مهندسی ژنتیک ناباروری میآورد یا ریزگردها و هوای آلوده؟

دکتر الهام باقریراد - متخصص بیولوژی
از زمانی که دانشمندان و محققان با تحقیقات گسترده و شبانهروزی خود قادر به دستیابی به علوم و فنون نوین در راه کمک به سلامت جامعه و تامین نیاز بشر شدند شوربختانه همواره عدهای هم دانسته یا نادانسته در راستای تشویش افکار عمومی و ایجاد وحشت از این فناوریها در میان مردم، هراس افکندهاند. بیشتر این افراد از قشر تحصیلکرده جامعه بوده که بدون مطالعه دقیق از روند مطالعات در جهان تنها با در دست داشتن یک یا دو مقاله که از لحاظ علمی نیز در جامعه علمی جهانی رد شده و نتایج آنها زیر سؤال رفته است، اقدام به خدشه دار کردن جدیدترین علوم و فنون و دستاوردهای بشری میکنند که با مهلکترین بیماری و عامل مرگ و میر بسیاری افراد ازجمله سرطان مقابله میکند. با این تفاسیر در مقاله کوتاه پیش رو، نگاهی به نگرانیهای عمومی درباره فناوری تراریخته و مهندسی ژنتیک و پاسخ دانشمندان به این نگرانیها پرداختهایم و قضاوت را بر عهده خوانندگان گذاشتهایم.
در بیشتر مناظرات تلویزیونی بین موافقان و مخالفان محصولات اصلاح شده ژنتیکی متأسفانه در چندین مورد مشاهده شده که مخالفان با ارائه مدارک و مقالات چاپ شده در ژورنالهای علمی اقدام به جمعآوری و ارائه مدرک درباره مضر بودن محصولات اصلاحشده ژنتیکی بر سلامت انسان و نسل بشر کردهاند. چنانچه در چندین مورد اخیر این مقالات از طرف جامعه علمی و متخصصان مربوط طی بررسی و آنالیزهای مجدد رد و در نهایت این مقالات جزو مقالات مردود از لحاظ علمی اعلام شده است، اما برخی افراد با سوءاستفاده از عنوان علمی خود به جای شفافسازی و بیان واقعیات به مردم تنها با ارائه مقالات مردود و بزرگنمایی آن در بین بعضاً افراد تحصیلکرده و مردم عادی اقدام به ایجاد شک و تردید کردهاند. برای نمونه در تاریخ چهارشنبه پنجم آبانماه ۱۳۹۵ مدیران سیمای ملی نشستی را در برنامه زنده تلویزیونی با نام "ثریا" با دعوت از موافقان و مخالفان مهندسی ژنتیک برگزار کردند. در این نشست طرفهای مقابل به بحث و تبادل نظر در مورد محصولات اصلاح شده ژنتیکی پرداختند و با وجود کم لطفی و سمتگیری که برنامه نسبت به علم بیوتکنولوژی داشت، اما خوشبختانه متخصصان بیوتکنولوژیست توانستند با ادله علمی و محکم پاسخگوی پرسشهای مطرحشده و نگرانیهای مردم و همچنین موضعگیریهای مخالفان باشند. جدا از ایراداتی که از نگاه یک بیننده بیطرف به برنامه و روند مدیریتی آن دیده شده، در اینجا لازم میدانم بهعنوان یک متخصص بیولوژی و پژوهشگر به شفافسازی در زمینه چند مورد مطلب کذب ارائهشده بپردازم.
یکی از شبهاتی که به محصولات اصلاحشده ژنتیکی نسبت میدهند و با عنوان کردن آن باعث ایجاد نگرانی در بین افراد میشوند مسئله تقطیع نسل و ناباروری بر اثر مصرف محصولات غذایی اصلاح شده ژنتیکی است. مدعیان برای اثبات ادعای خود به یکسری مقالات چاپ شده در ژورنالهای بینالملل استناد میکنند و متأسفانه این افراد با نام و القاب تحصیلکرده و با ارائه اسناد به ظاهر علمی چنان خیانتی به جامعه میکنند که متأسفانه بهای آن را در نهایت مردم میپردازند. شاید به ظاهر مردم عادی و حتی افراد تحصیلکرده در رشتههای غیرمرتبط با ژنتیک این ادعاهای بیاساس را باور کنند که علت آن نه سادهانگاری یا زودباوری، بلکه متأسفانه اعتماد مردم به جامعه علمی است؛ لذا بهعنوان یک عضو جامعه علمی شفافسازی برخی مسائل عنوان شده در نشست برنامه ثریا را لازم میدانم.
