم زمین شناسی ، در حال تخریب و نابودی هستند و حال ناخوشی دارند.


به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایرنا، زنده یاد کریم ساعی پایه‌گذار سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری ایران مساحت جنگل های باستانی هیرکانی را که از آستارا تا گلی داغی گرگان به طول 800 کیلومتر و عرض 20 تا 70 کیلومتر امتداد دارند ، 3.4 میلیون هکتار برآورد کرده بود.


این در حالیست که طبق هشدار کارشناسان مساحت این جنگل های باستانی به دلایل مختلف اکنون به حدود دو میلیون هکتار رسیده است و تهدیدات مهمی این جنگل ها را تهدید می کند.


جنگل های شمال با 90 گونه درختی ، 211 گونه درختچه ای و یک هزار و 558 گونه علفی از نظر تعداد ، گونه درختی و درختچه ای جزو جنگل های غنی از لحاظ گونه محسوب می شود اما جنگل ها و پوشش گیاهی چه ارزش و اهمیتی دارد و بود و نبود آن چه تاثیری بر زندگی ما می گذارد ؟


کارشناس ارشد منابع طبیعی و جنگلداری روز سه شنبه در مصاحبه با ایرنا گفت : ادامه حیات ما از جنبه های گوناگون به جنگل ها وابسته است .
حامد زال نژاد اظهار کرد : علاوه بر نقش بسیار مهم جنگل ها در تامین هوای سالم و مطلوب برای انسان ها درختان و درختچه‌ها و به طور کلی پوشش گیاهی در حفظ و پایداری خاک و افزایش قابلیت نفوذ پذیری آن و جلوگیری از بروز سیلاب نقش موثری دارند.


وی با اشاره به غنای جنگل های شمال از نظر تنوع زیستی (جانوری و گیاهی) خاطرنشان کرد : تنوع گونه های گیاهی نادر در این جنگل ها باعث شده تا سالانه گردشگران فراوان داخلی و خارجی از این جنگل ها دیدار و جنگل شناسان اروپایی برای مشاهده جنگل های شمال و گونه های درختی چون راش، سرخدار، تیس، بارانک، شمشاد، نوش، توس به ایران سفر کنند.


به گفته این کارشناس ، جنگل های شمال با بارندگی تقریبی یک هزار و 200 میلی متر در سال باعث تراکم پوشش گیاهی و تنوع گونه ای فراوان و جریان یافتن رودخانه های پر آب و خروشان در دامن طبیعت شده اند.
زال نژاد با اشاره به این که جنگل ها پناهگاه امن حیات وحش و حیوانات جنگل هستند، یادآور شد: در سالیان پیش متاسفانه شاهد نابودی ببر مازندران به دست شکارچیان و عوامل دیگر بودیم .


وی اضافه کرد: پارک های جنگلی سالانه مسافران زیادی را در خود جای داده تا از این فضای بسیار مطلوب و دور از سر و صدا و هوای پاک استفاده کنند.
این کارشناس راش، گیلاس وحشی، سرخدار، نمدار، شمشاد، بلوط، ممرز را از مشهورترین درختان جنگل های هیرکانی نام برد و خاطرنشان کرد : آفات و بیماری ها از تهدیدات مهمی است که اخیرا گریبان گیر جنگل های باستانی شمال شده و متاسفانه شاهد صدمات جبران ناپذیری در جنگل های شمال کشور هستیم.


وی تصریح کرد: شمشاد بعنوان گونه با ارزش و اندمیک جنگل های شمال کشور در ابتدا دچار بیماری بلایت (سوختگی شمشاد) و سپس آفت برگخوار شب پره شد و از حدود 70 هزار هکتار رویشگاه شمشاد متاسفانه حدود 40 هزار هکتار توسط آفات خشک شده است.
زال نژاد با اشاره به تخریب اراضی ملی، قاچاق چوب و وجود دام در جنگل ها را از دیگر عوامل تخریب جنگل ها ذکر و اضافه کرد: متاسفانه سالانه مساحت های زیادی از جنگل ها توسط آتش سوزی از بین می رود و در اثر بی توجهی مسافرانی که به شمال کشور سفر می کنند در برافروختن آتش و خاموش نکردن آن، شاهد صدمات جبران ناپذیری به جنگل های شمال هستیم.


