تغییرات در کشاورزی با هدف حفاظت از زمین و محیط زیست/ تقسیم زمین همراه با رفاه و خدمات مربوط به اکوسیستم
بحث درباره اشتراکگذاری/ صرفهجویی زمین (تقسیم زمین)(۱) با رکود روبهرو شده است. در این مسیر نیاز به یک راه رو به جلو داریم. در این راه باید پرسشهای جدید پرسیده شود، همچنین در این مسیر رفاه انسانها و خدمات مربوط به اکوسیستم را باید در نظر گرفت.
به گزارش ایانا از نشریه علمی نیچر، یکی از مهم ترین مشکلات امروز، تضمین امنیت غذایی برای افراد است، در حالی که باید با کاهش اثرات زیست محیطی کشاورزی همراه باشد. درباره این مسائل در محافل زیست محیطی و کشاورزی، گفت وگو شده است. برخی استدلال میکنند که دستیابی به تعادل، نیاز به اختصاص زمین به هر دو گروه فعالیتهای حیوانی و مواد غذایی دارد، در حالی که دیگران استدلال میکنند که اشتراکگذاری زمین یک راه حل بهتر است.
پیشترها و در شرایط کنونی نیز گفته شده و گفته میشود که چشمانداز کشاورزی باید به گونه ای باشد که در آن بخشی از زمین برای حیات وحش کنار گذاشته شود و بخش باقی مانده زمین نیز برای کشاورزی با بالاترین بازده اختصاص یابد. دومین پیشنهاد باعث افزایش زمینهای کشت میشود که به همراه بهره بردن از تکنیکهای جانور پسند مانند پرچین باید سامان یابد. این استدلال که نشان ازافزایش شناخت درباره نقش کشاورزی در زمینه کاهش فقر و اثرات زیست محیطی دارد، یک اراده سیاسی برای انجام این کار را میطلبد. این در حالی است که اصطلاحات "تقسیم زمین" و "به اشتراکگذاری زمین"، برای نخستین بار در ۲۰۰۵ عنوان شد.
نورمن بورلاگ "Norman Borlaug"(۲) ادعا کرد که با اجرای انقلاب سبز در دهه ۱۹۶۰ امکان تولید مواد غذایی بیشتر بر روی زمین کمتر را سبب شده است، که باعث شد تا زمین بیشتری حفظ شود که البته این نظر از سوی برخی افراد رد شد، آنان معتقد بودند کشورهایی وجود دارد که با توسعه زمینهای کشاورزی بازده بیشتری داشتند. این بحث در نهایت به چارچوب تقسیم زمین/ اشتراکگذاری زمین تصویب شد.
در حالی که استدلالهای اولیه برای مراکز علمی و عمومی در مورد مسائل مرتبط با تولید مواد غذایی و تخریب محیط زیست مفید بود، اما در حال حاضر باید به جای تمرکز تنها بر روی تولید مواد غذایی و تاثیر آن بر تنوع زیستی، به رفاه انسانها در تمامی اشکال آن و نقش خدمات اکوسیستم در تأمین امنیت آنها اندیشید.
توقف بحثها و دستیابی به نتیجه قطعی
ما قادر به نتیجه قطعی بحث به اشتراکگذاری/ صرفه جویی به چند دلیل نیستیم. چراکه اختلاف نظر بر سر میزان زمین و موانع تقسیم زمین و به اشتراکگذاری زمین، وجود دارد و این که دریابیم کدام مزایا و مسایل مهم تر هستند. این که کدام جنبه از تنوع زیستی مفید است، یا چه اقدامات مناسبی برای تولید مواد غذایی میتواند به درک این مسئله بینجامد، تنها دو پرسش از پرسشهای بسیاری است که که برای پایان دادن به این بحثها وارائه یک پاسخ قطعی وجود دارد. بنابراین این مطالعات باید بر گونههای خاص در مکانهای خاص انجام شود.