یکی از مهمترین موضوعاتی که در این برنامه به آن اشاره شد، مسئله ناباروری بر اثر مصرف محصولات اصلاحشده ژنتیکی است. یکی از کارشناسان این برنامه با ارجاع به نتایج مقالهای با عنوان "Ultrastructural analysis of testes from mice fed on genetically modified soybean" که در سال ۲۰۰۴ درEuropean Journal of Histochemistry چاپ شد محصولات تراریخته را عامل مهم ناباروری قلمداد کرد و با نشان دادن تصویر وحشتناکی از موش حاصل از این آزمایش عقیمی و ناباروری و بیماری خطرناک سرطان را از عوارض مصرف محصولات اصلاحشده ژنتیک عنوان کرد.
اما واقعیت این مقاله چیست؟ این مقاله با هدف بررسی تأثیرات احتمالی محصولات تراریخته، به انجام آزمایش روی تعدادی موش پرداخت؛ لذا تعدادی موش را با سویای تراریخته تغذیه کردند و سپس به آنالیز بدن موشها پرداختند. یکی از ادعاهای نسبت داده شده به این مقاله تصویر موش وحشتناک با غدههای بزرگ بود که کارشناس برنامه ادعا میکرد این تصویر موش مورد آزمایش مقاله مذکور با سویای تراریخته است! جالب است که در هیچ کجای این مقاله هیچگونه تصویری از موش نشان داده شده در برنامه ثریا با غدههای بزرگ وجود ندارد! بهعلاوه در نتایج به دست آمده از این مقاله آمده که "هر چند عوامل تنش زا و استفاده از مواد مخدر از مهمترین عوامل شناخته شده در تغییر عملکرد اندام تناسلی و ناتوانی در تولید اسپرم بهعلت تجمع perichromatin granules (PG) است، با این حال ما فرض میکنیم که ممکن است عملکردی مشابه در سلولهای بیضه موشهای تغذیه شده با سویای تراریخته بهوجود آید" و استدلال آنها این بوده است که "تجمع PG در سلولهای موشهای تغذیه شده با سویای تراریخته نیز دیده شده است". نویسنده این مقاله ادعای خود را با فرض و گمان بسیار بیان میدارد و در هر کجای مقاله ذکر میکند که "ما همچنان برای اثبات این فرضیات نیازمند به تحقیقات بیشتری هستیم!"
در جای دیگر از این مقاله نویسنده ابراز میکند که "در این مرحله نمیتوان به یافتههای مشاهده شده از این تحقیق بهصورت ۱۰۰ درصد استناد کرد و بیان میکنند که هرچند شواهد مستقیمی برای تأثیر گلایفوست بر رونویسی و ترجمه ژن وجود ندارد ولی استفاده از آن در دزهای بالا میتواند باعث اختلال در عملکرد DNA شود!" در اینجا نکتهای که قابل بحث است این است که از علفکش گلایفوست در کشاورزی سنتی برای سالیان طولانی استفاده میشود، پس اگر استفاده از علفکش گلایفوست برای بدن مضر است باید سیستم کشاورزی سنتی را نیز به علت مصرف علفکش گلایفوست عامل تهدید سلامت بشر دانست! در ضمن شایان ذکر است که علفکش گلایفوست، نه درباره محصولات اصلاحشده و نه در کشاورزی سنتی در دوز بالا استفاده نمیشود و حداکثر دز مصرفی آن پنج لیتر در هر هکتار است و با این میزان مصرف در مقایسه با سایر علفکشهای رایج در کشاورزی سنتی و متداول هیچ تأثیر منفی بر بدن ندارد تا جایی که خطر مصرف آن نصف استفاده از نمک طعام در غذای مصرفی روزانه ما انسانها است.