وی بهترین راه جلوگیری از صدمات جبران ناپذیر به جنگل های با ارزش هیرکانی را فرهنگ سازی دانست و با اشاره به فعالیت گسترده سازمان های مردم نهاد و سمن های منابع طبیعی و محیط زیست در شمال کشور نسبت به فرهنگ سازی درست استفاده از این گنجینه با ارزش خدادادی در بین آحاد مردم ابراز امیدواری کرد.


این کارشناس منابع طبیعی ادامه داد: رسانه های خبری و پخش برنامه های تلویزیونی در مورد حفاظت از منابع طبیعی نیز از عوامل مهم و کلیدی در فرهنگ سازی مردم است.


زال نژاد از عوامل مهم دیگر موثر در پیشگیری از تخریب منابع طبیعی و محیط زیست، به آموزش و ترویج و همکاری همیاران طبیعت اشاره و خاطرنشان کرد: راه اندازی مدرسه طبیعت نیز در حال اجراست که باعث می شود کودکانمان از همان ابتدا با جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور آشنا شوند و از آنها حفاظت کنند تا این طلای سبز شمال به نسل های آینده نیز منتقل می شود.

** چالش های جنگل های گیلان
از حدود دو میلیون هکتار جنگل های هیرکانی حدود 646 هزار هکتار در استان گیلان واقع است؛ جنگل هایی که اگر چه در شرایطی بهتر از جنگل های مازندران و گلستان قرار دارد، اما اگر به آن توجه کافی نشود، سرنوشت خوبی برای آن متصور نیست.
معاون جنگل های اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری گیلان در خصوص وضعیت جنگل های استان گفت : مجموع عرصه های جنگلی گیلان 646 هزار هکتار است که افزون بر 80 درصد آن را جنگل های طبیعی تشکیل می دهد.


سید مازیار رضوی افزایش جمعیت در مناطق جنگلی ، توسعه افقی روستاهای جنگل نشین ، تغییر کاربری ، تصرف عرصه های جنگلی ، چرای بی رویه دام ، قاچاق چوب ، بهره برداری غیرمتعارف، پروژه های عمرانی ناسازگار با جنگل ، اکتشاف و بهره برداری از معدن ، گردشگری نادرست و عدم توجه کافی سیاستگزاران کلان کشور به بحث حفاظت از جنگل و منابع طبیعی را تهدیدات اصلی متوجه جنگل ها عنوان کرد.
وی تاکید کرد: احیاء جنگل های نیمه مخروبه و نیمه مرغوب، جلوگیری از قاچاق چوب، آتش سوزی و تصرف جنگل، رعایت تعادل دام و مرتع و اجرای طرح مرتع داری، آموزش از طریق رسانه ها و دیگر نهادهای مرتبط برای حفاظت از جنگل ها و منابع طبیعی و استفاده از همیاران طبیعت از جمله راهکارها برای حراست از جنگل هاست.


رضوی با اشاره به تشکیل شرکت های تعاونی بهره برداری از جنگل در اوایل دهه 70 به منظور استفاده از توانمندی جوامع محلی و ساکنان مناطق روستایی تحت عنوان جنگل داری اجتماعی خاطرنشان کرد : نقطه ضعف طرح این بود که تنها به درآمد چوب توجه شد در صورتیکه باید در بحث احیاء ، جنگل کاری و سامان دهی دامداران یارانه در نظر گرفته می شد.


