خبرنگارها کذاب نیستند
دوشنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۴، ۰۸:۲۲ ق.ظ

مدیرانی که تحت تاثیر فضا و حضور دوربینهای
رسانههای مختلف در گفتار خود دقت نکرده و اعداد و ارقام را به درستی بیان
نمیکنند، به جای ریال از تومان استفاده کرده یا سه صفر در کنار اعداد اضافه و کم
میکنند، کسانی هستند که توقع دارند خبرنگار علامه دهر باشد و بداند در فلان بند از
لایحه بودجه رقم پیشبینی شده برای احداث سد در جنوب شرقی ترین نقطه کشور چقدر
است!
این خبرنگاران هستند که همواره باید اطلاعات جامع
و کاملی داشته باشند تا اشتباهات سهوی مدیران را بپوشانند. زهر کلام هر مدیری را با
توجه به حساسیتهای جامعه کم کرده و به آن لطافت بخشند. نقاط ابهام را به سرعت
شناسایی کرده و در دم ابهام زدایی کنند. نه تنها خبرنگار باید به حساسیتهای شغلی
یک مدیر توجه کند، خط قرمز رسانه خود را هم باید مد نظر قرار دهد. خط قرمزهای تعیین
شده از سوی دولت برای فضای رسانهای، خط قرمزهای امنیتی، خط قرمزهای اجتماعی و
هزاران خط قرمز دیگر را هم به این مجموعه اضافه کنید تا بدانید که چرا خبرنگاران به
سن بازنشستگی نمیرسند.
بسیاری از فعالان عرصه خبر تاب این همه تناقض و
فرار از مسئولیت صاحبان پست را ندارند. این گروه در میانه راه، فعالیتهای خبری را
کنار گذاشته و به گوشهای امن میخزند تا کار اداری کنند و از هیاهویی که مقصر
ایجاد آن نیستند، فاصله بگیرند. این مسئله در قالب بحرانی در فضای رسانهای کشور در
حال نمود است. مسئولان وزارت ارشاد یا کارشناسان روابط عمومی بارها در جلسات مختلف
نگرانی خود را از جوان شدن نسل خبرنگاران و نبود خبرنگار خبره در عرصه رسانه اعلام
کردهاند اما به راستی اگر مدیران فقط اندکی از صبر و تحمل خبرنگاران را داشتند و
با کوچکترین تلنگری اظهارات خود را پس نمیگرفتند و پای صحبتهای خود میایستادند،
شاهد وضعیت امروز در عرصه رسانه بودیم؟
به محض به لرزه افتادن پایههای میز ریاست،
مسئولان دولتی اظهارات خود در جمع رسانهها را پس میگیرند. در این فضا خبرنگاران
همواره متهم به دروغگویی یا برداشت اشتباه میشوند. اما آیا واقعا برای یک خبرنگار
توقف یا ادامه روند یک طرح نفع خاصی دارد که با جریان سازی نادرست قصد بر هم زدن
روندی که به صلاح کشور است را داشته باشد؟
فریبرز غیبی رئیس
مرکز جنگل های خارج از شمال سازمان جنگل ها در گفتگو با زیست بوم، اجرای طرح
جنگلانه بدون اطلاع دفتر تخصصی مربوطه را نادرست دانست. وی در گفتگوی خود اعلام کرد
که دستور توقف این طرح صادر شده تا در قالب طرحهای جنگلکاری به شکل اصولیتری از
سر گرفته شود. سازمان جنگلها به عنوان متولی عرصههای طبیعی کشور بدون انجام
هماهنگیهای داخلی در طرحی به نام جنگلانه مشارکت کردهاست. این طرح یک طرح خودجوش
مردمی است که با کمک سمنها قرار است ایرانی سبز را برای آیندگان رقم بزند.
جنگلکاری هم مثل هر اقدام دیگری در جنگل نیازمند تخصص است. اگر قصد داریم از مشارکت
مردم و نیروی رایگان علاقمندان برای احیای طبیعت استفاده کنیم، بدون شک باید از این
پتانسیل عظیم به نحوی استفاده شود که مرهمی به روی زخمهای طبیعت گذاشته شود نه
اینکه زخم دیگری به پیکره طبیعت وارد آید.