از مهمترین اشکالات وارده به این مقاله از این قرار است که مشخص نشده است چه عوامل محیطی و غیرمحیطی میتواند مسئول عملکرد اندام تناسلی حیوان باشد؟ و آیا همه این عوامل تحت کنترل بودهاند؟ برای مثال نویسندگان این مقاله از کجا مشخص کردهاند که موشهای مورد آزمایش آنها تحت استرس و تنش نبوده اند؟ آیا این موشها قبل از آزمایش از لحاظ باروری بررسی شدهاند؟ آیا سلامت باروری و زایا بودن آنها تأیید شده بود؟ چقدر احتمال دارد که موشهای استفاده شده در این مقاله همانند نمونه موشهای آزمایشی آقای سرالینی (Seralini et al., ۲۰۱۲) در مقاله "Long term toxicity of a Roundup herbicide and a Roundup-tolerant genetically modified maize" در سال ۲۰۱۲ باشند؟ ایشان در آزمایشات خود از موشهایی استفاده کردند که در حالت عادی مستعد به سرطان هستند و با هر غذایی چه اصلاحشده و چه اصلاح ژنتیکی نشده احتمال مبتلا شدن به سرطان را دارا هستند. لذا به خاطر وجود ایرادات علمی بسیار به نتایج تحقیقات سرالینی در نهایت مقاله ایشان از ژورنال Food and Chemical Toxicology حذف شد (Retracted) و جزو مقالات مردودشده اعلام شد، اما متأسفانه همچنان مخالفان از مقالات مردود شده علمی جهت اسباط ادعای خود استفاده میکنند.
مشابه این تحقیقات و مقالات درباره محصولات اصلاحشده ژنتیکی با برچسب سرطانزا بودن یا ناباروری وجود دارد که متأسفانه مخالفان فنآوری نوین با استناد به آنها هر از چند گاهی باعث ایجاد تردید در جامعه میشوند. برای مثال مقاله Irina Ermakova در سال ۲۰۰۶ با عنوان "Genetically modified soy leads to weight loss and increase mortality of pups of the first generation" که ادعا کرده بود محصولات تراریخته باعث تقطیع نسل و ناباروری خواهد شد. ایشان ادعای خود را از طریق مطالعهای که بر تعدادی موش آزمایشگاهی انجام دادند به اثبات رسانیدهاند. جدای از دلائل علمی مستند که متعاقباً ارائه خواهد شد نخستین نکتهای که صداقت و درستی این مطالعه را زیر سؤال میبرد وجود نام Green peace به عنوان ناشر این مطالعات و نتایج است. این سازمان از مخالفان اصلی زیستفناوری نوین و مهندسی ژنتیک است و این خود بهتنهایی باعث ایجاد شبهه در نتایج این تحقیقات میکند. در نهایت بهعلت سرو صدای زیادی که این نتایج در بین دانشمندان بیوتکنولوژی ایجاد کرد؛ لذا جامعه علمی و تعداد زیادی از دانشمندان از سراسر جهان بر ان شدند تا به مطالعه دقیق روند این آزمایش و نتایج بپردازند و در نهایت نتایج این بررسی مجدد را در ژورنال معروف Nature Biotechnology چاپ کردند.
در اینجا گزیدهای از این جوابیه که در سال ۲۰۰۷ یعنی یک سال بعد از این ادعای جنجالی توسط تعدادی از متخصصان بیوتکنولوژی داده شد و در ژورنال معروف Nature Biotechnology به چاپ رسید.
