از «سیمان» مجلس تا «اشرشیاکلی» آب معدنی
سه شنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۴، ۰۸:۲۸ ق.ظ

یعنی وقتی ریزگردها نفس کشیدن که طبیعیترین و
نخستین حقوق هر شهروند است را بند میآورند کسی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی از
غصه این مصیبت کارش به بیمارستان کشید؟ وقتی اشک چشم صیادان و حاشیهنشینان در
استان محترم اما رنج دیده سیستان و بلوچستان مثل هامون خشکید، کسی قلبش به درد آمد
و لایحه دو فوریتی و سه فوریتی امضا کرد؟ برای آتشسوزیهای مکرر در جنگل گلستان
چطور؟ برای خشکشدن بلوطهای زاگرس، برای هوای آلوده و سرطانزای کلانشهرها، برای
بحران آب و سدسازیهای بیوقفه، برای وجود دو میکروب خطرناک «اشرشیاکولی» و
«کولیفرم» در آب معدنیهایی که با تبلیغهای فراوان به خورد مردم دادند کسی اشک
ریخت؟ و...
اطلاعات پزشکی دقیقی در دست نیست اما شاید بتوان
در بستریشدن نمایندگان محترم مجلس، رگههایی از آلودگی هوا و آب شرب ناسالم و مواد
غذایی سرشار از پالم و سبزیجات آبیاری شده با فاضلاب پیدا کرد. این همه نشانه برای
اهمیت موضوع محیطزیست در زندگی امروزه کفایت نمیکند؟ باید چه اتفاقی رخ بدهد که
محیطزیست در مجلس شورای اسلامی به یک دغدغه عمومی میان نمایندگان مجلس تبدیل شود؟
چرا واکنشها عموماً مقطعی است و فراکسیون محیطزیست کممشتری و ناشناخته به شمار
میرود؟
متخصصان علوم سیاسی و روابط بینالملل مقولههایی
مانند بحران آب، آلودگی هوا و تبعات اجتماعی ناشی از خشکسالی را از مهمترین
تهدیداتی به شمار میآورند که امنیت ملی را بیش از احتمال بروز یک جنگ به مخاطره
میاندازند. قطعاً نمایندگان مجلس دلواپس عزت و اقتدار ملی بودند و هستند که از شدت
ناراحتی کارشان به بیمارستان کشید اما انتظار میرود بخشی از این غیرت و همیت را
نسبت به خطرات بالقوهای که کشور را تهدید میکند هم نشان دهند. مگر جز این است که
جیرهبندی آب و ایستادن در صف طویل و گران داروخانهها که در نتیجه هوای ناسالم به
مردم بیماریهای تازه و «ویروسهای جدید» تحمیل کرده است هم تحقیر عزت مردم محسوب
میشود.
با نزدیکشدن به اسفند ماه و گرمشدن تنور
انتخابات مجلس شورای اسلامی به نظر میرسد نمایندگان مجلس خوب است در میان وعدههای
عموماً معیشتیشان، برنامههای جدی، اجرایی و کارشناسی شدهای را در مورد مسائل
محیطزیستی کشور ارائه کنند. انتظار اینکه مانند کشورهای آلمان و سوئد و ... احزاب
سبز بتوانند به تنهایی و با شعارهای محیطزیستی کرسیهای مجلس را فتح کنند دستکم
در کوتاهمدت رویاپردازانه است اما با توجه به نقش روزافزون محیطزیست و مقوله
سلامت در زیست شهروندی بعید نیست که شعارها و برنامههای محیطزیستی بتواند کفه
ترازو را به سود کاندیداهای انتخابات آتی سنگین کند.
سیاست سبز یا ایدئولوژی سبز در دنیای امروز یک
ایدئولوژی سیاسی به حساب میآید. مدافعان سیاستهای سبز طرفداران جنبش سبز هستند که
در بسیاری از کشورها از دهههای هفتاد و هشتاد میلادی به عنوان حزب سبز فعالیت خود
را آغاز نمودند. نام سبز برای این ایدئولوژی، میراث حزب سبز آلمان است که اولین حزب
سبز موفق در دهه هفتاد میلادی بوده است.
سبزها نمایندگان یک بخش جدید در دنیای سیاست
هستند که مسائل سیاسی و اجتماعی را به طرزی نوین تحلیل میکنند و بنابراین در
معیارهای از پیش تعیینشده چپ و راست یا شمال و جنوب سیاسی نمیگنجند. اگر چه در
تقسیمات سیاسی معمولاً آنها را دست چپی در نظر میگیرند ولی امکان دارد تفکرات،
تحلیلات و اظهارنظرهای ایشان در موضوعات متنوعی بیشتر با احزاب دست راستی همخوانی
داشته باشد.
این عموماً تصویری است که از احزاب سبز در دنیای
مدرن و پیشرو به چشم میآید گرچه چالشهای بسیاری در این حوزه وجود دارد و کسانی
معتقدند طرفداران احزاب سبز در مواردی اغراق گونه با مقوله محیطزیست برخورد
میکنند و آنچه میاندیشند یا میطلبند لزوماً با واقعیات اجتماعی جور در
نمیآیند.