به گفته رضوی این طرح پس از یکی دو سال به دلیل بروز مشکل برای شرکت ها متوقف شد و نتوانستیم از توانمندی آنها به اندازه کافی استفاده کنیم ولی باید توجه داشت که طرح جنگل داری فقط بهره برداری نیست بلکه در وهله نخست حفاظت و احیاء است.


وی افزود: همه جای دنیا دولت اسپانسر اصلی برای حفاظت از جنگل هاست و از صنایع برای حفظ منابع طبیعی عوارض محیط زیستی می گیرد.
رضوی با اشاره به این که سیاست دولت در کل کشور کاهش بهره برداری از جنگل است، گفت: از سال 1380 طرح کاهش بهره برداری را در گیلان آغاز کردیم و بهره برداری جنگل را از 151 هزار متر مکعب اکنون به 50 هزار متر مکعب رسانده ایم که آن هم بیشتر درخت های ریشه کن ، زراعت چوب صنوبر و کاج است.
معاون جنگل های اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری گیلان تاکید کرد : خوشبختانه وضعیت جنگل های گیلان از استان های مازندران و گلستان به لحاظ تنوع گونه ای ، حجم و بکر بودن مناطق جنگلی بهتر است اما اگر توجه کافی و وافی نشود، در آینده نزدیک شاهد تخریب خواهیم بود.


جنگل ها به عنوان ریه های زمین جزء حیاتی از پیکره طبیعت بشمار می روند و نیازمند توجه و حمایت کافی دولت و حراست و همیاری عموم مردم دارند. تخریب عرصه های جنگلی مشکلات عدیده ای از قبیل آلودگی هوا ، بروز سیلاب ها ، کاهش منابع آبی ، نابودی گونه های گیاهی و جانوری و خسارت های جدی بسیاری را برای انسان ها به همراه خواهد داشت.

منبع:سلامت نیوز

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۴۰
پیمان صاحبی


چه کسانی پای حکم مرگ تالاب هورالعظیم را امضا کردند؟

 هفته گذشته در حاشیه همایش روز جهانی تالابها، بر اساس اسناد تصاویر ماهواره ای، بهبود وضعیت هورالعظیم به تصویر کشیده شد و با آبگیری و احیای حدود70درصد تالاب این امیدواری برای زنده بودن آن و از بین رفتن یکی از کانون های اصلی ریزگردها در دل مردم ایجاد شود. این تلاش ها اما از سال92 با پیگیری معصومه ابتکار رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست کشور و دستور رئیس جمهور آغاز شد. روحانی به وزارت نفت هم دستور داد تا نظرات سازمان محیط زیست برای احیای هورالعظیم را سریعا تامین کند.


به گزارش سلامت نیوز به نقل از تابناک، گرچه بخش عمده هورالعظیم در عراق بوده و متاسفانه از زمان صدام و پس از آن از بین رفت اما بخش ایرانی این تالاب بزرگ بین المللی در دولت اول محمود احمدی نژاد و پس از آن دچار آسیب های جدی شد و با فعالیت های اکتشاف نفت در این تالاب، زنگ خطر برای نابودی آن به صدا در آمد.
بر اساس برخی مستندات موجود، پس از آنکه در سال84، معصومه ابتکار از سازمان محیط زیست می رود و فاطمه واعظ جوادی بر کرسی او تکیه می زند، وزارت نفت طرحی را به کمیسیون اقتصادی دولت می برد و آن را به تصویب می رساند. بر اساس این مصوبه که به وزارتخانه‌های نفت و جهادکشاورزی ابلاغ شد و رونوشت آن برای سازمان حفاظت محیط زیست ارسال شد، میزان 7520 هکتار از اراضی ملی پلاک‌های ثبتی 2290 و 2815 و 2813 و 21 اصلی واقع در دشت آزادگان - استان خوزستان با رعایت ملاحظات محیط زیست جهت عملیات حفاری به مدت 5 سال در اختیار وزارت نفت قرار می‌گیرد که پس از قطعیت استخراج نفت، بهره‌برداری از محل هر یک از چا‌ه‌های استخراج نفت با شعاع 250 متر از نقطه استخراج به مدت 30 سال به وزارت نفت واگذار می‌شود. در کمال تعجب در این مصوبه، جهت کمپ‌های عملیاتی و اجرایی، میزان 5 هکتار در این محدوده به مدت 30 سال در اختیار وزارت نفت قرار می‌گیرد.