۱- طبق ادعای Ermakova سویای مورد آزمایش خود را از شرکت ADM هلند تهیه کرده است که این امر غیرممکن است. اگر این سویا از این شرکت تهیه شده پس ۱۰۰ درصد سویای تراریخته نبوده است زیرا تمام سویای تولیدشده توسط این شرکت حاصل روش سنتی کشاورزی یعنی کشاورزی با سم و کود است. پس موشهای مورد آزمایش ایشان از ذرت تراریخته تغذیه نشده بودند، بلکه از سویای کشت شده با روشهای مرسوم کنونی یعنی کشاورزی با سم و کود تهیه شدهاند و در نتیجه این موشها بر اثر مصرف سم و کود مردهاند نه بر اثر محصولات تراریخته!
۲- در قسمتی دیگر از این جوابیه و طبق نظر بیشتر محققان نویسنده مقاله استاندارد علمی را رعایت نکرده و اشتباه ایشان این بوده که قبل از اینکه نتایج مطالعاتشان را بررسی دقیق شود اقدام به انتشار آن کرده است. بر طبق نظر محققانی که نتایج تحقیقات نویسنده را بررسی کردهاند ایشان حتی تعداد نمونههای آماری درستی را انتخاب نکردهاند و نتایج از لحاظ آماری قابل قبول نیست. همچنین بهنظر دانشمندان روش تحقیق نویسنده در این مقاله درست نبوده و این باعث میشود اعتبار نتایج تحقیق زیر سؤال برود.
۳- طبق نظر برخی دیگر از محققان با توجه به اینکه حداقل بیش از ۱۰ سال است که دنیا از محصولات دانههای روغنی سویا و محصولات فرعی متنجه از آن مثل کنجاله در تهیه غذای دام استفاده میشود و تاکنون هیچ آثار منفی مشابه ادعای نویسنده گزارش نشده است و در بهترین حالت میتوان گفت اظهارات نویسنده این مقاله غیرمحتمل است.
۴- یکی از مهمترین ادعاهای نویسنده مقاله مذکور ناباروری موشهای مورد آزمایش بر اثر تغذیه با سویای تراریخته است (با فرض اینکه به گفته نویسنده سویای تهیه شده تراریخته بوده است). طبق نظر پژوهشگران دادههای مقاله مذکور در مورد آنالیز زادآوری موشها قابل استناد نیست زیرا در این مقاله هیچ دادهای ارائه نشده که آیا این موشها از لحاظ رفتار جنسی آزمایش شدهاند یا نه؟ یعنی آیا این موشها توانایی رسیدن به فحلی و جفتگیری را دارند؟ آیا موشهایی که جفتگیری کردهاند عقیم بودهاند یا بارور هستند؟ ایا ممکن است موشهایی که جفتگیری کردهاند و باردار شدهاند بهعلت مشکلات بارداری آنها لغو شده است یا ممکن است سقط جنین کرده باشند؛ بنابراین بهعلت عدم مطالعه و بررسی سلامت موشهای مورد آزمایش از لحاظ سالم بودن یا عقیم بودن صحت این مطالعه از نظر علمی و در بررسیهای مجدد رد شد و در نهایت ژورنال Nature Biotechnology در سال ۲۰۰۷ با بررسی دوباره این نتایج بر غلط بودن ادعاهای مخالفان مبنی بر عامل ناباروری و عقیمی بر اثر مصرف محصولات تراریخته صحه گذاشت.
همگام با پیشرفت علم در زمینه بیوتکنولوژی و محصولات تراریخته نگرانیها درباره نحوه تأثیرات احتمالی این محصولات بر سلامت انسان و محیط زیست افزایش پیدا کرد. یکی از مهمترین نگرانیها احتمال تأثیرات منفی گونههای تراریخته بر سلامت انسان در نتیجه تغییرات در محتوی غذایی، واکنشهای الرژیک یا تأثیرات جانبی ناخواسته مثل احتمال مسمومیت، آسیبرسانی به بدن و بیماری است؛ لذا در جهت پاسخ گویی به این نگرانیها بیش از ۱۰۰ دانشمند به مقایسه تأثیر غذای سنتی و مواد غذایی تراریخته بر بدن انسان پرداختند که نتایج این تحقیقات در ژورنالهای معتبر همچون Food Chemical Toxicology و Archive of Animal Nutrition بررسی شد (European Food Safety, ۲۰۰۸; Flachowsky et al, ۲۰۰۵). همچنین سازمان دارو آمریکا و انجمن سلامت جهانی طی یک تحقیق جداگانه با استفاده از گروه مستقلی از دانشمندان از سراسر جهان، سلامت محصولات تراریخته برای استفاده انسان را تأیید کردند. طبق گزارش این گروه استفاده از محصولات تراریخته هیچ خطری برای سلامت بدن ندارد و هیچ خطری گروههای سنی مختلف به خصوص نوجوانان، نوزادان و زنان باردار را تهدید نمیکند (Haspel, ۲۰۱۳).