قبل از کلید خوردن طرحی به بزرگی طرح جنگلانه که
با حضور هزاران علاقمند به آغاز به کار کردهاست، باید روسای سازمانهای حفاظت محیط
زیست و سازمان جنگلها و مراتع و آبخیزداری چارچوبهای کلی کار را در نشست مشترک
مشخص میکردند. با ابلاغ این چارچوبهها به بدنه کارشناسی، جزییات کار در دفتر امور
جنگلی سازمان جنگلها شفاف میشد و در نهایت با همکاری دفتر مشارکتهای مردمی
سازمان جنگلها و همراهی سازمان حفاظت محیط زیست، طرح جنگلانه کلید بخورد.
اما این بار هم مطابق معمول، رویههای عادی اداری
انجام نشدهاست. بخشی از بدنه سازمان جنگلها یعنی دفتر مشارکتهای مردمی بدون
هماهنگی با دفتر تخصصی امور جنگلی وارد طرح جنگلانه شده و تلاش کردهاست از نیروهای
مردمی برای جنگلکاری استفاده کند. سازمان جنگلها که از کمبود بودجه رنج میبرد قصد
دارد با استفاده از نیروهای مردمی، هزینه احیای عرصههای طبیعی را کاهش دهد اما آیا
به ساماندهی سمنها در چنین طرحهایی توجه کردهاست؟
با توجه به حساسیت طرحهای جنگلکاری و نبود
هماهنگی داخلی، به احتمال فراوان ایشان در جریان ریز امور طرح جنگلانه نبوده اند و
آنچه در مورد توقف طرح و بازبینی اقدامات انجام شده عنوان کردند نظرشخصی شان بوده
است که گفتههای خود را پس گرفته و در این میان زیست بوم به دروغگویی متهم می
شود!
حتی اگر رئیس
مرکز جنگل های خارج از شمال سازمان جنگل ها اظهارات خود را تکذیب کند باز هم
از حساسیت پروژههای جنگلکاری چیزی کم نخواهد شد. ایران کشوری خشک است. طرحهای
جنگلکاری در سالهای اولیه نیاز به آبیاری دارند. خشک شدن نهالهای کاشته شده و عدم
استقرار جنگل نه تنها منابع آب کشور را به هدر میدهد، بلکه انگیزه نیروهای مردمی
را هم از بین خواهد برد. زیرا مردم فکر میکنند به دلیل عدم رسیدگی دولت به
عرصههایی که جنگل در آن کشت شده، نهالها از بین رفتهاند و ذهنیت در آنها ایجاد
میشود که دولت هیچ وقعی به تلاش آنها نمیگذارد. جنگلکاری بیمحابا در کشور خشکی
مانند ایران نه تنها مفید نیست بلکه زمینه تبخیر بیشتر آب را هم فراهم میکند. بر
اساس آمارهای وزارت نیرو در مناطقی با پوشش جنگلی، بارشهای کمتر از پنج میلیمتر به
روان آب تبدیل نشده و در تغذیه سفره آبهای زیرزمینی هیچ نقشی ندارند. در نتیجه باید
توجه داشته باشیم که با جنگلکاری بدون برنامه به فقیر شدن سفره آبهای زیرزمینی کشور
کمک کرده و سرعت تخلیه این سرزمین را تشدید کردهایم.
در چنین سرزمینی بهتر است مدیران دولتی به جای
تعریف طرحهای انقلابی و دهان پرکن که فقط به درد صدور بیانه و قیچی کردن ربانهای
رنگی میخورد، بیش از گذشته به مباحث تخصصی توجه کنند تا علاوه بر تامین منافع نسل
آتی، پتانسیل عظیم تشکلهای مردمی را بیش از گذشته از دست ندهند.
منبع: زیست بوم
۹۴/۱۰/۲۱