از سوی دیگر جهت محل اتصال لوله‌های ورودی - خروجی شمالی، میزان 1/2 هکتار از پلاک ثبتی 2290 اصلی و جهت محل اتصال لوله‌های ورودی - خروجی جنوبی، میزان 5/2 هکتار از پلاک ثبتی 2815 اصلی در محدوده یاد شده به مدت 30 سال در اختیار وزارت نفت قرار می‌گیرد. همچنین مقرر می شود جهت منطقه فراورشی و بهره‌برداری، خارج از محدوده یاد شده، میزان 384 هکتار از پلاک‌های ثبتی 2290 و 2813 و 21 اصلی به وزارت نفت واگذار می‌شود. جالب تر آنکه رئیس سازمان حفاظت محیط زیست به این جلسه دعوت نشد و وزرای اقتصادی احمدی نژاد برای این تالاب ارزشمند، چنین تصمیم مهمی را گرفتند.


در پی این مصوبه جوادی رییس سازمان حفاظت محیط زیست در نامه‌ای به معاون اول رییس‌جمهوری با اشاره به تداخل مناطق واگذار شده با تالاب هورالعظیم و عدم پیش‌بینی اثرات سوء فعالیت‌ها بر اکوسیستم منطقه و نیز هماهنگی و استعلام مراجع ذی ربط با این سازمان و نظر به اینکه کلیه موارد مشابه از طریق کمیسیون مستندسازی و با حضور نمایندگان این سازمان انجام می‌شود، خواستار بازنگری و اصلاح مصوبه مذکور با لحاظ نظرات این سازمان شد.


در نامه فاطمه واعظ جوادی آمده بود: بر اساس مجوز صادره دفتر ارزیابی اثرات زیست محیطی سازمان، وزارت نفت مجاز به فعالیت در بخش جنوبی تالاب هورالعظیم (آزادگان جنوبی) بوده که توسط جاده «شط علی» از آزادگان شمالی تفکیک می‌شود و در بخش غیرفعال تالاب قرار دارد. این در حالیست که مساحت 7520 هکتاری مصوب بسیار غیرواقعی بوده و دربر گیرنده آزادگان جنوبی و شمالی است. پلاک‌های واگذار شده به نفت تقریباً تمامی سطح تالاب هورالعظیم و حتی زون‌های حساس آن را دربر می‌ گرفت. همه اینها در حالی بود که هیچگونه ضرورتی برای واگذاری 5 هکتار جهت احداث کمپ در محدوده تالاب نیز متصور نبوده و انتقال آن به خارج از محدوده تالاب الزامی بوده است، ضمن آنکه واگذاری پلاک ثبتی 2290 نیز که قسمتی از آن در عرصه آزادگان شمالی در محدوده زنده تالاب واقع شده است. در حالیکه هیچگونه مجوزی برای بخش شمالی میدان آزادگان از سوی سازمان حفاظت محیط زیست داده نشده بود، اما نقشه‌های مربوطه نشان می داد، 90 حلقه چاه در آزادگان جنوبی حفر خواهد شد و با عنایت به اینکه به ازای هر حلقه چاه حداکثر 2 هکتار زمین مورد نیاز است، مساحتی معادل 180 هکتار کفایت می‌کند در حالیکه توجیه واگذاری 7530 هکتار از اراضی مشخص نبود و بسیار سوال برانگیز بود.