با این حال در دهههای اخیر که محصولات اصلاحشده ژنتیکی (تراریخته) وارد بازار مصرف جهانی شده است بعضی از افراد تحت عنوان دانشمند مستقل و یا گروههای تحقیقاتی مستقل ادعا بر خطرناک بودن این محصولات دارند. یکی از این گروههای حامی ضدتراریخته با عنوان Institute for Responsible Technology (IRT) که ادعا دارند طی تحقیقاتشان، موشهای آزمایشگاهی که با سیبزمینی تراریخته تغذیه شده بودند تنها پس از ۱۰ روز تمام اندامهای بدن آنها تحت تأثیر قرار گرفت و باعث مرگ آنها شد! آنها ادعا کردند که اصلاح ژنتیکی در سیبزمینی باعث سمی شدن سیبزمینی و عامل مرگ موشها بوده است. بلافاصله دانشمندان بیوتکنولوژیست از سراسر دنیا در صدد تحقیق در مورد ادعای (IRT) برآمدند. نتایج تحقیقات نشان داد ادعای IRT بیاساس است و محصولات تراریخته هیچ اثر سمی یا تأثیر منفی بر اندامهای موجود زنده ندارند. نمونه بارز آن سیبزمینی تراریخته حاوی ژن به نام bar gene است. این ژن آنزیمی تولید میکند که باعث سمزدایی علفکشها میشود و در نتیجه جلوی سمی شدن سیبزمینی را میگیرد. در یک مطالعه دیگر در جهت بررسی ادعای IRT که توسط دانشمندان انستیتو ملی سمشناسی کره در سال ۲۰۰۳ در شهر سئول انجام شد. به این منظور دو گروه موش آزمایشگاهی انتخاب شد و یک گروه با سیبزمینی تراریخته و گروه دیگر با سیبزمینی غیرتراریخته تغذیه شدند. پس از مرگ این دو گروه تمام بافتها و اندام داخلی موشها توسط پاتولوژیستها با آزمایشهای پیشرفته میکروسکوپی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج تحقیقات پاتولوژی این دو گروه موش نشان داد که هیچ تفاوتی در اندامهای زایشی، و سایر اندامهای داخلی مثل کبد، کلیه، طحال، معده و قلب موشهای تحت رژیم تغیه با سیبزمینی تراریخته و غیرتراریخته وجود ندارد. نتایج مشابه این یافتهها درباره گوجه فرنگی و فلفل شیرین تراریخته نیز توسط دانشمندان دیگر گزارش شده بود (Chen et al., ۲۰۰۳).
طی تحقیقی دیگر در سال ۲۰۰۱ تعدادی موش را با گوفرنگی و ذرت تراریخته و غیرتراریخته تغذیه کردند و بعد از بررسی هر دو گروه به این نتیجه رسیدند که محصولات تراریخته هیچ تأثیر ژنتیکی منفی یا جهش ژنتیکی و ناهنجاری کروموزومی در موشهایی که با محصولات تراریخته تغذیه شدند ایجاد نمیکند. برای اثبات اینکه آیا DNA گونههای تراریخته به همان اندازه گونههای غیرتراریخته برای مصرف انسان امن است یا نه یک گروه محقق از International Life Sciences Institute طی تحقیقی تمام عوارض آلرژیک و سوخت و ساز و استعداد ابتلا به تخریب بافتها و اندامهای بدن را بررسی کردند و در تمامی نمونهها آزمایشها نشان داد که DNA محصولات تراریخته هیچ تفاوتی با محصولات غیرتراریخته از لحاظ تأثیر بر بدن انسان ندارند (Jonas et al. ۲۰۰۱).