همچنین جامعه علمی فاقد توانایی برای تعمیم بحثها در سراسر نقاط، ودر زمینه اندازه گیریها و گونهها است. به عنوان مثال، Phalan et al و همکاران دریافتند که صرفه جویی(تقسیم) زمین بهترین راه برای ترویج تنوع زیستی است در حالی که به حفظ عملکرد محصولات کمک میکند، اما آنها تنها مطالعات خود را در شمال هند و جنوب غربی غنا، و با اندازه گیری اثرات آن روی تنها گونههای پرندگان انجام دادند. این در حالی است که مشکلات مربوط به زمینههای دیگر وجود دارد: برای مثال ، کشاورزی اروپا، یک رویکرد بسیار متفاوت با دیگر مناطق دارد، و مطالعات منطقهای/ گونه خاص در مورد سایر اشکال حیات وحش و یا مزایای دیگر دریافت شده از کشاورزی در دسترس نیست. در واقع، مطالعات علمی در مورد مزیت نسبی تقسیم و به اشتراکگذاری زمین میتواند به تعمیم نتایج و چشمانداز کمک کند.
این در حالی بود که دانشمندان قادر به پاسخگویی به میزان پایین قطعیت، به سوالات استراتژیک در مورد تولید غذا و تنوع زیستی بودند، در این راه بسیاری از سوالات مهم پرسیده نشد. بحث اشتراکگذاری/ تقسیم زمین تمرکزش روی تأمین مواد غذایی، به جای مسائل مهم از جمله توزیع مواد غذایی، زباله، فقر و نابرابری، همراه با انتخاب مواد غذایی برای مقابله با گرسنگی و سوء تغذیه، و در نهایت، تخریب محیط زیست قرار دارد و انچه فابل تامل است، تمرکز روی بحث اشتراکگذاری/ صرفهجویی زمین - امنیت غذایی را و یا حتی کاهش گرسنگی را تضمین نمیکند.
در واقع، تجزیه و تحلیل نشان میدهد که کالری تولید شده برای تغذیه جمعیت انسانی به درستی توزیع نشده است،این به دلیل استفاده زمینهای کمتر برای رشد مواد غذایی بوده است و از سویی به این معنا نیست که لزوما باید زمین، بیشتر و بیش از حد، برای حفاظت مورد استفاده قرار گیرد.
حذف عوامل اجتماعی از موضوع اشتراکگذاری/ صرفه جویی باعث شده تا دانشمندان کشاورزی، اقتصاددانان توسعه، و بوم شناسان به گونه ای غیرموثر برای چند دهه به بحث و گفت و گو بنشینند. برای شناسایی مسائل مرتبط با امنیت غذایی و محیط زیست، ما باید با مردم گفت و گو کنیم و میتوانیم این کار را با تمرکز بر راههای بیشمار که در آن بهبود چشمانداز کشاورزی و رفاه انسان در نظر گرفته شده انجام دهیم؛ نباید این مسئله را تنها در ارتباط با تولید مواد غذایی و یا حفظ تنوع زیستی دید.
حرکت به سمت یافتن راهحل
چشمانداز کشاورزی نوین، چند وجهی و مهم تر از آن، چند کاربردی بودناش است. به دنبال یک چشمانداز کشاورزی، نه تنها تولید مواد غذایی، بلکه زیبایی شناسی، تفریح، تصفیه آب، کنترل سیلاب و ذخیره سازی کربن را باید در نظر گرفت.
چشمانداز کشاورزی، تولید طیف گسترده ای از خدمات اکوسیستم برای رفاه مردم است. در نظر نگرفتن این جنبههای چشمانداز و تنها تمرکز روی تنوع زیستی و یا تولید مواد غذایی نمیتواند دسترسی به بسیاری از خدمات را که برای بهبود رفاه انسانها است، تسهیل کند.
ایجاد مدیریت مصنوعی خطر کاهش ارائه خدمات اکوسیستم هاو پس از آن کاهش رفاه انسان را به دنبال دارد؛ حتی اگر ما به بهترین نحو روی تولید مواد غذایی و یا حفظ تنوع زیستی کار کنیم.