به گفته کارشناسان، با اینکه در حال حاضر در دنیا، استخراج نفت از بسترهای آبی، یک فناوری متداول و شناخته شده است، متاسفانه مسئولان دولت گذشته ابتدایی‌ترین راه یعنی خشکاندن تالاب را برای استخراج نفت انتخاب کردند و علاوه بر آن اقدامات مداخله‌ای و مخرب مثل جاده‌کشی و جدا کردن سلول‌های بستر تالاب از یکدیگر و قطع آب باعث شد که بستر خشک تالاب خود به کانون ریزگردها تبدیل شود. اما در دولت دوم محمود احمدی نزاد هم این روند ادامه یافت. با این وجود محمدجواد محمدی زاده رئیس وقت سازمان حفاظت محیط زیست که از قضا خوزستانی هم هست درباره وضعیت هورالعظیم اینگونه اظهارنظر کرد:« معاون رییس جمهوری و رییس سازمان حفاظت محیط زیست گفت: پروژه های اکتشافی وزارت نفت در تالاب هورالعظیم ازسوی شرکت های نفتی با تعهد به مسایل زیست محیطی انجام می شود.»

زمستان 89، چینی‌ها دریچه حوضچه شماره سه را یعنی ورودی آب از حوضچه شماره دو به حوضچه شماره 3 هورالعظیم و سپس حوضچه‌های 3، 4 و 5 را مسدود کردند به عبارتی حدود هزار هکتار تالاب را خشک کردند تا در آنجا فعالیت کنند. این گونه فعالیت‌‌ها و بسته شدن راه ورودی آب به تالاب هورالعظیم باعث شد، شاهرگ حیاتی تالاب بسته و این تالاب صدمه ببیند.

با روی کارآمدن مجدد معصومه ابتکار به سازمان حفاظت محیط زیست، جلوی ادامه فعالیت های نفتی در هورالعظیم تا انجام ملاحظات زیست محیطی گرفته شد و پس از باز کردن راههای ورودی آب و از بین بردن سدهای ایجاد شده، اجازه ادامه فعالیت اکتشاف به شرط عدم ایجاد ممانعت برای ورود آب داده شد و اینک حدود 70درصد تالاب مجددا آبگیری و احیا شده است. همچنین یکی از میدان های نفتی که بدلیل عدم رعایت ملاحظات زیست محیطی، در دولت روحانی پلمب شد میدان نفتی یاران شمالی است که گفته می شود بخشی از پروژه توسعه میدان نفتی یاران است.


میدان نفتی یاران یکی از میادین نفتی مشترک غرب کارون است که در فاصله ۱۳۰ کیلومتری غرب اهواز در نقطه صفر مرزی با عراق قرار دارد و با میدان مجنون عراق، در مخزن نفتی مشترک است. طول این میدان نفتی ۴۸ کیلومتر و عرض آن 5/2 کیلومتر است. میزان نفت درجای میدان یاران در حدود ۲ میلیارد بشکه برآورد می‌شود. هم‌اکنون از چاه یاران یک روزانه حدود 500/1 بشکه نفت با درجه خلوص ۲۳ تولید می‌شود، نفت تولیدی با تجمیع با نفت میدان آزادگان، به واحد بهره‌برداری اهواز ۳ ارسال می‌گردد. پروژه طرح توسعه این میدان هم‌اکنون در حال اجرا است تا تولید نهایی این میدان را به ۳۰ هزار بشکه در روز برساند. قرارداد توسعه میدان یاران، زمانی که قلعه بانی مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران بود، بین شرکت متن و شرکتی به نام توسعه صنعت نفت و گاز پرشیا که مدیرعامل آن غلامحسین نوذری مدیرعامل اسبق شرکت ملی نفت که پیشتر در دولت نهم از وزرای دولت احمدی نژاد بود به ارزش ۶۰۰ میلیون دلار امضا شده بود. این شرکت اندکی پس از پیروزی احمدی نزاد در انتخابات سال84 تاسیس شده بود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۳۸
پیمان صاحبی