با وجود اینکه طبق مستندات بالا دانشمندان توانستند ثابت کنند که محصولات تراریخته هیچ تأثیر منفی بر حیواناتی که از آنها تغذیه میکنند ندارند مرحله بعد آزمایش این فرضیه بود که آیا مصرف محصولات تراریخته برای نسل بعد انسانهایی که از این محصولات استفاده میکنند مضر است یا خیر؟ یک گروه از دانشمندان ایالتی داکوتای جنوبی آمریکا در سال ۲۰۰۵ برای اثبات یا رد این ادعا که آیا مصرف مواد غذایی تراریخته بر زاداوری یا روی جنین در دوران بارداری تأثیر میگذارد یا نه به تحقیق روی موش پرداختند. در این آزمایش موشها را با ذرت تراریخته تغذیه کردند و برای بررسی تأثیر ذرت تراریخته بر سلامت بیضه، محققان سایز بیضه را در جهار نسل موش (دوران جنینی، نوزادی، دوران بلوغ و موش بالغ) یررسی کردند. طبق نتایج هیچ تأثیر منفی بر اندام تناسلی موشهایی که خود و مادران آنها با ذرت تراریخته تغذیه شده بود طی چهار نسل دیده نشد. این تحقیق در جواب به ادعاهایی پوچ در این باره که محصولات تراریخته باعث عقیمی در مردان میشود انجام شد. همچنین درباره اثر سمیت محصولات تراریخته دانشمندان طی تحقیقی چهار نسل موش را با سیبزمینی تراریخته تغذیه کردند و میزان سلامت موشهایی که با سیبزمینی تراریخته و سیبزمینی حاصل کشاورزی سنتی مقایسه کردند و به این نتیجه رسیدند که محصولات تراریخته تأثیری بر باروری و بارداری و سلامت بدن مادران تغذیه شده با محصولات تراریخته و نوزادان آنها ندارد (Rhee et al., ۲۰۰۵).
ناباروری و مشکلات جنسی یکی از مسائل و مشکلات قرن حاضر است و شاید دغدغه بسیاری از خانوادهها بهویژه زوجهای جوان باشد. شوربختانه عدهای در کشور با سوءاستفاده از این مسئله و با علم به حساسیت مردم نسبت به آن از این حربه برای مقابله با بیوتکنولوژی استفاده میکنند. در حالی که فاکتورهای زیادی میتواند بر ناباروری تأثیر داشته باشد مانند استرس، آلودگی هوا، مشکلات فیزیولوژیکی و ژنتیکی و... که برای نسبت سهم هر یک از این موارد در ناباروری و عقیمی آمار مستند وجود دارد.
پرسش دیگر این است که چرا هیچ گاه نشست خبری و آگاهیرسانی درباره عوامل زیستمحیطی و آلودگیهایی که اخیراً در بیشتر استانهای جنوبی و غربی کشور زندگی مردم را دچار بحران جدی کرده، ترتیب داده نمیشود! طبق ادعای مخالفان اگر محصولات تراریخته ۲۰ سال است که وارد سبد غذایی خانوادهها شده آن هم در حد مصرف روغنهای خوراکی وارداتی و نه حتی تولید داخل، آلودگیهای زیستمحیطی و استرسها تا جایی پیش رفته که بر سر سفره مردم رسیده و هر لحظه به جای اکسیژن تنفس میشود!
طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت، شیوع ناباروری در کل دنیا ۱۲ تا ۱۵ درصد گزارش شده است که این میزان در ایران ۲۰ درصد است. حال این پرسش پیش میآید چرا ناباروری در ایران زیاد است؟
ناباروری مشکلی است که این روزها خیلی از زوجهای جوان به آن مبتلا هستند و اختلالات هورمونی، عفونتها، آلودگی هوا، پارازیتها، استرسها و فشارهای زندگی روزمره ازجمله علتهای مهم این مشکل شناخته شدهاند. مشکلی که همیشه باری روی دوش زوجهای جوان و جامعه گذاشته است.