در این راه باید بپرسیم چگونه میتوانیم بهترین مدیریت چشمانداز برای تنوع زیستی و تولید محصولات کشاورزی همراه با بهبود بخشیدن به رفاه مردم در سراسر جهان را در حال حاضر و آینده فراهم کنیم؟
این چارچوب جدید گفت و گو نیازمند یک پرسش مشترک اما علمی در مورد رفاه است. اگر چه هنوز هم بسیاری از پرسشهای مهم درباره صرفه جویی/ به اشتراکگذاری زمین را باید در نظر بگیریم - چگونه میتوان با به اشتراکگذاری و یا تقسیم زمین به بهترین نتیجه برای تولید مواد غذایی دست یافت؟
چگونه میتوان محاسبه بهتری برای مقیاس و زمان به عمل آورد؟ و بهترین راه برای اندازه گیری متنوع ابعاد گوناگون کشاورزی چیست؟ در عین حال ما باید به پرسشهای مهم و جدیدی را پاسخ بدهیم که میتوان به این موارد نیز اشاره کرد:
"نقش نسبی سرمایه طبیعی و انسانی در ارائه انعطاف پذیر خدمات اکوسیستم در ابعاد مختلف کشاورزی چه هستند؟" "نقش خدمات مختلف اکوسیستم در بهبود رفاه انسان چیست؟" در این گفت وگوی جدید، تضمین امنیت غذایی در ارتباط با امنیت محصولات کشاورزی و حفظ کل سیستم زیست محیطی و زیست اجتماعی معنا میدهد.
پرداختن به این مجموعه جدید از پرسشها ، مستلزم انجام اقدامات علمی فراتر از موارد مربوط به تولید مواد غذایی و تنوع زیستی است، و احتمالا حتی فراتر از مسائل مربوط به امنیت غذایی و حاکمیت مواد غذایی که در آن باید تمام مزایای انسانی مربوط به جنبههای کشاورزی در نظر گرفته شود. به عنوان مثال، ارائه خدمات گوناگون اکوسیستم ، از جمله در حوزه تولید مواد غذایی، ذخیره سازی کربن، مسایل تفریحی، جریان آب، کنترل سیلاب و بیماریها است. همه اینها مستلزم آن است که مطالعه، اندازه گیری، و درک جنبههای کشاورزی را برای فراهم ساختن منافع در سطح جهانی و محلی انجام دهیم.
نتیجهگیری
حل مشکل تغذیه مردم با کاهش اثرات زیست محیطی کشاورزی باید همراه باشد. همچنین تأمین امنیت از عوامل مورد نیاز برای رفاه انسانها است.
گفتوگو در مورد تقسیم و اشتراکگذاری زمین برای امنیت غذایی و حفاظت مفید بوده ، و بسیاری از دانشمندان در گیر با این موضوع، در یافتههای علمی مشارکت دارند. اما در حال حاضر یک پرسش مهم تر درباره چالش مربوط به حصول اطمینان از رفاه انسان است. این موضوع نیاز به علم مربوط به خدمات اکوسیستم کشاورزی دارد که به دولت، عدالت، فقر، و عوامل اجتماعی مربوط میشود که در امنیت غذایی و رفاه انسانها سهم بسزایی دارند./
نویسنده: Elena M. Bennett
ترجمه: فرحناز سپهری
پینوشت:
۱- land sparing، بازده بالا با مقدار کم زمین، برای هر دو فعالیت مواد غذایی و جانوری که با هدف تولید مواد غذایی همراه با حفظ تنوع زیستی و تعادل میان آنها انجام میشود. land sharing، وضعیتی است که در آن کشاورزی با عملکرد پایین این امکان را میدهد تا تنوع زیستی در چارچوب چشمانداز کشاورزی حفظ شود.
۲- زیست شناس آمریکایی که ابتکارات زیادی را در سراسر جهان انجام داد و در زمینه افزایش گسترده تولید محصولات کشاورزی و انقلاب سبز کار کرد. بورلاگ، به سبب افتخاراتش جوایز متعددی را دریافت کرد که از آن جمله میتوان به جایزه صلح نوبل اشاره کرد.