گفته میشود قدمت ایدئولوژی سبز در ایران به
نوشتههای زرتشت باز میگردد. زرتشتیان بر این باورند که جهان به شکل امانت در دست
انسانهاست که باید آنرا در روز قیامت به شکل اولیهاش به اهورا مزدا پس بدهند. از
این رو آموختههای زرتشتی انسانها را به نگهداری از محیطزیست و عناصر چهارگانه
فرا میخوانند. زرتشتیان معتقدند که زرتشت درخت سرو را با خود از بهشت به زمین
آورد. درخت سروی که به اعتقاد زرتشتیان بدست حضرت زرتشت کاشته شد پس از حمله اعراب
به ایران بدستور متوکل عباسی قطع و تنه آن با شتر به بغداد فرستاده شد. مولف برهان
قاطع عمر این درخت را در آن زمان ۱۴۵۰ سال ذکر کرده است. در آن زمان ایرانیان شبانه
تا آنجا که امکان داشت بذر و شاخههای این درخت را جمع کرده و در نقاط مختلف ایران
کاشتهاند و اکنون سروهای کهنسالی که در اقصی نقاط ایران وجود دارد میتوانند به
طریقی منشاء از این درخت گرفته باشند.
چنین پیشینه ملی و آنچه در مذهب اسلام به مجموعه
دانستههای ایرانیان افزوده شده است هر روز نشانههایی از افزایش علاقمندی به مقوله
محیطزیست و حرمت قائلبودن برای طبیعت در میان مردم به چشم میخورد که دلگرمکننده
است. از سوی دیگر برخوردهای گشادهدستانه با طبیعت – عموماً با تصمیمگیری مدیران
ارشد- در چند دهه اخیر وضعیت را چنان شکننده کرده که بسیاری از مسئولان این روزها
از پرده «مصلحت» بیرون آمده و با «صراحت» هشدار میدهند.
معصومه ابتکار معاون رئیسجمهوری و رییس سازمان
حفاظت محیطزیست کشور در بیست و دومین شورای گفتوگوی دولت و بخش خصوصی خراسان رضوی
گفت: کشور ایران دو برابر دیگر کشورهای جهان از ظرفیتهای زیستمحیطی بهرهبرداری
میکند به طوری که در حوزه آب دچار بحران هستیم و ۸۵ درصد از منابع آبی کشور نیز
استفاده شده است.
عیسی کلانتری، مشاور معاون اول رئیسجمهوری در
امور آب، کشاورزی و محیطزیست در مطلبی که روز دوشنبه هفتم اردیبهشت 94 در روزنامه
شهروند منتشر شد گفت که «ایران با بهرهبرداری از ۹۷ درصد آبهای سطحی خود عملاً
تمام رودخانههای خود را خشک کرده است و دیگر آبی در طبیعت باقی نمانده است. این
موضوع به معنای آن است که اگر به همین وضع ادامه دهیم حدود ۷۰ درصد ایرانیان یعنی
جمعیتی معادل ۵۰ میلیون نفر برای زنده ماندن ناچار به مهاجرت از کشور هستند.»
دو اظهارنظر که شاید بتوان آنها را نمونههایی
کممانند عنوان کرد. سخنانی که شاید چند سال پیش اگر روزنامهنگار یا منتقدی بیان
میکرد میتوانست با شکایت مدعیالعموم تحت عنوان «تشویش اذهان عمومی» راهی دادگاه
شود!
از سوی دیگر افزایش صدمات ناشی از بلایای طبیعی
چون سیل، زلزله، فرونشست زمین و ... مانند جنگی قریبالوقوع کشور را تهدید میکند
سالهاست یافتههای علمی نشان داده است ایران از نظر وقوع حوادث طبیعی و احتمال
خسارات ناشی از آنها در زمره کشورهای حادثهخیز جهان قرار میگیرد. شرایط
زمینشناسی، اقلیمی و بومشناختی ایران از یک سو و تخریب فزاینده عرصههای طبیعی
باعث شده تا سرزمین ما را آسیبپذیر کند که تنها بخشی از آن ناشی از شرایط
جغرافیایی است؛ به شکلی که از ۴۱ حادثه طبیعی ثبت شده در جهان، بیش از ۳۰ مورد آن
در ایران سابقه وقوع دارند. اگرچه آمارهای متفاوت توسط مراجع متعدد ارائه شده ولی
به استناد گزارش پایگاه دادههای بینالمللی بلایای طبیعی (www.emdat.be) در یک قرن
گذشته بالغ بر 200 حادثه طبیعی بزرگ پر خسارت در ایران رخ داده که بیش از 300 هزار
کشته و زخمی دربر داشته است. به این اعداد باید بیخانمانشدن حدود نیم میلیون
ایرانی و خسارتی معادل 23 میلیارد دلار به اقتصاد کشور را نیز هم اضافه کرد. صدمات
غیرقابل جبران عاطفی و اجتماعی ناشی از این بلایا به صد مثنوی هم نوشتنی
نیست.
وقتی قطعات پازلی این چنین ترسناک را کنار هم
میگذاریم آیا نمیتوان از نمایندگان مجلس شورای اسلامی متوقع بود در قبال
محیطزیست و منابع طبیعی نیز مثل برجام حساسیت به خرج بدهند و سرسختانه پیگیر و
البته مشفقانه حامی باشند؟
منبع:زیست بوم
۹۴/۱۰/۲۲