از طرف دیگر پیامدهای زیانبار آلودگی هوا برای سلامتی انسانها ابعاد گستردهای دارد. نتیجه تحقیق گروهی از پزشکان چینی درباره اسپرم مردانی که هوای آلوده شهری را تنفس کردهاند حاکی از "بدشکل" شدن اسپرمها و کاهش قدرت باروری آنها است. نتیجه تحقیق گروهی از پزشکان چینی نیز از ناباروری مردان بهدلیل تنفس هوای آلوده خبر میدهد. نتیجه این تحقیق که بهتازگی منتشر شده حاکی از "بدشکل" شدن اسپرمها و کاهش توانایی باروری آنها است. نتیجه تحقیق درباره کاهش باروری مردان با تنفس هوای آلوده در حالی منتشر میشود که گروه دیگری از پژوهشگران چینی درباره تأثیر زیانبار آلودگی هوا بر شکلگیری جنین و تولد نوزادان زودرس هشدار داده بودند. افزایش ریزگردها که باعث نشستن دودمه در سطح شهر میشود نقص جنین را افزایش میدهد. آکادمی جامعهشناسی چین در هشتم نوامبر ۲۰۱۵ هشدار داده بود که ریزگردهای معلق در هوا منجر به افزایش نقص عضو جنین و تولد نوزادان زودرس میشود.
در این راستا طبق گزارش تحقیقی که محصول مشارکت ۵۰۰ گروه تحقیقاتی مستقل در ۱۳۰ پژوهش و طی ۲۵ سال با هزینه ۳۰۰ میلیون یورو است و در نهایت نتیجه گرفته شد که محصولات تراریخته مانند فراوردههای کشاورزی سنتی، سالم هستند. همچنین طبق گزارش آکادمی علوم آمریکا، تحقیقاتی که بر روی محصولات تراریخته توسط صدها دانشمند از سراسر جهان طی ۲۰ سال صورت گرفت و نتایج آن در سال ۲۰۱۶ منتشر شد، یافتهها حاکی از آن بود که هیچ گزارشی حاکی از تأثیر منفی محصولات تراریخته گزارش نشده است.
بیوتکنولوژی و مهندسی ژنتیک دانش جدیدی است که نخستین دستاوردهای آن در هالهای از بیم و امید ارزیابی میشود. در طول تاریخ بسیاری از پدیدههای علمی در مرحله آغازین با تردید و مقاومت شدید روبهرو بودهاند. صدها نمونه از وقایع تلخ و شیرینی که بر این اساس رقم خورده، قابل شمارش است، اما کمتر دانشی به اندازه مهندسی ژنتیک با ساختار اصلی و قانونمند اعجابآور و تحسینبرانگیز در زمینه تولید فرآوردههای حاصل از مهندسی ژنتیک با ساختار اصلی و قانونمند سامانه هستی درگیر شده است.
دهه اخیر شاهد تحولاتی اعجابآور و تحسینبرانگیز در زمینه تولید فرآوردههای حاصل از مهندسی ژنتیک و تکنولوژی زیستی بوده است. چنانکه پیشبینی میشد، در آغاز هزاره سوم میلادی نیز بر سرعت تحولات در این زمینه افزوده شده است. تحولاتی که به همراه فناوری ارتباطات، سرنوشت اقتصادی و حتی اجتماعی و بعضاً سیاسی برخی از مناطق جهان را تحتتأثیر قرار خواهد داد. مهندسی ژنتیک و اصلاح گیاهان زراعی و تولید گیاهان با مقاومت مطلق در مقابل آفات و امراض نباتی و بینیاز از کاربرد سموم خطرناک تحولی را در کشاورزی ایجاد کرده که تنها با "انقلاب سبز" قابل مقایسه است.
در حال حاضر زیست فناوری نوین همانند سایر فناوریهای نو با یکسری گروهها و جریانهای موافق و مخالف همراه بوده است. در هیاهوی این موافقتها و مخالفتها بهتر است به دور از فضاهای جناحی و حب و بغضها مزایا و دستاوردهای آن برای جامعه بشری در فضای کاملا علمی بررسی شود. البته بدیهی است بومیسازی این فناوری بهعنوان یک فناوری پیشرو علاوه بر مزایای متعدد اقتصادی، علمی در راستای اقتصاد مقاومتی و نیز سیاستهای جمعیتی ابلاغی میتواند تهدیدات مورد ادعای مخالفان را به حداقل برساند و از نفوذ احتمالی دشمنان جلوگیری کند. بدیهی است استفاده از فناوری های روز و مجهز شدن به سلاح علم و فن در همه حوزهها و ازجمله حوزه فناوری زیستی مهم و ارزشمند و شایسته حمایت و سرمایهگذاری در سطح ملی است./
منابع:
۱) D. A. Jonas, I. Elmadfa, K. H. Engel, K. J. Heller, G. Kozianowski, a. König, D. Müller, J. F. Narbonne, W. Wackernagel, and J. Kleinr. ۲۰۰۱. "Safety considerations of DNA in food,” Annals of Nutrition and Metabolism, ۴۵ (۶):۲۳۵–۲۵۴.
۲) Z. L. Chen, H. Gu, Y. Li, Y. Su, P. Wu, Z. Jiang, X. Ming, J. Tian, N. Pan, and L. J. Qu. ۲۰۰۳. "Safety assessment for genetically modified sweet pepper and tomato,” Toxicology, ۱۸۸(۲–۳): ۲۹۷–۳۰۷.
۳) L. Vecchio, B. Cisterna,M. Malatesta, T.E. Martin, M. Biggiogera. ۲۰۰۴. Ultrastructural analysis of testes from mice fed on geneticallymodified soybean. European Journal of Histochemistry. ۴۸ (۴):۴۴۹-۴۵۴.
۴) G. S. Rhee, D. H. Cho, Y. H. Won, J. H. Seok, S. S. Kim, S. J. Kwack, R. Da Lee, S. Y. Chae, J. W. Kim, B. M. Lee, K. L. Park, and K. S. Choi. ۲۰۰۵. "Multigeneration reproductive and developmental toxicity study of bar gene inserted into genetically modified potato on rats.” Journal of Toxicology and Environmental Health. ۶۸(۲۳–۲۴): ۲۲۶۳–۲۲۷۶.
۵) G. Flachowsky, A. Chesson, and K. Aulrich. ۲۰۰۵. Animal nutrition with feeds from genetically modified plants.” Archives of Animal Nutrition, ۵۹(۱):۱–۴۰.
۶) I. Ermakova,۲۰۰۶. Influence of genetically modified soya on the birth-weight and survival of rat pups. Proceedings of the Conference "Epigenetics, Transgenic Plants & Risk Assessment". Greenpeace. ۴۱-۴۷.
۷) A. Marshall. ۲۰۰۷. GM soybeans and health safety—a controversy Reexamined. Nature Biotechnology. ۲۵(۹): ۹۸۱-۹۸۷.
۸) European Food Safety Authority GMO Panel Working Group on Animal Feeding Trials. ۲۰۰۸. "Safety and nutritional assessment of GM plants and derived food and feed: the role of animal feeding trials.,” Food Chemical Toxicology, ۴۶ (۱):S۲–۷۰.
۹) G.E. Séralini, c.fr, E. Clair, R. Mesnage, S. Gress, N. Defarge, M. Malatesta, D. Hennequin, J.S.d. Vendômois. ۲۰۱۲. RETRACTED: Long term toxicity of a Roundup herbicide and a Roundup-tolerant genetically modified maize. Food and Chemical Toxicology. ۵۰ (۱۱): ۴۲۲۱-۴۲۳۱.
۱۰) Tamar Haspel. ۲۰۱۳. Genetically modified foods: What is and isn’t true”. Washington Post. October
منبع:ایانا